<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>هیئت منتظران مهدی (عج)</title>
<link>http://hayat-montazaran.blogfa.com/</link>
<description>خوش آمدید (اللهم عجل لولیک الفرج )-با دادن نظرات خود ما را راهنمایی کنید...</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 04 Dec 2011 22:35:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>سایت رفت</title>
<link>http://hayat-montazaran.blogfa.com/post-1467.aspx</link>
<description>&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;

با عرض سلام &lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;وبلاگ از این به پس به آدرس زیر تغیر یافت:&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;7&quot;&gt;&lt;a href=&quot;www.zohoor12.ir&quot;&gt;www.zohoor12.ir&lt;/a&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 04 Dec 2011 22:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hayat-montazaran&amp;postid=1467</comments>
<dc:creator>hayat-montazaran</dc:creator>
<guid>http://hayat-montazaran.blogfa.com/post-1467.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>غلامحسين الهام: محاكمه سران اغتشاشات دير شده است</title>
<link>http://hayat-montazaran.blogfa.com/post-1465.aspx</link>
<description>&lt;table cellspacing=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; style=&quot;width: 85%;&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td valign=&quot;top&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;div style=&quot;margin-left: 10px;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt; 
&lt;span class=&quot;news_detail_title&quot;&gt;
&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;br style=&quot;line-height: 1px;&quot; /&gt;
&lt;div class=&quot;news_detail_explain&quot;&gt; دكتر غلامحسين الهام در جمع بسيجيان
شهرستان فريدونكنار اظهار داشت: شايسته ترين افراد بايد حكومت كنند و آنچه
از حكومت انتظار مي رود حفظ اسلام است.وي فتنه هاي پس از انتخابات اخير را
نعمتي از سوي خدا دانست...
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign=&quot;top&quot; align=&quot;center&quot; style=&quot;width: 53px;&quot;&gt;
&lt;img height=&quot;60&quot; width=&quot;50&quot; border=&quot;1&quot; class=&quot;news_special_img&quot; src=&quot;http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/News/NewImages/742f183f-947d-4965-bf2e-3eb4e7a2276d.jpg&quot; style=&quot;margin-right: 7px;&quot; title=&quot;غلامحسين الهام: محاكمه سران اغتشاشات دير شده است&quot; /&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;
&lt;br style=&quot;line-height: 10px;&quot; /&gt;


  
    &lt;div&gt; &lt;/div&gt;
    &lt;div&gt;عضو حقوقدان شوراي نگهبان درباره عدم محاكمه سران اغتشاشات گفت: محاكمه سران اغتشاشات پس از انتخابات دير شده است. &lt;br /&gt;به
گزارش خبرگزاري فارس از شهرستان فريدونكنار، دكتر غلامحسين الهام در جمع
بسيجيان شهرستان فريدونكنار اظهار داشت: شايسته ترين افراد بايد حكومت
كنند و آنچه از حكومت انتظار مي رود حفظ اسلام است. &lt;br /&gt;وي فتنه هاي پس
از انتخابات اخير را نعمتي از سوي خدا دانست و افزود: فتنه هايي مشابه
فتنه اخير هميشه بوده و هست، بايد از نظام مقدس جمهوري اسلامي نگهداري
كرد، بايد از فرصت ها نهايت استفاده را برد چرا كه فرصت هاي ايجاد شده
براي ما تكليف و فرصت هاي ايجاد شده براي دشمنان براي ما تهديد است كه در
اين راستا بايد همه بدانند كه اگر به وظايف و تكاليف محوطه عمل نكنند شكست
خواهيم خورد. &lt;br /&gt;به گفته عضو حقوقدان شوراي نگهبان در غرب و نظام غربي
سران هستند كه تصميم مي گيرند و در يك چارچوب تفكر و عمل مي كنند وتفاوت
زيادي بين گروه ها و حزب هاي مختلف نيست همانطور كه در سياست اوباما و بوش
مي بينيم كه تفاوتي با يكديگر ندارند. &lt;br /&gt;وي تصريح كرد: ما در انتخابات
اخير به همه اين فرصت را داديم تا خودشان را عرضه كنند و از اين جهت هيچ
گونه ادعايي نمي توانند داشته باشند چرا كه فرصت حضوررا پيدا كرده اند و
از تمام فرصت هاي تبليغاتي استفاده كرده اند و هيچ گونه كنترلي بر هزينه
هاي آنان نشده است. &lt;br /&gt;الهام ادامه داد: مناظرات انتخاباتي صورت گرفت،
دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ايران برگزار شد و همه دستگاه هاي
نظارتي پاي صندوق آمدند كه طيف انتخاب نشده بيشترين ناظر را در محل
برگزاري انتخابات و شعب اخذ رأي داشتند و در اين شرايط مردم تصميم گرفتند
و انتخاب كردند. وي افزود: افراد حق اعتراض داشتند كه اين فرصت تمديد شد
كه اين امر تاكنون سابقه نداشت، مردم هم با حضور 85 درصدي بي سابقه به
ميدان آمدند و با نهايت نظارت دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ايران
برگزار شد. &lt;br /&gt;الهام يادآور شد: هر كدام از نامزدهاي انتخاباتي در صورت
آوردن رأي رئيس جمهور مي شد اما هنوز انتخابات تمام نشده اعلام كردند كه
ما برنده ايم، اينها نتايج انتخابات را از حفظ مي گويند، مردم در انتخابات
شركت كردند و ناظران هم حضور داشتند ولي هنوز آراي ماخوذه شمارش نشده مي
گويند كه اگرما برنده نشديم تخلف شده است كه اين يعني ايجاد فتنه و فوراً
همه چيز براي آشوب و اغتشاش فراهم شد و گفتند مهندسي انتخابات اشتباه بود
و ما اين انتخابات را قبول نداريم كه بزرگ ترين توهين را به مردم كردند كه
چرا سفرهاي استاني داشته ايد و چرا مناظرات انتخاباتي اينطوري شد و در
نتيجه تهمت ها زدند. &lt;br /&gt;الهام بيان داشت: كارآمدي نظام به خدمتگزاري آن است مردم كه كارآمدي دولت نهم را ديدند مجدد به آن رأي دادند. &lt;br /&gt;وي
درباره عدم محاكمه سران اغتشاشات اظهار داشت: محاكمه سران اغتشاشات پس از
انتخابات اخير دير شده است كه اگر زودتر همه اين سران محاكمه مي شدند هرگز
به اينجا نمي رسيديم. &lt;/div&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 29 Nov 2009 08:00:04 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hayat-montazaran&amp;postid=1465</comments>
<dc:creator>hayat-montazaran</dc:creator>
<guid>http://hayat-montazaran.blogfa.com/post-1465.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>1 پوستر طراحی شده مرتبط با عید قربان (پیشاپیش)</title>
<link>http://hayat-montazaran.blogfa.com/post-1462.aspx</link>
<description>
&lt;img src=&quot;http://vahidalvandi.persiangig.com/image/hayat/gorban_Untitled2jpg.jpg&quot; /&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;6&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://vahidalvandi.persiangig.com/image/hayat/gorban_Untitled-1.jpg&quot;&gt;نمایش بزرگ&lt;/a&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;----------&lt;/p&gt;&lt;h3 id=&quot;siteSub&quot;&gt;ز ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد&lt;/h3&gt;
			
									&lt;div id=&quot;jump-to-nav&quot;&gt;پرش به: &lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%DB%8C%D8%AF_%D9%82%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86#column-one&quot;&gt;ناوبری&lt;/a&gt;, &lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%DB%8C%D8%AF_%D9%82%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86#searchInput&quot;&gt;جستجو&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;			&lt;!-- start content --&gt;
			&lt;p&gt;&lt;strong&gt;عید قُربان&lt;/strong&gt; (در عربی: عيد الأضحی) یکی از روزهای فرخنده در تقویم اسلامی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;روز دهم ماه قمری ذی الحجه، مصادف با عید قربان از گرامیترین عیدهای مسلمانان است که به یاد &lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85&quot; title=&quot;ابراهیم&quot;&gt;ابراهیم&lt;/a&gt; و فرزندش &lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%84&quot; title=&quot;اسماعیل&quot;&gt;اسماعیل&lt;/a&gt;، توسط بسیاری از مسلمانان جشن گرفته می‌شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عید قربان که از جمله تعطیلات رسمی مسلمانان است، از یک تا چهار روز
جشن گرفته می‌شود و در طی آن مردم با پوشیدن بهترین پوشاک خود، پس از
انجام عبادات، به دید و بازدید و جشن و سرور می‌پردازند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;البته برگزار کردن مراسم قربانی در این عید بر همه واجب نیست و تنها بر زائران &lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%B9%D8%A8%D9%87&quot; title=&quot;کعبه&quot;&gt;کعبه&lt;/a&gt; در مراسم &lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%AC&quot; title=&quot;حج&quot;&gt;حج&lt;/a&gt; واجب است، اما بسیاری از مسلمانان در سراسر جهان در این روز، گوسفند، گاو یا &lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%D8%AA%D8%B1&quot; title=&quot;شتر&quot;&gt;شتری&lt;/a&gt; را قربانی کرده و گوشت آنرا بین همسایگان و &lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D9%82%D8%B1&quot; title=&quot;فقر&quot;&gt;مستمندان&lt;/a&gt; تقسیم می‌کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حاجیان در این روز پس از به پایان رساندن &lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%DA%A9_%D8%AD%D8%AC&amp;action=edit&amp;redlink=1&quot; class=&quot;new&quot; title=&quot;مناسک حج (صفحه وجود ندارد)&quot;&gt;مناسک حج&lt;/a&gt;، حیوانی را &lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B0%D8%A8%D8%AD&quot; title=&quot;ذبح&quot;&gt;ذبح&lt;/a&gt; می‏کنند و پس از قربانی آنچه بر آنان در حال &lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%85&amp;action=edit&amp;redlink=1&quot; class=&quot;new&quot; title=&quot;احرام (صفحه وجود ندارد)&quot;&gt;احرام&lt;/a&gt;، &lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%85&quot; title=&quot;حرام&quot;&gt;حرام&lt;/a&gt;
شده‏ بود - مانند نگاه کردن در آینه، گرفتن ناخن و شانه زدن مو -، حلال
می‏گردد و با توجه به اینکه حج، یکی از عبادتهای بسیار مهم در اسلام است،
توانایی به انجام رساندن آن نیز برای هر مسلمانی بسیار شادی آور است، در
نتیجه، روزی که پس از انجام وظایف‏ سنگین حج، به عنوان جایزه الهی و اتمام
احرام پیش می‏آید را عید می‌دانند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همچنین در روایت‏های مکرری نقل شده که در روز عید قربان، قربانی کنید تا گرسنگان و بیچارگان نیز به خوراک برسند.&lt;/p&gt;
&lt;h2&gt;&lt;span class=&quot;mw-headline&quot; id=&quot;.D8.B1.DB.8C.D8.B4.D9.87_.D8.B9.DB.8C.D8.AF_.D9.82.D8.B1.D8.A8.D8.A7.D9.86&quot;&gt;ریشه عید قربان&lt;/span&gt;&lt;/h2&gt;
&lt;p&gt;عيد قربان ريشه در دوران قبل از تاريخ بشر دارد. انسان اوليه که از فهم
طبيعت عاجز است، برای به دست اوردن ترحم خدايان دست به قربانی کردن
حيوانات و انسان ها ميزند. اين سنت در اسلام نيز پذيرفته شده است.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;در روایات مختلف دینی آمده است که ابراهیم در سن بالا دارای فرزندی شد
که او را اسماعیل نام نهاد و برایش بسیار عزیز و گرامی بود. اما مدتها
بعد، هنگامی که اسماعیل به سنین نوجوانی رسیده بود، فرمان الهی چندین بار
در خواب به ابراهیم نازل شد و بدون ذکر هیچ دلیلی به او دستور داده شد تا
اسماعیل را قربانی کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;او پس از کشمکشهای فراوان درونی، در نهایت با موافقت خالصانه فرزندش،
به محل مورد نظر می‌روند و ابراهیم آماده سر بریدن فرزند محبوب خود
می‌شود. اما به هنگام انجام قربانی اسماعیل خداوند که او را سربلند در
امتحان می‌یابد، گوسفندی را برای انجام ذبح به نزد ابراهیم می‌فرستد.&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;thumb tleft&quot;&gt;
&lt;div class=&quot;thumbinner&quot; style=&quot;width: 182px;&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Lamb_09807-a.jpg&quot; class=&quot;image&quot;&gt;&lt;img height=&quot;135&quot; width=&quot;180&quot; alt=&quot;Lamb 09807-a.jpg&quot; src=&quot;http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/d/d6/Lamb_09807-a.jpg/180px-Lamb_09807-a.jpg&quot; class=&quot;thumbimage&quot; /&gt;&lt;/a&gt;
&lt;div class=&quot;thumbcaption&quot;&gt;
&lt;div class=&quot;magnify&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Lamb_09807-a.jpg&quot; class=&quot;internal&quot; title=&quot;بزرگ شود&quot;&gt;&lt;img height=&quot;11&quot; width=&quot;15&quot; src=&quot;http://fa.wikipedia.org/skins-1.5/common/images/magnify-clip.png&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;این ایثار و عشق &lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1&quot; title=&quot;پیامبر&quot;&gt;پیامبر&lt;/a&gt;
به انجام فرمان خدا، فریضه‌ای برای حجاج می‌گردد تا در این روز قربانی
کنند و از این طریق برای یتیمان و تهیدستان خوراکی فراهم سازند. دراین روز
همچنین &lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%AD%D8%A8&quot; title=&quot;مستحب&quot;&gt;مستحب&lt;/a&gt; است که &lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B2&quot; title=&quot;نماز&quot;&gt;نماز&lt;/a&gt; عید قربان برپا گردد. نماز عید قربان باید در فاصله زمانی طلوع آفتاب روز عید تا ظهر خوانده شود و شامل دو &lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%DA%A9%D8%B9%D8%AA&amp;action=edit&amp;redlink=1&quot; class=&quot;new&quot; title=&quot;رکعت (صفحه وجود ندارد)&quot;&gt;رکعت&lt;/a&gt; است.&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sat, 28 Nov 2009 20:41:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hayat-montazaran&amp;postid=1462</comments>
<dc:creator>hayat-montazaran</dc:creator>
<guid>http://hayat-montazaran.blogfa.com/post-1462.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آشنايي با مفاهيم و اصطلاحات نشانه‏هاي ظهور </title>
<link>http://hayat-montazaran.blogfa.com/post-1464.aspx</link>
<description>&lt;strong&gt;براهيم شفيعي سروستاني&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;متناسب با بررسي
نشانه‏هاي ظهور، در اين شمارة مجله، برخي مفاهيم و اصطلاحات مرتبط با اين
موضوع را كه معمولاً در كتاب‏ها و آثار مؤلفان اسلامي از آنها ياد مي‏شود،
بررسي مي‏كنيم:&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1. نشانه‏هاي ظهور&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; ظهور
مصلح آخرين، حضرت بقيـةالله الاعظم ـ ارواحنا له الفداء ـ با حوادث طبيعي،
رويدادهاي اجتماعي و تحولات سياسي و نظامي بسياري همراه است كه همه، از
آماده شدن جهان براي ورود به عصري جديد و آغاز دوراني سرنوشت‏ساز از حيات
كرة خاك حكايت مي‏كنند. از مجموع اين حوادث، رويدادها و تحولات كه پيش از
ظهور يا هم‏زمان با آن رخ مي‏دهند، به نشانه‏ها يا علايم ظهور تعبير
مي‏شود. به اين نكته هم بايد توجه داشت كه همة اين نشانه‏ها در يك زمان رخ
نمي‏دهند و از نظر دوري يا نزديكي به وقت ظهور، با يكديگر تفاوت دارند.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;2. مَلاحِم&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;اين
واژه جمع «مَلْحَمَه» به معناي جنگ و خون‏ريزي بزرگ و رزمگاه است. در مورد
ريشه اين كلمه، برخي گفته‏اند: ملحمه از «لُحْمَه» به معناي تار و پود
پارچه گرفته شده است و چون معمولاً در رزمگاه طرفين نبرد چون تار و پود
پارچه در هم مي‏پيچند، به آن «ملحمه» مي‏گويند. برخي ديگر گفته‏اند: اين
كلمه از «لَحْم» به معناي گوشت گرفته شده است و بدان دليل به رزمگاه
«ملحمه» مي‏گويند كه در آن گوشت‏هاي كشته‏شدگان به فراواني به چشم
مي‏خورد.1&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ملاحم در اصطلاح به جنگ‏ها و رويدادهاي مهم سياسي و
اجتماعي اطلاق مي‏شود كه پيامبر گرامي اسلام(ص) و امامان معصوم(ع) از وقوع
آنها خبر داده‏اند.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;3. فِتَن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;كلمه «فتن» جمع
«فتنه» به معناي آزمايش، امتحان، شورش، اختلاف آرا، رنج و محنت است. اين
واژه در اصل به عملي گفته مي‏شود كه براي پاك كردن طلا و نقره از ناخالصي
انجام مي‏گيرد.2 فتن در اصطلاح به معناي حوادث و رويدادهايي است كه وقوع
آنها در كلمات پيامبر اكرم(ص) و اهل بيت طاهرينش(ع) پيش‏گويي شده است.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;4. اشراط الساعـة &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;كلمه
«اشراط» جمع «شَرَط» به معناي علامت و نشان است.3 «اشراط الساعـ［» يا
«اشراط يوم القيامـ［» در اصطلاح عبارت از «نشانه‏هاي برپايي قيامت» است.
در منابع روايي، از برخي نشانه‏هاي ظهور به عنوان نشانه‏هاي برپايي قيامت
ياد شده است.4&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پيامبر گرامي اسلام(ص) از همان سال‏هاي آغازين بعثت،
بر اساس دانش ماورايي خود، به پيش‏گويي رويدادهاي مختلف فرهنگي، سياسي و
اجتماعي مي‏پرداخت كه در آينده‏هاي دور و نزديك در جامعه اسلامي روي خواهد
داد. به تعبير برخي از روايات، ايشان، مسلمانان را از همة حوادثي كه تا
آستانة قيامت رخ خواهد داد، آگاه مي‏كرد. آن حضرت گاه مسلمانان را نسبت به
رخدادهاي مباركي كه در آينده رخ‏خواهد نمود، مژده و بشارت مي‏داد و گاه
آنان را از وقايع شومي كه پيش روي آنهاست، برحذر مي‏داشت. اين رويه مستمر
پيامبر اكرم(ص) در مورد پيش‏گويي رويدادهاي مختلف به ويژه رويدادهايي كه
در آخرالزمان رخ خواهد داد، موجب شد كه مسلمانان در طول سال‏هاي پربركت
حيات رسول گرامي اسلام(ص) از گنجينة ارزشمندي از روايات مربوط به حوادث
آينده برخوردار شوند؛ گنجينه‏اي كه از همان سده‏هاي آغازين گسترش اسلام به
دست مؤلفان، مورخان و محدّثان، جمع‏آوري و در اختيار نسل‏هاي آينده گذاشته
شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مؤلفان اسلامي مجموعة روايت‏هايي را كه به ويژه از پيامبر
اسلام در زمينه حوادث مختلف اجتماعي و سياسي وارد شده بود، در كتاب‏هايي
كه معمولاً با عناويني همچون علامات المهدي، علامات مهدي آخرالزمان، علايم
الظهور، أشراط الساعـ［، علامات الساعـ［، علامات يوم القيامه، الفتن،
الملاحم، الفتن و المحن، الفتن و... ناميده مي‏شده است، جمع‏آوري
كرده‏اند.5&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گفتني است كتاب‏شناس بزرگ شيعي، «آقا بزرگ تهراني»؛ از
بيش از سي مورد كتاب كه با عناويني نظير «الفتن و الملاحم» نوشته شده‏اند،
ياد كرده است.6&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;5. شرايط ظهور&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;به مجموعة
زمينه‏ها و بسترهاي فرهنگي، سياسي و اقتصادي كه در صورت فراهم‏شدن آنها
ظهور امام مهدي(ع) رخ خواهد داد، «شرايط ظهور» گفته مي‏شود. البته در
اينكه با قاطعيت بتوان اموري را از شرايط ظهور برشمرد و ادعا كرد كه با
تحقق آنها حتماً ظهور محقق خواهد شد، ترديد وجود دارد، با اين حال، شايد
بتوان از برخي روايات چنين استفاده كرد كه اموري مانند آمادگي فكري و عملي
مردم براي ظهور امام عدالت‏گستر، عزم جدي آنها براي وفا به پيمان خود در
برابر آن امام، وجود تعداد كافي ياران مخلص و وفادار، نااميدي كامل مردم
از طرح‏ها و برنامه‏هاي دست‏ساخته بشر براي اصلاح وضع جهان و... از شرايط
ظهور به شمار مي‏آيند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گفتني است برخي افراد، نشانه‏هاي ظهور را با
شرايط ظهور اشتباه مي‏گيرند و گمان مي‏كنند ظهور امام مهدي(ع) به تحقق اين
نشانه‏ها بستگي دارد و تا زماني كه آنها رخ ندهد، لزوماً ظهور واقع نخواهد
شد، در حالي كه نشانه‏هاي ظهور تنها جنبة آگاهي‏بخشي، بيدارسازي و
هشداردهي دارند و راه‏هايي براي تشخيص منجي موعود حقيقي از موعودهاي
دروغين به شمار مي‏آيند. بنابراين، چه بسا امكان دارد كه اراده خداوند به
ظهور امام مهدي(ع) تعلق گيرد بي‏آنكه برخي از نشانه‏هاي ظهور محقق شده
باشند. در معارف شيعي، از اين موضوع به «بداء» تعبير مي‏شود.7 &lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ماهنامه موعود شماره 96&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;پي‌نوشت‌ها:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;1. لسان العرب، ج 12، ص 254، ماده «لحم».&lt;br /&gt;2. همان، ج 10، ص 178، ماده «فتن».&lt;br /&gt;3) همان، ج 7، ص 82 .&lt;br /&gt;4.
در يكي از اين روايات نشانه‏هاي برپايي قيامت به نقل از پيامبر اكرم‏(ص)
چنين بيان شده است: «لا تقوم الساعـ［ حتي تكون عشر آيات: الدجال و الدخان
و طلوع الشمس من مغربها، و دابّـ［ الأرض و يأجوج و مأجوج و ثلاثـ［ خسوف:
خسف بالمشرق و خسف بالمغرب و خسف بجزير＼ العرب و نار تخرج من قعر عدن تسوق
الناس إلي المحشر تنزل معهم إذا نزلوا و تقبل معهم إذا أقبلوا.» بحار
الأنوار، ج 6 ، ص 303، ح 1 و ج 52، ص 209.&lt;br /&gt;5. ر.ك: نعيم بن حماد بن معاويه، الفتن، تحقيق: مجدي بن منصور بن سيد الشوري، بيروت، دارالكتب العلميه، 1418 ه‍ . ق، ص 11.&lt;br /&gt;6.
ر.ك: آقا بزرگ طهراني، الذريعـ［ إلي تصانيف الشيعه، چاپ دوم: بيروت،
دارالاضواء، بي‏تا، ج 16، صص 114 - 112، ج 22، صص 190 - 187. برخي از
مهم‏ترين كتاب‏هايي كه با عناوين ياد شده به رشته تحرير درآمده‏اند، به
اين شرح است:&lt;br /&gt;ابوعبدالله نعيم بن حماد مروزي، معروف به ابن حماد (م 288
ه‍ . ق)، الفتن، 2جلد، چاپ اول: قاهره، توحيد، 1412 ه‍ . ق؛ ابوالقاسم علي
بن موسي بن طاووس، معروف به سيد بن طاووس (م 624 ه‍ . ق)، الملاحم و الفتن
في ظهور الغايب المنتظر، چاپ پنجم: قم، رضي، 1398 ه‍ . ق. كتاب يادشده با
اين نام نيز به چاپ رسيده است: التشريف بالمنن في التعريف بالفتن، تحقيق:
مؤسسه صاحب الامر)عج)، چاپ اول: اصفهان، گلبهار، 1416 ه‍ . ق؛ ابوالفداء
اسماعيل بن كثير دمشقي، معروف به ابن كثير (م 774ه‍ . ق)، النهايـ［ في
الفتن و الملاحم، تحقيق: محمد احمد عبدالعزيز، 2 جلد، بيروت، دارالجيل،
بي‏تا؛ ابوالفداء اسماعيل بن كثير دمشقي، معروف به ابن كثير، علامات يوم
القيامـ［، چاپ اول: قاهره، مكتبـ［ القرآن، 1408 ه‍. ق؛ علي بن حسام‏الدين
متقي هندي (م 975 ه‍ . ق)، البرهان في علامات مهدي آخرالزمان، تحقيق:
علي‏اكبر غفاري،تهران، رضوان، 1399 ه‍ . ق؛ سيد شريف محمد بن رسول برزنجي
(م 1103 ه‍ . ق)، الإشاعـ［ لأشراط الساعـ［، چاپ چهارم: بيروت، دارالكتاب
العلميـ［، بي‏تا.&lt;br /&gt;7. دربارة موضوع «بداء» به مقاله‌اي كه در صفحات 36ـ39 همين شماره مجله آمده است مراجعه نماييد..&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sat, 21 Nov 2009 21:15:13 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hayat-montazaran&amp;postid=1464</comments>
<dc:creator>hayat-montazaran</dc:creator>
<guid>http://hayat-montazaran.blogfa.com/post-1464.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عکس امام زمان</title>
<link>http://hayat-montazaran.blogfa.com/post-1463.aspx</link>
<description>
&lt;img style=&quot;width: 539px; height: 379px;&quot; src=&quot;http://vahidalvandi.persiangig.com/image/hayat/mahdi_1.jpg&quot; /&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;---------------------&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;&lt;img style=&quot;width: 543px; height: 382px;&quot; src=&quot;http://vahidalvandi.persiangig.com/image/hayat/mahdi2.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;img height=&quot;388&quot; width=&quot;523&quot; src=&quot;http://vahidalvandi.persiangig.com/image/hayat/Untitled-2.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sat, 21 Nov 2009 20:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hayat-montazaran&amp;postid=1463</comments>
<dc:creator>hayat-montazaran</dc:creator>
<guid>http://hayat-montazaran.blogfa.com/post-1463.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آموزش بهترين روش براي تبيين فرهنگ مهدويت در جامعه است </title>
<link>http://hayat-montazaran.blogfa.com/post-1461.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=nwstxtinfotitle&gt;آموزش بهترين روش براي تبيين فرهنگ مهدويت در جامعه است &lt;/DIV&gt;
&lt;P class=nwstxtlead style=&quot;LINE-HEIGHT: 160%&quot;&gt;خبرگزاري فارس: مسئول موسسه فرهنگي آينده ‌روشن گفت: آموزش بهترين روش براي آگاهي‌بخشي، اطلاع‌رساني و تبيين فرهنگ مهدويت در جامعه است كه بايد در اين راستا اقدامات در خور و شاياني صورت گيرد.&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=nwstxtpic&gt;&lt;IMG class=nwstxttoppic src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8805/Images/jpg/A0718/A0718702.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=nwstxttext style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%&quot;&gt;مجتبي اميني امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در اراك در حاشيه برگزاري هشتمين نمايشگاه قرآن‌كريم اظهار داشت: توجه دادن به فرهنگ سبز انتظار و مهدويت، ضمن اينكه مسلمانان را از ركود و درجا زدن پيراسته مي‌كند، موجب پايداري و پويايي بيش از پيش شيعيان و آمادگي بيشتر آنان براي مقابله با فتنه‌ها و آشوب‌هاي عصر غيبت مي‌شود. &lt;BR&gt;وي با تاكيد بر اينكه گسترش فرهنگ مهدويت در بين ملت ايران به ويژه جوانان لازمه انتظار حضرت‌مهدي (عج) است، تصريح كرد: در شرايطي كه دشمنان اسلام و به ويژه مكتب شيعه تمام تلاش خود را براي زير سئوال بردن فرهنگ ناب مهدويت و تحريف آن آغاز كرده‌اند، لازم است انديشمندان و متخصصان ديني جامعه با ارائه راهكارهاي مؤثر درصدد مقابله با آن برآيند. &lt;BR&gt;مسئول موسسه فرهنگي آينده ‌روشن اظهار داشت: دستگاه‌هاي فرهنگي استكبار با به كارگيري روش‌ها و ابرازهاي هنري مانند فيلم، انيميشن، مقاله و... در پي ايجاد شبهه در اين فرهنگ ناب ديني هستند كه براي مقابله با اين دسيسه بايد با تعهد ديني در راستاي ترويج فرهنگ مهدويت در جامعه و زمينه‌سازي براي ظهور امام زمان(عج) گام‌هاي محكم و مؤثري برداشت. &lt;BR&gt;اميني با بيان اينكه فعاليت‌هاي موسسه فرهنگي آينده ‌روشن در راستاي ترويج مهدويت و ارتباط‌ آن با قرآن‌كريم و ولايت است، بيان داشت: بحث مهدويت در كنار قرآن مطرح است و بدون شك با ايجاد زمينه‌هاي لازم در راستاي ترويج فرهنگ قرآني و ولايت فقيه مي‌توان به اهداف نظام ‌اسلامي پي‌برد. &lt;BR&gt;وي با اشاره به ارائه محصولات فرهنگي در سه بخش قرآني، مداحي و كتب در اين نمايشگاه تصريح كرد: محصولات فرهنگي موسسه آينده ‌روشن شامل نرم‌افزارهاي قرآني و داستان‌ها و شعرهاي قرآني سمعي و بصري براي آشنايي خردسالان و كودكان است. &lt;BR&gt;مسئول موسسه فرهنگي آينده ‌روشن ادامه‌داد: قرآن‌كريم، نهج‌البلاغه، مفاتيح‌الجنان، كتاب‌هايي با موضوعات مهدويت، دستورات قرآن و سيره ائمه از ديگر محصولات اين اين غرفه در نمايشگاه قرآن‌كريم است. &lt;BR&gt;انتهاي پيام/م30. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 19 Nov 2009 18:17:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hayat-montazaran&amp;postid=1461</comments>
<dc:creator>hayat-montazaran</dc:creator>
<guid>http://hayat-montazaran.blogfa.com/post-1461.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نگاه غیر جنسیتی‌ به انسان! (2) </title>
<link>http://hayat-montazaran.blogfa.com/post-1460.aspx</link>
<description>
منبع :بچه های قلم&lt;br /&gt;&lt;p&gt;نویسنده: زهرا باقری&lt;/p&gt;&lt;p&gt;در
مقاله قبل اشاره شد که نگاه اسلام نسبت به مرد و زن یک نگاه شایسته‌سالار
است و فراتر، پیشروتر و بسیار انسانی‌تر از مردسالاری یا زن‌سالاری است و
می‌توان آن را «نگاه انسانی به زن و مرد» یا «نگاه غیر جنسیّتی» نیز
نامید،‌و نیز به بحث خانواده از نظر اسلام اشاره شد.&lt;br /&gt;
در این مقاله به بیان بحث آموزش و فعالیت‌ زنان در امور سیاسی از منظر اسلام می‌پردازیم: &lt;/p&gt;&lt;p&gt;آموزش&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ورود روزافزون دختران به دانشگاه‌ها و در پی آن، مجامع علمی بالاتر، گواهی بر توانایی این قشر در عرصۀ تعلیم و تحصیل است.&lt;br /&gt;
آمارها نشان می‌دهند که در کشور ما نسبت دختران شرکت‌کننده در آزمون
سراسری و پذیرفته‌شدگان دختر از سال 1362 تاکنون، افزایش چشمگیری یافته
است، به طوری‌که تعداد شرکت‌کنندگان زن در کنکور از 42 درصد، به 65 درصد و
میزان پذیرفته‌شدگان نیز از 32 درصد به 65 درصد، ارتقا یافته است.(1) &lt;/p&gt;&lt;p&gt;امّا
اگر این رویه، بدون برنامه‌ریزی بلندمدّت ادامه پیدا کند، می‌تواند در
آینده‌ای نه‌چندان دور، کشور را دچار بحران کند؛ چرا که به نظر می‌رسد
ورود به دانشگاه، عملاً به بهترین راه‌ هویت‌یابی‌ دختران در جامعۀ ما
تبدیل شده است که می‌تواند به خودی خود، موجب شود که بیشتر دختران، بدون
توجّه به علاقه‌ها و استعدادهایشان و نیز زمینه‌های کاری در آیندۀ
شغلی‌شان، دست به انتخاب رشته بزنند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;از طرف دیگر، نگاه پسران به دانشگاه نیز تا حدّی منفی است و به دانشگاه، به عنوان مانعی برای ورود به بازار کار، نگاه می‌کنند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;بررسی‌ها
نشان می‌دهند که دختران، در انتخاب رشته‌ در دبیرستان، با محدودیت‌های
خانوادگی مواجه هستند و به ناچار، بیشتر به سمت رشته‌های نظری هدایت
می‌شوند؛ &lt;br /&gt;
امّا پسران، در دورۀ دبیرستان، با ورود به رشته‌های فنّی و حرفه‌ای، و کار
و دانش ـ که بعضاً حمایت خانواده را نیز به همراه دارد ـ، خیلی سریع‌تر
وارد بازار کار می‌شوند و به این دلیل، علاقۀ چندانی به ورود به دانشگاه
ندارند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;به
علاوه، مسئلۀ خدمت سربازی پسران، شرکت‌کردن آنها در کنکور را دچار فاصله
می‌کند و امکان شرکت در کنکور (بعد از گذراندن دورۀ سربازی) را کاهش
می‌دهد. پسران با این دید، دیگر علاقۀ چندانی به ورود به دانشگاه ندارند!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;بر
این اساس، مرکز پژوهش سازمان سنجش کشور، طرح سهمیه‌بندی شدن ورود به
دانشگاه را مطرح کرد و به تَبَع آن، تحلیل‌های مختلفی از سوی موافقان و
مخالفان این طرح، از طریق رسانه‌های عمومی منتشر شد و در نهایت، &lt;br /&gt;
در پنجم اسفند1386، رئیس سازمان سنجش، ضمن تأیید اِعمال قانون «پذیرش
جنسیتی در آزمون کنکور سراسری 87»، حداقل ورود دختران و پسران را برای سال
آینده سی درصد اعلام کرد ـ که در حال حاضر، اِعمال محدودیت برای دخترانْ
محسوب می‌شودـ.(2)&lt;/p&gt;&lt;p&gt;در اسلام، علم‌آموزی به عنوان یک کمال، از هیچ جنسیّت یا صنفی دریغ نشده است؛ ‌&lt;br /&gt;
بلکه انسانْ با تمام اصنافش، به دانش‌طلبی دعوت شد‌ه ‌است. خداوند، آن جا
که دانشمندان را می‌ستاید و جاهلان را نکوهش می‌کند، به صورت عام سخن
می‌گوید.(3) همچنین یکی از اهداف پیامبران را تعلیم انسان‌ها می‌داند،
بدون آن‌که آن را به جنس خاصی محدود کند.(4)&lt;/p&gt;&lt;p&gt;جز این، در کلام پیشوایان و سیرۀ زندگی آنان نیز تشویق و ترغیب به دانش‌طلبی، بسیار دیده می‌شود. &lt;br /&gt;
اگر از تعبیرهای عمومی (چون واجب بودن دانش‌اندوزی بر هر مسلمانی) بگذریم،
سخنان بسیاری در خصوص دانشجویی زنان، ‌از آن بزرگواران نقل شده است، مانند
«آموختن دانش بر هر مرد و زن مسلمان، واجب است»(5) &lt;br /&gt;
یا «زنان انصار، خوب زنانی هستند؛ چرا که حیا و شرم، مانع فقه‌آموزی آنان نیست».(6)&lt;br /&gt;
از طرف دیگر، شواهد بسیاری برای رواج دانش در میان زنان عصر رسول خدا(ص) و
ائمّه(ع) می‌بینیم، که حضور زنان را در کنار مردان در عرصۀ علم‌آموزی،
نشان می‌دهد.(7)&lt;/p&gt;&lt;p&gt;بر
این اساس، به نظر می‌رسد که باید راه‌کارهایی برای گسترش زمینه‌های
علم‌آموزی در میان دختران، طرّاحی گردد که در آینده، عدالت جنسیّتی در
نظام آموزشی کشور برقرار شود. &lt;br /&gt;
در این زمینه، مرکز پژوهش سازمان سنجش، راه‌کارهایی عملی برای خروج از بحران، ارائه کرده است: &lt;br /&gt;
افزایش آگاهی عمومی، تقویت اقدامات تعلیم و تربیت اجباری، ایجاد فرصت‌های
آموزشی در مناطق محروم، تدارک امکانات مالی برای خانواده‌هایی که در تأمین
هزینه‌های تحصیلات دانشگاهی فرزندان خود دچار مشکل هستند، &lt;br /&gt;
کاهش بُعد مسافت مراکز آموزش عالی و توسعۀ آموزش‌های از راه دور و
پاره‌وقت و کوتاه ‌مدت، توسعۀ مهارت‌آموزی و نظام فنّی و حرفه‌ای در میان
زنان و دختران، برقراری کلاس‌های شبانه و آخر هفته که حضور زنان متأهّل و
کارمند را در مراکز آموزش دانشگاهی افزایش می‌دهد و نیز بهبود شرایط
انتخاب و افزایش تعداد رشته‌های تحصیلی مجاز و مناسب که برای زنان، این
امکان را به وجود می‌آورد تا آنها از بین تعداد بیشتری از رشته‌های
تحصیلی، &lt;br /&gt;
دست به انتخاب رشته بزنند و رشته‌هایی را انتخاب کنند که تناسب بیشتری با جنسیّت، آتیۀ شغلی و شرایط خانوادگی‌ آنها داشته باشد.(8) &lt;/p&gt;&lt;p&gt;کار
(عرصۀ اجتماعی) در حالی که زنان، نیمی از جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند،
امّا تنها یازده درصد نیروی کار را به خود اختصاص داده‌اند. &lt;br /&gt;
در سال 1381، میزان فعّالیت اقتصادی شاغلانِ ده ساله و بیشتر، برای زنان و
مردان، به ترتیب 8/11 درصد و 63 درصد بوده و به عبارتی، نیروی کار ایران
همچنان با نان‌آوری مرد، &lt;br /&gt;
به عنوان یگانه شاغل خانواده در عین محدودیت فرصت‌های بازار کار برای زنان تعریف می‌شده است.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;نسبت
زنان بیکار به جمعیت زنانِ ده ساله و بیشتر، در سال 1381، حدود 5/12 درصد
بوده که از رقم مردان (4/8 درصد)، پنجاه درصد بیشتر است و نیز نسبت زنان
جویای کار و کار نیافته به جمعیت فعّال آنها بین سال‌های 1375 تا 1381، از
3/13 درصد به 6/19 درصد افزایش یافته که گویای محدود بودن شانس دختران
جوان تازه‌وارد به بازار کار برای کاریابی در سالیان اخیر است.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;در
سال 1375، از 991 هزار زن شاغل در مناطق شهری، 53 درصد آنها در مشاغل علمی
ـ تخصصی و 5/13 درصد، در مشاغل تولیدی فعّالیت داشته‌اند و سهم سایر
فعّالیت‌ها (نظیر: مشاغل بازرگانی و خدماتی و مدیریتی و دفترداری در جذب
زنان)، محدود بوده است. &lt;br /&gt;
از این رو، تنوّع زیادی در فرصت‌های شغلی زنان مشاهده نمی‌شود. 66 درصد
زنان و 34 درصد مردان شاغل شهری، در بخش خدمات فعّال‌اند و 64 درصد زنان و
35 درصد مردان شاغل شهری، در استخدام دولت به سر می‌برند.(9)&lt;/p&gt;&lt;p&gt;همان طور که مشاهده می‌شود، &lt;br /&gt;
زنان، نسبت به گذشته، بیشتر وارد مشاغل مختلف دولتی و خصوصی شده‌اند؛ &lt;br /&gt;
امّا از آن جا که سازمان‌ها، از فرهنگ جامعه تأثیر می‌پذیرند، نگرش‌های
مرتبط با نابرابری جنسیتی از طریق مناسبات رسمی و غیررسمی در درون سازمان،
قبل و بعد از استخدام، به اشکال مختلف، &lt;br /&gt;
مانند: وجود معیارهای استخدامی نابرابر، دستمزد نابرابر برای کار یکسان،
احتمال بیشتر بیکاری، فرصت نابرابر آموزش‌های جانبی، دستیابی نابرابر به
منابع تولیدی، مشارکت نابرابر در تصمیم‌گیری، و امکان نابرابر در ارتقای
شغلی زنان، نمودار می‌شود.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;یکی
از مصادیق این نابرابری، در پایین بودن میزان ارتقای زنان به سطوح مدیریتی
ـ که به اصطلاح، «سقف شیشه‌ای» نامیده می‌شود ـ است. سقف شیشه‌ای، سقفی
است که به زنان اجازه نمی‌دهد از رده‌های خاصی در محیط کارشان بالاتر
بروند. به کارگیری لفظ شیشه‌ای در این مورد، به این دلیل است که این سقف،
معمولاً دیده نمی‌شود؛ &lt;br /&gt;
چرا که نه بخشی از قانون است و نه در جایی نوشته شده است؛&lt;br /&gt;
امّا در عمل، می‌بینیم که زنان در حین رشد در شرکت، به خاطر جنسیتشان، شانس کمتری برای رسیدن به مراحل بالای کاری دارند.&lt;br /&gt;
به طوری که طی سه دهۀ (1345تا 1375)، تعداد مدیران از حدود دوازده هزار
نفر در سال 1345، به 91 هزار نفر در سال 1375، (یعنی حدود 7/5 برابر)
رسیده است، که در این میان، نسبت مدیران زن از 389 نفر (2/3 درصد) به 2543
نفر (یعنی 7/2 درصد) کاهش یافته است.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;این،
در حالی است که سهم زنان شاغلِ دارای تحصیلات عالی در کل شاغلان زن، حدود
بیست برابر شده است و از حدود ده هزار نفر در سال 1345، به رقم 389 هزار
نفر در سال 1375 رسیده است. پس علّت عدم ارتقای شغلی زنان به رده‌های
مدیریتی، فقدان تحصیلات عالی آنها نیست.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;بررسی دیگری که دربارۀ
پنجاه نفر از مدیران سطح بالای سازمان‌ها انجام شده، نشان می‌دهد که بیشتر
آنها بر انضباط کاری، وظیفه‌شناسی و تعهّد بیشتر زنان نسبت به مردان،
اذعان داشته‌اند و نیمی از آنان از کارمندان زن، راضی‌تر از کارمندان مرد
بوده‌اند. &lt;br /&gt;
با این حال، در انتخاب افراد برای رده‌های شغلی بالاتر، در میان مردان و زنان با تحصیلات و تجربۀ مساوی، مردها را ترجیح می‌دهند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;البته
گاه مشاهده می‌شود که زنان، بر اساس تصوّر ضعیفی که از توانایی‌های خود
دارند، از به عهده گرفتن مسئولیت‌های خطیر، امتناع می‌ورزند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;با
توجّه به جنبه‌های دیگری از نابرابری جنسیتی‌ای که در نظام اداری و سازمان
کار جامعۀ ما وجود دارد، امکان کسب تجربیات شغلی جدید نیز برای زنان،
محدودتر است.&lt;br /&gt;
برای مثال، امکان بهره‌مندی از فرصت‌های شغلی جانبی، مانند مأموریت‌های شغلی داخل یا خارج از کشور برای زنان، کمتر است.(10)&lt;/p&gt;&lt;p&gt;در سطح سازمان نیز مانند جامعه، مصادیقی از باورهای کلیشه‌ای دربارۀ زنان وجود دارند که می‌توانند همچون یک مانع ذهنی عمل کنند. &lt;br /&gt;
برای مثال، گاهی گفته می‌شود: «وقتی کارها سخت می‌شود، زنان تاب
نمی‌آورند؛ توانایی دیدن چشم‌انداز وسیع را ندارند و برای کار گروهی،
مناسب نیستند». &lt;br /&gt;
به این جهت، زنان، همواره مراقب برداشت همکاران مرد خود هستند و این نکته
را با انتخاب کارهایی که از آنان انتظار می‌رود، رعایت می‌کنند.&lt;br /&gt;
 در نتیجه، از اقداماتی مانند بلندپروازی‌های شغلی، فرصت‌گرابودن، خطر
کردن و تلاش برای ایجاد تغییر ـ که اغلب، رفتارهایی مردانه تلقّی می‌شود ـ
اجتناب می‌ورزند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;زنان
شاغل، تحت تأثیر همین برچسب‌های جنسیّتی، از آن جا که احتمال می‌دهند توسط
همتایان مرد خود، به نحو مناسبی به رسمیت شناخته نشوند، از ورود به شبکۀ
غیررسمی همکاران ـ که بیشتر، رنگ و بوی مردانه دارد ـ می‌هراسند.&lt;br /&gt;
 این وضعیت، بعضی از فرصت‌های کارآفرینی را که از لابه‌لای تعامل و گفتگو
با دیگران به دست می‌آید, از بین می‌برد؛ زیرا حضور فعّال در شبکۀ غیر
رسمی همکاران، موجب درگیرشدن بیشتر با کار، کسب اطلاعات جدید، شکل‌گیری
اندیشه‌های نو و استفاده از همفکری و حمایت کارکنان است.(11)&lt;/p&gt;&lt;p&gt;سیاست&lt;/p&gt;&lt;p&gt;در
مورد فعالیت‌های سیاسی زنان، سه برداشت مختلف از اسلام، وجود دارد:
ممنوعیّت مطلق (همیشگی و همه‌جایی)، مُجاز بودن یا آزادی مطلق (بدون قید و
شرط)، تفکیک قائل شدن بین انواع فعّالیت‌های سیاسی زنان.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;1. ممنوعیّت مطلق: در منع مطلق، زن، به خاطر ویژگی‌های روانی، فیزیکی(جسمی) و روحی نباید در هیچ یک از فعالیّت‌های سیاسی شرکت کند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;2. آزادی
مطلق: در برابر گروه نخست ـ‌که از طرفداران فراوانی برخوردار است‌ـ گروهی
نیز هستند که هیچ گونه منعی در مشارکت سیاسی زنان نمی‌بینند. &lt;br /&gt;
این دسته، تمامی عرصه‌های مشارکت سیاسی را برای زن، روا دانسته‌اند و بر
این عقیده‌اند که برای اثبات این نظریه، کافی است امکان حضور زنان در
عالی‌ترین عرصۀ مشارکت سیاسی (که حاکمیت است) تثبیت شود؛ زیرا با فراهم
شدن امکان آن، دیگر عرصه‌ها نیز به روی زنان گشوده می‌شود. &lt;br /&gt;
از این رو، این گروه، تمامی سعی‌شان بر آن است که بتوانند مجاز بودن
حاکمیت زن و شایستگی زنان برای رهبری و ریاست جمهوری و مرجعیّت دینی را به
اثبات  برسانند و دلیل‌های مخالفان را پاسخ گویند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;3. 
نظریۀ تفکیک: این گروه، زن را برای منصب حاکمیت، صالح نمی‌دانند؛ امّا
حضور وی را در دیگر مناصب و رده‌های سیاسی، بدون اشکال می‌دانند. اِخوانُ
المسلمین (حزب اسلام‌گرای مصر)، از جمله گروه‌هایی هستند که بر این رأی
تصریح کرده‌اند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;امّا نکتۀ قابل تأمّل، این‌که در جامعۀ ما، طرفداران مشارکت سیاسی زنان، غالباً بر این باورند که:&lt;br /&gt;
1. وظیفۀ مادری برای زنان، وظیفۀ اوّل و اَهَم است، و رویکرد زن به دیگر
فعّالیت‌ها، پس از این وظیفه، مُجاز است و نباید بدان آسیب رساند. البته
این گروه، عقیده دارند که بسیاری از زنان، در بُرهه‌ای طولانی از زندگی
می‌توانند به وظایف دیگر خود بپردازند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;2. 
حضور سیاسی و اجتماعی زنان، مشروط به آدابی است که دین، معیّن کرده و در
رأس آن، رعایت حریم عفاف و حجاب و محدود کردن جنبه‌های اُنوثت (زنانگی) به
خانه و زندگی شخصی است. &lt;br /&gt;
عرصۀ فعّالیت ‌اجتماعی و سیاسی، عرصۀ بروز و ظهور ویژگی‌های جنسیّتی (چه
مردانه و چه زنانه) نیست. البته به نظر این گروه، حجاب، مانع و دست و
پاگیر نیست. به سخن دیگر‌، جمع میان حجاب و این چنین فعالیت‌هایی،
امکان‌پذیر است.(12) &lt;/p&gt;&lt;p&gt;با
این توضیحات، در می‌یابیم که حضور کم‌رنگ زنان در عرصۀ سیاست، ناشی از
ذهنیّت و باورهای خود زنان و یا عادت‌های ذهنی و تربیتی و فرهنگی و دیگر
مشکلاتی است که در بسیاری از جوامع، در برخورد با حضور زن در صحنۀ سیاسی
وجود دارد! &lt;br /&gt;
امّا آمارهای منتشرشده در حیطۀ فعّالیت‌‌های سیاسی زنان، حاکی از فعّال‌تر
شدن حضور زنان در این عرصه (بویژه در حوزۀ حاکمیّت)، در سراسر جهان و
البته جهان اسلام است.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پی‌نوشت‌ها:&lt;br /&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;1. «سهمیه‌بندی
دانشگاه‌ها»، منبع خبر: www.4ghad.com. گفتنی است در سال جاری (1387)،
دختران، 55 درصد از برترین رتبه‌های کنکور سراسری را به خود، اختصاص دادند
(روزنامۀ ایران، شنبه 5/5/1387).&lt;br /&gt;
2.  سهمیه‌بندی جنسیتی در کنکور رسمی شد، منبع خبر: edunews. irwww.&lt;br /&gt;
3.  ر.ک: سورۀ مجادله، آیه 11؛ سورۀ زمر، آیه 9.&lt;br /&gt;
4.  ر.ک: سورۀ بقره، آیه 151.&lt;br /&gt;
5.  بحار الأنوار، ج1، ص177.&lt;br /&gt;
6.  زن در اندیشۀ اسلامی، مهدی مهریزی، تهران: وزارت ارشاد، 1385، چهارم، ص46.&lt;br /&gt;
7.  زن (از اسلام، چه دانیم/3)، مهدی مهریزی، قم: خرّم، اول، 1377، ص 61.&lt;br /&gt;
8. «سهمیه‌بندی دانشگاه‌ها»، منبع خبر: 4ghad.com&lt;br /&gt;
9.  ر.ک: وب‌سایت اتّحادیۀ تعاونی‌های خدمات بانوان کشور، www.twcs.ir&lt;br /&gt;
10. ر.ک: کتاب توسعه، زیر نظر: جواد موسوی خوزستانی، ش9، ص81 ـ 86.&lt;br /&gt;
11. بررسی تأثیر نابرابری جنسیتی بر کارآفرینی زنان در ایران»، فاطمه جواهری و سرور قضاتی، منبع مقاله: www.iransociology.org&lt;br /&gt;
12. ر.ک: زن و فرهنگ دینی: نگرشی نو به مسائل زنان، مهدی مهریزی، دفتر اول، تهران: هستی‌نما، اول، 1382، ص76-91.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 18 Nov 2009 20:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hayat-montazaran&amp;postid=1460</comments>
<dc:creator>hayat-montazaran</dc:creator>
<guid>http://hayat-montazaran.blogfa.com/post-1460.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نگاه غیر جنسیتی‌ به انسان! (1) </title>
<link>http://hayat-montazaran.blogfa.com/post-1459.aspx</link>
<description>منبع :بچه های قلم
&lt;p&gt;نویسنده: زهرا باقری&lt;/p&gt;&lt;p&gt;نگرش،
عبارت است از دیدگاه و باوری که یک فرد، در مورد یک موضوع در ذهن خود دارد
و از طریق پرسش یا قرار گرفتن در موقعیت مناسب، آن را بیان می‌کند و یا در
رفتار خود بروز می‌دهد.(1) &lt;/p&gt;&lt;p&gt;جوامع مختلف، از دیرباز، نگرش‌های
گوناگونی نسبت به زنان و توانایی‌ها و استعدادهای آنان داشته‌اند که در
بیشتر موارد، آنان را ضعیف‌تر از مردان تلقّی نموده و توانایی‌ها و
استعدادهایشان را کمتر از مردان به حساب آورده‌اند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;آمارها،
نشانگر تغییر این نگرش، نسبت به زنان در جوامع امروزی است؛ چرا که حتّی
نسبت به دهۀ قبل نیز حضور زنان در عرصۀ فعالیت‌های مختلف اقتصادی، آموزشی،
سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و... افزایش یافته‌‌است؛ &lt;br /&gt;
امّا نگاه افراطی در این قضیه، به بحث شکل‌گیری جنبش‌های اجتماعی زنان با
نام «فِمِنیسم» منجر شده است که خواهان بیشتر شدن این اختیارات (یا به
تعبیری «آزادی‌ها») هستند؛ &lt;/p&gt;&lt;p&gt;ولی
در این میان، با توجّه به آسیب‌شناسی‌هایی که از این جنبش به عمل آمده، به
نظر می‌رسد مناسب‌ترین راه برای تعیین حدود و اختیارات هر یک از زن و مرد
در خانواده و جامعه، اصل «عدالت» است، به این معنا که در دادن امتیازات
امکانات اقتصادی، اجتماعی یا سیاسی، نباید براساس برتری فیزیولوژیک
(طبیعی) و جنسیّتی حکم کرد؛ بلکه باید مرد و زن را به عنوان «انسان»
نگریست و اصل را بر شایستگی‌هایی گذاشت که در محیط یکسان و با فرصت‌های
برابر، از خود، نشان داده‌اند؛ &lt;/p&gt;&lt;p&gt;شایسته‌سالاری ـ که ما معتقدیم در
متون اسلامی نیز بر آن، تأکید شده است ـ، فراتر و پیشروتر و بسیار
انسانی‌تر از مردسالاری یا زن‌سالاری است و می‌توان آن را «نگاه انسانی به
زن و مرد» یا «نگاه غیر جنسیّتی» نیز نامید.(2)&lt;/p&gt;&lt;p&gt;مسئلۀ برتری پسران و فروتری دختران در عصر جاهلیت، در اثر نگرش‌هایی تاریخی، نامعقول و غیرعلمی، تکوین یافته بود؛ &lt;br /&gt;
امّا اسلام، با نفی نابرابری میان دختران و پسران، به ارائۀ الگوهای متعالی پرداخت. &lt;br /&gt;
قرآن کریم، زنانی چون‌ آسیه(همسر فرعون) را الگویی برای همۀ مسلمانان، چه مرد و چه زن، معرّفی می‌نماید(3) &lt;br /&gt;
و پیامبر اسلام(ص) بر این نکته تأکید می‌کند که زنان، در اسلام، دارای
ارزش‌ و اعتبار ویژه‌ای هستند و این مهم، در سیرۀ عملی ایشان به خوبی مورد
ملاحظه قرار گرفته است.(4)&lt;/p&gt;&lt;p&gt;از
طرفی، اساس و زیربنای اسلام، مبتنی بر عدالت اجتماعی و اخلاق است؛(5) یعنی
همۀ قوانین و احکام اسلام، در بستر عدالت اجتماعی و اخلاق، شکل گرفته‌‌اند
و از آن جا که ما ذات خداوند را عادل می‌دانیم، هر آنچه برخلاف عدالت باشد
را باید به صراحت، خلاف اسلام بدانیم. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;بر همین اساس، نباید به
خاطر جنسیت، فرق بگذاریم و بگوییم چون این فرد، «مرد» است، باید این
امتیاز را داشته باشد و دیگری چون «زن» است، باید از آن امتیاز، محروم
باشد.&lt;br /&gt;
این، برخلاف عدالت است، مگر این که بر اساس وظایفی که به عهدۀ هر کدام گذاشته می‌شود، قوانینی هم برای آنها در نظر گرفته شده باشد؛&lt;br /&gt;
 امّا!  اگر قرار باشد بدون ملاک، امتیازاتی برای مرد یا زن قائل شویم، چنین کاری، برخلاف عدالت است.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;این،
در حالی است که «عدالت جنسیتی» در ادبیات رایج بین ‌المللی، روشی خاص برای
دستیابی به برابری مطلق جنسیتی (تشابه نقش‌ها) است. در این نگرش، دستیابی
زن و مرد به شرایط برابری و یا دست کم، ایجاد تسهیلات برابر برای زن و
مرد، به منظور ایجاد برابری، اصلی مسلّم به حساب می‌آید.(6)&lt;/p&gt;&lt;p&gt;امّا در
نگاه دینی، تفاوت‌های زن و مرد، محدود به آنچه در ادبیات فمینیستی، از
مقولۀ جنسیّت شمرده می‌شود، نیست؛ بلکه به حوزۀ نگرش‌ها و حسّاسیت‌ها و
تمایلات و رفتارها نیز گسترش می‌یابد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;این، بدان معنا نیست که هر
آنچه را در جوامع سنّتی، زنانه یا مردانه تلقی شده است، طبیعی تلقّی کنیم
و بپذیریم؛ چرا که در بستر تاریخ، مرزبندی‌های جعلیِ زنانه و مردانه‌ای به
وجود آمده‌اند که به دلیل این‌که از پشتوانۀ طبیعی‌ای برخوردار نبوده‌اند
و بر منطقی صحیح استوار نیستند، محکوم به فنا هستند؛ امّا بر این موضوع،
پای می‌فشاریم که خالق هستی، به دلیل انتظارات ویژه‌ای که از زن و مرد
داشته (و به همین دلیل، دو جنس مختلف آفریده) است، به هر یک، ویژگی‌های
منحصر به فردی موهبت نموه و هر یک را در مسیری خاص، توانمندتر ساخته‌ است.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;این
ویژگی‌ها نشانگر برتری یک جنس بر دیگری نیست؛ بلکه نمایانگر قابلیت‌های
ویژۀ زن و مرد در عرصه‌های مختلف زندگی خانوادگی و حیات اجتماعی است. &lt;br /&gt;
از این رو، نظام تربیتی اسلام، با به رسمیت شناختن و ارج نهادن به
تفاوت‌ها، بر آن است تا هر یک از دو جنس را در مسیر تحقّق انتظارات خاص،
پرورش دهد. البته این مطلب، به معنای نفی برابری زن و مرد در آنچه به
ویژگی‌های مشترک انسانی دو جنس بر می‌گردد، نیست.(7) &lt;/p&gt;&lt;p&gt;با
این نگاه، عدالت جنسیتی، به معنای زمینه‌سازی مناسب برای احساس ارزشمندی،
آرامش، نشاط و دستیابی هر یک از دو جنس، به مراتب کمال خود و ادارۀ خانه و
اجتماع، متناسب با انتظارات و ویژگی‌های متناسب با جنس خود است&lt;/p&gt;&lt;p&gt;تفاوت این دیدگاه (دیدگاه اسلامی) با دیدگاه اوّل (فمینیستی)، تفاوتی اساسی است که نتایج شگرفی در پی دارد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;دیدگاه
اوّل، تنها تفاوت‌هایی چون تخصیص سهمیه‌ای خاص از کرسی‌های نمایندگی مجلس
یا وزارت‌خانه‌ها به زنان و به منظور حضور هرچه بیشتر آنان در عرصه‌های
مدیریتی، تفاوت در آیین‌نامه‌های استخدامی، به منظور جذب هرچه بیشتر زنان
به بازار اشتغال رسمی و سهمیه‌بندی رشته‌های دانشگاهی به منظور تسریع در
حضور برابر در تحصیلات عالی را شامل می‌شود؛ &lt;/p&gt;&lt;p&gt;امّا مواردی چون لزوم
حمایت از زنان در قالب پرداخت نفقه، ترغیب دختران به انتخاب گرایش‌های
شغلی و تحصیلاتی متناسب با شرایط جسمی و روحی‌شان، تشکیل پارک‌های ویژه
بانوان و مواردی دیگر از اختلاف را که با هیچ تفسیری در مسیر زدودن مرزهای
زنانه و مردانه نیست، شامل نمی‌شود و این موارد را تنها در دیدگاه اسلامی
می‌توان یافت.(8)&lt;/p&gt;&lt;p&gt;امّا در ارتباط با فعّالیت‌های سیاسی و اجتماعی
زنان در اسلام، طی بررسی کاملی که برخی عالمان بزرگ شیعه(9) انجام
داده‌اند، اسلام، به شرط رعایت شدن موازین و ارزش‌های اسلامی، هیچ‌‌گونه
محدودیتی برای فعّالیت زنان مسلمان در عرصه‌های علمی، فرهنگی، اجتماعی،
اقتصادی، سیاسی و... قائل نشده است. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;در موارد جزئی هم، اگر چه
محدودیت‌هایی بر اساس مصالح کلّی نظام بشری برای آنها در نظر گرفته، ولی
این محدودیت‌ها به زنانْ اختصاص ندارد و برای مردان نیز وضع شده است.&lt;/p&gt;&lt;p&gt; لذا محدودیت در اسلام برای زنان در موارد جزئی، از باب تبعیض در جنسیت نیست؛ بلکه از باب مصالح کلّی نظام بشری است.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;امّا
محدودیت‌های افراطی‌ای که در برخی از دوره‌ها برای زنان در وظایف اجتماعی
و مسائل سیاسی به وجود آمده است، نه به خاطر جنسیت آنها، بلکه به سبب
عوامل دیگری به شرح زیر است:&lt;/p&gt;&lt;p&gt;1. تأثیر ذهنیت‌ها و برداشت‌های نادرست
برخی از مقدّس‌مآبان و سطحی‌نگران و جُمودگرایان، دربارۀ زنان، به گونه‌ای
که ذهنیات خودشان را بر واقعیات و بر حقایق جامعه و حتّی احکام دین، حاکم
قرار داده‌اند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;2.  اقتضای شرایط زمان.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;3.  خودناشناسی و کوتاهی کردن زنان دربارۀ حقوق خودشان.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;4. 
نداشتن شیوۀ مطلوب و عدم درک صحیح شرایط در زندگی اجتماعی، از سوی بعضی از
زنان. برخی از زنان، شیوۀ مطلوبی در زندگی ندارند و همواره دنباله‌روِ
سنّت‌های محیطی‌اند و به تحوّلات جامعه و شرایط زمان، بی‌اعتنا هستند، &lt;br /&gt;
حتّی اگر آن تحوّلات، سبب بروز ناهنجاری‌هایی در وظایف دینی، اخلاقی،
اجتماعی و انسانی آنان نیز بشود. پس لازم است که زمان و شرایط را بشناسند
و در صورتی که تحوّلی، مطابق ارزش‌ها باشد، خودشان را با آن، هماهنگ کنند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;5. 
مردسالاری و بی‌عدالتی مردان و باور به این که زن با ازدواج، به ملکیّت
آنان در می‌آید. از این رو، اعتقاد بر این بود که زن، وظیفه‌ای جز خدمت
کردن به مرد و انجام دادن کارهای خانه ندارد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;6. عدم آگاهی مردان از حقوقی که برای خانم‌ها در آموزه‌های دینی، اخلاقی و اجتماعی اسلام، معیّن شده است.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;7. دید
کوتاه افراد جامعه که فکر می‌کنند وظایف اجتماعی و سیاسی، با طبیعت زنانْ
تناسب ندارد، و آنها توانایی این گونه فعالیت‌ها را ندارند و نیز ضعف
فرهنگی مردم در بُعد دینی و مذهبی که این گونه باورها و عادت‌های ذهنی را،
به دین، نسبت می‌دهند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پس مشاهده می‌شود که ویژگی‌های خاص جسمی،
عاطفی و رفتاری، هیچ گاه باعث تفاوت ماهوی، فکری و اداری بین مردان و زنان
نبوده و نیست و نمی‌توان آنها را ملاک محدودیت در وظایف آنان دانست. &lt;br /&gt;
ملاک، در تصدّی وظایف اجتماعی، توانایی و مدیریت است و نه جنسیت.
متأسّفانه این باور غلط و ناروا، در طول تاریخ، دستاویزی برای مردان شده
است که زنان را از همۀ مزایای اجتماعی، سیاسی و هنری‌شان محروم کنند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;مرد
و زن را نباید در مقابل یکدیگر قرار داد؛ زیرا هر یک، تکمیل‌کنندۀ دیگری
است که می‌توانند در تحقّق بخشیدن به جامعه‌ای مفید، پویا و آرام، نقشی
مؤثّر داشته باشند. &lt;br /&gt;
در اسلام و جامعه‌ای که فرهنگ اسلامی دارد، نه مردسالاری مقبول است و نه
زن‌سالاری؛ بلکه شایسته‌سالاری، مورد پذیرش است. پس هیچ یک نباید بدون
داشتن شایستگی، خود را از دیگری برتر بداند.(10)&lt;/p&gt;&lt;p&gt;در
ادامه و در بررسی عدالت جنسیتی در جامعۀ فعلی، به تحلیل شرایط کنونی و نظر
اسلام دربارۀ چهار مقولۀ: خانواده، آموزش، کار و سیاست می‌پردازیم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;خانواده&lt;/p&gt;&lt;p&gt;در
ادارۀ امور خانواده، بحثی که فمینیست‌ها مطرح می‌کنند، بیانگر تقسیم کار
ناعادلانه میان زوجین است که زنان باید کار خانه را انجام دهند و مردان،
کارهای بیرون را و چون کار خانه، همواره تکراری است، زنان، دچار کسالت
روحی می‌شوند؛&lt;br /&gt;
 امّا تنوّع کاری مردان در بیرون از خانه، آنها را شاد و سرزنده نگه
می‌دارد. بر این اساس، آنها برابری کار در خانه و بیرون خانه میان زوجین
را مطرح می‌کنند، &lt;br /&gt;
در حالی‌که این بحث، در آموزه‌های دینی ما به گونه‌ای دیگر مطرح شده‌است، که مهم‌ترین اصول آن عبارت‌اند از:&lt;/p&gt;&lt;p&gt;1. تنظیم برخوردها، روابط و مناسبات عمومی و خصوصی هر یک از زوجین با یکدیگر، براساس آموزه‌ها و حقوق تبیین شدۀ دینی در مورد خانواده&lt;br /&gt;
2. مراجعه به داوری داور مقبول طرفین برای رفع اختلافات و ایجاد رضایت
قلبی و عملی و تلاش برای بهبود روابط. قرآن، در آیۀ 35 سورۀ مبارکه نساء،
برای حلّ اختلافات میان زوجین، راه‌کاری ارائه کرده است &lt;br /&gt;
که نشان‌دهنده موافق نبودن دین، با هر دو پدیدۀ مردسالاری و زن‌سالاری در
خانواده است و در موارد نزاع و عدم توافق زوجین، جانب سخن هیچ یک را به
صرف این که مرد یا زن است، تقویت نکرده است؛ &lt;br /&gt;
بلکه ایجاد توافق و مسالمت را نخست به خواست و ارادۀ قلبی خود آنان و سپس
به میانجیگری عادلانۀ دو نفر از افراد عاقل و دلسوز (از خانوادۀ دو طرف)
منوط دانسته است. &lt;br /&gt;
جالب است که ترکیب این هیئت، به صورتی ‌است که باید حقّ هر یک از زن و
مرد، کاملاً رعایت شده باشد و هیچ شائبه‌ای از مقدّم داشتن بی دلیل یکی از
آن دو، حتّی در ترکیب هیئت هم در میان نباشد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;3. 
ایجاد فضایی مناسب در خانواده برای تربیت دینی و اخلاقی اعضای آن(بویژه
فرزندان) و نیز ایجاد بستر مساعد برای انجام دادن هر چه بهتر وظایف دینی و
از بین بردن موانع آن.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;4.  آگاهی کامل زوجین، نسبت به حقوق متقابل
یکدیگر، به این صورت که هر یک از زن و مرد، هم آشنا به حقوق خود و هم آگاه
به حقوق دیگری باشند. بنابراین، همچنان که عدم آگاهی نسبت به حق خود،
می‌تواند منشأ ایجاد اختلاف در برخورداری از حقوق اساسی برای آن دو باشد،
بی‌اطّلاعی از حقّ همسر نیز می‌تواند موجب چنین انحرافی در ساخت خانواده
گردد. &lt;br /&gt;
برای مثال، چنانچه مرد، به حقوقی که نسبت به همسرش دارد، واقف باشد، ولی
از حقوقی که زن نسبت به او دارد، آگاهی نداشته یا نسبت به آن، بی‌توجّه
باشد، در آن خانواده، مردسالاری پدید خواهد آمد که متأسّفانه در بسیاری از
موارد، این  پدیده، در خانواده‌‌ها به چشم می‌خورد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;5. 
گفتگو و مراقبت از شیوۀ برخورد نسبت به یکدیگر. بسیاری از مرزشکنی‌ها،
حرمت‌ستیزی‌ها و سلطه‌طلبی‌ها، از عدم برقراری ارتباط و گفتگوی صحیح بین
زن و شوهر و ناشناخته ماندن عواطف، احساسات و خواسته‌ها و انتظارات زوجین
از همدیگر ناشی می‌شود.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;6. راه‌کار دیگر برای ایجاد عدالت در
خانواده، بهره‌گیری از اصل اخلاقی‌ای است که به وفور در کلمات معصومان(ع)
در مورد زن و مرد، توصیه شده است و در حقیقت، نسخۀ شفابخشی برای بسیاری از
مشکلات و مسائل اجتماعی، روانی و اخلاقی موجود در روابط با دیگران در سطح
جامعه است و آن، «خود را به جای دیگری گذاشتن» است.(11)&lt;/p&gt;&lt;p&gt;امّا در بحث
سرپرستی خانواده ـ که یکی دیگر از بحث‌های اساسی‌ای است که در میان
طرفداران فمنیسم مطرح است ـ، نظر اسلام بر این است که از آن جا که خانواده
نیز مانند هر اجتماع دیگری، به سرپرست و رهبری واحد نیازمند است.  &lt;br /&gt;
مردان، به خاطر بعضی ویژگی‌های طبیعی‌ای‌شان (مثل: قوّۀ تحمّل شداید و
توان انجام دادن کارهای سخت) و نیز بعضی مسئولیت‌هایشان (مثل: پرداخت نفقه
و مهریه)، باید سرپرستی خانواده را برعهده داشته باشند؛ &lt;/p&gt;&lt;p&gt;امّا
این، منشأ هیچ امتیازی نیست و سرپرستی مرد، به گونه‌ای نیست که اراده و
آزادی زنان را در خانۀ خویش از بین ببرد و استقلال و حقوق فردی و اجتماعی
آنها را محدود کند؛ &lt;br /&gt;
بلکه به زنان، توصیه شده است که در مقابل این وظیفۀ سنگین مرد، سزاوار است
که زن نیز وفادار و پاک‌دامن باشد و در غیاب او مرتکب هیچ خیانتی (اعم از:
مالی، ناموسی، حفظ اسرار خانه، حفظ شخصیت شوهر و ...) نشود و به مردان نیز
توصیه شده است که نسبت به زنان، باید قدر‌شناس و مهربان باشند و حقوق آنها
را رعایت کنند و به هیچ وجه، حق ندارند مانع رشد علمی و اجتماعی آنها شوند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اسلام،
در عین حال، به هیچ یک از زوجین، اجازه نمی‌دهد که با رفتارها یا
تصمیم‌گیری‌های خود، کیان خانواده و حیات و دوام آن را به مخاطره بیندازند
و در راه رشد و تعالی خویش!  به همسر یا فرزند خود، ظلم کنند.(12)&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پی‌نوشت‌ها:&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;1.  نگرش روان‌شناسی ـ آزمایشی، ابراهام اوپنهایم، مترجم: مرضیه کریم‌نیا، مشهد: برهان، 1369.&lt;br /&gt;
2. تصویبی ستودنی و موجی از مخالفت: ‌در حاشیۀ حذف عدالت جنسیتی از برنامۀ
چهارم توسعه»، رضا متمسّک، ماه‌نامۀ حوراء، شمارۀ 7، مهر 1383.&lt;br /&gt;
3.  سورۀ تحریم، آیۀ 11.&lt;br /&gt;
4.  ر.ک: سیرۀ نبوی، مصطفی دلشاد، ج2، ص249 ـ 321.&lt;br /&gt;
5.  ر.ک: حکمت‌نامۀ پیامبر، محمّد محمّدی ری‌شهری و دیگران، ج14.&lt;br /&gt;
6.  ر.ک: فمینیسم(مجموعه مقالات)، به کوشش: مهدی مهریزی، تهران: سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، 1387، مقدّمه.&lt;br /&gt;
7. ر. ک: کتاب زن، زیر نظر: محمّد حکیمی، تهران: امیرکبیر، 1381. اهل
عرفان، معتقدند که انسان نیز مانند دیگر جانداران، نر و ماده آفریده شده
است تا رغبت و عشق در میانشان شکل بگیرد و زایش و کمال، اتفاق بیفتد و
انسان کامل که میوۀ خلقت است، زن و مرد نمی‌شناسد. اگر زن بود، همچون
فاطمه(س) مظهر نَفس کُل و جمال الهی است و اگر مرد بود، همچون پیغمبر و
علی و حَسَنین(ع) مظهر عقل کل و جلال الهی. در این باره، ر.ک: فُصُّ حکمة
عصمتیة فی کلمة فاطمیه، [آیة الله] حسن حسن‌زادۀ آملی، مترجم: حسین
نائیجی، تهران: سروش، 1376، ص36 ـ 37.&lt;br /&gt;
8. البته مقصود، دیدگاه روشن‌فکران مسلمان (نه مسلمانان افراطی یا
سنّت‌گرایان متعصب) است. این دیدگاه، خود به دو بخش سنّتی‌تر (مثل: زن در
فرهنگ اسلامی، مهدی مهریزی، تهران: هستی‌نما، 1382) تقسیم می‌شوند.&lt;br /&gt;
9. نه زن‌سالاری، نه مردسالاری؛ بلکه شایسته‌سالاری» (گفتکو با آیة الله
محمّد ابراهیم جنّاتی)، حیدر ضیغمی: منبع مقاله: Tebyan.net؛ دنیای زنان
(گفتگو با آیة الله سید حسین فضل الله)، عادل القاضی، مترجم: مجید مرادی،
قم: بوستان کتاب؛ مشارکت سیاسی زنان در اسلام، [آیة الله] محمّد مهدی شمس
الدین، مترجم: مرتضی آیة الله‌زاده شیرازی، تهران: بعثت.&lt;br /&gt;
10.  شخصیت و حقوق زن در اسلام، مهدی مهریزی، تهران: علمی و فرهنگی، 1383، ص198.&lt;br /&gt;
11. ر.ک : «عدالت‌سالاری در خانواده»، سیّد مهدی موسوی کاشمری، ماه‌نامۀ پیام زن، سال 11، ش3، ص42.&lt;br /&gt;
12.  ر.ک: «نظام تعالی در خانواده و اجتماع»، محمّد رضا زیبایی‌نژاد،
فصل‌نامۀ ریحانه، ش 12، پاییز 1384؛ خلاصۀ تفاسیر قرآن مجید: المیزان و
نمونه، تحقیق و تلخیص: عباس یوسف‌پور، تهران: شاهد، چهارم، 1383، ص 173.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 18 Nov 2009 20:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hayat-montazaran&amp;postid=1459</comments>
<dc:creator>hayat-montazaran</dc:creator>
<guid>http://hayat-montazaran.blogfa.com/post-1459.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>این روزها همه شیعه‌اند، کاش شیعگی‌شان پایدار بماند </title>
<link>http://hayat-montazaran.blogfa.com/post-1458.aspx</link>
<description>&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color=&quot;#339966&quot;&gt;فَاَسْئَلُكَ
يا اَللَّهُ يا اَللَّهُ يا اَللَّهُ، فَلَكَ‏الْحَمْدُ وَلَكَ الشُّكْرُ،
وَاِلَيْكَ الْمُشْتَكى‏، وَاَنْتَ الْمُسْتَعانُ، فَاَسْئَلُكَ يا
اَللَّهُ يا اَللَّهُ يا اَللَّهُ، بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ،
اَنْ تُصَلِّىَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ‏مُحَمَّدٍ،وَاَنْ تَكْشِفَ عَنّى‏
غَمّى‏ وَهَمّى‏ وَكَرْبى‏ فى‏ مَقامى‏ هذا، كَما كَشَفْتَ عَنْ نَبِيِّكَ
هَمَّهُ وَغَمَّهُ وَ كَرْبَهُ، وَكَفَيْتَهُ هَوْلَ عَدُوِّهِ،
فَاكْشِفْ‏ عَنّى‏ كَما كَشَفْتَ عَنْهُ، وَفَرِّجْ عَنّى‏ كَما فَرَّجْتَ
عَنْهُ، وَاكْفِنى‏ كَما كَفَيْتَهُ،وَاصْرِفْ عَنّى‏ هَوْلَ ما اَخافُ
هَوْلَهُ وَمَؤُنَةَ ما اَخافُ مَؤُنَتَهُ، وَهَمَّ مااَخافُ هَمَّهُ بِلا
مَؤُنَةٍ عَلى‏ نَفْسى‏ مِنْ ذلِكَ، وَاصْرِفْنى‏ بِقَضآءِحَوائِجى‏،
وَكِفايَةِ ما اَهَمَّنى‏ هَمُّهُ، مِنْ اَمْرِ آخِرَتى‏ وَدُنْياىَ.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;خدا
خدایش آسمان را به لرزه آورد، حمد و شکر می‌گفت و در واویلای بی‌یاوری
تنها از او کمک می‌خواست و شکوه‌های درد و رنج و ستم این ایام را برای او
می‌گفت.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;غم امروز او غم همه، سختی کشیدنش سختی برای همه و دشمنش
دشمن همه است پس دعا کرد برای همه، که تنها کفایت کننده امور خداست و
خواست غزه او و غزه وجود همه انسانها، از محاصره گرگ‌های نفسانی نجات
یابند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color=&quot;#339966&quot;&gt; يا اَميرَالْمُؤْمِنينَ [وَيا اَبا
عَبْدِ اللَّهِ‏]، عَلَيْكُما مِنّى‏ سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ
وَبَقِىَ‏اللَّيْلُ وَالنَّهارُ، وَلا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ
مِنْ زِيارَتِكُما، وَلا فَرَّقَ اللَّهُ‏ بَيْنى‏ وَبَيْنَكُما،
اَللّهُمَّ اَحْيِنى‏ حَيوةَ مُحَمَّدٍ وَذُرِّيَّتِهِ، وَاَمِتْنى‏
مَماتَهُمْ،وَتَوَفَّنى‏ عَلى‏ مِلَّتِهِمْ، وَاحْشُرْنى‏ فى‏
زُمْرَتِهِمْ، وَلا تُفَرِّقْ بَيْنى‏ وَبَيْنَهُمْ‏‏ طَرْفَةَ عَيْنٍ
اَبَداً فِى الدُّنْيا وَالْأخِرَةِ، يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ وَيا اَبا
عَبْدِ اللَّهِ، اَتَيْتُكُما زآئِراً وَمُتَوَسِّلاً اِلَى اللَّهِ
رَبّى‏ وَرَبِّكُما، وَمُتَوَجِّهاً اِلَيْهِ بِكُما، وَمُسْتَشْفِعاً
بِكُما اِلَى اللَّهِ تَعالى‏ فى حاجَتى‏ هذِهِ، فَاشْفَعا لى‏، فَاِنَّ
لَكُما عِنْدَاللَّهِ الْمَقامَ الْمَحْمُودَ، وَالْجاهَ الْوَجيهَ،
وَالْمَنْزِلَ الرَّفيعَ وَالْوَسيلَةَ.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;و حالا از راه دور سلامی می‌داد به اول مظلوم حقیقی تاریخ، علی...&lt;/p&gt;&lt;p&gt;این روزها همه محب او شده‌اند و می‌دانند انتصار و ظلم ستیزی را از مکتب او آموخته‌اند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;سلام به او، سلام بر حق است که نهایت تجلی‌اش کربلای حسینی پسرشان بود.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;و
حالا از راه دور چه خوش زیارتی بود که باز آرزوی آن را داشت و می‌گفت اگر
غزه‌اش آزاد شود، به پابوس امام عدل می‌آید چه در حیات چه در لحظه بعد از
ممات می‌خواست اسمش در زمره ملت محمد و آل محمد باشد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;این روزها همه شیعه‌اند، کاش شیعگی‌شان پایدار بماند تا امام مقام محمود از جایگاه رفیع بیاید تا همه زائر کوی او باشند.&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 18 Nov 2009 20:52:28 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hayat-montazaran&amp;postid=1458</comments>
<dc:creator>hayat-montazaran</dc:creator>
<guid>http://hayat-montazaran.blogfa.com/post-1458.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>راز قدرت حزب الله لبنان </title>
<link>http://hayat-montazaran.blogfa.com/post-1457.aspx</link>
<description>&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;مصاحبه باسعدالله زارعى‎/كارشناس سياسى خاورميانه&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اگر بخواهيم درباره عماد مغنيه صحبت كنيم بايد مرورى بر دوران جوانى او داشته باشيم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;مغنيه
در دوره نوجوانى اش شاهد تحميل شكست اسرائيل بر اعراب بوده است كه در
خاطراتش مى باشد. از طرف ديگر در سال ۱۹۷۳ كه ۱۱ يا ۱۲ سالش بوده در
خاطراتش اشغال لبنان در ذهنش نقش بسته است و بعد از آن انقلاب اسلامى در
ايران اتفاق افتاد كه اميدى را براى يك نسل بوجود آورد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;در اين مقطع
دو اتفاق مهم مى افتد. يكى حزب الله است كه مقدمات تأسيس آن در ۱۹۸۲ است
ولى در سال ۱۹۸۴ رسماً اعلام مى شود در سال ۱۹۸۸ هم در فلسطين انتفاضه
اتفاق افتاده است و فاصله تأسيس حزب الله تا انتفاضه ۴ سال است و كاملاً
به هم مربوط است. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;يك نسل شيعه در لبنان و يك نسل سنى در فلسطين
پاى مى گيرد و اينها در كنار هم بر ضد اسرائيل جنگى را آغاز مى كنند و به
اين ترتيب جغرافياى مبارزه با اسرائيل را تغيير مى دهند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;تا آن
زمان جغرافياى مبارزه با اسرائيل از كمونيسم، ناسيوناليسم و جنگ هاى چريكى
برخوردار بوده است به اين معنا كه ارتباطى با توده ندارد، مشكل ياسر عرفات
هم همين بود. اما در نسل مغنيه ها و ديگر شهيدان نسل، روش مبارزه تغيير مى
كند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;در ترسيم اين روش ها عماد مغنيه ها نقششان بسيار كليدى بوده
است. امثال عماد مغنيه بينش مبارزه خود را از امام و انقلاب اسلامى ايران
اخذ كرد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;در لبنان و فلسطين، انقلاب اسلامى را بومى سازى كردند و با
مختصات فلسطين و لبنان به پيروزى هايى رسيده اند. در اين ماجرا مى توان
مختصات عملكرد مغنيه ها را ذكر كرد. يك مطلب اين است كه اينها كار را از
شخص محور ى بيرون بردند و جريان محور شدند. در گذشته اگر يك چهره فلسطينى
ساقط مى شد يك افت بزرگ در مبارزه اتفاق مى افتاد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;هر وقت اسرائيلى ها يك ضربه به جنبش فتح زدند يك ضربه بزرگ به جنبش و تشكيلات بود و اصلاً گاهى رويكردهاى جنبش فتح را تغيير مى داد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;در
اثر اين ضربات، عرفات در تونس مجبور بود تشكيلات خود را جمع كند و به اردن
برود. يك ضربه از اردن مى خورد، جمع مى كرد، مى رفت لبنان، در لبنان ضربه
مى خورد، مى رفت كويت و جنبش عرفات دائماً در حال اين افت و خيزها بود،
درحالى كه حزب الله و يا بعداً حماس حركات خود را طورى طراحى كردند تا
ضرباتى كه به اينها وارد مى شد، اصلاً ايجاد بحران نمى كرد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;حماس
هرقدر ضربه خورد، در فلسطين ماند، حتى بارها مصرى ها دعوت كردند و گفتند
در اينجا امنيت داريد، اما گفتند همين جا خوب است، بر خلاف عرفات. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;بنابراين
مشخصه جنبش هاى منطقه كه مغنيه تأثير زيادى در آنها داشت، اين بود كه از
شخص محورى، سازمان محور شدند. كار دوم اين بود كه روى خلوص سازمان خيلى
تأكيد كردند. در زمان عرفات گفته مى شد هر كس مرا قبول دارد، بيايد در اين
چارچوب فعاليت كند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;فرد ملعبه اى بود از ناسيوناليست ها و كمونيست
ها. هر كسى مى توانست وارد عرصه شود، فقط كافى بود كه بگويد من مبارزات
ياسر عرفات را قبول دارم و اين براى او و سازمانش بس بود. اما حزب الله
اين طور نبود كه بگويد چه كسى ما را قبول دارد. آمد گفت چه كسى اهل مبارزه
خالصانه است. چه كسى اهل اين است كه تحمل سختى كند و براى خدا مبارزه كند
و مقاومت كند. اينها آمدند جمع شدند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;در سيستم عرفات به محض اين
كه تغييرى روى مى داد فرد اعتراض كرده و جدا مى شد تا اين كه عرفات روشش
را تغيير بدهد. اما حزب الله لبنان بارها روشش را تغيير داد و اتفاقى
نيفتاد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;يك بار بر مبارزه مسلحانه تأكيد مى كرد، يك بار روى
مبارزه پارلمانى و بعد آمد تلفيق كرد مبارزه پارلمانى را با مبارزه چريكى،
در تمام اين مدت حزب الله نيروهايش را حفظ كرد، يعنى سيستم باقى ماند. بر
خلاف عرفات در تمام صحنه ها نيروها با سيد حسن نصرالله آمدند و رهبرى او
را قبول كردند. يك نكته ديگرى كه مى توانيم اضافه كنيم، اين است كه نسل
جديد بر رهبرى جمعى تن داد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;برخلاف جنبش هاى قبلى كه در مبارزه به
دنبال سمبل بودند، روش حزب الله سمبليك نيست، بلكه به صورت تشكيلات جمع
گرا حركت مى كند و از اين زاويه بود كه توانستند حركتشان را بدون آسيب جلو
ببرند و لذا رهبران عوض شدند و هيچ اتفاقى نيفتاد و هيچ كاستى به وجود
نيامد. در حماس نيز اين اتفاق رخ داد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;الآن شيخ احمد ياسين نيست،
خالد مشعل در سوريه است و در فلسطين نيست، شاخه عملياتى حماس در غزه مستقر
است وبقيه در جاهاى ديگرند، اين پراكندگى بايد اين جنبش را از بين مى برد،
عملاً اين اتفاق نيفتاد. تمام اين سرشاخه ها در رهبرى حركت نقش دارند، هيچ
كس مزدور كسى نيست و هيچ كسى براى هنيه كار نمى كند، ولى قبلاً همه در
خدمت ياسر عرفات بودند و لذا اينها ماندند. همين حالت در حزب الله لبنان
اتفاق مى افتد. اسرائيلى ها آرزو كردند كه يك انشعاب در حزب الله اتفاق
بيفتد و واقعاً خيلى تلاش كردند و خيلى شايعه كردند، اما موفق نشدند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;مسلماً
سيدحسن نصرالله شخصيت بسيار مهمى در حزب الله است، اما اگر شهيد شود حزب
الله آسيب جدى نمى بيند آسيبى كه اسرائيل فكر كند حزب الله تمام مى شود،
همان طور كه سيدعباس موسوى شهيد شد و هيچ اتفاقى نيفتاد. سيدحسن اين واقعه
را خوب تفسير كرد و گفت شما شيخ راغب را زديد تا رود ليتانى عقب رفتيد و
سيدعباس را شهيد كرديد و مجبور شديد خاك لبنان را ترك كنيد. الان هم عماد
مغنيه را زديد و با موجوديت خود بازى كرديد، حرفش خيلى جالب و مهم است. به
تعبير ديگر هيچ آدم مهمى در لبنان نيست.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;مهم به اين معنا كه اسرائيل
او را ترور كند و كار تمام شود. پس لبنان و حماس اينها از شخص محور رفتند
روى سازمان محور. لذا تا زمانى كه سازمان هست اين مسئله هم وجود دارد.
نكته ديگر اين جنبش ها كارهاى اطلاعاتى دقيقى است كه انجام مى دهند يعنى
حزب الله لبنان كنترل اطلاعاتيش و حفاظتيش بسيار بسيار بالاست. حزب الله
در مواجهه اطلاعاتى با اسرائيل حرف اول را زد و اشراف اطلاعاتى حزب الله
بسيار بالاست. كما اين كه حماس هم تا حدودى همين طور است.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;همين كه
اينها توانستند در جنگ ضربات مهمى را به اسرائيل بزنند و خودشان از لحاظ
درز اطلاعات هيچ آسيبى نبينند نشان مى دهد كار حفاظت اطلاعاتيشان بسيار
قوى بود. همين كه ۲۵ سال مغنيه با خصوصيات بارز عملياتى در ميدان عمليات
حفظ شد خيلى مهم است. نكته ديگرى كه در كار حزب الله بسيار مهم است چابكى
در عمليات است. البته اين نكته در رسانه هاى بين المللى منعكس شد كه حزب
الله لبنان در كارهاى چريكى حرف اول را مى زند. در رسانه هاى غربى نوشتند
كه ما گروهى ورزيده تر از حزب الله لبنان نداريم و اين خصوصيات حزب الله
از خصوصيات آقاى مغنيه است. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;نكته ديگرى كه وجود دارد اين است كه
قابليت تغيير تاكتيك حزب الله بسيار بالاست. جنگ حزب الله جزو جنگ هاى
چريكى است، در جنگ چريكى طبيعتاً خيلى از تاكتيك ها لو مى رود، حزب الله
لبنان اين قابليت را دارد كه قبل از عمليات تاكتيك خود را عوض كند، اين هم
نكته خيلى مهمى است دشمن واقعاً نتوانسته رفتار حزب الله لبنان را پيش
بينى كند، الان هم نمى تواند پيش بينى كند و نمى توانند بگويند كه سيدحسن
چه كارى مى خواهد انجام دهد. اسرائيل از اين جمله سيدحسن كه گفت حالا شما
شروع كرديد ما هم ادامه مى دهيم، گيج است.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اسرائيل بعد از ترور
مغنيه در هراس است كه اين سيد مى خواهد چه كار كند و مى دانند كه سيد به
خاطر حفظ اعتبار حزب الله هم كه شده حتماً بايد يك كارى بكند چون آدمى است
كه هر چه گفته تا الان عمل كرده است. حالا منتظرند حزب الله مى خواهد چه
كند و كار بزرگش چيست. سيدحسن نصرالله مثل آدمى است كه وسط يك كشتى خيلى
بزرگى نشسته، عقب و جلو و طرفين را مى بيند، به زمين و آسمان اشراف دارد و
دريا را هم مى شناسد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;اگر بخواهيم مرورى بر شرايط لبنان داشته
باشيم بايد گفت تنها مذهبى كه دچار دو دستگى نيست شيعه است. فقط شيعيان با
هم اتفاق دارند. و منسجم هستند در حالى كه ۳۰ سال پيش بدترين وضعيت را
شيعيان داشتند. اما الآن سيد حسن كه حرف مى زند گويى شيعه حرف مى زند
البته شيعيان با مسيحيان خيلى خوب هستند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;در جنگ ۳۳ روزه، مسيحيان
از يك ميليون شيعه پذيرايى كردند. تعداد ميهمان ها از صاحبخانه ها بيشتر
بود و چهار ماه از شيعيان پذيرايى كردند. تمام اينها از افتخاراتى است كه
نصيب حزب الله شده است.اما در خصوص جنگ ۳۳ روزه هم بايد بگويم به رغم تمام
جنگ هاى روانى كه صورت گرفت، جنگ را حزب الله و مغنيه ها پيش بردند شما
وقتى مى گوييد عماد مغنيه بايد ببينيد كه دان حالوتس چه كسى بوده است. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;ما
ببينيد كه ژنرال هاى اسرائيل چه كسانى بودند كه عماد مغنيه و دوستانش
توانستند بر اينها پيروز شوند اين اهميت قضيه است وقتى مى گوييم على بن
ابى طالب عليه السلام در جنگ خندق پيروز شد بايد ببينيم كه عمرو بن عبدود
چه كسى بوده عماد مغنيه سازمان اطلاعاتى بسيار پيچيده اسرائيل را از پاى
درآورد. اين خيلى مهم است و خيلى طول مى كشد تا اين عماد مغنيه، شناخته
شود. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;در واقع اسرائيل در جنگ هيچ محدوديتى نداشت. اسلحه، نيروى
انسانى، امكانات هوايى و دريايى هرچه مى خواست آماده بود. با وجود اين در
اين جنگ شكست خوردند. يك موقع هست كه شكست هايى مى خوريم كه زياد مهم نيست
و مى توانيم از آن بگذريم اما شكست در جنگ ۳۳ روزه بر اسرائيل بسيار سنگين
بود و پيروزى حزب الله آنقدر سنگين بود كه اسرائيل با اين كه در دروغ گفتن
استاد است نتوانست آن را مخفى كند. ديديم كه كميته وينوگراد اعلام كرد
اسرائيل شكست خورده است، اما مى گويد اين شكست اسرائيل نيست، شكست
دولتمردان اسرائيل است و اگر خوب مديريت مى شد حتماً پيروز مى شديم. مى
گويند اگر بجاى اولمرت، شارون بود پيروز مى شديم اين هم دروغ بزرگى است.
چون همين افراد يك زمانى در دولت اسرائيل بودند و عقب نشينى اسرائيل از
لبنان در زمان شارون بود. سال ۲۰۰۵ شارون از غزه رفت. اينها از كارهاى
عماد مغنيه هاست به نظر من از طريق آثار جنگ ۳۳ روزه مى توان نقش عماد
مغنيه و امثال او را تعيين كرد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ريشه هاى جنگ ۳۳ روزه&lt;br /&gt;
آمريكا، اسرائيل و خيلى از نيروهاى داخل لبنان يك مشكل مشترك داشتند. يك
جريان مذهبى مردمى آمده و روند گذشته را به ضرر همه قدرتهاى استكبارى
تغيير داده است. اين مشكل بزرگ اين هاست، لذا در يك روند تاريخى تصميم
گرفتند جريان مقاومت را در منطقه از بين ببرند. اين جريان شامل تمام
روندهاى مخالف آمريكا است اعم از جنبش هايى مانند حزب الله يا دولت هايى
مانند ايران، تلاش كردند كه اين مسئله را حل و فصل كنند. چند روش را براى
رسيدن به اين هدف شروع كردند. گفتند از ايران شروع كنيم، زيرا اگر از
ايران شروع كنيم ديگران هم حساب كار خود را مى كنند و همه از بين مى رود،
پس آمدند سراغ ايران اما به اين نتيجه رسيدند كه نمى شود با ايران درگير
شد اگر با ايران درگير شوند تمام جنبش هاى منطقه فعال مى شوند و مجبورند
در يك جبهه گسترده وارد جنگ شوند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;يكى
از سران اعراب به آمريكا گفت ايران يك طيف وسيعى از شمال آفريقا تا منتهى
اليه خاورميانه نيرو دارد، اگر با ايران درگير شويد كل منطقه آتش مى گيرد،
لذا طرح مقابله مستقيم با ايران حدوداً تا سال ۲۰۰۵ كنار گذاشته شد. اواسط
۲۰۰۵ ديگر برخورد مستقيم با ايران در دستور كار نبود. در روش دوم طراحى
كردند و گفتند بايد ريشه هاى ايران را اول قطع كنيم كه در اين صورت
كشورهاى ديگر با آمريكا بيشتر همكارى مى كردند، گفتند سرشاخه هاى اصلى را
بزنيد حال چه كسى در اولويت است. حزب الله لبنان در اولويت قرار گرفت. هدف
از جنگ ۳۳ روزه ريشه كن كردن حزب الله بود. زمانى كه علامت گذارى كرده
بودند، اكتبر سال ۲۰۰۶ بود و با پايتخت هاى عربى هماهنگ كردند كه با حزب
الله بجنگند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;حزب الله با عنايت الهى آمد جنگ را سه ماه جلو
انداخت. جنگى كه قرار بود آخر شهريور شروع شود ۲۱ مرداد شروع شد. حزب الله
پيش دستى كرد. حرفش هم كاملاً منطقى بود. اسرائيلى ها تعهد كرده بودند كه
در جريان يك كميته سه جانبه بين لبنان، اسرائيل با وساطت آلمانى ها اسراى
لبنانى را آزاد كنند. دو، سه بار هم سيد حسن در سخنرانى هايش تذكر داد اما
نپذيرفتند و سيد حسن هم در ۲۱ مرداد اقدام كرد. يعنى منطق و قانون داشت.
بالاخره جنگ شروع شد اينها اول خوشحال شدند، گفتند قرار بود كه اول ما جنگ
را شروع كنيم حالا كه حزب الله پيش دستى كرد بهتر مى شود آن را نابود كرد.
اسرائيلى ها را تحريك كردند كه حزب الله را بزنيد، به اين اميد بودند كه
حزب الله محدوده مشخصى دارد و ريشه كن مى شود. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;حدود ۳۱ نقطه را
براساس نقشه عملياتى بمباران كردند. تحليل اين بود كه اگر اين نقاط را
بزنيد حزب الله از بين مى رود، همه را زدند و بعد گفتند كه سيد حسن
نصرالله را كشتيم و تلويزيون اسرائيل خبر كشته شدن سيد حسن را داد. بعداً
معلوم شد كه تمام اين مراكز قبلاً تخليه شده و هيچ كدام از افراد شاخص حزب
الله كشته نشده است. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;اسرائيل فهميد كار به اين سادگى ها نيست و در
روز چهارم جنگ كه حزب الله ناو اسرائيلى ها را زد، اسرائيلى ها روحيه شان
را از دست دادند و به آمريكايى ها گفتند كه بايد جنگ را تمام كنيم. آمريكا
به آنها جواب نه داد و اعلام كرد كه بايد ادامه دهيد تا به شكست حزب الله
بينجامد، تعبيرى به كار بردند و گفتند در اين جنگ عقب نشينى پيش بينى نشده
و بايد برويد جلو. عمليات هوايى شروع شده بود و حزب الله هم موشك بارانش
را شروع كرد. روز نهم جنگ اسرائيلى ها زمينى حمله كردند. اسرائيل متزلزل
بود، هر كسى شم تحليلى داشت مى فهميد كه اسرائيل متزلزل است. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;با توجه به كاركردشان معلوم بود كه ترديد دارند بنابراين مى خواستند حزب الله را بزنند اما دست خودشان قطع شد.&lt;br /&gt;
جنگ ۳۳ روزه نتيجه عكس داد، اين اتفاق افتاد. آمريكايى ها در شوك اين
برخورد فشل شدند تا اين كه جورج بوش آمد و گفت ما بايد مسئله را با عراق
مطرح كنيم. فلسطين و لبنان را موقتاً رهاكرد و رفت سراغ عراق و گفت دو
مسئله را در عراق حل كنيم. يكى اين كه دولت شيعه را برداريم واگر هم
بخواهد شيعه باشد بايد يك شيعه لائيك باشد. كار دوم؛ گفتند بايد عمليات
ترور را در عراق متوقف كنيم. همه به آمريكا مى گفتند با ۱۳۰ هزار نظامى چه
كار مى كنيد، اوضاع كه بدتر شده، كشتار چهار برابر شده است، اين استراتژى
را به طور رسمى جورج بوش در اول سال ۲۰۰۷ اعلام كرد، كه بزودى اوضاع را با
عراق حل خواهيم كرد. نيروهاى آمريكايى در عراق افزايش يافت و در حال حاضر
۱۷۰ هزار نيروى آمريكايى درعراق است. بوش يك دوره ۶ ماهه را علامت گذارى
كرد. قرار شد كه تا آخر شهريور ۲۰۰۷ اين كار را انجام دهد. اين ها عمليات
ترور را تا حدودى متوقف كردند اما نتوانستند حكومت نورى مالكى را عوض كنند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;خيلى
هم از طرف عرب ها تحت فشار قرار گرفتند. در شهريورماه بوش استراتژى خود را
اصلاح كرد و گفت سياست ما حفظ دولت نورى مالكى است. با توجه به اين حوادث
است كه پروژه برخورد با ايران كنار گذاشته شده است و روش هاى سياسى آغاز
شد. هم در مورد حماس و هم در مورد حزب الله دارند اين روش را پياده مى
كنند. مسئله انتخابات لبنان در اين چارچوب است، سفرهايى كه فرانسوى ها به
لبنان مى كنند در اين چارچوب است و برخورد باجمهورى اسلامى را نيز از فاز
نظامى به فاز سياسى بردند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;البته بايد گفت سياست ها تغيير مى كند نه
اين كه مخالفت ها از بين برود. بنابراين هم سياست ها تغيير كرده، هم نقش
كشورهاى عربى. در اين مدت كشورهاى عربى در كنار آمريكا بودند، چه در زدن
بازو و چه در زدن كانون. وقتى بوش اعلام كرد كنار گذاشتن نورى مالكى از
دستور خارج شده اختلاف پايتخت هاى عربى شروع شد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;لذا شاهد بوديد در
كنفرانس ميامى رسماً به رابرت گيتس اعتراض كردند. خيلى بى معنى بود كه كسى
در حد وزير خارجه معترض تند رابرت گيتس باشد.لذا شما هم شاهد بوديد كه اين
روند سبب شد مصرى ها هم در منطقه تا حدودى نظرشان تغيير كند و يك روند
تغيير در روابط ايران و مصر انجام شد و مصرى ها در ماجراى غزه همكارى
كردند.&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 18 Nov 2009 20:50:45 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hayat-montazaran&amp;postid=1457</comments>
<dc:creator>hayat-montazaran</dc:creator>
<guid>http://hayat-montazaran.blogfa.com/post-1457.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
