X
تبلیغات
هیئت منتظران مهدی عج - سایر

هیئت منتظران مهدی عج

هیئت منتظران مهدی عج سرابی

خدا و بنده

خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.

بنده: خدایا ! خسته ام! نمی توانم



خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.

بنده: خدایا ! خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم…



خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان

بنده: خدایا سه رکعت زیاد است



خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان

بنده: خدایا ! امروز خیلی خسته ام! آیا راه دیگری ندارد؟



خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله

بنده: خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد



خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله

بنده: خدایا هوا سرد است! نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم



خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم

بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد



خدا: ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده

او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده



ملائکه: خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید



خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست

ملائکه: پروردگارا ! باز هم بیدار نمی شود



خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو

نماز صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد



ملائکه:خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟

خدا: او جز من کسی را ندارد…شاید توبه کرد



بنده ی من تو به هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم

که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صد ها خدا داری
نوشته شده در جمعه بیستم اسفند 1389ساعت 2:31 PM توسط منتظر|

-- چگونه از کبد خود مراقبت کنیم؟ --
 
 

 
 

بزرگترین و پیچیده ترین ارگان بدن كبد است. كبد بزرگترین غده بدن نیز محسوب می گردد. كبد در قسمـت راسـت شكم و زیر قفسه سینه درست زیر دیافراگم قرار دارد. كبد مخروطی شكل بوده و سطحی صاف، نرم و لاستیك مانند دارد. رنگ آن قهـوه ای متـمـایل بـه قـرمز تـیـره است. كبد از دو بخش بنام لوب بزرگ وكوچك تشكیل یافته است. وزن آن از ۱.۲ تا ۲.۵ كیلوگرم متغیر بوده و با ابعاد ۲۰ سانـتـی مـتـر طـول در ۱۷ سانتی متر عرض و ضخامت ۱۲ سانتی متر است. قسمت اعظم كبد از سلول هایی موسوم به هپاتوسیت ها تشكیل یافته است. كاركردها و وظایف متعدد كبد آن را به یك عضو بسیار حیاتی و مهم تبدیل ساخته است.
● وظایف كبد را میتوان اینچنین برشمرد:
۱) كبد مسئول بیش از ۵۰۰ كارد كرد حیاتی در بدن است.
۲) بیش از یك لیتر خون در هر دقیقه از طریق كبد فیلتر میشود.
۳) تفكیك مواد مغذی از مواد زاید. سم زدایی، تجزیه مواد شیمیایی و یا تبدیل مواد شیمایی سمی و غیر قابل دفع به مواد غیر سمی و قابل دفع. (متابولیزه كرده و غیر فعال كردن سموم)
۴) یك كبد سالم قادر است ۱۰۰ درصد باكتریها و سموم را پیش از آنكه به جریان عمومی خون بدن راه یابند، از بدن دفع كند.
۵) در حفظ تعادل و تنظیم هورمونهای بدن نقش دارد.
۶) در ذخیره سازی و متابولیسم چربیها، كربوهیدراتها و پروتئینها نقش دارد.
۷) محل ذخیره گلوكز (قند) خون است. كبد گلوكز را تبدیل به گلیكوژن كرده و در خود ذخیره میكند. در صورت نیاز مجددا گلیوكوژن را تبدیل به گلوكز كرده و به جریان خون وارد میسازد.
۸) محل ذخیره چربیها، ویتامینها (به ویژه ویتامینهای A,D,E,K,B۱۲)، املاح معدنی (آهن، فولات، مس) و سایر مواد مغذی.
۹) كبد یك كارخانه بیوشیمایی است:
▪ سنتز آلبومین: پروتئینی كه تبادل آب میان خون و بافتهای بدن را تنظیم میكند.
▪ سنتز كلسترول: كبد تمام كلسترول مورد نیاز بدن را میسازد.
▪ سنتز فاكتورهای انعقاد خون.
▪ ساخت گلوگز از برخی آمینو اسیدهای خاص، گلیسرول و لاكتات.
▪ سنتز گلوبین: بخشی از هموگلوبین خون.
▪ سنتز فاكتورهای ایمنی سیستم ایمنی بدن.
▪ سنتز فسفولیپیدها و لیپوپروتئینها-سنتز تریگلیسیریدها از اسیدهای چرب و گلیسرول.
۱۰) كـبد صفرا را ترشح میكند. صفرا مایعی زرد متمایل به سـبـز اسـت. صفرا وظیفه كمك به گوارش و جذب چربیها و دفـع مــواد زاید را بر عهده دارد. تركیبات عمده صفرا شامل كلـسترول، فسـفولیپـیـدها، بـیـلی روبـیـن و املاح صفراوی اسـت. صـفـرا از طـریـق مجاری متعدد صفراوی كبد ابتدا در كیسه صفرا ذخیره شده و پس از مصرف مواد غذایی حاوی چــربی به روده كوچك تخلیه میگردد. كیسه صفرا یك ارگان گلابی شكل بوده كه به كبد متصل است.
۱۱) زدودن بیلی روبین از خون. طحال مسئول انهدام گلبولهای قرمز فرسوده و پیر است. از انهدام هموگلبوبین گلبولهای قرمز ماده ای زرد رنگ بنام بیلی روبین پدید می آید. اما این بیلی روبین نا محلول در آب در كبد به بیلی روبین قابل دفع تبدیل میگردد.
۱۲) دفع آمونیاك. آمونیاك حاصل از تجزیه پروتئینها یك ماده سمی خطرناك است كه كبد با تبدیل آمونیاك به اوره این ماده سمی را از طریق ادرار از بدن دفع میكند.
۱۳) كبد تصفیه خانه و پالایشگاه بدن است. هر چیزی كه مامیخوریم، میاشامیم، تنفس میكنیم و یا با پوستمان تماس می یابد سرانجام به كبد مان میرسد. كبد وظیفه تصفیه آلایندهای هوا، آفت كشها، دود سیگار، مواد شیمایی، الكل، مواد مخدرو تمام داروهای مصرفی ما را بعهده دارد. اگر كبد وجود نداشت داروها برای همیشه در بدنمان باقی میماندند و الكل هیچگاه از بدن دفع نمیگردید.
۱۴) در ۳ ماه نخست بارداری تولید گلبولهای قرمز در جنین منحصرا توسط كبد صورت میگیرد. از هفته ۲۴ بارداری به بعد مغز استخوان این وظیفه را بعهده میگیرد.
▪ بد كاركردن، سوء تغذیه و استرس بیش از حد به كبد ریشه اكثر بیماریهاست.
▪ تمام خون برگشتی از دستگاه گوارش كه حاوی مواد غذایی است ابتدا به كبد میرود. بنابراین تمام غذایی كه ما میخوریم توسط كبد پردازش میشود.
● یك مطلب جالب درباره كبد:
كبد از مقاومت، قدرت بازسازی و ترمیم خارق العاده ای برخوردار است. هرگاه كبد ۸۰ تا ۹۰ درصد سلولهایش را نیز از دست بدهد باز هم قادر است به وظایفش عمل كند. همچنین كبد قادر است خودش را بطور كامل احیاء و باز سازی كند. حتی اگر بخش عمده كبد با عمل جراحی برداشته شود، كبد پس از چند هفته قادر است كاملا خودش را بازسازی كند. از این رو در پیوند كبد تنها لوب بزرگتر كبد فرد سالم به بدن فرد دریافت كننده پیوند زده میشود كه پس از چند هفته هم اهدا كننده و هم دریافت كننده كبدشان بازسازی میگردد. اما كبد فنا ناپذیر هم نیست. سمومی مانند الكل، برخی داروها و ویروسهایی همچون هپاتیت B و C میتوانند آسیب دائمی به كبد وارد سازند.
● بیماریهای شایع كبد:
۱) هپاتیت:
هپاتیت به التهاب كبد اطلاق میگردد. عامل این التهاب میتواند ویروسی، باكتریایی، برخی داروها و یا ضربه مكانیكی باشد. اما از این میان هپاتیت ویروسی از همه شایع تر و خطرناكتر است. هپاتیت A وE از طریق آب و غذا، هپاتیت B از طریق خون- مایعات بدن-رابطه جنسی محافظت نشده-سوزن و سرنگ مشترك-مادر آلوده به جنین انتقال می یابد. هپاتیت B مانند ویروس HIV انتقال می یابد اما بسیار آسانتر از آن بطوری كه ویروس هپاتیت B از طریق بزاق دهان نیز به آسانی انتقال می یابد. اگر بر حسب تصادف سوزن سرنگ فرد مبتلا به ویروس HIV در پوستتان فرو رود احتمال مبتلا شدن شما به این ویروس ۱ در ۲۰۰۰ (۰.۲ درصد) میباشد اما اگر فرد مذكور مبتلا به هپاتیت B باشد احتمال مبتلا شدن شما به، ۱ در ۴ (۲۵ درصد) كاهش مییابد. هپاتیت C نیز عمدتا از طریق خون انتقال می یابد.
۲) كبد چرب:
به تجمع سلولهای چربی در كبد اطلاق میگردد. كبد چرب در افراد چاق و دیابتی بیشتر مشاهده میگردد.
۳) سرطان كبد:
در این حالت تكثیر سلولهای كبدی سریعتر از حالت معمول انجام میگیرد. هپاتیت B و C شانس ابتلا به سرطان كبد را افزایش میدهند.
۴) سیروز كبدی(تنبلی كبد):
آسیب پیشرفته به كبد سیروز كبدی نامیده میگردد. در این حالت بافت طبیعی كبد به یك بافت جوشگاهی تبدیل میگردد. سیروز كبدی موجب میگردد تا كبد دیگر نتواند خودش را ترمیم و بازسازی كند به همین خاطر كبد بتدریج از كار می افتد. پیوند كبد تنها راه درمان سیروز كبدی میباشد. مصرف زیاد مشروبات الكلی، هپاتیت B و C، و بیماریهای خود ایمنی از عوامل ایجاد كننده سیروز كبدی میباشند. در زیر میتوانید تصویر كبد سالم (راست) و سیروز كبدی(چپ) را مشاهده كنید.
۵) سنگ كیسه صفرا:
به وجود سنگ در كیسه صفرا اطلاق میگردد. سنگ كیسه صفرا عمدتا ازبلورهای كلسترول تشكیل یافته است اما در این سنگها املاح صفراوی و كلسیم نیز مشاهده میگردد. رژیم غذایی پر چرب و كم فیبر، اضافه وزن و چاقی و قرصهای ضد بارداری از عوامل بروز سنگ كیسه صفرا میباشد.
۶) یرقان(زردی):
به افزایش غلظت بیلی روبین خون اطلاق میگردد. یرقان موجب زرد شدن پوست، سفیدی چشمها و غشاء مخاطی دهان میشود. این رنگ زرد در موارد شدید تر به قهوه ای میگراید. انسداد مجاری صفراوی، بیماریهای خونی (مانند كم خونی)، نارسایی های كبدی، نقصهای ژنتیكی و هپاتیت ویروسی از عوامل بوجود آورنده یرقان میباشند. مصرف غذاها و مواد شیمایی حاوی مقادیر زیاد بتا كاروتن مانند هویج نیز باعث زردی پوست میشود اما سفیدی چشم در این حالت زرد نمیشود. یرقان فیزیولوژیك در نوزادان تازه متولد شده یك امر طبیعی و بی خطر میباشد. این زردی از روز دوم و پنجم تولد در نوزاد بروز كرده و حداكثر تا دو هفته باقی میماند. علت زردی فیزیولوژیك تغییرات خونی و عدم تكامل كامل كبد نوزاد می باشد. اگر زردی پس از هفته نخست تولد در نوزاد بروز كند ممكن است بعلت شیر مادر باشد كه میبایست شیر مادر برای چند روز قطع و سپس مجددا آغاز گردد. (البته زردی نوزادان را حتما با پزشك متخصص خود در میان بگذارید) زردی نشانه بیماریست است و نه یك بیماری.
● علایم خوب كار نكردن كبد به قرار زیر میباشد:
۱) عدم تحمل غذاهای چرب و ادویه دار.
۲) افزایش وزن.
۳) سردرد تكرار شونده.
۴) سوء هاضمه.
۵) یبوست مزمن.
۶) ضایعات پوستی: اگزما، پسوریازیس و جوش دانه ها.
۷) طعم فلزی در دهان.
۸) تورم و یا درد شدید شكم.
۹) اختلالات رود ه ای، سینوسی و آلرژیك.
۱۰) سیستم ایمنی ضعیف.
۱۱) پیری زود رس.
۱۲) خستگی مزمن.
۱۳) خونریزی و یا كبود شدن سریع پوست.
۱۴) ادم(خیز) پاها. (تجمع پاها از مایعات)
۱۵) مدفوع آغشته به خون و یا قیر مانند و یا مدفوع كم رنگ.
۱۶) ادرار خیلی تیره.
۱۷) خارش طولانی مدت پوست.
۱۸) بیاشتهایی، تهوع و استفراغ و علائم شبیه آنفلوانزا.
● راههای محافظت از این ارگان حیاتی:
۱) از مصرف مشروبات الكلی و مواد مخدر اجتناب ورزید.
۲) هرگز داروها و مواد مخدر را با الكل نیامیزید. مصرف همزمان استامینوفن و الكل برای كبد بسیار سمی بوده و به آن آسیب جدی وارد میسازد.
۳) مصرف بی رویه استامینوفن و سایر مسكنهای درد مانند TYLENOL (به غیر از آسپرین) برای كبد مضر میباشد.
۴) حتما خود را در مقابل ویروس هپاتیت B واكسینه كنید.
۵) داروها نیز سم محسوب میشوند. بنابراین از مصرف خود سرانه آنها بپرهیزید. داروها را با تجویز پزشك مصرف كرده و میزان دوزمصرفی انها را افزایش ندهید.
۶) از مصرف بیش از حد ویتامین های محلول در چربی مانند A,D,E,K بپرهیزید.
۷) از مصرف غذاهای پر چرب بپرهیزید. كبد تمام كلسترول مورد نیاز بدن شما را میسازد.
۸) وزن خود را كنترل كنید. چاقی شما را مستعد بیماریهای: كبد چرب، هپاتیت و سیروز كبدی میكند.
۹) بهداشت فردی را رعایت كنید.
۱۰) از مصرف داروهای غیر ضروری اجتناب ورزید. از مصرف همزمان چند دارو با هم خودداری كنید مگر با تجویز پزشك.
۱۱) مصرف ویتامین C و چای سبز برای سلامتی كبد مفید است.
۱۲) مصرف غذاهای سرخ كرده، آماده(فست فود) و روغنهای جامد را به حداقل برسانید.
۱۳) از غذاهای پرچرب،خیلی شیرین و یا شور بپرهیزید.
۱۴) از روبوسی افراد غریبه خودداری كنید.
۱۵) بطور منظم ورزش كنید.۲ تا ۳ روز در هفته فعالیت بدنی داشته باشید.
۱۶) مصرف غذاهای پر فیبر را افزایش دهید مانند: سبزیجات، میوه ها، برنج، غلات و دانه های كامل.
۱۷) هرگز به سرنگ و سوزنهای دور انداخته شد دست نزنید.
۱۸) بخارات حاصل از رنگها، حلالها، تینرها، چسبها، اسپری های رنگ، اسپری های آفت كش و حشره كش همگی سمی هستند. بنابراین هنگام سمپاشی، استفاده از اسپری حشره كش ورنگ كردن حتما از ماسك استفاده كرده و از تهویه مناسب اتاق مطمئن گردید. همچنین برای جلوگیری از تماس یافتن این گونه مواد شیمایی با پوست حتما از دستكش، كلاه و ماسك استفاده كنید.
۱۹) از آمیزش جنسی محافظت نشده و به اشتراك گذاشتن سرنگ و سوزن اجتناب ورزید.
۲۰) هپاتیت B و Cدرمان نشده منجر به سیروز كبدی، سرطان كبد و سرانجام پیوند كبد میگردند. بنابراین چنانچه جزو آن دسته از افرادی میباشید كه در معرض این بیماریها قرار دارید حتما واكسن هپاتیت B را تزریق كنید و بطور منظم هم تست هپاتیت را انجام دهید. افراد زیر بیشتر در معرض ابتلا به هپاتیت میباشند:
▪ افرادی كه از داروهای داخل وریدی استفاده میكنند.
▪ معتادانی كه از سوزن و سرنگ مشترك استفاده میكنند.
▪ زنان و مردانی كه شریك جنسی متعدد دارند.
▪ كاركنان آمبولانسها، پرستاران، آتش نشانان، افسران پلیس و غسالها.


 

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 9:26 AM توسط منتظر|

عید سعید فطر بر همه مسلمین جهان مخصوصا شعیان امیر المومنین علی (ع) مبارک باد
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 2:7 AM توسط منتظر|

میلاد امام زمان

 

میلاد یگانه منجی عالم امکان حضرت بقیه الله روحی و ارواحنا فداک حضرت مهدی (ع) بر همه دوستاران آن حضرت گرامی می داریم

 

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 10:35 PM توسط منتظر|

تغييرات فرمي و محتوايي در مداحي‌هاي چند سال اخير، اعتراض بسياري از بزرگان و عالمان دين را نيز سبب شده است. نوشته زير تحليلي است نظري و تاريخي درباره دلايل اين تغييرات.پيش از ورود به بحث بايد توضيح بدهم كه ما وقتي درباره موضوعي صحبت آغاز مي‌كنيم، آن موضوع را بديهي فرض مي‌كنيم. انگار كه كاملا روشن است و به سطح خودآگاه ما هدايت شده، در حالي كه هر مفهومي هر چقدر شايع و عام باشد، هر چند وقت يكبار محتاج باز آفريني آگاهانه است. در بسياري از مكتب‌هاي نقد بحث را  از ابتدايي‌ترين مباحثي كه به سطوح پايين‌ آن كار راجع است و خيلي بديهي شمرده مي‌شود و همه فكر مي‌كنند آن را مي‌دانند آغاز مي‌كنند. سعي مي‌كنند با زير سوال بردن تمام تعاريف عادت شده مسيري را طي بكنند كه به تعاريف تازه‌تر و آگاهانه‌تري برسند. ما در سلسله بحث‌هايي كه درباره مداحي داشتيم، آن را به عنوان واقعيتي آشكار، جا افتاده، پذيرفته و كاملا بديهي فرض كرديم. همين طور هم هست، ولي برنامه‌اي كه ويژه شناخت تحليلي يك موضوع است، نبايد همه چيز را بديهي و آشكار فرض كند.
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 11:20 PM توسط منتظر|

دنیای رو به جلوی امروزه ما را وادار نموده است که همواره و در همه جا به اطلاعات و منابع مهم مورد نیازمان ، دسترسی داشته باشیم  و بالطبع، مظهر این دسترسی به منابع اطلاعاتی که همانا کامپیوتر ها باشند نیز  میبایست همواره در دسترس باشد از اینجاست که یکی از مظاهر تکنولوژی مدرن ، یعنی لپ تاپ ها ظهور میکنند. شاید بعنوان یک بیننده در هنگام مواجهه با خرید این دستگاه ، تنها فاکتور مهم در حهت خرید آن را قیمت دستگاه بدانید ولی در مقام خریدار اوضاع کاملا تفاوت میکند. در این مقاله سعی دارم با معرفی ویژگی های یک محصول برتر به معرفی بهترین های حال حاضر ایران در رده های مختلف کاربردی و قیمتی بپردازم.
ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 2:28 AM توسط منتظر|

 

 

با این که سرتیب علی مویدی فرماندار انتظامی فارس ابراز داشته که هیچ مدرکی برای عمدی بودن حادثه به دست نیاورده و حادثه احتمالا در اثر بقایای مواد منفجره نمایشگاه جنگ ؟؟؟؟!!!!!!(شهدا) بوده ..؟؟!!!

حجة الاسلام انجوی نژاد (سخنران جلسه های کانون و مسئول کانون و ستاد نماز جمعه شیراز) که بارها از طرف بهاییون تهدید به اعدام شده بود پرده از مسائل پنهان دیگری برداشت:

۱- کانون رهپویان وصال بارها از طرف بهاییون و منافقین تهدید شده بود

۲ - حجة الاسلام انجوی نژاد بارها علیه بهاییون سخنرانی کرده و نوار سخنرانی ها موجود است

۳ - این پایگاه از طرف بهاییون به عنوان دشمن نخست معرفی شده

۴- لحظاتی قبل از انفجار فرد ناشناسی مشاهده شده که بسته ای به محل آورده و خیلی ســـریع آنجا را ترک کرده و تعدادی از اعضای کانون آماده چهره نگاری مضنون هستند

۵ - عده ای سعی می کنند ماجرا را حادثه جلوه دهند تا شهر را به طور غیر واقعی امن جلوه بدهند در حالی که وظیفه آنهاست که امنیت ایجاد کنند

۶ - این که گفته میشود حادثه بوده اصلا این طور نیست و آنچه روی میز معراج الشهدا بوده علاوه بر نامه شهدا چند پوکه خالی منور بوده و عکس های [و فیلم های] معراج الشهدا قبل از انفجار این را تأیید می کند

کانون رهپویان وصال شیراز بزرگترین مرگز فرهنگی غیر دولتی جنوب کشور است که هر هفته شنبه شب ها هزاران نفر از جوانان تحصیل کرده شیراز در جلسات آن شرکت کرده اند

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد فرقه ضاله بهائیت و صهیونیسم می توانید به این لینک صهیونیسم دروغ بزرگ و آشنایی با بهائیت مراجعه نمایید

انفجار کانون رهپویان شیراز

 

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 7:28 PM توسط منتظر|

 

 

گزارشي از سخنراني دكتر مسعود كوثري، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه در همايش دين، ارتباطات و فرهنگ عامه‌پسند

اشاره:

گفتمان‌هاي متنوعي كه در حوزه دين پديد‌ آمده است به ويژه در جامعه كنوني ما امكانات تبليغاتي جبهه ارزشگرا و دين‌محور را از وارد شدن در اين حيطه‌ها ناگزير مي‌سازد. حتي مسائلي كه تا چند دهه پيش از اين به نظر نمي‌رسيد كوچكترين ارتباطي با دين داشته ‌باشند، گاه شنيده مي‌شود كه صفت «ديني» به خود گرفته‌اند؛ مثل سينماي ديني، هنر ديني، نقاشي، گرافيك ديني و... . از همين باب است «موسيقي پاپ ديني» كه به‌تازگي در گوشه و كنار محافل هنري و ديني به موضوعي براي بحث تبديل شده‌ است. سايت سازمان تبليغات اسلامي در نظر دارد فارغ از اينكه مباحثي از اين دست از نظرگاه دين چه اندازه اصالت و مقبوليت دارند، به منظور آگاهي مخاطبانش از مباحث جاري اجتماعي و فرهنگي كه پاي دين را وسط مي‌كشد يا سعي دارد امضاي اين پايگاه را كسب نمايد، به انعكاس جريان‌‌هاي موجود ديني و بخصوص جريان‌هايي كه خود را به وصف «ديني» متصف مي‌سازند، بپردازد. اميد است كه طرح اين مباحث، صاحبان انديشه ديني را به تكاپو و جست‌وجوي بيشتر در زمينه شناخت آسيب‌هاي عرصه دين و رفع آنها برانگيزاند، پيش از آنكه بر ابهامات و شبهات بي‌پاسخ در اين عرصه افزوده شود. در همين راستا اين سايت از نظرات صاحب‌نظران و انديشمندان در حوزه آسيب‌شناسي فرهنگ ديني به گرمي‌ استقبال مي‌كند. آنچه مي‌خوانيد گزارشي از سخنراني دكتر كوثري جامعه‌شناس و استاد دانشگاه تهران درباره دين و فرهنگ عامه‌پسند است:

رواج موسيقي پاپ در سومين دهه انقلاب تنها در حوزه مرسوم موسيقي ديده نمي‌شود، بلكه گسترش استفاده از اين موسيقي در مراسم مداحي و به ويژه برخي آلبوم‌هاي موسيقي نيز به چشم مي‌خورد. در مورد رواج موسيقي پاپ ديني، كه در مورد خود اين واژه نيز توافقي وجود ندارد، ديدگاه‌هاي گاه متعارضي وجود دارد. ارزيابي عده‌اي از آن كاملاً منفي است و عده‌اي آن را استفاده از سبك‌‌هاي موسيقي رايج براي گسترش آموزه‌هاي ديني مي‌دانند. از همين رو در اولين همايش انجمن ايراني ارتباطات و مطالعات فرهنگي كه چندي پيش در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار شد يكي از موضوعات سخنراني «مداحي و موسيقي پاپ ديني» در ايران بود كه توسط دكتر مسعود كوثري، عضو هيأت علمي گروه ارتباطات دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران ارائه شد. در اين سخنراني مسعود كوثري به ريشه‌هاي اجتماعي شكل‌گيري و گسترش اين نوع موسيقي (فارغ از دو ارزيابي منفي و مثبت از رواج موسيقي پاپ ديني) پرداخت و گفت: گسترش موسيقي پاپ ديني بيش از هر چيز نشان پيروزي مداحي به‌عنوان شكلي مردم‌پسند از عزاداري در دوران پس از انقلاب است. بنابراين پيش از آنكه ما شاهد نوآوري سبك‌هاي موسيقايي و شكل‌گيري پاپ ديني باشيم، اتفاق اصلي در حوزه مداحي افتاده است.

او ادامه داد: «مداحي» كه در سبك‌هاي سنتي در كنار روحانيت نقش ثانويه را در روضه‌ها و عزاداري‌ ايفا مي‌كرد، پس از انقلاب به دليل برخي نيازها از جمله به ايجاد هيجان و شور لازم براي رزمندگان، خود به شكلي مستقل از روضه‌خواني و عزاداري تبديل شد و كاركرد مستقل يافت. اين روند حتي پس از دفاع مقدس نيز ادامه يافت، به‌طوري كه مداحان به گروه مستقلي كه شأن اجتماعي جديدي پيدا كرده بودند تبديل شده و كم‌كم احساس كردند كه ديگر نيازي نيست كه به‌طور كامل در كنار واعظان و روحانيون خبره و مسلط به كتاب و سنت باشند و مي‌توانند خود نقش اول را داشته و از نقش ثانويه گذشته دور شوند. بنابراين در اينجا دو مسئله وجود دارد: يكي بحث «فاصله‌ افتادن بين واعظ و مداح» و ديگري بحث «صنعت موسيقي» است.

كوثري با اشاره به اينكه اين گروه از مداحان در محتوا و شيوه‌هاي اجراي مداحي هرچه بيش‌تر از اشكال مردم‌پسند موسيقي و اجرا استفاده كرده‌اند، گفت: در گذشته وعظ‌ها و روضه‌هاي مرحوم كافي و ديگران در ميليون‌ها كاست به فروش مي‌رفت و امروز كه اين مداحان فرصت يافته‌اند تا نقش اول را داشته باشند از صنعت موسيقي كمك گرفته‌اند به طوري كه موسيقي توليدي آنها در ميليون‌ها نسخه فروخته مي‌شود. پس يك مسئله تجاري نيز در پشت اين مسئله نهفته است كه به توليد و فروش اين موسيقي دامن مي‌زند. در واقع بعد از تعارضي كه بين مداحان و واعظان شكل گرفت، اين گروه، از عناصر مورد توجه جوانان يعني «موسيقي پاپ» كمك گرفتند تا بتوانند نقش اول بودن خود را تثبيت كنند.

كوثري در ادامه صحبت‌هايش به اين مسئله پرداخت كه چرا مداحان از موسيقي و به‌ويژه موسيقي پاپ كمك گرفته‌اند. او با تاكيد بر اينكه استفاده از اين نوع موسيقي اتفاقي نبوده است، گفت: موسيقي پاپ و مردم‌پسند يكي از ابژه‌هاي مسرت بخش جوانان در جوامع امروزي است كه مصرف آن به جوانان لذت مي‌دهد و يكي از عناصري است كه جايگاه مهمي در خرده‌فرهنگ‌‌هاي‌ جوانان دارد. از سوي ديگر موسيقي پاپ يكي از عناصر «هويت نسلي» جوانان است. جوانان هويت نسلي خود را با زبان موسيقي بيان مي‌كنند. حتي خاطرات پدر و مادرها نيز پيوند زيادي با موسيقي دوران گذشته دارد و موسيقي بخش مهمي از خاطرات نسلي است كه جوانان و بزرگ‌ترها با آن درگير هستند. بنابراين با توجه به دو دليلي كه ذكر شد موسيقي مردم‌پسند و مردمي ديني جايگاه زيادي در بين جوانان دارد و مداحان نيز متوجه اين نكته شده و از آن استفاده كرده‌اند.

كوثري با اشاره به تقسيم‌بندي‌اي كه از هيأت‌ها وجود دارد معتقد است كه بخش عمده‌اي از توليدات اين نوع موسيقي مربوط به هيئت‌هاي مردمي است. به گفته او اين نوع مداحي حتي به حوزه سياست هم وارد شده و نقش مستقل مداحان از واعظان سبب گسترش اين حوزه به عرصه سياست شده است به طوري كه در انتخابات هفتم و انتخاب آقاي خاتمي و انتخابات نهم و انتخاب آقاي احمدي‌نژاد، حضور اين هيئت‌ها و مداحان نقش مهمي را ايفا كرد.

كوثري با تاكيد بر اينكه نكاتي در اين هيئت‌ها وجود دارد كه بايد به آن توجه كرد گفت: اين مداحان حوزه‌هاي ديني را با حوزه‌هاي غيرديني آميخته و سبكي نو ارائه داده‌اند و همين امر سبب شده كه اندكي از اصول مذهبي دور شده و به سمت عرفي‌شدن بروند. در برخي از اين هيأت‌ها اين عملكرد و اجراي چنين پاپ‌هايي اين شبهه را به وجود آورده كه آيا در شرايطي كه حكومت نمي‌تواند جوانان را جذب كند اين شيوه‌اي براي جذب جوانان و به عبارتي جايگزيني براي موسيقي پاپ لوس‌آنجلسي است يا اين شيوه جايگزيني براي موسيقي پاپ تلويزيون جمهوري اسلامي ايران است و يا شايد راهي براي جذب جواناني است كه بايد آنها را جذب كرد. وي كه موتور محركه تشيع در بعد مناسك را هيأت‌هاي مذهبي مي‌داند افزود: اين موتور محركه بيش از آنكه علما و روحانيون حوزه و مجتهدان و... باشند، هيئت‌هاي مذهبي‌اي هستند كه از درون مردم سازمان يافته و شكل‌ گرفته‌اند. اما اين هيأت‌ها با استفاده از اين سبك جديد مداحي در معرض خطراتي قرار دارند از جمله ترويج باور «عدم حجيت عقل» يا «اسطوره‌محوري.» به طور مثال با توصيفاتي كه در اين نوع مداحي جديد از امام حسين عليه‌السلام ارائه مي‌شود اصلاً نمي‌توان تصور كرد كه كربلا چگونه سرزميني بوده يا 72 نفر ياران امام حسين و يا لشكر مقابل چه كساني بودند، و اينها آسيب‌هايي است كه بايد به آن توجه كرد.

 

نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 5:53 PM توسط منتظر|

تمشك گرفتگی صدا را برطرف می كند 
 
جوشانده 20 تا 50 گرم گل تمشك يا برگ آن در آب گرفتگي صدا را رفع مي كند.
به گزارش خبرگزاري كشاورزي ايران (ايانا) – تمشك با نام علمي Rubus fruticsos گياهي است با برگ هاي 3 تا 5 برگچه اي و خارهايي كه بر روي دمبرگ برگها واقع هستند.
برگچه ها در هر دو سطح فوقاني و تحتاني داراي كرك هايي خشن هستند گل هاي آن سفيد رنگ و ميوه گياه سياه رنگ است.
تمشك در حاشيه شمال كشور در جنگل هاي گيلان به حالت خودرو رويش دارد و برگ و ميوه آن داراي خواص دارويي هستند.
برگ تمشك محرك، مقوي و داروي گوارش است و ميوه آن داراي ويتامين هاي A,B,C,E مواد معدني و روغني فرار است.
دمكرده برگ تمشك به صورت غرغره براي زخم هاي دهان و گلودرد و از محلول دمكرده آن براي شستن زخم استفاده مي شود و مي توان آن را به طور منظم براي تسكين و ترميم زخم هاي واريس به كار برد.
جوشانده برگ تمشك به دليل داشتن اسانس ويژه اثر مسكن و تا حدي خواب آور دارد. اگر 500 گرم ميوه تمشك را در يك ليتر سركه به مدت دو هفته خيسانده و سپس صاف كرد، اين محلول غليظ قرمز رنگ را مي توان به شربت سرفه يا محلول غرغره براي گلودرد اضافه كرد.
شربت تمشك براي بيماران مبتلا به سرخك و مخملك مفيد است، اگر برگ تازه تمشك پخته و روي محل بيماريهاي پوستي قرار گيرد، بيماري را التيام مي دهد

نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 0:37 AM توسط منتظر|

صدا سازى

 

همان طورى كه مى دانيد يكى از مهمترين ابزار مداحى ، سخنرانى ، خطابه و... داشتن صداى خوب است كه در رسيدن به هدف ، شخص را يارى مى نمايد. صداى خوب در مداحى دلها را بيشتر آماده مى كند و باعث اشك گرفتن و انس پيدا كردن مى شود. البته ناگفته نماند كه صوت زيبا يك استعداد خدادادى است كه خيلى ها از آن برخوردار و بعضى بى بهره هستند اما بحث پرورش صدا، ربطى به استعداد ندارد. گرچه كسى كه مستعد است ، طبيعتاً پيشرفت بيشترى در اين زمينه خواهد داشت اما حتى افراد مستعد هم بايد براى بهتر شدن صدا، روى آن كار كنند.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 9:49 PM توسط منتظر|

مصاحبه اي با شيطان
 

روزي كه شيطان تلفني تماس گرفت و بي مقدمه گفت: "حاضرم رؤياي تو را تبديل به واقعيت

كنم"، به ناگاه شوكه شدم! باورم نمي شد! تنم خيس عرق شده بود! وحشت و ترس سرا پاي

وجودم را فرا گرفته بود! به هر زحمتي كه بود خودم را جمع كردم و بالاخره قراري براي

مصاحبه گذاشتم.
روز مصاحبه:
جناب شيطان با دو ساعت تاخير حاضر شد. وقتي هم كه رسيد عذرخواهي كرد و گفت:

مأموريت خطيري پيش اومد كه از دوستان ساخته نبود و مي بايست خودم انجام مي دادم.

پيش از انجام مصاحبه گفتم:


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 8:23 PM توسط منتظر|

كليد اصلي براي استفاده ي صحيح از صدا ، داشتن تكنيكي كامل است


استفاده ي نادرست از صدا
اولين قدم در جهت تكنيك صحيح ، حفظ و نگهداري صداست. مراقبت و نگهداري نادرست از صدا ، صدمات جبران ناپذيري در پي خواهد داشت . به هر حال ، برخلاف يك ماشين كه اجزاي آن قابل تعويض اند، انسان فقط يك جفت چين صوتي دارد ، بنابراين به شيوه ي نادرست آنها را به كار نگيريد وياد بگيريد چگونه از آنها استفاده كنيد .
بايد به اندازه ي كافي در مورد خطر زياد آواز خواندن در هواي سرد شبانه يا فرياد كشيدن از سر شوق و جيغ كشيدن تاكيد كنم. هرگز جيغ نكشيد .
{ چگونه مي توان در يك نقش اپرايي جيغ كشيد بدون اينكه تارهاي صوتي صدمه ببينند؟ } با نفس گيري و hook و با هدايت كردن جيغ به محلي كه هنگام ادا كردن ning به صدا در مي آيد ، مي توان جيغ كشيد بدون اينكه به تارهاي صوتي صدمه اي وارد شود. نفس گيري و hook در نگهداري صدا بسيار مهم است و از صدمه زدن به تارهاي صوتي جلوگيري مي كند.
هنگامي كه قميش يك كلارينت فرسوده يا خراب مي شود ، مي توانيم آن را دور بيندازيم و يك قميش نو بخريم . اما در مورد تارهاي صوتي چنين نيست! اگر يك نوازنده ي ساز بادي كه ملزم به استفاده از لبهايش براي مدت زماني بسيار طولاني است دست از نواختن بكشد، قابل قبول است زيرا نمي توان بدون محدوديت از عضلات استفاده كرد . همچنين اگر نوازنده اي به علت خستگي زبان و لبهايش از نواختن خودداري مي كند قابل قبول است ، بايد به خواننده اجازه داد كه موسيقي رادر تمرين ( علامت بگذارد ) يعني يك نت زير را با نيروي بيشتري بخواند يا به نرمي يك اكتاو بم تر از نت واقع در پارتيتور بخواند.
هرگز نبايد براي ادامه ي خواندن ، جهت تسكين يك صداي آسيب ديده از هيچ قرص مكيدني يا اسپري اي كه داراي خواص تسكين دهندگي است ، استفاده كرد. با استفاده از اين روش هاي مصنوعي ، شما فقط درد را تسكين مي دهيد. هنگام درد بدن شما سعي دارد چيزي به شما بگويد : { بگذار صدايت استراحت كند } . با ادامه دادن به آواز ، شما آسيب جبران ناپذيري به تارهاي صوتي خود وارد مي كنيد. متخصصان حنجره مي گويند كه دود سيگار تارهاي صوتي را بسيار تحريك مي كند و باعث ايجاد تاولهاي كوچك مي شود . كسي كه به طور جدي كار آواز انجام مي دهد ، نبايد سيگار بكشد . سيگار نه تنها تارهاي صوتي را تحريك مي كند، بلكه تمامي بافت ششها ، گلو و حفره هاي بيني را تحريك مي كند، گنجايش تنفسي را كاهش مي دهد و محدوده هاي زير صدا را خراب مي كند.
متخصصان حنجره معتقدند كه تاثير الكل روي تارهاي صوتي مانند تاثير آن بر يك فرد الكلي است كه در اثر الكل مويرگهايش خونريزي كرده و بدين سبب پوستي سرخ رنگ دارد . از آنجايي كه الكل حالت سست كننده دارد زماني كه تارهاي صوتي بايد به عملكرد خود براي صحبت يا آواز ادامه دهند، اگر از نوشابه هاي الكلي استفاده شود صدمات وارده افزايش مي يابد .
نوشيدني هاي خنك نيز ، زيان بارند. حتي اگر مايع به روي تارهاي صوتي نرود ، باعث سفت شدن نرم كام و قسمتهاي گلويي مي شود ، كه هر دو بسيار مهم هستند
بالاي صفحه

شيوه ي صحيح صحبت كردن
خواننده هاي جوان نبايد در دانشكده زياد صحبت كنند . متخصصان حنجره معتقدند كه صحبت كردن به شيوه ي نادرست بسيار بيشتر از نادرست آواز خواندن به تارهاي صوتي آسيب وارد مي كند . بنابراين هنگامي كه داريد صحبت مي كنيد ، در مورد بدن و حالت سر فكر كنيد . نفس را با قفسه ي سينه به سمت بالا اما نه با شانه هاي بلند شده ، با سينه اي فراخ ونه افتاده ، نگه داريد.
بگوييد ning و به صوتي كه درست در همان نقطه ارتعاش مي كند فكر كنيد . آن سطح ارتفاع صداي طبيعي شماست . بگذاريد مغزتان كار را براي شما انجام دهد . همان طور كه صحبت مي كنيد احساس لبخند داخلي را داشته باشيد و بگذاريد كه فك به آساني در آن مدار به حركت در آيد. نفس را نگه داريد ، احساس كنيد كاملا در تمام جمله اي كه مي گوييد درگير هستيد . نگذاريد اين احساس تا زماني كه صداها از دهانتان خارج مي شود از بين برود. در پايان جمله شكم را آزاد كرده و بگذاريد نفس وارد شش ها شود . شما مجبور نيستيد هوا را به درون بكشيد . فشار هواي خارج از شش ها پس از رها كردن عضلات شكم بيش از درون است و در نتيجه پس از رها كردن عضلات شكمي ، هوا به سادگي وارد شش ها مي شود . با نگه داشتن لبخند داخلي ، خط آوازي را كه هنگام خواندن با آن سرو كار داشتيد ، نگه خواهيد داشت ، و گلوي شما از صحبت كردن خسته نخواهد شد.
خواننده نبايد سعي كند در سرو صداي يك اتاق شلوغ ، در مهمانيها و يا در رستورانها صحبت كند . اين بخشي از مراقبت صحيح از صداست .
بالاي صفحه

تاثير محيط
هواي سرد براي خواننده مي تواند فاجعه آميز باشد . هنگامي كه هوا از تارهاي صوتي عبور مي كند ، آنها را سفت مي كند . خواننده بايد آگاه باشد كه شرايط بيروني صد در صد بر صدا تاثير دارد . هنگامي كه خواننده در كنسرت ـ شايد با يك اركستر ـ درحال اجراست يا بر روي سن نشسته و منتظر اجراست ، بايد مراقب باشد كه سردش نشود .
مشكل ديگري كه يك خواننده ممكن است باآن مواجه شود اين است كه خواننده مجبور باشد از رختكن با درجه حرارت بسيار متفاوت به روي سن برود .خواننده بايد از تمام اين چيزها آگاهي داشته باشد وبراي محافظت از ساز صدا در مقابل آسيبهاي وارده احتياط كند.
بالاي صفحه

تاثير سلامت جسماني برروي صدا
هر خواننده اي بايد براي تقويت حفره ي قفسه ي سينه و قسمتهاي پايين شكم تمرينات فيزيكي اي را انجام دهد . شنا و باله از جمله ورزشهاي بسيار مفيد هستند.
تعادل هورمونها در تمام طول كار براي خواننده بسيار مهم است .
دارو: مصرف دارو بر روي صدا به طور حتم تاثير مي گذارد و به روي بعضي از صداها بيش از بقيه .
تيروئيد: ميزان ترشح غده ي تيروئيد نيز چيزي است كه خواننده بايد از آن آگاهي داشته باشد و نبايد بسيار بالا يا پايين باشد . تعادل تيروئيد به شدت بر روي صدا تاثير مي گذارد . هنگامي كه يك خواننده صدايش مي گيردو نتهاي بالاتر را نمي تواند به آساني قبل بخواند وصدايش خسته شده ، عاقلانه است كه به پزشك مراجعه كند زيرا احتمال اختلال در كار تيروئيد وجود دارد.
عادت ماهيانه: دوره ي عادت ماهيانه مي تواند در صدا تغييراتي ايجاد كند . در اين دوران حاد نبايد خيلي از صداي خود انتظار داشته باشيد . تارهاي صوتي در روزهاي اول عادت ماهيانه و چند روز قبل از آن متورم مي شود . در اروپا اين روزها { روزهاي احتياط } ناميده مي شود واز شخص انتظار اجرا نمي رود . در ايالات متحده به { روزهاي احتياط } اغلب توجهي نمي شود.
حاملگي: اگر همه چيز در طي دوران حاملگي خوب پيش برود ، شخص براي خواندن آزاد است . پس از زايمان ، هنگامي كه بدن ضعيف و خسته است ، نبايد بلافاصله شروع به خواندن كرد.
يائسگي : در زمان يائسگي ، يك زن ممكن است عدم تعادل هورموني را تجربه كند ، كه مي تواند بر روي صدا تاثير بگذارد . بنابراين بسيار عاقلانه است كه توسط پزشك زنان و متخصص حنجره معاينه شود ، البته مطلوبتر آنكه هر دوي آنها با يكديگر كار كنند . به هر حال به خواندن ادامه دهيد چرا كه اين از مفيد ترين كارهايي است كه مي توانيد انجام دهيد .

بالاي صفحه

ـ شروط لازم : گوش موسيقايي و چشم تيزبين
هم هنرجو و هم معلم بايد گوش بسيار دقيق موسيقايي و چشم بسيار تيز بيني داشته باشند و هماهنگيهاي فيزيكي مؤثر در ايجاد صداي صحيح را ببينند و بشنوند. آنچه از نظر تكنيك درست يا نادرست است براساس احساسات جسماني مي باشد. انجام تمرينات در مقابل آيينه باعث مي شود ، هنرجو بفهمد چه احساسي دارد تا بتواند آن دو را هماهنگ كند. هنگامي كه هماهنگي صحيح به صورت يك عادت در مي آيد ، سيستم عصبي غير ارادي قادر به تسلط بر مراحل آوازي خواهد بود و با استفاده از اين احساسات اجراي خوبي صورت خواهد گرفت.
بالاي صفحه

گوش دادن و نگاه كردن
اولين نكته ي مورد توجه در طي درس اين است كه معلم بايد با دقت به آواز خواندن هنرجو گوش دهد . معلم نبايد همگام با آواز خواندن به توضيح بپردازد ، زيرا ممكن است هنرجو از معلم تقليد كند . گوش دادن به خواننده هاي ديگر خوب است ، اما نبايد از صداي آنها تقليد كرد. هنگامي كه هنرجو آواز مي خواند ، معلم هرگز نبايد با او بخواند . زيرا در اين صورت نمي تواند به درستي صداي هنرجو را بشنود . تصحيح تكنيك نادرست و ناهماهنگي عضلاني ، به همراه تاييد تكنيك صحيح و هماهنگي عضلاني صحيح مهمترين موفقيت دوران آموزش مي باشد . هنرجوبراي گوش دادن و نگاه كردن و تصحيح و پيشنهادات مؤثر معلم ، به او شهريه پرداخت مي كند ، در غير اين صورت ، تكنيك بد را بدون معلم نيز مي توان اجرا كرد. بعضي از معلمان پيانيست هاي ماهري هستند. وبااين قابليت ، بيشتر اوقات ذهن آنها بين هنرجو و همراهي كردن آنها تقسيم مي شودـ كه نبايد چنين باشد. همراهي كردن هنرجو با پيانو در طي مدت درس كم اهميت ترين موضوع مورد توجه در تدريس تكنيك آوازي است . معلمي كه پيانو مي نوازد ممكن است هنرجو را از نظر ديناميك و ريتم هدايت كند ، كه اين امر ممكن است هنرجو را به معلم وابسته كند ، واز بين بردن آن مشكل است . اين موضوع بايد به دقت مورد توجه قرار گيرد واز آن اجتناب شود.
بالاي صفحه

پيدا كردن معلم آواز
قبل از اينكه هنرجو بتواند پايه ي خوبي براي ساختن صدايش ايجاد كند بايد معلم آوازي پيدا كند كه از نظر اخلاقي خوب باشد و در تكنيك صدا از دانش فراواني برخوردار باشد .
يك معلم آواز در درجه ي اول بايد خواننده ي خوبي باشد . اين امري ضروري است بسيار اتفاق مي افتد كه مربيان ـ بعضي از مربيان خوب ـ تصميم به آموزش آواز مي گيرند . اين يك اشتباه است . يك معلم خوب بسيار ارزشمند است ، وشما بايد يك متخصص آواز ( يك معلم آواز ) داشته باشيد ، كسي كه احساسات ايجاد صداي خوب را تجربه كرده باشد.
اين تئوري كه { هنرجوي مذكر بايد با معلم مذكر كار كند و هنرجوي مؤنث با معلم مؤنث } هيچ پايه واساسي ندارد . چنين فرضيه اي صرفا براساس تفاوتهاي فيزيكي موجود در مكانيسم صداي هر جنس واقعيت ندارد.
اين موضوع كه حنجره ي مردان معمولا بزرگتر از زنان است ،درست است. اما عضلات و اعصابي كه در خواندن دخالت دارند از نظر ساختاري و ديناميكي يكسان اند . تنها تفاوت ، ممكن است تغيير هورمونها وچگونگي تاثير آنها برروي مكانيسم آوازي باشد . انتخاب معلم ، تنها براساس تفاوتهاي جنسي ، كاملا غير موجه مي باشد.
يك حقيقت بسيار مهم در انتخاب معلم آواز ، اعتماد است . هنرجو بايد كاملا به معلم اعتماد داشته باشد و از تعليمات او پيروي كند، و فراگيري روند كار بايد پيشرفت مداوم اورا تضمين كند . وقتي هنرجو تكنيك و تاثير آن را برروي صدا درك كند ، قادر خواهد بود پيشرفت حتمي خود را در داشتن صدايي آزاد با گرمي، رنگ، و شور و هيجان احساس كند. اين كار معلم است كه صدا را آزاد كند، اما در وسعت بخشيدن به صدا نبايد به زور متوسل شود .
هنرجوي دور انديش بايد به صداي هنرجويان معلمي كه قصد دارد با او كار كند ، گوش كند . بعضي از معلمان صداي هنرجويانشان را تنها بزرگتر مي كنند، درحالي كه اين به مفهوم بهتر نيست . معمولا وقتي صدايي با زور بزرگتر مي شود ، خواننده قابليت خواندن mezzo poco يا pianassimo را از دست مي دهد . اما هنگامي كه از تكنيك صحيح آواز استفاده مي شود، صدا از نظر حجم رشد مي كند و قابليت آهسته خواندن را نيز پيدا مي كند.

بالاي صفحه
مدت زمان تمرين
{ چه مدت بايد به تمرين ادامه دهيم ؟ } پاسخ اين است كه مادامي كه شخص آواز مي خواند يا تعليم مي بيند ، نمي تواند صداي واقعي خود را بشنود. نوار صداي شخص نيز آيينه ي دقيقي از صداي او نيست ، زيرا معمولايا در اتاق تمرين يا در استوديو ضبط مي شود كه فاقد تجهيزات براي ضبط دقيق اند.
خواننده به يك جفت گوش و چشم ديگر نياز دارد كه براي پيشرفت به سمت يك خواننده ي خوب شدن او را كمك كند .
براي هرمعلم آوازي بسيار مهم است كه بداند چه كاري انجام مي دهد، حتي اگر هنوز در كار اجرا باشد
بالاي صفحه

تركيب تكنيكهاي مخالف
بسياري از تكنيكهايي كه معلمان استفاده مي كنند نادرست است و آنها بيهوده سعي در ساختن خط آوازي دارند . همه ي تعليمات خوب داراي اهداف مشابهي اند ، اما شيوه هاي كسب آنها بسيار متفاوت است . تركيب شيوه هاي مختلف ، مثل اين است كه دو معمار با سبك مختلف طراحي و مهندسي ، بر روي يك ساختمان كار كنند . همان طور كه بايد تنها يك معمار داشته باشيم ، بايد با يك معلم آواز كه تنها از يك تكنيك استفاده مي كند ، كار كنيم .
بالاي صفحه

هنرجوي جدي
به همراه فراگيري تكنيك اصولي و خوب ، نياز به تركيب خواندن قطعات آوازي به همراهي ساز پيش مي آيد . و در نهايت خواندن قطعه همان طور كه آهنگسازان و نويسندگان ليبرتو مي خواهند ، انجام مي شود .
از آنجايي كه معمولا ساز همراهي كننده پيانو است ، هنگامي كه هنرجو در تكنيك خود بسيار پيشرفته شود بايد يك آكومپانيست ( همراهي كننده ) پيدا كند . لازم به توضيح است كه همه ي پيانيست ها الزاما آكومپانيست هاي خوبي نيستند . اغلب بهترين سوليست ها ، براي ايجاد ارتباط لازم و واقعي بين خواننده و آكومپانيست فاقد احساس يگانگي لازم مي باشند. ايجاد ارتباط باآكومپانيست كاري پيچيده است كه نمي توان آن را ساده انگاشت . آكومپانيست مي تواند از ارزش خواننده بكاهد يا بر آن بيفزايد . هنرجو بايد بين درسها با آكومپانيست حداقل يك ساعت – و در صورت امكان ، بيشتر ـ تمرين كند. هنرجو بهتر است در زمانهاي پاياني درس ( پس از آنكه صدايش گرم شد ) از حضور آكومپانيست بهره برد ، كه در آن صورت معلم مي تواند بنشيند و خواننده را در هنگام كار با قطعه ي آماده شده ببيند. در چنين فرصت مناسبي ، معلم مي تواند هر چيزي را كه در تكنيك هنرجو دخالت دارد ، و تاثير متقابل آن با متن و موسيقي همراهي كننده را ببيند و بشنود ، و اشكالات آوازي را تصحيح كند . پس از اينكه هنرجو آنقدر پيشرفته شد كه بتواند رسيتال بدهد ، بايد قبل از هر درس ، با تمرين و صداي گرم تمام درسها را با آكومپانيست بخواند ، تازماني كه رسيتال تمام شود .
يك هنرجوي جدي كه رشته ي آواز را انتخاب كرده است ، بايد در هفته دو ياسه جلسه با معلم و يك جلسه با مربي كار كند. مربي جمله بندي و تلفظ صحيح همه ي زبانهايي كه قطعه ي آوازي به آن نوشته شده ، و همچنين اجرا و سبك را آموزش مي دهد .
معلم و مربي آواز بايد كار يكديگر را تقويت كنند . معلم بايد ( استاد ) باشد و در كسب رنگهاي صوتي ، ديناميكها و سبكي كه مربي آواز خواستار آن است كمك كند . يك مربي معمولا خواننده نيست ، بنابراين نبايد با تكنيك خواننده كاري داشته باشد . پس از اينكه خواننده در تكنيك خود به ثبات رسيد ، مي تواند دروس آوازي كمتري داشته باشد و بيشتر بر شنوايي يك مربي آواز خوب تكيه كند . معلم و هنرجو با همراهي مربي مي توانند با اعتماد به سمت اهداف برنامه ريزي شده پيش روند و سرانجام به اهداف نهايي دست يابند.
هنرجو هرگز نبايد در تمرين افراط كند. به علاوه او بايد قطعاتي را انتخاب كند كه مكمل وسعت فعلي صدا و توانايي هايش است .
چيزهاي فراواني وجود دارند كه هنرجو مي تواند در سكوت آنها را فرا گيرد .
مانند: حفظ كردن قطعه ، ترجمه ي متن اگر به زباني ديگر باشد ، پرورش شخصيت يا مجسم كردن حالتي كه بايد با صدا به شنونده منعكس كند ، يا فقط در سكوت روي تكنيك كار كند. فهميدن متن و هماهنگ كردن معناي آن با خود موسيقي زمان مي برد . اين نقطه ي اوج تمامي توانايي موسيقايي است . يك صداي زيبا ، هنگامي كه به خوبي جمله بندي مي شود ، يك تصوير آوازي را رنگ مي كند كه شنونده مي تواند دقيقا آن را تصور كند . هر يك از اين مطالعات كه قسمتي از آواز خواندن هستند، زمان زيادي مي برند . با توجه به نكات بالا ، هنرجو بدون اينكه حتي يك نت را به آواز خوانده باشد مي تواند روزي يك يا دو ساعت تمرين كند.
منوي اصلي

ايجاد ابزار و امكانات
براي اينكه هنرجو به نحو كارآمدي تمرين آواز كند ، بايد اتاق تمرين و استوديو با ( ابزار كار ) مجهز شود. اتاق تمرين بايد تا آنجايي كه ممكن است عايق بندي شده باشد تا صدا باعث مزاحمت ديگران نشودو ديگران نيز براي خواننده مزاحمت ايجاد نكنند .
براي اتاق داشتن آكوستيك خوب ضروري است. { آكوستيك خوب } به اين معناست كه براي كنترل اصوات نامنظم در سطوح مختلف ـ تحت بهترين شرايط ـ سقف بايد بلند باشد زمين بايد فرش شده باشد و اتاق با وسايل مختلف پر بشود . از امكانات مورد نياز برا ي تمرين ، يك پيانوي كوك شده است تا در طول تمرينات كوك صحيح حفظ شود . همراهي ساز پيانو اولين نياز است . برا ي هنرجوي سطح متوسطي كه سعي در يادگيري دروس جديد دارد ، فراگيري قطعات آوازي از همان ابتدا بدون كمك پيانو غير ممكن است ، مگر اينكه هنرجو از نظر سلفژ بسيار قوي باشد .
استوديو معلم نيز بايد عايق بندي شده و داراي آكوستيك خوبي باشد و در يك مكان نسبتا ساكت واقع شده باشد . بايد از آيينه هاي قدي استفاده شود تا هنرجو بتواند سرتاپاي خود را ببيند و در نتيجه بتواند فرم صحيح بدن را حفظ نمايد.
آيينه ي دستي نيز يكي از وسايلي است كه بايد در استوديو موجود باشد تا هنرجو بتواند نماي كاملي از تمام صورت ، زبان ، دندانها ، نرم كام و سخت كام خود را ببيند. هنرجو مي تواند جاي صحيح اصوات را تثبيت كند . هنگامي كه اين نكته تثبيت شد ، احساس تكنيك صحيح آوازي باعث ايجاد صدايي زيبا ، گرم و كنترل شده مي شود . اين ايده ي خوب است كه هنرجويان هنگام تمرين آيينه هاي دستي دراختيار داشته باشند. در اين صورت احساس تكنيك آوازي صحيح درتمام مدت تمرين ، همان طور كه در طول درس لازم است ، باقي مي ماند.
وسيله ي مورد نياز ديگر ، كه بعضي ها آن را اختياري مي دانند يك ضبط صوت است كه برا ي هنرجو و مربي مي تواند بسيار مفيد باشد . هنرجويان بايد آگاه باشند كه نسبت به صدايي كه از ضبط صوت بيرون مي آيد خيلي انتقاد نكنند زيرا آن نمي تواند همانند يك ضبط حرفه اي كه در استوديوهاي آكوستيك شده است ، آيينه ي واقعي صدا باشد . در صورت تمايل مي توان هر درس را ضبط كرد وبراي مرور نگه داشت . وسايل صوتي ـ خصوصا ضبط صوتهاي كوچك قابل حمل ـ به هنرجو كمك مي كند كه تمام مراحل درس را به خوبي به خاطر بياورد . در استوديو يك ضبط صوت نيز براي معلم بسيار مفيد است تا بتواند رسيتال هاي استوديويي و قطعات موجود را براي تمرينات بعدي ضبط كند . زيرا بسياري از هنرجويان ضبط صوتهاي بزرگي دارند و ترجيح مي دهند در صورت امكان درسهايشان را با وسيله ي مجهز تري كه دراستوديو هست ضبط كن
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 1:58 PM توسط منتظر|

 
15Bomber

45KB

يک بوتر کوچولو که کامپيوترهاي قديمي رو ريست ميکنه

ACHOO3

355KB

يک بوتر همه کاره که نقاشي هم ميکشه

AddBuddie

21KB

براي اد کردن مردم بدون اجازه از خودشون

AdTurbo

190KB

براي بدست آوردن پاسورد دوستانتون که ديگه از کار افتادن

Anonview

40KB

براي ديدن وبکم مردم بدون اجازه شوراي نگهبان

AssimulaterBeta6

155KB

يک بوتر همه کاره و قوي براي مرغ هکرها

AUTORESPOND

25KB

اين بوتر بيشتر خودتون رو بوت ميکنه

Bazalba

89KB

يک بوتر قوي با امکانات زياد

BLOCKER

8KB

از بوتر هاي قرن سوم که ديگه پوسيده

Blueescreenbooter2

36KB

اين بوتر براي بيرون انداختن طرف کارايي داره

BOOTERQ

17KB

توسط اين بوتر همه رو فريز کنيد

Bot

11KB

اين بوتر براي بيرون انداختن طرف از روم کارايي داره

bud

26KB

براي پاک کردن آي دي خودتون از ليست ديگران

c0rruption

349KB

يک بوتر قوي همراه با کارايي هاي فراوان

CRIMINALMSN

33KB

از بوترهاي قديمي که شايد روي ايکس پي کار نکنه

Cryption Bomber

25KB

براي بمباران کردن به روش سنتي که کشته نميده

Destruction

6KB

اين بوتر براي بيرون انداختن طرف کارايي داره

DIGITAL_HYBRID

71KB

اين بوتر کارايي بالايي داره ولي روي ايکس پي کار نميکنه

EXTERMINATIONFULL

92KB

من که از اين سر در نياوردم اگه فهميديد چيه به منم بگيد

EUTHAN

20KB

براي بمباران کردن به روش سنتي

Ghetto

63KB

يک بوتر قديمي براي ياهو مسنجرهاي قديمي

Hamekare

2300KB

از آگهي تبليغاتي گرفته تا پاسخگوي اتوماتيک رو انجام ميده

IDFactory

27KB

يک برنامه براي ساختن آي دي

iLLeet_VoX_1.2

58KB

براي ايگنور کردن

INTERVENE

46KB

يک بوتر خوب براي فريز کردن

INTERVENETD

47KB

يک بوتر خوب براي فريز کردن

KNOTZSIMZ

40KB

اين بوتر کارايي بالايي داره ولي روي ايکس پي کار نميکنه

LAGTECH

14KB

يک بوتر قديمي براي ياهو مسنجرهاي قديمي

LockDownPro

10KB

يک بوتر براي لاک کردن آي دي

m4d_50_PmBomber

51KB

يک بوتر قوي که براي طرف پنجاه تا پي ام باز ميکنه

MarKus-Java8.3

35KB

براي کنترل کردن ياهو با جاوا که قدرت زيادي داره

MarkusVoice

37KB

با اين برنامه کنترل صدا را در چت روم به عهده بگيريد

Mod_Peanut

46KB

براي بدست آوردن و کراک کردن پاسورد آي دي

Chaos WorriorZ

38KB

يک بوتر قوي براي فريز کردن

Profiler

56KB

يک بوتر قديمي

RifRaf

192KB

يک بوتر خيلي قوي که کار کردن باهاش ساده ميباشد

SILENCE

55KB

توسط اين بوتر براي دوستتون نوشته بفرستيد

Silencer

29KB

يک بوتر خوب براي ياهو مسنجر هاي قديمي

Silent Bomb

22KB

بمباران کردن بطوري که زياد کشته نده

Silent Bomb 2

18KB

بمباران کردن بطوري که زياد کشته نده

SILENT_OVERLOAD

15KB

يک بوتر قديمي که هنوز کار ميکنه

Silver

128KB

يک بوتر همه کاره که آي پي هر آي دي رو بخاي برات در مياره

StatWizard

57KB

يک برنامه جالب براي بازي کردن با استاتوس جلوي آي دي

Stonewall

21KB

يک بوتر قديمي

SuperBoot3

45KB

يک بوتر جالب که براي فريز کردن حرف نداره

VB6-RNF

2980KB

براي اينکه تمامي بوترها و برنامه هاي ياهو کار کنه اين را اجرا کنيد

YahooIDUnlockerBeta

12KB

اگر آي دي شما رو لاک کرده اند آي دي را با اين برنامه برش گردونيد

YahQuest 3

187KB

يک بوتر همه کاره براي ويران کردن روم ها

YahSee

19KB

براي ديدن وبکم مردم بدون اجازه از خودشون

YBlueSt

18KB

توسط اين برنامه ميتونيد استاتوس خودتون را آبي کنيد

YBomber

17KB

براي فرستادن چندين پي ام که باعث هنگ کردن ميشود

YFucker

74KB

براي خراب کردن ياهو مسنجر

YInivter

15KB

يک اينوايتر خوب

Yofi

102KB

 براي ايگنور کردن خيلي کارايي داره


منبع: www.venos.tk

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 2:8 PM توسط منتظر|

OverKill
يك بوتر خوب با گنجايش400 ID براي بوت و 21 options براي بوت

دانلود برنامه
Anti.Buddy
*بوتري قوي و با ظرفيت 500 آيدي و 15 گزينه برايه بوت وهمچنين قابليتهاي ديگر برنامه:
ProfilerCheck , StatusCheckerm , PassChanger , MicLock



دانلود برنامه

Y-Area Nuke V2.0 Final
*يک بوتر قوي و "سري" که با يک آيدي بوت ميکنه ولي داراي Option زياد



دانلود برنامه
Boot Boom V.3
بوتري قوي و با ظرفيت 500 آيدي و14 گزينه برايه بوت وهمچنين قابليتهاي ديگر


دانلود برنامه
Shun
*بوتري قوي و با ظرفيت 1000 آيدي و 21 گزينه براي بوت ويه برنامه گردن کلفت!!!

دانلود برنامه

Super Hard DC v3.2
يک بوتر خوب که به 3 روش ميتونين باهاش بوت کنيد و همچنين ميتونين باهاش روم رو هم بوت کنيد


دانلود برنامه

Room خوب براي بوت کردن روم طوري كه هيچ كس داخل روم نمونه
همه افراد روم بوت ميشن !!!
 Lager
برنامه اي
دانلود برنامه

منبع: www.venos.tk

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 2:6 PM توسط منتظر|


7 ترفند مفید در نرم افزار Word
با بکار بستن ترفندهای زیر در کار خود با نرم افزار Word سرعت بخشید :

1- اگر در حال تایپ کردن یک متن انگلیسی هستید و به دنبال مترادف یک کلمه خاص می گردید ، کافیست نشانگر را در کنار و یا در زیر کلمه مربوطه ببرید و کلیدهای Shift + F7 را فشار دهید.با این کار فهرستی از کلمات مترادف آن کلمه خاص نمایش داده میشود.

2- اگر فرمت قسمتی از متن را تغییر داده اید ، مثلا رنگ یا نوع فونت آن را عوض کرده اید و حالا میخواهید به همان وضعیت پیش فرض Word برگردانید ، میتوانید آن بخش از متن را انتخاب و کلیدهای Ctrl + SpaceBar را فشار دهید.

3- وقتی میخواهید بخشی از متن را انتخاب کنید ، میتوانید کلمه Alt را پائین نگه دارید و با ماوس Drag کنید.این کار باعث می شود عمل انتخاب به صورت مستطیل شکل انجام شود و سرعت شما به طرز چشمگیری افزایش یابد.

4- با فشردن کلید Shift + F5 میتوانید به قسمتی از متن که بتازگی تغییری در آن ایجاد کرده اید بروید.فشردن مجدد این کلیدها شما را به قسمتهای تغییر یافته قبلی متن میبرد.


5- در پنجره Print Preview شما میتوانید پیش از پرینت گرفتن ، پیش نمایشی از فایل خود را ببینید.اگر در همین پنجره بخواهید تغییراتی در متن بدهید ، کافیست روی آیکون Magnifier کلیک کنید تا اجازه تصحیح در متن به شما داده شود.

6- اگر میخواهید همزمان دو بخش مختلف از یک Document را ببینید ، میتوانید فایل مربوطه را در نرم افزار Word باز کرده ، ماوس را بالای فلش موجود در بالای نوار لغزان نگه دارید تا نشانگر ماوس به شکل دو خط موازی با دو فلش در بالا و پائین آن درآید.آنگاه کلیک کنید و بدون رها کردن ماوس آن را به سمت پائین بکشید.حال صفحه به دو قسمت تقسیم میشود که در هر دو بخش همان فایل نمایش داده میشود و همزمان میتوانید دو بخش مختلف فایل را ببینید و ویرایش کنید.

7- اگر فایلتان بزرگ است و پیدا کردن مطالب برایتان دشوار است ، کافیست گزینه Document Map را از منوی View انتخاب کنید تا فهرستی از عناوین Document شما را نشان دهد.حال با کلیک بر هر عنوان به آن قسمت از فایل خود پرش میکنید.

منبع : http://www.persian-forum.com/showthread.php?t=9554

 

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 1:30 PM توسط منتظر|

ناهنجاری های رفتاری کودکان
childrens "challenging" behaviour


این کتابچه با این هدف نوشته شده که به شما اعتماد به نفس کافی برای برخورد کردن با شرایط دشواری را بدهد که در تربیت فرزند تان با آنها ممکن است مواجه شوید. هدف دیگر این نوشته این است که شما را راهنمایی کند که بتوانید درباره راه های مختلفی که در بهبود رابطه تان با فرزندان تان می توانند موثر واقع شوند فکر کنید. و بالاخره این جزوه سعی می کند به شما اطلاعاتی بدهد که بر اساس آن می توانید قضاوت کنید که چه زمان رفتار فرزند تان ممکن است مغایر با آنچه باشد که از نظر شما قابل قبول است.



 


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 0:2 AM توسط منتظر|

نامگذاري سال 86 با نام "اتحاد ملي و انسجام اسلامي"، ناظر به اتفاقات پيشين، تحولات حال و چالش‌ها و فرصت‌هاي آينده‌اي است كه فراروي ايران و جهان اسلام قرار خواهد داشت. براي برون رفت از دايره تهديدها و شكار فرصت‌ها، بايد راهبردي جامع انديشيد كه اين راهبرد توسط سكاندار نظام اسلامي براي سال 86،‌ در قالب "اتحاد ملي و انسجام اسلامي" تعريف شده است. با بيان اينكه امام در برابر استراتژي "تهي‌سازي از قدرت" امريكا كه سعي داشت صاحبان اصلي اين انقلاب را از بدنه حكومت دور نمايد، با شعار "همه با هم"، حلقه‌هاي اتصال ميان مردم و رهبري را روز به روز منسجم‌تر و مستحكم‌تر نمود، عنوان مي‌كنند: تجربه 28 ساله انقلاب اسلامي ايران به دنياي غرب آموخته است كه مهمترين مؤلفه مانايي، پويايي و پايداري ايران اسلامي، "مقاومت مردمي" است و اين مقاومت شكسته نمي‌شود مگر آن كه "اتحاد ملي" در شاخه‌هاي حاكميتي، ‌‌دولت - ملت، احزاب و گروه‌ها، اقليت‌ها و قوميت‌ها شكسته شود. آرزويي كه در ماه‌هاي اخير به دفعات توسط كاندوليزا رايس، نيكلاس برنز، توني بلر و ايهود اولمرت به زبان آورده شده است.
اين بيانيه با اشاره به اينكه سال 86 با تشديد فشار غرب عليه ايران آغاز شد، اظهار مي‌دارد: تصويب سومين قطعنامه ضد ايراني در شوراي امنيت نشان داد كه غرب تلاش مي‌كند با افزايش فشار سياسي، ايجاد موانع اقتصادي، راه‌اندازي جنگ رواني،‌ تبليغ بي‌اعتنايي عمومي به دولت و مسئولان كشور، بزرگنمايي نقاط ضعف و نسبت دادن برخي قصورها و محروميت‌ها به تبعيض‌گرايي قومي و مذهبي، يكپارچگي عمومي را در مسايل كلان كشور به ويژه در پرونده هسته‌اي كه در حال حاضر به نمادي از وفاق و يكپارچگي ملي در داخل و حتي خارج از مرزهاي كشور تبديل شده، به يغما ببرد. نامگذاري سال 86 به "وحدت ملي و انسجام اسلامي" نشان داد كه رهبر معظم انقلاب، راهبرد اداره نظام اسلامي را معطوف به مرزهاي سياسي و جغرافيايي ايران نكرده و با درك شرايط ويژه منطقه و جهان اسلام، يكپارچگي دنياي اسلام را در برابر توطئه‌هاي دنياي غرب مطالبه نموده است، مطالبه‌اي كه نقطه آغازين آن مي‌تواند با طرح تدوين "منشور اتحاد جهان اسلام" كه معظم‌له در سال‌روز ميلاد احمد مصطفي (ص) ارائه كردند،‌ كليد زده شود
با توجه به شرايط و اقتضائات ملي و بين المللي و ضروريات تعميق جريان بيداري ديني در جهان معاصر و با عنايت ويژه به سرلوحه اقدامات سال 86 كه توسط مقام معظم رهبري تحت عنوان اتحاد ملي و انسجام اسلامي تعيين شده، پرداختن به این نامگذاری، در دو عرصه لازم و ضروری است:

1- در سطح داخلي، به نظر مي رسد با توجه به شکل گيري و تقويت همبستگي ملي و مشارکت مردم در مسائل مهم کشور ، و وجود جوانان پرشور و با استعداد ، بيش از هميشه نيازمند بهره گيري از الگوي رفتاري مناسب براي حرکت روبه جلو و شتابنده به امور فرهنگي كشور هستيم تا از اين طريق بتوانيم در عرصه هاي مختلف، فاصله خود را از قله هاي پيشرفت مادی و معنوی کاهش دهيم و با سربلندي از ميان کوران حوادث و توطئه هاي پيش رو عبور کنيم.

قطعاً وجود مقدس پبامبر اعظم (صل الله علیه و آله و سلم) که الگويي تمام عيار و کامل است ، مي تواند راهگشا باشد و ما را در مسير درست تري قرار دهد.
ترديدي نيست که توجه دادن به ويژگي هاي پيامبر عظيم الشان اسلام به عنوان مثال عنصر اخلاق(فردي،اجتماعي)، ، به آن معنا نيست که جامعه ما از خصايل اخلاقي دور شده و نياز به بازگشت به مکارم اخلاقي دارد ، بلکه به دليل اين که ايران اسلامي که الگويي از جامعه اسلامي و اخلاقي و منادي حکومت اسلامي در جهان امروز است ، نيازمند تقويت مکارم اخلاق در سطح جامعه خود و در سطح بين المللي است. جامعه بين المللي که بشدت تحت فشار، بي عدالتي ، قدرتمداری ، زورگویی و سياست بازی سياستمداران اخلاق گريز است.

2-در سطح بين المللي و منطقه اي نيز به نظر مي رسد نامگذاري سال 85 به عنوان پيامبر اعظم (صل الله علیه و آله و سلم) و سال 86 به عنوان اتحاد ملي و انسجام اسلامي ناظر به شيطنت ها ، توطئه ها و اقدام هاي مراکز قدرت جهاني و صهيونيسم بين الملل نسبت به ساحت دين مبين اسلام ، پيامبر عظيم الشان اسلام و جهان اسلام است

پيام نوروزى رهبر معظم انقلاب و دستور ايشان مبنى بر نامگذارى سال 1386 به سال اتحاد ملى و انسجام اسلامى در برگيرنده ى نکات مهم و قابل توجهى است که پرداختن به آن امر بسيار مهم و ضرورى جلوه مى نمايد. اتحاد ملى و انسجام اسلامى همانقدر که در بين توده ها و آحاد مردم و دولتمردان جمهورى اسلامى ايران اهميت دارد‌ در عرصه ى بين المللى و بر طبق معيارهاى تعريف شده سياست خارجى داراى اهميت فوق العاده اى مى باشد. انسجام اسلامى و اتحاد بين ملتها و دولتهاى مسلمان در حال حاضر و با شرايط کنونى جهان بسيار مهم مى باشد و راهبرد انسجام اسلامى و وفاق ملى و همگرايى با دولتها و ملتهاى مسلمان در عرصه ى روابط خارجى بايد هر چه محکمتر و جدى تر در دستور کار سياستگزاران خارجى کشور قرار گيرد.

بنيانگذار کبير جمهورى اسلامى ايران حضرت امام خمينى (ره) نيز در طول عمر با برکت خويش و خصوصا بعد از پيروزى انقلاب اسلامى بر انسجام و اتحاد هر چه بيشتر کشورهاى جهان اسلام تاکيد زيادى مى نمودند. ايشان مکرر به دولتهاى مسلمان اين هشدار را مى دادند که مبادا با بى فکرى و توجه نکردن به موازين اسلامى و دستورات اسلام از آرمانها و انسجامى که بين دولتهاى مسلمان بايد وجود داشته باشد دور شوند. رهبر فقيد جمهورى اسلامى ايران ملتهاى مسلمان را نسبت به اين مسئله هشدار مى دهد که مبادا فريب سياستها و جريانهاى نادرست دولتهايشان را بخورند. ايشان متذکر مى شوند که دولتها غالبا مسائل را به صورت وارونه و برخلاف واقع جلوه مى دهند و همين باعث مى شود تا ملت ها منحرف شوند در صورتيکه قطعا منطق ملت ها با دولتها متفاوت است.

امام (ره) در جايى پيرامون انسجام و وحدت هر چه بيشتر تصريح مى کنند:

« مادامى که با هم اختلاف داريم قدرتهاى بزرگ از ما استفاده خواهند کرد. مسلمين اگر با هم مجتمع شوند‌، حکومتها با هم تفاهم کنند، ملتها هم تفاهم خواهند کرد. ملتها مخالف با هم نيستند. حکومتها نمى گذارند ملت ها با هم تفاهم کنند. اگر اين مشکله ى حکومتها برداشته بشود، از ممالک اسلامى هيچ قدرتى بالاتر از قدرت اسلام و مسلمين نخواهد بود. زيرا که مسلمانان بيش از يک ميليارد جمعيت دارند و خزائن فراوان. »

نامگذاري سال 1386 به نام«سمئ ملي و انسجام اسلامي» از جمله نامگذاري هايي است كه هم داراي مناسبت خاص وهم برخاسته ازنياز استراتژيك كشور بوده است. تقارن طليعه سال 86 با ميلاد مسعود فخر كائنات محمد مصطفي (ص) و آغاز هفته وحدت، همراه با درك جامعي كه رهبر معظم انقلاب از پروژه هاي درحال طراحي واجراي دشمنان نظام و جهان اسلام داشتند، اين سال را به نام اتحاد ملي و انسجام اسلامي ناميدند. درواقع نامگذاري سال 86 به اتحاد ملي و انسجام اسلامي، ناظر به اتفاقات پيشين، تحولات حال وچالش هاي آينده اي است كه فراروي ايران و جهان اسلام قرار خواهد داشت كه براي برون رفت از دايره تهديد ها شكار فرصت ها، بايد راهبردي جامع انديشيد، مي شد كه اين راهبرد در سال جاري، توسط سكاندار نظام اسلامي، درقالب اتحاد ملي و انسجام اسلامي تعريف شده است.

شناسه راهبردي نظام
از نگاه رهبر معظم انقلاب، نامگذاري هر سال ، يك نوع هدف گذاري است كه شناسه راهبردي نظام را در آن سال مشخص مي سازد

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 11:51 PM توسط منتظر|

طراحی لوگوی رایگان و تصاویر و ارسال آن ‌به ایمیل برای سفارش به ایمیل زیر درخواست  خود را ارسال کنید

 

 

نوشته شده در شنبه دهم شهریور 1386ساعت 3:21 AM توسط منتظر|

10 واقعيت درباره ورزش


دوست دارید سر کار تند و تیز تر شوید؟ وقتی به خانه می آیید کمتر احساس خستگی کنید؟ بتوانید ساعاتی را به آسودگی کنار همسرتان بگذرانید؟ یا حتی بتوانید بدون احساس گناه شیرینی بخورید؟
اگر پاسخ شما به این سؤالات مثبت است، ورزش چاره ی کارتان است!
فعال بودن از نظر جسمی فواید و مزایای بسیار زیادی برای شما دارد. اگر به دنبال انگیزه ای برای شروع یک برنامه ی ورزشی هستید یا می خواهید تمرینات خود را به صورت منظم از سر بگیرید، در این مقاله 10 نکته درمورد ورزش فیتنس و بدنسازی برایتان عنوان می کنیم که امیدواریم بتواند انگیزه ی لازم را در شما ایجاد کند.

1. ورزش قوای مغزی را تقویت می کند.
دیوید اَتکینسون، مربی حرفه ای بدنسازی اعتقاد دارد که ورزش نه تنها باعث تقویت بنیه و جسم شما می شود، بلکه به عملکرد مغزتان هم کمک می کند.
"ورزش سطح انرژی بدن را بالا برده و همچنین میزان سروتونین موجود در مغز را که باعث افزایش کارکرد آن می شود را نیز افزایش می دهد. آشکار است که کسانی که فعالیت بدنی بالایی دارند یا ورزش می کنند، کارایی بسیار بالاتری در محل کار دارند. شرکت ها و کمپانی هایی که ساعات اتلاف وقت و مرخصی های استعلاجی کارکنانشان کمتر باشد، نه تنها هزینه های بهداشتی و درمانی کمتری متقبل می شوند، بلکه درکل پیشرفت بیشتری نیز در کار خواهند داشت."

2. جنبش و تکاپو، استرس را از بین می برد.
به همان اندازه که فکر و خیال ورزش کردن ممکن است باعث ایجاد استرس در شما شود، وقتی کار تمریناتتان را شروع کردید، در کلیه ی جنبه های زندگی با استرس بسیار کمتری مواجه خواهید شد.
سدریک بریانت روانشناس ورزشی عقیده دارد، "ورزش واکنش تمدد اعصاب در بدن ایجاد خواهد کرد و به نوعی حواس افراد را از آشفتگی ها و فشارهای روحی روانی به طرز مثبتی پرت میکند." او همچنین می گوید ورزش خلق و خو را بهتر کرده و از بروز افسردگی جلوگیری می کند.
شما تنها کسی نیستید که می تواند از خوشبختی و فقدان استرس در زندگی لذت ببرد. هرچه استرستان کمتر باشد، تند مزاجی و زود رنجیتان نیز کمتر خواهد شد و این مسئله باعث تقویت رابطه تان با همسر، فرزندان و دوستانتان خواهد شد.

3. ورزش به شما انرژی می دهد.
ممکن است تعجب کنید که چطور 30 دقیقه در روز ورزش کردن می تواند کل روزتان را تغییر دهد. وقتی طی ورزش، اندورفین به جریان خونتان وارد می شود، بقیه ی روز احساس انرژی بیشتر خواهید داشت.
و وقتی قدرت و استقامت بدنیتان را تقویت کردید، انجام کارهای روزانه مثل حمل خریدهای خانه یا بالا رفتن از پله ها برایتان ساده تر خواهد شد. و این مسئله باعث می شود درطول روز بسیار پرانرژی تر باشید.
یکی از مهمترین بهانه های افراد که به مشاوران ورزشی مراجعه می کنند این است که برای ورزش کردن خسته هستند. متخصصین عقیده دارند با اينکه ورزش در ابتدای کار ممکن است خستگی شما را بیشتر کند، اما این وضع خیلی دوام نمی آورد. احساس خستگی جسمی که بعد از ورزش کردن دارید مثل خستگی های عادی روزمره نیست. بعلاوه وقتی بدنتان به ورزش عادت کرد، میزان انرژیتان روز به روز بیشتر خواهد شد.

4. پیدا کردن کمی وقت برای ورزش چندان هم دشوار نیست.
اَتکینسون اعتقاد دارد که کلید کار این است که از زمانتان بهتر و عاقلانه تر بهره گیرید. باید با یک تیر دو نشان بزنید.
فرزندانتان را به پارک ببرید یا با آنها به دوچرخه سواری بروید. با اینکار نه تنها کمی فعالیت بدنی انجام داده اید بلکه از بودن کنار خانواده هم لذت برده اید. با بچه ها به شنا بروید. حتی قایم باشک بازی با آنها هم نوعی فعالیت فیزیکی به شمار می رود و بهتر از هیچی است.
با همکارانتان قرار پیاده روی و بيليارد بگذارید. این فکر را از ذهنتان دور کنید که برای ورزش کردن حتماً باید به باشگاه بروید و روزی یک ساعت در آنجا مشغول به تمرین شوید. با اضافه کردن کمی فعالیت بدنی به کارهای روزانه تان به همان میزان به سلامت جسمتان کمک خواهید کرد.
اتکینسون می گوید، "همه باید حداقل 20 دقیقه در روز فعالیت جسمانی در حد ورزش داشته باشند. گاهی اوقات 10 دقیقه طناب زدن از 20 دقیقه پیاده روی یا دو بهتر است. جاروبرقی کشیدن خانه در صبح، بردن بچه ها به پارک در بعد از ظهر و کمی پیاده روی با همسرتان هنگام شب می تواند روزی بسیار فعال را برایتان بسازد.
دستورالعمل های جدید دولت عنوان میکند که برای کاهش وزن و حفظ آن، باید حداقل روزی 60 دقیقه ورزش کنید، اما برای حفظ سلامتی و استفاده از فواید ورزش در مقابله با بیماری ها، روزی نیم ساعت هم کفایت می کند.

5. ورزش به ایجاد رابطه ها کمک می کند.
مطمئناً ورزش کردن به همراه کسی دیگر، همسر، خواهر یا برادر، یا یک دوست، در تقویت رابطه تان با او بسیار مثمرثمر خواهد بود. علاوه بر این متخصصین عقیده دارند که ورزش اگر به صورت جمعی یا دونفره انجام شود، لذت بخش تر می شود.
به همین خاطر برنامه ای بریزید که هر شب بعد از شام با همسرتان به پیاده روی بروید. با خواهر یا برادرتان یا دوستتان هم برنامه ی تنیس بگذارید یا با هم به باشگاه ایروبیک بروید.
کسانی که برای ورزش کردن خود یک همراه دارند، نسبت به کسانی که تنهایی ورزش می کنند، در ادامه ی تمرینات خود پایدارتر هستند و بیشتر به اهدافشان دست پیدا می کنند.

6. ورزش از بروز بیماری ها جلوگیری می کند.
تحقیقات نشان داده است که ورزش می تواند بروز بیماری های قلبی، سکته، فشارخون بالا، کلسترول بالا، دیابت نوع دو، پوکی استخوان، ورم مفاصل، و از دست رفتن حجم عضلانی را کندتر کرده یا از آن جلوگیری کند.
ورزش همچنین پیر شدن را هم آسانتر می کند. سدریک بریانت عقیده دارد، "از آنجا که ورزش باعث تقویت عضلات و مفاصل می شود، از بسیاری از دردهای دوران میانسالی که به خاطر عدم فعالیت فیزیکی ایجاد می شود، می کاهد.
ورزش همچنین باعث تقیت سیستم دفاعی بدن نیز می شود و به همین دلیل کمتر به سرماخوردگی یا آنفولانزا مبتلا خواهید شد. بریانت می گوید، "هیچ نوع بیماری خاصی وجود ندارد که ورزش کردن روی آن تاثیر مثبت نداشته باشد."

7. فیتنس قلبتان را تقویت می کند.
بریانت عقیده دارد ورزش نه تنها به مقابله با بیماری ها مقابله می کند، بلکه قلبتان را هم تقویت می کند. و این مسئله باعث می شود ورزش کردن یا سایر فعالیت های فیزیکی روزانه تان، برایتان ساده تر شود.
او می گوید، "قلب شما و سیستم قلبی-عروقیتان، با ورزش بسیار کارآمدتر عمل خواهند کرد و قلبتان پلاک های کمتری خواهد ساخت. و وقتی قلب قدرت بیشتری پیدا کرد، برای ایجاد همان مقدار نیرو، لازم نیست آنقدر تند بتپد.
فقط پس از چند روز از شروع تمریناتتان، بدن خود را با این محرکات جدید هماهنگ می کند و ورزش برایتان ساده تر خواهد شد و خستگی کمتری احساس خواهید کرد. تنفستان نیز حین ورزش بهتر می شود.

8. ورزش اجازه می دهد بیشتر بخورید.
حجم عضلانی کالری بیشتری نسبت به چربی های بدن می سوزانند. از اینرو، هر چه عضلات بدنتان بیشتر باشد، میزان سوخت و ساز بدنتان حین استراحت بیشتر خواهد شد. و وقتی هم که ورزش می کنید کالری بیشتری می سوزانید.
اینها به این معناست که وقتی به طور منظم ورزش می کنید می توانید هر از گاهی از شیرینی جات یا شکلات هایی که دوست دارید، نه دزدکی، بخورید. وقتی مداوم ورزش کنید باعث نمی شود که با خوردن یک شیرینی 10 قدم به عقب برگردید.

9. ورزش کارائیتان را بالا می برد.
بعد از چند هفته ورزش منظم، ممکن است لباستان طور دیگری در تنتان بایستد و احساس کنید که شکل ماهیچه هایتان متفاوت شده اند.
ورزش مداوم عضلات و ماهیچه هایتان را تقویت می کند، انعطاف پذیریتان را بیشتر می کند، و کارایی کلیتان را هم ارتقاء می دهید.
بریانت در این زمینه می گوید، "عضلاتتان خیلی کارآمدتر کار میکنند و استقامتتان بالاتر خواهد رفت. همچنین زمان واکنش و توازن بدنتان هم تقویت خواهد شد."

10. کاهش وزن مهمترین هدف نیست.
یکی از مهمترین دلایل ورزش کردن برای خیلی از افراد کم کردن وزن است. اما مطمئناً این تنها فایده ی یک برنامه ی ورزشی نیست.
بریانت می گوید، کاهش وزن برای آندسته از افرادی که به تازگی تمرینات ورزشی خود را شروع کرده اند، هدفی دراز مدت است و این می تواند تا قسمتی ناامید کننده باشد. مردم معمولاً اگر نتوانند سریع نتیجه بگیرند، قادر به ادامه ی کار نیستند.
از اینرو بریانت عقیده دارد که، مردم علاوه بر کاهش وزن باید بر فوایدی که ورزش میتواند کاراییتان در کارهای روزانه داشته باشد نیز فکر کنند. این هم می تواند انگیزه ای برای ادامه ی راهشان باشد.
وقتی برنامه ی ورزشیتان را شروع می کنید، هر هدفی که از کاهش وزن در ذهنتان باشد، نباید بگذارید که تنها هدفتان باشد. سعی کنید برای انرژی بیشتری که به شما می دهد، برای اینکه استرستان را کم می کند و قوای جسمانیتان را تقویت میکند به سراغ ورزش بروید.
وقتی این اهداف باهم در ذهنتان باشد، خیلی زود ورزش قسمتی از زندگیتان خواهد شد.

نوشته شده در جمعه نهم شهریور 1386ساعت 9:14 PM توسط منتظر|

محرم بی گمان درس معرفت بود، که می باید با مظلومیتی آنچنان که گذشت پیامی را در طول  نسل انتقال میداد، تا آیندگان در این واقعه تاسف انگیز تاریخ تمدن بشری اندیشه کنند .. وبا جدا کردن حقیقت از دل شریعتی که گذاشته شد.. امکان نجات بشر در عصر حال ممکن گردد ..
ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه دوم شهریور 1386ساعت 3:34 PM توسط منتظر|

مصرف موادمخدر از 100 سال پيش با ورود ترياك به ايران جاي خود را در بين ميانسالان جامعه باز كرد و در مدت زمان كوتاهي به ماده‌اي مدرن نسبت به چپق و قليان تبديل شد.
هنوز چند سالي از مصرف ترياك با زغال و منقل نگذشته بود كه با صنعتي شدن جامعه، مصرف موادمخدر نيز از شكل طبيعي و سنتي خارج شد و الگوي تازه‌اي پيدا كرد.
الگويي كه امروزه كراك نام دارد و سن مصرف را به شدت كاهش داده است به‌طوري كه آسيب‌شناسان اجتماعي نسبت به مصرف آن در 2 سال اخير بارها هشدار داده‌اند و ?محمدحسين فرجاد? آسيب‌شناس در اين زمينه گفته است: ميزان مصرف كراك به شدت در ميان گروه سني 17 تا 25 سال در حال افزايش است و اين امر به‌طور حتم ميزان
مرگ و مير را در سال‌هاي آتي افزايش خواهد داد چرا كه براساس آمار مركز تخصصي ترك اعتياد تهران، كراك در بين جوانان به صورت ماده‌اي كم‌خطر با ميزان نشئگي بالا معرفي شده و 95 درصد از مصرف‌كنندگان آن را به اسم روان‌گردان مي‌شناسند چرا كه از نظر كارشناسان سم‌شناسي كراك در اصل انرژي‌زا و شادي‌آور بوده و هيچ‌گونه اعتيادي را در مصرف‌كننده به وجود نمي‌آورد. اما كراكي كه در ايران توزيع مي‌شود كراك اصل نبوده و در آزمايشگاه‌هاي مخفي و خانگي كشور با فشرده كردن هروئين بدون در نظر گرفتن هرگونه استانداردي تهيه مي‌شود و در برخي موارد نيز از ضايعاتي كه نمي‌توان از آن هروئين خالص به دست آورد كراك توليد مي‌شود. بنابراين خلاف تصور مصرف‌كنندگان كراك از تبليغات نوع خارجي نوع ايراني آن اعتيادآور بوده و طي يك ماه اول مصرف دائم از آن مقدار مصرف به 3 يا 4 برابر روز اول مصرف رسيده و تعداد دفعات مصرف روزانه به 10بار در روز افزايش پيدا مي‌كند.
تدخين كراك براي شخص حس نشاط ظاهري شديد يا به اصطلاح ?پرواز شادمانه? به وجود مي‌آورد كه حدود 5 تا 7 دقيقه طول مي‌كشد و پس از آن با ايجاد افسردگي حاد واحساس بي‌ارزش بودن و ولع زياد براي مصرف اين ماده ادامه مي‌يابد و در مراحل بعد ترك اعتياد را مشكل مي‌سازد و بيشتر به همين علت است كه معتادان به كراك كمتر اقدام به ترك آن
مي‌كنند . در سال گذشته از تعداد معتادان مراجعه‌كننده به مركز تخصصي ترك اعتياد تهران 24 درصد معتاد به كراك بودند درحالي كه آمار معتادان ترياك به 59 درصد مي‌رسيد و اين آمار از نظر آسيب‌شناسان اجتماعي بيانگر شرايط سخت ترك برخلاف سهولت مصرف آن است و يكي از دلايل اصلي مصرف اين ماده توسط طيف وسيعي از جوانان ساده بودن مصرف آن است كه حتي در مكان‌هاي عمومي و خودروي شخصي با استفاده از فندك و ني و سنجاق قابل استفاده است.
بنابر اين سهولت در مصرف كراك ميزان مصرف آن را افزايش داده و به تبع آن كشفيات آن نيز رقم بالايي را به خود اختصاص داده است.
سال گذشته سردار ?حميدرضا حسين‌آبادي? مديركل مبارزه با موادمخدر نيروي انتظامي ميزان كشفيات كراك را 3 تن و 150 كيلو اعلام كرد و متعاقب آن مسوولان آگاهي به پيامدهاي سوء مصرف آن در افزايش جرايم اشاره كردند و سرهنگ ?علي تواضعي? مديركل مبارزه با جرايم جنايي آگاهي نيروي انتظامي گفت: نقش مخدرهاي صنعتي در ارتكاب جرايم بيش از گونه‌هاي سنتي بوده و براساس آمار دست‌كم دو برابر ساير مواد است. بنابر اين با توجه به نگراني‌هاي مسوولان از شيوع روزافزون ماده صنعتي كراك، به‌نظر مي‌رسد اين مساله ابعاد گسترده‌تري به خود بگيرد.

 

نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 1:22 PM توسط منتظر|

خرید عطر ؛کاری یک روزه نیست!
زما نی که عطری را انتخاب می کنید ؛ در واقع در حال ابراز حقیقتی در مورد شیوه ای هستید که مایلید از طریق آن ؛ خود یا شخصیت معطرتان را مشاهده نمایید! آیا می خواهید احساس تمیزی و تازگی به شما دست دهد؟ یا به دنبال احساسی نا متعارف و پویا هستید ؟ احساس جوانی یا پختگی و با تجربگی را بر می گزینید؟ بیشتر افراد ؛ رایحه استدوقدوس را آرام بخش تلقی می کنند ؛ چون این رایحه ؛ افراد را به یاد دوران قدیم و بوی عطر مادر بزرگ ها می اندازد.ولی فردی که در کودکی وادار شده بود در داخل کمد مادربزرگش حبس شود تا همه غذایش را بخورد؛ مطمئنا خاطره ی خوبی از رایحه استوقدوس ندارد! در حالی که بوی توتون برای بسیاری از افراد دل انگیز است.خریدن عطر ؛ کاری نیست که بتوان آن را ظرف یک روز انجام داد؛ چون پس از بو کردن چند عطر ؛ گیرنده های داخل بینی از بو آکنده می شوند . نمی توان پس از آن به خوبی بوی عطر ها را تشخیص داد. پس از گذشت نیم ساعت از بو کشیدن عطر ها ؛دوباره گیرنده های بینی شروع به کار می کنند.پس در هنگام خریدن عطر؛ وقفه های زیادی داشته باشید. می توانید گاهی بوی مقداری دانه قهوه را استشمام نمایید تا گیرنده های بینی از انواع رایحه ها عاری شوند.

خوب رنگ کنید تا خوب فروش کنیدهمه به خوبی می دانیم که رنگها و ترکیب آن ها با هم باعث تحریک احساسات ‌؛ تغییر حالات روحی و حتی گاهی باعث واکنش خاص در افراد می شوند.از این رو با انتخاب صحیح و مناسب رنگ ها در خانه یا محل کارتان می توانید در میزان جذب مشتری و فروش خود بهبودی چشمگیری ایجاد نمایید:

قرمز:به لحاظ بین المللی به عنوان برترین رنگ در میزان جذب مشتری و افزایش میزان فروش شناخته شده است.قرمز رنگ عطش  ؛لذت؛حرصِِ ؛ شور  ؛ عصبانیت؛ خشم؛ احساس و ... در نظر گرفته شده است و بیشتر از بقیه ی رنگها جلب توجه می کند.اگر از رنگ قرمز به مقادیر کمتر استفاده شود؛بهترین رنگ برای افزایش فروش استفاده می گردد. ولی اگر به مقادیر زیاد مورد استفاده قرار گیرد؛وضعیتی معکوس ایجاد می کند؛ به این معنا که میزان فروش و جذب مشتری را به محو قابل ملاحظه ای کاهش می دهد. بهترین زمان برای استفاده از رنگ قرمز حالتی است که به عنوان یک عامل جلب توجه کننده مورد استفاده قرار گیرد. به عنوان مثال : می توان از این رنگ برا ی نوشتن پیامی خاص یا نشان دادن مکانی استفاده نماییدکه می خواهید جلب توجه کند.

نارنجی:به عنوان آزار دهنده ترین رنگ برای چشم ها شناخته شده و در جهان کم طرفدارترین رنگ محسوب می شود.مسئولان پست علاقه ی شدیدی به استفاده از رنگ نارنجی روی قطعات مختلف پستی دارند ؛ چون فورا و در نگاه اول خودنمایی می کند.همچنین ؛نارنجی؛ به عنوان رنگ خلاقیت شناخته شده و مرتبط با استطاعت و توانایی خرید است. نارنجی نیز رنگ دیگری برای جلب توجه شناخته شده است ؛ ولی چون چشمها را خسته می کند ؛ باید از آن به صورت پراکنده و خیلی اندک و رنگی فرعی استفاده کرد.

ارغوانی وبنفش:این رنگها نیز مثل نارنجی به شدت ذهن گرایانه هستند. افراد یا عاشق این رنگها هستند یا به کلی از آن نفرت دارند.ارغوانی با صداقت ؛روراستی؛ معنویت و بهبود مرتبط است. در نتیجه باید از این رنگها نیز میزان اندک و به عنوان پس زمینه استفاده کرد.

آبی:این رنگ همیشه بیشترین میزان فروش را به ارمغان می آورد و محبوب ترین و پرطرفدارترین رنگ ؛ بدون در نظر گرفتن فرهنگ های مختلف ؛ در جهان محسوب می شود.آبی ؛ رنگ ارتباطات در نظر گرفته می شود.آبی روشن به خیال پردازی و آبی تیره به رنگ قدرت و برت ری شناخته می شوند.آبی رنگ آب است که صلح و آرامش و تفکرات خیالپردازانه را با یکدیگر درهم می آمیزد. از این رو ؛ می توانید از رنگ آبی به میزان زیاد و در سطح گسترده استفاده کنید.

سبز:رنگ آرامش بخش است ؛ رنگ رنگ سکون وشفا. سبز ؛ رنگی دنیوی است که اندیشه های مرتبط با تفریحات ؛کشت و گذار ؛جنگل ؛طبیعت ؛ چمنزار و مرغزارهای رویایی و خیال انگیز را در اذهان تداعی می کند.البته سبز ؛ رنگی تحریک کنننده محسوب نمی شود.

 زرد:اولین رنگی است که توسط شبکیه ی چشم دیده می شود . زرد توجهات را به خود جلب می کند و تمرکز حواس به ارمغان می آورد. البته از رنگ زرد باید به صورت متعادل استفاده کنید و بهترین پس زمینه محسوب می شود . زرد ؛رنگ "لحظه ای درنک کن و خوب بیندیش" شناخته شده است.

قهوه ای:رنگ خاک ؛ چوب و طبیعت است. قهوه ای بر ارزش های طبیعی و سنتی دلالت دارد.رنگ قهوه ای روشن مرتبط با قدرت و توانایی خرید هستند؛ در حالی که قهوه ای سیر با استغنا ؛ تونگری ودارایی در ارتباط می باشند؛ رنگ قهوه ای ؛احساسی تعارف و توام با آرامش در مشتری به ارمغان می آورد.

سیاه وسفید:این دو رنگ ؛ همیشه پس زمینه های ایمن وموثر به شمار می آیند. برای ایجاد تضادها می توان از این دو رنگ ؛ به عنوان رنگ های پایه استفاده کرد. هر یک از این رنگ ؛ به تنهایی ؛ احساسی بنیادین توام با بی ثمری به بار می آورند.

رنگهای ملایم و روشن:در همه نوع تزئینات ؛ رنگ هایی مهم به شمار می آیند. مهم ترین ویژگی این رنگها در آن است که به خوبی با تمام رنگ های فصلی و جدید ترکیب می شوند. می توانید از این رنگ ها در همه ی طراحی ها و محصولاتی استفاده کنید که قصد فروش آنها را دارید.از طریق این ترکیب رنگ ها ؛ می توانید تصمیم  گیری و انتخاب را برای مشتری آسان تر سازید.

*رنگ های روشن ؛ محیط را بزرگتر نشان می دهند. زمانی که از رنگ سیاه استفاده می کنید ؛ نورپردازی بیشتری مورد نیاز است تا رنگ ؛خود را به خوبی نشان دهد.امروزه رنگ های اصلی به تنهایی ؛ جذابیت و کشش خود را از دست داده اند و فقط برای وسایل کودکان مورد استفاده قرار می گیرند . بهترین قانون کلی برای استفاده از رنگها این است که از یک رنگ اصلی به همراه دو  رنگ فرعی و پس زمینه استفاده کنید.

 

نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 6:0 PM توسط منتظر|

دانشمندان علم فیزیولوژی میگویند :

(( خواب دیدن ها ومکاشفاتی که پرده از حقایق غیبی بر میدارد ، به هیچ وجه ممکن نیست

انسان بتواند آنهارا به سلولهای مادی مرتبط کرده وبه آنها نسبت دهد .))

 

 

دانشمندان علم النفس فرض میکنند :

(( همانطوریکه امواج تابشی جسد فیزیکی در فضایی بنام ( اتر ) (1) پیموده میشوند  ، اندیشه نیز در فضایی بنام (اتر مانتی فروس ) (2)را می پیمایند  ، که کائنات را در می نوردد ))

 

پروفسور اشتین باخ؛ کارشناس الکترو تکنیک می گوید:

دستگاه مغز قادر است ده میلیون ؛ میلیون خاطر را منظم نگاه دارد ،  با توجه به ده میلیارد سلول

تشکیل دهندۀ آن ،

به هر سلول ده هزار خاطره می رسد  ، و اگر موضوع کپیه برداری سلولی را هم در نظر بگیریم ، هر سلول ناچار است بی نهایت خاطره ، یا عکسهایی  را هم در خود حفظ کند؛ که در پاسخ باید گفت : که همۀ دانشمندان علوم روانی و فیزیولوژی می گویند به هیچ وجه این موضوع ممکن نیست زیرا محال عقلی است که یک موجود مادی که ده میلیاردآن به قدر یک نارنج می شود بدون منظم شدن به نیرویی از خارج بتواند تمام خاطره ها را در خود حفظ کند

 (( مجلۀ خواندنیها شمارۀ 98 و دانشمند شمارۀ 9 ))

 

حقیر در باب رد یا قبول این مطالب که هضم آن برایمان سنگین است بحث نمیکنم زیرا قرار است

بزبانی ساده خدارا بشناسیم

 

مابرای اینکه خدارا بشناسیم .. باید خودمان را بشناسیم در واقع باید از خودمان شروع کنیم تا به خدا برسیم چون پرتوای ازوجود او در ماست،  باید به همین پرتو متوسل شویم که امیدوارم آن نور در شما به سیاهی نگرویده باشد که همانند درخت خشکیده امکان پیوند زدن دل شما با یار نیست ..

در متن زیر از زاویه دیگری خدا، آدم ،شیطان و حوا را خواهیم شناخت تا موقعیت خود را درک کنیم .

پس...  بسیار با دقت مثال زیر را تحلیل کنید .

از طرفی بدقت بخوانید و با دقت گفته ها  را هضم کنید  ، چون در هضم مدارک تمدن بشری بسیار موثر است و توصیه میکنم قسمت چهارم را چند بار بخوانید ،  چون باید از چشم دل به آفرینش بنگرید تا عظمت حکومت الهی را در یابید .. زیرا با چشم سر امکان پذیر نیست .

 

همانطور که اطلاع دارید یک لامپ بخودی خود نوری ندارد بلکه ، الکتریسیته یا مغناطیس تولید شده  در مولد یا ژنراتور که توسط پتانسیل انرژی سد فراهم میشود  از طریق دورشته سیم. با دو جریان مثبت ومنفی به لامپ میرسد وباعث پرتو افشانی لامپ میگردد وما میتوانیم نور را ببینیم .

اما  مغناطیس قابل رویت نیست .. ولی وجودش  قابل تشخیص است ..

 

نکته قابل توجه  اینکه ، هزاران لامپ با قدرتهای مختلف ، در شهر های مختلف ، و با توان مصرف مختلف از یک میدان مغناطیسی انرژی میگیرند ، ونور دهی همه از یک منبع است ..

پس آفرینندۀ نور در همه لامپها یک تن ... ویا یک کس ...ویا یک ژنراتور است .

حال تصوّر کنید این مولّد یک خورشید است که پرتو هایش در وجود لامپها باعث نور افشانی میشود . پس این خورشید از چگونگی مصرف ، شدت یا نوسان تمامی لامپ ها مطلع است .. زیرا همه لامپ ها به او متصل هستند ، و وجود نور در خود را در وجود او معنا میکنند .

از این رو میتوانیم بگوئیم هرلامپ که بسوزد و یا بشکند  انرژی مصرفیش به مبدا باز میگردد .

 

چون میخواهیم مرز بین فیزیک و متا فیزیک را بر داریم تا به شناخت آفرینش انسان برسیم این معادله را اینگونه توضیح میدهم ..

آن پتانسیل انرژی که در طبیعت بود  و باعث شد تا قوه محرکه ژنراتور به گردش درآید ...

خدا یا پروردگار است... شعوری  که بر  تمامی ذرات وکائنات احاطه دارد ..از این رو  وجودش را در نوسان الکترون اتم ببین... تا تمامی کهکشانها ..خداوند فرا نور است چون دارای جرم نیست لیکن روح ماده محسوب میشود .. نوعی شعور خارج از قدرت درک بشر ..

آن ژنراتور فرستاده او بر زمین است ویا پدر آسمانی ما .. اوبه اذن خدا صاحب الزمان است .

که بنام آدم هم معرفی شده وفرشته آسمانیست .. او واسطه بین ما و خداست ...آدم انرژی مثبت و یا جریان مثبت مولد است .

 این جریان در حد قدرت درک خدا نسبت  به ماست و صفت های نیک خداوندرا منتقل میکند وهادی ماست ... که در اصطلاح میگوئیم نفس الهی یا آسمانی انسان  که جریان مثبت مولد محسوب میشود وبه جسد فیزیکی آن لامپ یا این گونه انسان منتقل میشود ..

این جریان نقشی درفرایند تحول ژنتیکی ویا جهش مولکولی ندارد بلکه قدرت درک وشعوری در حد اندیشیدن .. محاسبه .. آینده نگری و...میباشد که گونه انسان را از سایر حیوانات مجزا میکند . اما در مقابل این جریان مثبت یک جریان منفی هم هست که همگام با آن به لامپ منتقل میشود . این جریا ن از ذرات بار داری تامین میشود که از طریق خورشید ارسال میشود و توسط سپر مغناطیسی زمین هدایت شده ودر هسته مذاب زمین ذخیره میشوند که در اصطلاح همان شیطان است . ( توجه داشته باشید همین نیرو باعث بوجود آمدن استعداد باروری زمین و مساعد شدت حیات مادی آن شد و همین نیرو باعث بوجود آمدن پدیده های زمین شناختی و قیامت زمین میشود .. ویا زلزله بزرگ و تجدیدحیات و مرگ زمین که در پست های آینده به آن خواهیم پرداخت ) زمانیکه مولد به کار می افتد و یا فرشته آسمانی که پدر آسمانی ماست بزمین می آید این جریان منفی همگام با او  توسط مولد منتقل به لامپ که جسد فیزیکی ماست میشود و تحت عنوان دونفس وارد میشوند ومتضاد یکدیگرند اما باغث پرتو افشانی مامیشوند وتا آخر عمر با ما هستند .. یادتان باشد که برای رسیدن به تکامل باید تضاد باشد وتضاد لازمه تکامل است ..

جسد فیزیکی ما حوا محسوب میشود .. چون حوا جسم زاینده محسوب میگردد و مادر این جسم... زمین است ، که خود دارای شعوری قرار دادیست درحد غریزه که و ظیفه آن برقراری ارتباط بامحیط ، بهره گیری از آن و تولید مثل است .. نیروی منفی و اسطه ایست برای این دوشعور در انسان .. بدین صورت است که میگویند شیطان آدم وحوارا فریفت ..

پس میتوانیم بگوئیم خدا فرا نور و یا نوعی مغناطیس است که با چشم سر قابل مشاهده نیست اما وجودش را میتوانیم درک کنیم ...در اصل قدرت درک جهان ماده است که مرزی هم برایش نمیتوان قائل شد ...چون بر کل کائنات احاطه دارد..

 و حوا شعور زمین ، قدرت درک قرار دادیست و به آن غریزه هم میگویند و اگر در تورات اشاره میکند(( وبدانید که حوا مادر جمیع زندگان است)) منظور زمین است و جمیع زندگان شامل تمام موجودات زنده میشود ودر تمامی ادیان زمین را مادر انسان قلمداد میکنند . ( شعور غریزی و یا قرار دادی بسته به محیط زیست تعقیراتی دارد اما در اصل بهره گیری ازمحیط برای زنده ماندن ، فرار از خطر ، تولید مثل و دفاع از قلمرو در نهاد آن است که در تمامی موجودات زنده وجود دارد ـ به همین دلیل است که میگویند حوا ابتدا فریب شیطان را خورد  )

از طرف دیگر همانطور که زمین دارای قدرت درک غریزیست دیگر اجرام آسمانی هم میتوانند درک خواص خود را داشته باشند چون در تمامی ادیان وبخصوص تمدنها  اجرام آسمانی را در رابطه با آفرینش انسان قرار میدهند وهرکدام صفت و ویژگی خواص خود را دارند .... ( از موضوع پرت نشویم به موقع به تشریح جهان با لا اشاره میشود ) از این رو انسان مولود پدر آسمانی یا فرشته ای بنام آدم است و مادرش حوا یا زمین است.

( ودر شناسنامه انسان بانوع فریب خوردن آدم وحوا توسط شیطان آشنا خواهید شد .)

اشاره ای دیگر میکنم ..

اگر دو لامپ یا دو انسان،  در دو نقطه ، مثلا یکی در قمار خانه و دیگری در معبد باشند ، پرتوی تابشی

منعکس  شده در اثر نوسانات مغناطیسی قدرت درکشان ، در کسر ثانیه به منبع منتقل شده و ثبت میگردد ( هرچند که مدارک ثابت میکند که فراسوی زمان را نظاره گر است ـ جهت هضم عرض میشود ) از این روست که قرآن میگوید در پیشگاه خداوند دست و پا ، و اعضای بدن شهادت میدهند ..

(بله دوستان .. او همواره ناظر بر اعمال ماست واز دید او نیز رهایی نیست .زیرا از رگ گردن هم بما نزدیکتر است)

نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 3:30 PM توسط منتظر|

برون فکني
انسان وقتي ميتونه برون فکني کنه که ديگه از حواس پنجگانه اش استفاده نکنه

یکی از نکات بسیار ریز در برونفکنی عدم فعالیت شدید جسمی میباشد



ضمیر ناخودآگاه

با سلام قبل از هر چیز برای انجام هر تمرین اندکی توضیحات لازم است تا بتوانیم تمرینات خود را اغاز کنیم

پس به مطا لب توجه کنید



گنجینه اسرار ضمیر ناخودآگاه

هر فرد در ذات وجودی خویش دارای دو آگاهی کاملا متمایز نسبت به یکدیگر می باشد که به آنها ضمیر آگاه و ضمیر ناخودآگاه می گویند.

ضمیر آگاه مربوط به دانستنی های زمان حیات هر فردی می شود و آنچه را که افراد از علوم و تجارب زندگی می شناسند و بیاد دارند , تمامی آنها در این ضمیر جای دارند و هر کس برای گذرانیدن امور روزمره خود, از وجود این ضمیر استفاده می کنند و با یادآوری فوری و آنی مطالب این ضمیر , تصمیم می گیرد , اجرا می کند , حرف می زند و در نتیجه , حرکات و زندگی را بگونه ای می گذراند.

ضمیر ناخودآگاه , به صورت مرکزی است که تمامی آگاهی های زمان گذشته را بتدریج در خود جمع آوری کرده است و در اصل محفوظات این ضمیر , به کارهای روزمره اشخاص ارتباط چندانی ندارد (مگر کسی بنا به دلائلی بخواهد به آنها دست یابد ) . در این مبحث سعی شده است تا اعمال عمده و کارهای ضمیر باطن , تا حد مورد نیاز و شناخت افراد شرح داده شود.

همانگونه که می دانیم برخی از بیماری و دردهای جسمانی افراد , بایستی توسط پزشک و با مصرف دارو معالجه شوند , ولی درمان بیماری هائی که بدوا ریشه در عوامل فیزیک جسم مادی ندارند و از قدرت های روحی بخصوصی ناشی می شوند , عمدتا مداوای آنها از طریق قدرت های روحی و ضمیر ناخودآگاه خود شخص قابل درمان است . یعنی ضمیرناخودآگاه , نقش پزشک معالج را برای معالجه این قبیل امراض خارج از وجود جسم مادی و فیزیکی عهده دار می شود , لذا اگر کسی مهارت لازم را در کاوش ضمیر ناخودآگاه (خود و دیگران ) به دست آورد , آنگاه می تواند نسبت به معالجه خود و دیگران , از بیماری های روحی و روانی و عصبی , که اغلب آنها باعث دردهای عضوی جسم مادی نیز می شوند , اقدام نماید.

یکی از علل عمده بهبودی برخی از از بیماری های روانی افراد در این است که بتوانیم آنها را بگونه ای از ضمیر ناخودآگاه , یعنی از محلی که پنهان هستند خارج سازیم و سپس در معرض شناخت ضمیر آگاه و قضاوت های عقل قرار دهیم , تا رفته رفته , با سرپرستی و نظارت مستقیم عقل , آن ناراحتی یا عقده ایجاد شده , به سطح آگاهی آید و پس از شناخته شدن مداوا شود.

وقتی از ضمیر ناخودآگاه خواسته شود تا محفوظات نامطلوب و ناراحت کننده ای را که در خود دارد , طی شرایطی خاص , به ضمیر آگاه انتقال دهد , ضمیر آگاه از طریق استدلال های عقلی و با روشی منطقی , آنها را از بین می برد و بجای آن , خاطرات مطلوب (مربوط به زمان برطرف شدن علل آن ناراحتی ) را جایگزین در بایگانی عقلی می نماید.

دست یابی به ضمیر ناخودآگاه کار بسیار ساده ای نیست , ولی اگر نسبت به شناخت و دسترسی به آن از نظر علمی و عملی توجه داشته باشیم , می بینیم که کار دشواری هم نیست و ما می توانیم به وجود آن آگاهی پیدا کنیم . مثلا گاهی اتفاق می افتد که بدون وجود هیچ علتی , فردی بی حوصله است و خود شخص علت این بی حوصلگی بوجود آمده را نمی داند , در این زمان است که ضمیر ناخودآگاه , وجود خود را به گونه ای در ذات خود می نمایاند . یعنی حالتی را در شخص بوجود می آورد که شبیه به حالت آن زمانی است که برای فرد بی حوصلگی و ناراحتی بوجود آمده بود و اگنون نیز ضمیر ناخودآگاه همان حالت را در آگاهی وی تداعی می کند و ضمیر آگاه با نیروی درونی خویش , به معنی همان بی حوصلگی قبلی , به ستیز آن حالت بوجود آمده بر می خیزد . در این راستا گاهی هم عکس بی حوصلگی , یعنی شادی بی مورد به شخص دست می دهد که این مورد هم مربوط به ضمیر ناخودآگاه می باشد و از ضمیر ناخودآگاه خاطره مطلبی شاد از گذشته , به دلیل مشاهده اتفاق مشابهی , به صطح ضمیر آگاه آمده است و در این زمان آن وضع در وی به وجود آمده است.

افرادی که همیشه روی جنبه های منفی مسائل تکیه دارند , مرتبا ناخودآگاه خود را با منفی ها انباشته می کنند , لذا هرگاه حالت تداعی مطلبی از گذشته ها به آنها دست دهد , از نظر ظاهری آن افراد حالتی اندوه گین پیدا می کنند و برخلاف کسانی که همیشه جنبه های مثبت مسائل را در نظر می گیرند و به عبارت دیگر , جنبه های مثبت را به ناخودآگاه خویش روانه می کنند , بهنگام تداعی آن موضوع گذشته , بطور ناخواسته شاد و خوشحال می شوند.

البته در هر دوی این حالت ها و در اکثریت قریب به اتفاق مواقع , شخص از دلیل بوجود آمدن این حالت ها بی اطلاع است . شخص مثبت اندیش یا فردی که سعی می کند از هر رویدادی جنبه مثبت آن را ببیند , فرد خوشبختی است , گو این که ممکن است خود وی آن طوری که باید و شاید احساس نکند.

ضمیر ناخودآگاه را بعضی از دانشمندان علوم روحی جدید به عنوان پزشک خصوصی و قدرتمند جهت درمان و معالجه فرد می دانند ( جسمی و روحی و روانی ).

اگر به این پزشک درون , در استمرار زندگی غذاهایی مانند درستی , خوبی , پاکی , و امثالهم را بخورانیم , او نیز ما را با خوشبختی , شادی استغنای طبع و سرزندگی و موفقیت های بیکرانی قرین خواهد ساخت و اگر او را با بداندیشی , سوء ظن و بدبینی , حسادت , دروغ گویی , طمع و زیاده طلبی , تنفر و تکبر , جاه طلبی و غرور و ... تغذیه نمائیم , عکس العمل آن موجب به وجود آمدن ناراحتی روحی و روانی و پیچیده و سخت شدن زندگی و نهایتا ناراحتی های فراوانی خواهد بود.

یکی از ساده ترین روش های خوراک دهی به این ضمیر زنده و فعال این است , هر روز صبح که از خواب بیدار می شوید افکار و امواج مثبت و سازنده ای را به ذهن خود روانه کنید , فرضا با خود بگوئید ((امروز روز شاد و موفقیت آمیزی خواهم داشت و سعی خواهم کرد مثبت فکر کنم و مثبت عمل نمایم و از راه راست منحرف نشوم و ... ) زمانی که چنین مطالبی را به ذهن خود تلقین و بازگو نمودید آنگاه در دراز مدت اثرات بسیار مطلوبی در ضمیر شما بجا خواهد ماند.

برای تقویت ضمیر ناخودآگاه و نیروهای نهان , باید تمام افکار پلید و منفی و یاس آور را از وجود خود دور سازید , زیرا هر نوع بد اندیشی , پس از مدتی به صورت باور در می آید و بعد از چندی تحویل ضمیر پنهان می شود و به صورت عقده های گوناگون جلوه گر می شوند و کم کم در افراد زمینه ایجاد بیماری های روحی و روانی , که همان جهنم درون است فراهم می آید.

زندگانی آینده بازتاب باورهای گذشته ما و باورها نیز نتیجه و مجموعه ای از اندیشه های خود ما هستند . حال این اندیشه ها می توانند مثبت یا منفی باشند و ثمر آن نیز در شروع ادامه حیات , به همان منوال , مثبت یا منفی خواهد بود.

در بازسازی های روحی , علت هر یک از عقده ها یا ترس ها را طی شرایط خاصی می توان از ضمیر ناخودآگاه پرسید (در خواب مصنوعی ) و سپس آن را از وجود خود برطرف نمود.

پس از غلبه بر ترس های مختلف , باید هر روز چند بار به خود تلقین نمود که ((من از قدرت های نهان خود باخبرم و از هیچ عاملی وحشت ندارم )). این نوع تلقین ها باید تا موقعی که آن عقده یا ترس بخصوص , از وجود فردی به طور کامل برطرف نشده است , ادامه پیدا کند , چون مطالبی را که ما روزانه روانه ضمیر ناخودآگاه خود می کنیم , پس از مدتی تمام آنها در ضمیر ناخودآگاه بایگانی می گردند و آن ناراحتی یا عقده را می پوشانند و خنثی می نمایند.

بدبینی معمولا در اثر برخورد با اندیشه و رفتارهای بد دیگران , مثل دروغگویی , بدقولی , تقلب , سوء نیت و ... در شخص بوجود می آید و نسبت به آمادگی های روحی و روانی هر فردی که با درجه هایی ضعیف یا قوی , جزو شناخت های او شده اند , در ضمیر باطن وی نقش می بندند , به طوری که آن فرد پس از مدتی به همه چیز با نظر مشکوک و بدبینی می نگرد.

شکایت نکردن از رویدادها و وقایعی که در زندگی افراد , به طور ناخواسته رخ می دهند و توجیه کردن آنها , با روشی مثبت بینانه , اثری ثمربخش در حالت روحی و روانی اشخاص از خود بجای می گذارند و تکرار این خوشبینی ها باعث افزایش درجه صبر و بردباری و در نتیجه بالا رفتن درجه ایمان شخص می شود.

کسانی که قصد دارند بیماری های صعب العلاج خود را با نیروهای درونی خویش معالجه کنند , حتما باید از ایمان والای خود بهره گیرند البته ایمانی که با شناخت حقایق حیات و تمرین و تکرارهای صحیح و آموزنده علم روح و روان و خداشناسی تقویت یافته است , زیرا بسیاری از بیماری های جسمی افراد , از روح و روان نشات می گیرند و به توسط همان قدرت ها نیز بهبود می یابند . اندیشه و تفکر مثبت و سازنده , پایه و اساس قدرت روحی و درجه تعالی فرد را تشکیل می دهد و هر نیازی که از روی خواست قلبی باشد , ضمیر باطن آن را به انجام می رساند.

تاثیرات دعا هم یکی دیگر از واقعیات زندگی است , زیرا وقتی شخصی از عمق وجودش , خواستار سعادت برای فرد دیگری می شود , در واقع اندیشه و تفکر مثبت خود را با اراده ای قوی و ایمانی قدرتمند در این راستا بکار گرفته است.

خیر خواهی برای دیگران از عواملی است که بر درجه مثبت بینی شخص و در نهایت تسریع در کسب درجه تکاملی بالاتر وی می افزاید . طبیعی است , کسی که برای دیگران بد می خواهد یا نفرین می کند , مرتبا در وجود خویش نیروهای منفی را تقویت می کند , زیرا بداندیشیدن برای دیگران و بد خواستن , بازتابی نادرست در ضمیر باطن افراد دارد و باعث تقویت بدخواهی در فرد نیز می گردد.

در هنگام خواب روح به همراه جسم اثیری برای گرفتن انرژی به عوالم روحی سفر می کند , ضمیر ناخودآگاه هم به همراه او است . گاه اتفاق می افتد که بنا به بعضی دلائل خاص روحی , ضمیر آگاه نیز همراه آن می شود و این موقعی است که فرد قسمت هائی از آنچه را که روح و ضمیر ناخودآگاه دیده اند را می بیند و آن مطالب و رویا ها بیاد فرد می ماند . اگر شخصی را به مدت چند روز از خوابیدن منع نمائید , به طوری که روح نتواند برای کسب انرژی و تقویت سیالات حیاتی به عوالم روحی سفر کند , کمکم فرد دچار حالت عصبی می شود و ادامه این کار موجب نوعی جنون خفیف یا دیوانگی می گردد و اگر این عمل ادامه یابد , بی خوابی موجب مرگ او خواهد شد.

اگر روح بتواند در محل کسب انرژی حیاتی به اندازه کافی توقف نماید و انرژی لازم را کسب نماید , حالت شخص طبیعی خواهد بود . در غیر اینصورت , به نسبتی که انرژی کمتری کسب کرده است , درجه بیماری عصبی و جنون شخص , بیشتر خواهد شد و سپس حالت عصیانگری به فرد دست می دهد که روح به علت فشارهای زیاد , تعدادی از ریسمان های نقره ای را از جسم مادی جدا می کند و گاه حالت ناراحتی های روحی وی به جایی می رسد که تمام ریسمان ها را قطع می نماید و در این موقع مرگ در اثر بی خوابی حادث می شود.

زمانی که ریسمان های نقره ای از جسم جدا می شوند , روح قادر است به قسمت های بالاتری از عالم اثیر روحی , جهت کسب انرژی صعود کند و در این موقع هرچه روح از جسم فاصله بیشتری بگیرد , به همان نسبت هم حالت جنون بیشتری به شخص دست می دهد که در نهایت کار به مرگ منتهی می شود.

بی حسی ذهنی یا فراموش کردن برخی از مطالبی که در بعضی مواقع مورد احتیاج شخص می باشند و آن فرد نمی تواند مطلب را به یاد آورد و ما آن را به ضعف حافظه تعبیر می کنیم , یکی دیگر از نارسائی های ذهنی اشخاص است که با بکار گرفتن روش های تلقین و نفوذ در ضمیر ناخودآگاه , مانند خود صحبتی و ... , به مرور از بین می رود . البته با بکار بردن جملات مثبت تلقینی , در کوتاه مدتی , قدرت حافظه از دست داده خود را باز خواهید یافت
+ نوشته شده در ساعت توسط YOGA | نظر بدهید نظر بدهید
اینترنت رایگان
با سلام: دوستان عزیزان این مراحل راکه برای شما می گویم زیر نظر استادان وبر گرفته از نظرات بسیاری از استادان ایرانی وبر خورداری از روشهای استادان بزرگ دنیا می باشد

که خود من هم از این روشها زیر نظر استادان استفاده می کنم

برایم مفید بوداست دوستان در نظر داشته باشند که این روشها باید پشته سر هم و روزی دوبار انجام گیرد و اگر بین ان فاطه ایجاد شود حتی یگ روز

شما را به اول بر می گرداند توجه داشته باشید تا شما در این راه موفق شوید اندکی زمان می برد زیر شما در دنیا مادی بسر می برید وتا زمانی که کامل پاک وکنترل جسم وروح را در خدمت یکدیگر دراورید واز ان استفاده کنید مدتی زمان می برد ودوستان نباید دلسرد شوند ومراحل راپشته سر هم انجام بدهند نتیجه خواهند گرفت
صد درصد
دوستان می تواند سوالهای وایرادهای خود را در نظرات اعلام کنند وجوابهای انها را دریافت کنند
کسانی که درشهرهایی مشهد تهران اصفهان بابل وهمدان ورشت وشیراز هستند نظر دهند و اگر نظرات اموزنده داشته باشند و در این وب به طور فعال نظر دهند از 10 و5و 3

ساعت اینترنت رایگان شبانه یا روزانه دریافت می کند
که راههای دریافت ان برای انها اعلام می گردد
توجه داشته باشند کسانی که دراین سایت مرتب نظر سازنده دهند
با تشکر
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 11:59 PM توسط منتظر|

موانع پرواز روح كدامند؟

 

اگر همين الان تصميم بگيريم پرواز كنيم به احتمال خيلي زياد نمي‌توانيم چرا؟

 

 


ما در اقيانوسی از انرژي زندگي مي‌كنيم. هستي تاروپودش از انرژي است و ما بعنوان بخشي از اين هستي از آن جدا نيستيم، از طريق خودآگاهيمان با اين جهان در ارتباطيم.

 

نحوه ارتباطمان با هستي اندازه خودآگاهي ما را مشخص مي‌كند. خودآگاهي كوچك، ما را محدود كرده و از تماس با سطوح بالاتر انرژي باز داشته . هر چه نسبت به توانمنديها و قوانين روحمان و قوانين حاكم بر هستي آگاهتر باشيم از حيطه جسم مادي فراتر می رویم . در واقع مانع پرواز روح، جسم نیست بلكه خودآگاهي محدود ماست. خودآگاهي كه منتج از شيوه زندگي است كه اتخاذ كرده‌ايم. براي تغيير اين خودآگاهي لازم است بخشهاي خاصي به زندگي اضافه شده، يا كم گردد و يا به نوع خاصي تغيير كند. در فيزيك گفته شده است كه ارتعاش منبع ايجاد موج است كه داراي الگوي حركتي تكرار شوند در زمان است كه به آن فركانس مي‌گويند. هرچه فرکاتس بیشتر باشد انرژي بيشتري بوسيله موج منتقل مي‌گردد.

 

دانش باطني از همراهي دائمي انرژي ـ آگاهي خبر داده است. يعني هر چه انرژي ـ آگاهي بالاتر رود، فركانس بالاتر مي‌رود و با سطح بالاتر كه ارتعاش بالاتر دارد ارتباط برقرار مي‌كند و ما را قادر مي‌سازد كه به كالبد انرژي‌هاي خود و دنیاهایی با سطح ارتعاشی بالاتر دسترسي پيدا كنيم.

 

در دانش متعارف به موانع پرواز روح به اين صورت پرداخته‌اند انسان را لايه‌هايي احاطه كرده است كه هر سطح نسبت به سطح پايين‌تر از سياليت بيشتري برخوردار است. از اين نظر، كالبدهای ما مثل آبی هستند به همراه موادي كه غلظت آن در هر سطح متفاوت است و در بالاترين سطح روح است كه مانند نور است. از دیدی دیگر جسم اثيري شبيه مقداري بخار است كه داخل يك لوله قرار گرفته است قسمت پايين آن سخت و فشرده و هر قدر بالاتر رود رقيق‌تر و سيال‌تر مي‌گردد ـ در واقع غلظت سيالات را مانع خروج از بدن مي‌دانند.

 

باز از نگاهي ديگر مي‌گويند غلظت سيالات باعث كم شدن اتصال ميان كالبد مادي و هاله مي‌گردد و وقتي از غلظت سيالات كالبد اختري كاسته شود به سوي دنياي اختري پرواز مي‌كند.طبق نظر سيلوان مولدون تجربه كننده پرواز روح و پيرو مكتب اصالت روح مانع پرواز روح انطباق كالبد اختري باكالبد مادي است او مي‌گويد: بدون كالبد اختري كالبد مادي قادر به هيچ عملي نيست، در نتيجه كالبد اثيري سطح ارتعاشش را پايين مي‌آورد تا بتواند منطبق با جسم مادي بماند و كالبد مادي را به كار اندازد، بنابراين از عادتهايي پيروي مي‌كند كه در ارتباط با جسم مادي پذيرفته است او مي‌گويد: مي‌توان با بكار بردن روش‌هايي اين هماهنگي ارتعاشي را بر هم زد و باعث شد كه كالبد اختري از مادي خارج شود.

 

مانع ديگر عدم دسترسي به ضمير ناخودآگاه (ذهن ناهوشيار) مي‌باشد كه محقق كننده قصدهاي ماورايي مي‌باشد. ذهن هوشيار در حالت عادي محدود به حواس پنجگانه مي‌باشد اگر تحقق قصدی فراتر از ذهن هوشيار باشد بايد با ذهن متناسب آن انجام شود. اين قصد پرواز روح و يا هر قصد فراتر از ذهن هوشيار بايد با ذهن مناسب آن انجام شود. اين قصد بايد به شكلي به ذهن ناهوشيار برسد تا عملي شود.شیوه ریاندن قصد بروازروح به ذهن ناهشیار مهم است مثلا با تلقین کمتر کاری از ÷یش می بریم اما اگر در شرایط بین خواب بیداری باشیم ودر کالبد اختری هشیار باشیم ، راحتتر می توانیم قصد را به آن منتقل کنیم ( بعدا راجع به این روش می گویم )

 

يكي ديگر از موانع مطرح شده در پرواز روح بسته بودن چاكراها مي‌باشد. چاكراها براي ورود و خروج انرژی به هاله هستند. هر چاكرا قابليت و تواناي خاص خودش را دارد و نسبت به اينكه كدام چاكرا بازتر باشد، تعيين كننده قابليت ما خواهد بود.

 

هاله قوانين اختصاصي خودش را دارد و نتيجه بخش بودن هر روش بستگي به انطباق كامل روش با اين قوانين دارد. هاله ‌درهاي ورود و خروجی دارد كه هر كدام با كليد خاص گشوده مي‌شوند. اين قفل‌ها و كليدها بايد به درستي شناسايي شوند وكليد نامناسب و يا استفاده نامناسب از كليد درست قفل را خراب مي‌كند و يا از كار مي‌اندازد.خیلی پیچیده شد ،اگر برایم نظر بگذارید این بخش را بیشتر باز می کنم .

 

 


شناخت موانع و به كارگيري عناصر و روش‌هاي مؤثر براي تحقيق پرواز روح ضروري مي‌باشد.

 

موانع و گره هاي موجود در پرواز روح بسيار جدي هستند. موانعي كه بسادگي قابل عبور نيستند و گره‌هايي كه به آساني باز نمي‌شوند. نسخة از قبل پيچيده شده‌اي هم وجود ندارد چرا كه اين موانع و گره‌ها در همه اشخاص يكي نيستند. براي عبور بايد توانمندي‌ها و قوانين روح خود و قوانين حاكم بر هستي را بشناسيم و هماهنگ با آن عمل كنيم. عوامل، عناصر و روش‌هاي مؤثر(وسايل گذر) به درستي شناسايي شده و از وسايلي استفاده گردد كه هماهنگ با كالبد انرژيك ما مي‌باشد.

 

هر استفاده نادرست و يا نابجايي مي‌تواند زخمهايي عميق در روحمان ايجاد كند كه به سادگي قابل ترميم نباشد.

 

 


اين روزها كلاس‌هاي زيادي در گوشه و كنار برگزار مي‌شه كه توي اين كلاس‌ها به توانايي‌هاي ذاتي و دروني انسان توجه مي‌شه. توي اين كلاس‌ها چيزهايي مثل انرژي درماني، هيپنوتيزم، روشن‌بيني، كتابت، پرواز روح و خيلي چيزهاي ديگه از اين قبيل رو آموزش مي‌دهند، كه طرفداران زيادي هم پيدا كرده اما من يك سؤال دارم از شمايي كه به اين كلاس‌ها مي‌رويد فقط علاقمند هستيد كه تجربه‌اي اين چنيني داشته باشيد. چرا مي‌خواهيد پرواز روح، روشن‌بيني و...را تجربه كنيد؟ اين تجربه براي شما چي داره كه تا اين حد جذابه؟ بعضي‌ها كه خيلي به اين مسائل(ماورائي) علاقه دارند فكر مي‌كنند اگر كسي بتونه اين چيزها را تجربه كنه مثلاً پرواز روح كنه از بقيه خيلي بهتره، به كمال رسيده و از اين جور فكرها و ؟؟ صرفاً مثبت. بدون اينكه بررسي كنند كه اصلاً طرف راست مي‌گه يا نه؟ يا اينكه آيا واقعاً هر كسي تونست اين كار رو بكنه آدم خيلي كامليه؟برعكس اين گروه خوش باور آدم‌ها، کسانی هم اصلاً باور ندارند كه امكان چنين كاري وجود داره و مي‌گن كه اين حرف‌ها همش دروغه و خيال و هر كس مي‌گه كه من پرواز روح كردم يا اصلاً به درستي پرواز روح عقيده داره صرفاً يك موجود خيال بافه. در حاليكه واقعيت اينه كه در گروه اول كاملاً درست فكر مي‌كنن و نه گروه دوم. البته چيزهاي ديگري هم هست که توهم و دروغ پردازي نسبت به پرواز روح محسوب مي‌شود.

 

اما در جواب توهمها من به شما مي‌گم كه پرواز روح وجود داره و امكان پذيره ولي نه اينكه هر كسي گفت من پرواز كردم باور كنيم. پرواز روح هم مثل هر واقعيت ديگه‌اي نشانه‌هاي خودشو داره كه براساس آنها می تونيم تجربيات واقعي رو از تجربيات غيرواقعي جدا كنيم. و در جواب توهمهای مربوط به انسان کامل شدن و یا سوء استفاده از امکانات ÷روازروح مثل جاسوسی دیگران و یا سرک کشیدن به زندگی اطرافیانتان ، باید بگویم که از پروتزروح بهتر است برای بالا رفتن استفاده کنید ته ÷ایین افتادن البته که باز هم تصمیم با خودتونه و مجازات کردنتون با ارواح مجازاتگر .

 

و در آخر نشانه‌هاي شناسايي و جدا كردن پرواز روح را از موارد غيرواقعي، توهم يا رؤياها مي‌گويم:

 

1ـ يك مرحله بي‌خبري، ورود به تاريكي بعد وارد جايي ديگر شدن (مثل گذشتن از يك تونل تاريك)

 

2ـ از بالا به خود نگاه كردن و ديدن خود در حالت خواب يا مديتيشن و احساس بي‌وزني

 

3ـ شنيدن صداي سوت و یا زینگ بلند و ...

 

4ـ ديده شدن در آن مكان بوسيلة شاهداني كه ديدن شما را گواهي مي‌دهند

 

 


برون فکنی حالتی زیبا و لذت بخشی است حالتی که واقا لذتش قابل وصف نیست و باید شخص خودش ان را تجربه کند

 

خلسه مهمترین و اولین گام

 

اطمینان از عمق خلسه

 

برای انجام عمل برونفکنی رسیدن به عمق خلسه مناسب بسیار ضروری میباشد. از خصوصیات این عمق:

 

· پایین آمدن بسیار شدید ضربان قلب

 

· کاهش دمای بدن

 

· ریتم تنفسی به تدریج بسیار کند میشود و بسیار عمیق و نا محسوس است

 

· بی حسی کامل

 

· توانایی احساس انرژی ساطع شده از کف دست هیپنوتیزر در پاسها

 

درصورتی که سوژه به عمق مورد نظر رسید میتوانید ادامه دهید

 

یکی از روشها در در اولین گام فکر نکردن به هیچ کس وچیزی شما در جای که سکوت ان را فرا گرفته در حالت لوتوس یا نیمه لوتوس قرارگرید حالت نیم لوتوس چهار زانو نشسته ویکی از پاها چه چب وچه راست را بران ان یکی قرار می دهید نفس خود را به مدت

 

سه ثانیه باز و سه ثانیه دم تنظیم میکنید به صورتی که ضربان قلب اهسته گردد وبدن هیچ حرکتی نباید در طول

 

این مدت زمان داد یا به چیزی فکر کرد که کار دشواری است ولی با کمی تمرین بدن اماده می گردد توجه داشته باشید باید تمرین هروز دوبار انجام گیرد در غیر این صورت هیچ تغیری در شما صورت نمی گیرد ویک روز هم می تواند تعصیر بسیار داشته وشما را به عقب برگرداند

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 11:55 PM توسط منتظر|

افراد مشهور در زمينه ي روان جنبشي و شروع تحقيقات در اين زمينه

پس از گسترش روح گرايي در اواسط قرن نوزدهم در آمريكا و اروپا ، انجمنها و گروههاي كوچكي به صورت پراكنده در اين زمينه شروع به فعاليت كردند . انجمن تحقيقات روحي انگلستان در سال 1882 توسط گروهي از روشن فكران تاسيس شد آنها ادعاي كساني كه داراي استعداد فوق طبيعي بودند را نقد و بررسي مي كردند . گزارشات عجيب و غريب توسط اين انجمن دريافت شد .شامل اخباري همچون حركت اشياء ، ايجاد سر و صدا يا ضربه زدن بر ديوار ، نواخته شدن خود به خود سازها ، بلند شدن ميز از روي زمين و .... با نيروي روان جنبشي بود .

دانيل داگلاس هومز اولين كسي بود كه در اين انجمن مورد تحقيق قرار گرفت . هومز يك اسكاتلندي مهاجر در آمريكا بود كه از اوايل كودكي تفاوت آشكاري بين او و همسن و سالهايش مشهود بود . او داراي قدرتي بود كه با آن مي توانست هر زمان به صورت دلخواه و ارادي حوادثي را ازجمله نواختن خود به خود آكاردئون ، حركت كردن و بلند شدن ميز ، صداي كوبيدن به ديوار و مصونيت از آتش بود . يكي از دانشمندان برجسته آن زمان به نام سر ويلييام كروكس كه با شك و ترديد فراوان نسبت به اين مسائل برخورد مي كرد استعداد هاي هومز را در شرايطي كه امكان تقلب در آن به صفر رسيده بود مورد آزمايش قرار داد . وي در گزارش خود تاكيد كرد آزمايشهاي انجام شده به صورت غير قابل ترديد اين موضوع را مورد تصديق قرار مي دهد كه نوع جديدي از انرژي وجود دارد كه براي سهولت در بيان مي توان آنرا انرژي روحي ناميد .

و همچنين قابليت هاي خانم اوساپيا پلا دينو ايتاليايي و خانم استانيسلاو تام زيك لهستاني توسط محققان مورد بررسي قرار گرفت مثلا" خانم تام زيك اين قدرت را داشت كه اشياء كوچك را با قدرت ذهني خويش حركت دهد و يا به حالت معلق در فضا نگه دارد .

در دهه ي 1920 دو نفر ديگر به نام هاي استلا كرانشاو و رودي اشنايدر تحت مطالعات دقيق توانايي هاي خود را به اثبات برسانند اين دو نفر طي جلسات مكرر توانستند حالات مختلف روان جنبشي از قبيل صداي كوبيدن به ديوار ،‌ نسيم سرد در اتاقهاي در و پنجره بسته ، بلند شدن ميز از روي زمين و حتي شكستن پايه هاي ميز و گاهي اوقات توده هاي اكتوپلاسم را ايجاد كنند كه در روز هاي ديگر به نمونه هايي از اين تجارب براي شما اشاره مي كنيم .

با ما باشيد

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 11:45 PM توسط منتظر|

 وظايف كالبد انرژي چيست ؟

1- جذب ؛ توزيع و تامين انرژي كالبد جسماني با پرانا

2-به عنوان قالب يا الگويي براي كالبد جسماني عمل مي كند و اين امكان را به آن مي دهد . كه به رغم سالهاي متمادي سوخت و ساز ؛ شكل ؛ طرح و ظاهر خود را حفظ كند .

3- كالبد انرژي ؛ به واسطه چاكراها اعمال كالبد فيزيكي و اعضاء و بخشهاي مختلف آنرا تنظيم مي كند .

4- كالبد انرژي به واسطه شعاعها و هاله تندرستي مانند سپري در برابر ميكروبها و انرژي بيمار عمل ميكند. انرژي بيمار ؛ انرژي كهنه ؛ سموم مواد دفعي و

ميکروب ها توسط شعاعهاي تندرستي و غالبا از خلال سوراخها يي دفع مي شوند ؛ در نتيجه تمام كالبد جسماني تصفيه مي شود .

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 11:29 PM توسط منتظر|

قسمت اول


هاله، ميداني از انرژي است ( انرژي الكترومغناطيسي و ساير انرژي‌هاي عالي‌تر ) كه همه‌ي موجودات زنده را احاطه كرده است، و به عقيده‌ي بعضي در اطراف همه‌ي ذرات اتمي و موجودات زنده و غير زنده وجود دارد. براي اطلاع افراد شكاك يا علم‌گرا بايد گفت كه ما خوش شانسيم كه در زماني زندگي مي‎كنيم كه جديدترين تكنولوژي، ما را قادر به مشاهده و اندازه گيري اين ميدانهاي انرژي مي‎سازد. تكنولوژي ما آنچه را كه عرفا براي قرنها تعليم مي‎داده‌اند اثبات مي‎كند. ما مي‌توانيم هاله‌ي انسانها را از طريق بينايي يا به روشهاي ديگر درك و تفسير كنيم.

هاله‌هاي ما همواره در حال تعامل با يكديگر و محيط اطراف هستند. هر چه اين تعامل طولاني‌تر يا كامل‌تر باشد، تأثير آن بر هاله‌ها بيشتر خواهد بود. به همين علت هاله‌هاي اعضاي خانواده، دوستان قديمي و زوجهاي چندين ساله بسيار مشابه به نظر مي‎رسد.

انرژي باقيمانده از تعامل‌هاي هاله‌اي بر اشياء و مكانها نيز تأثير مي‎كند و اين تأثير بر آنها نقش مي‎بندد. مثلاً توجه كنيد كه خانه‎هاي مختلف چه احساسات متفاوتي را در ما بر مي‎انگيزند. هر خانه‌اي بسته به اينكه چه كساني در آن زندگي مي‎كنند، هاله‌اي مخصوص به خود دارد، و در هر خانه هر اتاقي بسته به اينكه چه كسي در آن زندگي مي‎كند و مي‎خوابد، احساس منحصر به فرد دارد. خانه‎اي كه بيشتر وقتها خالي از سكنه است، خالي‎تر از خانه‎اي كه سرشار از زندگي روزانه است به نظر مي‎رسد، حتي اگر در حال حاضر در خانه دوم هيچ كس نباشد. چنين خانه‌اي را با اتاق يك هتل مقايسه كنيد.

چنين اتاقي به طور مداوم تحت تأثير تعامل متغير و سطحي انرژي‌هاي متعدد و متفاوت است. ما باقي مانده‌ي انرژي خود را در همه‌ي مكانها به جا مي‎گذاريم. چيزهايي كه ما با آنها تعامل بيشتر يا عميق‌تري داريم ( مانند لباسها، جواهرات، ماشين، تخت خواب، صندلي مورد علاقه، حيوان خانگي، يا اشياء مورد علاقه ) بيشتر و عميق‌تر تحت تأثير انرژي‌هاي ما قرار مي‎گيرند و اين تأثير بر آنها عميق‌تر نقش مي‎بندد. آنچه افراد در هنگام انجام سايكومتري (روان‌نگري و روان‌سنجي اشياء) تفسير مي‎كنند، همين انرژي باقيمانده است. همچنين انرژي باقيمانده از حوادث بسيار سخت و دلخراش است كه باعث مي‎شود مكاني حالت “ روح زده ” پيدا كند، كه نوعي پارگي در ساختار زمان و مكان، يا دريچه‌اي به گذشته است.

ما نوعي آگاهي قبلي نسبت به هاله‎هاي ديگران داريم، اگرچه بيشتر اين آگاهي در سطح ناخودآگاه شكل مي‎گيرد. ما بر اثر مجاورت با بعضي افراد دچار احساس تخليه و فقدان انرژي مي‎شويم، در حالي كه بعضي ديگر به ما انرژي مي‎دهند. ما با بعضي افراد احساس سازگاري و هماهنگي مي‎كنيم، در حالي كه با بعضي ديگر احساس ناسازگاري داريم. هرگاه نوسان انرژي شخصي با ما مشابه يا يكسان باشد، نسبت به او احساس جاذبه مي‎كنيم، اما با كسي كه روي طول موجي كاملاً متفاوت است، راحت نيستيم. زبان ما انعكاس آگاهي ناخودآگاه ما از تعامل انرژي نهفته در پس اين تجربه‌ها است.

وقتي احساس مي‎كنيم كه كسي به ما نگاه مي‎كند ، در واقع از انرژي او كه با ما تعامل انجام مي‎دهد آگاه مي‎شويم. اين پديده براي يك روشن‌بين قابل ديدن است. يكي از اساتيد متافيزيك نقل مي‌كند كه: من سالها پيش هنگامي كه براي ديدن هاله‎ها شروع به تمرين كرده بودم، نمونه جالبي از اين پديده را تجربه كردم. من منتظر يكي از دوستانم بودم تا با او در يك خانه‌ي بزرگ اشتراكي كه او با حدود يك دوجين دانشجوي ديگر در آن شريك بودند شام بخوريم. در حالي كه با آرامش در آنجا نشسته بودم و اطراف را نگاه مي‎كردم، متوجه مرد جواني شدم كه وارد اتاق ناهارخوري شد. او به دوست من نگاه كرد كه رويش به سمتي ديگر بود و بشقابش را آماده مي‎كرد. در اين هنگام من رشته‌اي از انرژي به رنگ قرمز تيره را مشاهده كردم كه از شبكه‌ي خورشيدي آن مرد خارج شد، عرض اتاق را طي كرد و ميدان انرژي دوست من را كاملاً احاطه كرد. همين كه اين رشته با هاله‌ي او تماس پيدا كرد، او از حركت باز ايستاد، سپس برگشت و مستقيماً به مرد نگاه كرد، در حالي كه آثار رنجش در چهره‎اش ديده مي‎شد. در اين لحظه رشته‌ي انرژي ناپديد شد. بعداً كه من آنچه را ديده بودم به دوستم گفتم، او توضيح داد كه آن مرد كسي بود كه به شدت باعث ناراحتي او بود، زيرا همواره او را آزار ميداد. در آن هنگام بود كه من توانستم آنچه را كه شاهد بودم آگاهانه جمع بندي كنم. آن مرد در حال خيال پردازي درباره‌ي دوست من بود، و من اين خيال پردازي و واكنش دوستم را در سطح ناخودآگاه مشاهده كرده بودم. او به سادگي احساس كرده بود كه كسي به او نگاه مي‎كند و احساس ناراحتي كرده بود، در حالي كه علت آن را آگاهانه نمي‎دانست، تا وقتي كه برگشته، آن مرد را ديده بود.

همچنين او نقل مي‌كند كه: اولين هاله‌اي كه مشاهده كردم، هاله‌ي يكي از استاتيدم  بود. من براي ديدن هاله‌ها سعي نكردم، بلكه اين پديده به صورت اتفاقي برايم رخ داد. من در حالي كه خيلي خسته بودم در يك سالن كنفرانس بزرگ نشسته بودم، روبرويم چند نفر از دانشجويان ظاهراً در خوابي راحت بودند. من در حالت نيمه خسته بودم، آرام و سبكبال. همچنان كه توجهم بين درون و بيرون سرگردان بود، درخششي به رنگ زرد طلايي در اطراف سر استادم شروع به پديد آمدن كرد. هنگامي كه او به طرف جلو به سوي ميكروفون حركت مي‌كرد و در نور اتاق قرار مي‎گرفت، ديدن اين درخشش مشكل‌تر مي‎شد، اما وقتي او به طرف عقب حركت مي‎كرد و از روشنايي خارج مي‎شد درخشش باز پديدار مي‎شد. وقتي كمي تمركز بينائيم را تغيير دادم، درخشش، روشن‌تر، بزرگتر و واضح‌تر شد. شگفت زده شده بودم.

من كه آن زمان اطلاعات چنداني درباره‌ي هاله نداشتم، نمي‎دانستم كه آيا آنچه مي‎ديدم هاله بود يا نه. سپس شروع به نگاه كردن به اطراف سالن كم نور كردم، و از مشاهده‌ي هاله‌هاي اطراف سرهاي دانشجويان متحير شدم.

اين تجربه را به اين دليل براي شما بازگو كردم كه بعضي از اجزاي كليدي شرايط ايده‌آل براي درك هاله‌ها را مشخص مي‎كند

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 11:27 PM توسط منتظر|

قسمت دوم

اول، قبل از اينكه پا به اين ماجراجويي جديد بگذاريد، خواسته‌هاي خود را بررسي كنيد و به ياد داشته باشيد كه همواره مسؤولانه رفتار كنيد. همزمان با پيشرفت توانايي‌ها و مهارت‌هاي معنوي، كسب سطح بالايي از درستي و صداقت بسيار مهم است. هرچه ما قوي‌تر مي‎شويم، بازتاب اعمال ما نيز چه خوب و چه بد قوي‌تر و سريع‌تر مي‎شود. ما بايد همزمان با پيشرفت توانايي هايمان، تعهد و خرد بيشتري نيز كسب كنيم.

با در نظر گرفتن اين نكته، مشخص است كه اجازه گرفتن از ديگران قبل از بررسي هاله‌ي آنها مهم است. ( نشستن در عقب يك سالن سخنراني و تماشاي درخشش اطراف سر اشخاص يك چيز است و بررسي هاله‌ي يك دوست براي كسب اطلاعاتي كه نمي‎خواهيم او بداند و به دنبال آن هستيم، چيز ديگر ) همچنين تحميل بررسي‌ها يا توصيه‌هاي خود به ديگران كار خردمندانه‌اي نيست. اگر بخواهيم از ادراكات خود به ديگران بهره‌اي برسانيم، بهتر است به نداي شهود خود گوش فرا دهيم و با عشق و علاقه كار كنيم تا بتوانيم از كار خود به ديگران بهره و الهام ببخشيم. همچنين مهم است كه اگر معني چيزي را نمي‎دانيم، اين را با صداقت اعتراف كنيم. اين كه ما مي‎توانيم هاله ديگران را ببينيم به اين معني نيست كه جواب همه‌ي سئوالها را داريم. به ديگران و به پديده هاله احترام بگذاريد.

اگر هنوز هم مشتاق ديدن هاله‎ها هستيد، اراده كنيد كه اين فرآيند يا مهارت را فوراً، از هم اكنون آغاز كنيد. ( البته اگر هاله را نديديد نا اميد نشويد،‌زيرا يادگيري اين مهارت زياد مشكل نيست و نياز به ماهها مراقبه و تمرين ندارد ) . اگر باور داشته باشيد كه مي‎توانيد هاله‌ها را ببينيد، خواهيد توانست. اكنون تصميم بگيريد، و بدانيد كه خواهيد توانست اين مهارت را كسب كنيد.

يك اتاق كم نور براي ديدن هاله‎ها مناسب است. هنگام طلوع يا غروب آفتاب بهترين زمان براي ديدن هاله است، زيرا در اين زمان نور داخل خانه مناسب است و شما نيز احتمالاً در حالت آرامش و كمي خسته هستيد. ديوار پشت سوژه بايد ساده و به رنگ روشن باشد. در سمت ديگر اتاق بنشينيد، بهتر است به ديوار مقابل تكيه دهيد يا چهار زانو كف اتاق بنشينيد. هم سوژه و هم مشاهده كننده ( يا مشاهده كنندگان ) بايد در وضعيتي راحت قرار داشته باشند. سوژه مي‎تواند به سادگي بنشيند، يا با تمركز روي تجسم جريان انرژي در طول ستون فقرات و خروج آن از فرق سر، هاله‌ي خود را تقويت كند. مشاهده كننده بايد در حالت آرامش قرار گيرد، نفس‌هايي عميق و يكنواخت بكشد، براي چند دقيقه روي سوژه تمركز كند، و سپس به فضاي اطراف سر سوژه خيره شود. خيرگي بايد آرام و بدون تمركز باشد. وقتي بيننده توانست نور اطراف سر سوژه را مشاهده كند، سوژه و بيننده مي‎توانند به بازي بپردازند، به اين صورت كه سوژه هاله‌ي خود را بالا بفرستد، يا به درون بكشد و بيننده آنچه را كه مي‎بيند توصيف كند .

اين روش ديدن هاله با چشم فيزيكي است، اگرچه ما اغلب احساس مي‎كنيم كه براي ديدن هاله، تركيبي از چشمهاي فيزيكي و چشمهاي كالبد اختري خود را به كار مي‎بريم. روش قابل قبول ديگر براي ديدن هاله، اين است كه چشمهايتان را ببنديد، هاله‌ي شخص را مجسم كنيد، و به آنچه مي‎بينيد اعتماد كنيد. شما همچنين مي‎توانيد يك طرح كلي از بدن سوژه را روي كاغذ رسم كنيد و به قوه‌ي شهود خود اجازه دهيد كه شما را در ترسيم هاله راهنمايي كند. نتايج اين روش در مقايسه با روش چشم فيزيكي بطور كلي يكسان است، و پايه و اساس آن اعتماد و اتكاي شخص به قوه‌ي شهود خود است.

اگر تمرينهاي بالا را امتحان كرده، هنوز موفق نشده‎ايد، ممكن است به دليل قوي‌تر بودن حس لامسه يا شنوايي شما در اين زمينه باشد. بعضي از مردم پديده‌ها را به روشي متفاوت با ديگران مي‎بينند، و اين هيچ اشكالي ندارد. افراد « لامسه‎اي » مي‎توانند با حركت دادن دست خود در اطراف بدن سوژه، هاله را احساس كنند. بسياري از شفادهندگان ذاتي حس لامسه‎ي بسيار قوي دارند و انرژي را با دستهايشان احساس مي‎كنند، و به همين ترتيب بيماري و عدم تعادل را تشخيص مي‎دهند. آنها مي‎توانند رنگها و حتي مهم‌تر از آن معاني نهفته در پس رنگهاي هاله را احساس كنند. افراد « شنيداري » مي‎توانند خصوصيات هاله را بشنوند. اين افراد مي‎توانند با گوش دادن به مكالمه‌ي ذهن خود توصيفي درباره‌ي هاله بنويسند.

كليد موفقيت اين است كه به آنچه درك مي‎كنيد اطمينان كنيد، به هر حال اين ادراك شما است.در ابتدا ممكن است درخششي به رنگ سفيد مايل به آبي در اطراف سر و بدن سوژه مشاهده كنيد. آنچه مي‎بينيد كالبد اتري است. كالبد اختري ( يك سطح خارج از كالبد اتري ) جايي است كه درك رنگها آغاز مي‎شود. هر چه به طرف سطح خارج هاله مي‎رويم مهارت ما نيز بايد خالص‌تر شود، زيرا هر چه از كالبد اتري به طرف كالبد اختري / عاطفي، كالبد ذهني و بالاخره كالبدهاي معنوي مي‎رويم انرژي خالص‌تر و ظريف‌تر مي‎شود. رنگهايي كه در فاصله‌ي 30 سانتي‌متري از بدن ديده مي‌شوند مربوط به احساسات هستند، 30 سانتي‌متر دوم يا همين حدود مربوط به افكار، و بعد از آن مربوط به موضوعات معنوي است.

اطلاعات زير درباره‌ي رنگها و معاني آنها به عنوان راهنمايي‌هاي كلي براي شما بيان مي‎شود. به هر حال، در همه‌ي تجربيات شما مخصوصاً در موضوعات روحي / معنوي قضاوت نهايي به عهده قوه‌ي شهود شما است.

رنگمايه‎ها و رنگهاي خالص و ملايم نشانگر انرژي مثبت يا سالم و ناب هستند. هرچه رنگ روشن‎تر و خالص‌تر باشد، انرژي مثبت‌تر است. هر چه رنگ تيره‌تر يا سنگين‌تر باشد، انرژي بيشتر آلوده به منفي گرايي، عدم تعادل يا ترس است. هر رنگ داراي سايه‌هاي ( توناليته‎هاي ) بي‌شمار است، بنابراين فريب سادگي ظاهري ليست زير را نخوريد.

رنگ قرمز خالص و روشن در هاله بيانگر تمايل به ماديات است. شخصي كه اين رنگ در هاله‌ي او غالب است فردي ورزشكار يا شهواني، پرشور، با اراده و يا قوي است.

درخشش‌هاي قرمز رنگ اغلب نشانه‌ي خشم، قرمز تيره ( متمايل به آلبالويي ) احتمالاً نشانه‌ي شهوت، و قرمز مات اغلب نشانه‌ي رنجش و ناخشنودي است. در بررسي هاله از لحاظ بيماريهاي جسمي، قرمز اغلب نشانه‌ي تحريك بيش از حد يا التهاب در آن ناحيه است.

نارنجي خالص نشانگر خلاقيت و عاطفه است. اين رنگ اغلب شجاعت و شادي را نشان مي‎دهد. نارنجي كدر مي‎تواند نشانه‌ي تكبر و غرور باشد.

رنگ زرد خالص بطور خيلي شايع در اطراف سر مردم ديده مي‎شود. اين رنگ نشانگر تفكر و خرد است، و وفور رنگ زرد در هاله نشانه‌ي يك فرد انديشمند است. اين رنگ همچنين مي‎تواند نشانه‌ي شادي و سرزندگي، يا خلق و خوي شاد باشد. زرد ناخالص مي‎تواند نشان دهنده‌ي مشغله‌ي شديد ذهني و عدم تعادل فكري، يا شخصي با ذهن بسته، متعصب يا خرده گير باشد.

سبز روشن و خالص نشانگر شفا و رشد است، و اغلب مشخص كننده‌ي يك شفاگر است. بسياري از پرستاران و شفادهندگان طب جايگزين، اين رنگ را به صورت غالب در هاله‌ي خود دارند. پزشكان نيز ممكن است اين رنگ را در ها‎له‌ي خود داشته باشند، اما همچنين ممكن است هاله‌ي آنها بيشتر به رنگ زرد به نشانه تفكر تمايل داشته باشد. رنگ سبز نشانه‌ي مهرباني و دلسوزي نيز هست. سبز كدر نشانه‌ي حرص و طمع است.

ممكن است در هنگام مشاهده‌ي هاله‌ي يك سخنران سايه‎اي به رنگ زرد - سبز كدر و بيمارگونه ببينيد. اين سايه نشان دهنده‌ي تفكري است كه در خدمت طمع و سودجويي قرار گرفته است و بطور كلي شخصي را نشان مي‎دهد كه از تفكر خود براي كسب منفعت و برآوردن نيازهاي خود استفاده مي‎كند. البته نمي‎خواهيم بگوييم كه همه‌ي سخنوران افرادي سودجو هستند، يا سخنوري پيشه‌ي افراد طماع است! به هر حال اگر در هاله‌ي يك سخنران چنين رنگي را مشاهده كرديد بهتر است درباره‌ي او بيشتر تحقيق كنيد.

توناليته‎هاي ( سايه‌هاي ) گوناگوني از رنگ آبي در هاله‌ها ديده مي‎شوند. رنگ آبي بطور كلي نشان دهنده‌ي آرامش، معنويت و پارسايي است، و در هاله‌ي جويندگان حقيقت قابل مشاهده است. رنگ آبي اغلب نشانه‌ي تكامل روحي / معنوي است. آبي فيروزه‎اي مي‎تواند نشانگر يك روح پرشور، جوان، ماجراجو و كنجكاو باشد. آبي سلطنتي روشن نشانه‌ي فرد صادق، درستكار و وفادار است. آبي روشن نشان دهنده‌ي قدرت بالاي تجسم و شهود است. رنگ آبي كدر نشانه‌ي افسردگي و تنهايي و همچنين دلهره و نگراني است.

رنگ بنفش و ارغواني در هاله نشانه‌ي روحيه‌ي معنوي يا مذهبي است. بنفش سلطنتي، قدرت رهبري و اراده را نشان مي‎دهد. بنفش مات نشانه‌ي خودپرستي، تكبر و عقده‌ي ديگر آزاري ( ستمگري ) است؛ چنين شخصي ديگران را به خاطر ضعف‌ها و خطاهاي ناخواسته‎شان مورد سرزنش قرار مي‎دهد.

رنگ صورتي در هاله بطور كلي نشانه‌ي عشق، عاطفه، مصاحبت و يگانگي و علاقه به زيبايي است. صورتي گرم يا سرخ فام ، عاطفه و ازخودگذشتگي واقعي را نشان مي‎دهد. صورتي كدر مي‎تواند نشانه‌ي ناپختگي، وابستگي و نيازمندي باشد.

رنگ طلايي نشان دهنده‌ي قدرت، پيشرفت معنوي، ازخودگذشتگي، الهام بخشي و هماهنگي ( هارموني ) است. طلايي رنگي الهي است.

خاكستري به طور كلي نشانه‌ي ترس است. رنگ خاكستري ساير رنگهاي هاله را نيز كدر مي‎كند و خلوص آنها را ضايع مي‎سازد. نقره‎اي جنبه‌ي مثبت اين رنگ است و نماينده‌ي انرژي‎هاي ايزد بانوها ( الهه‌ها ) است. رنگ نقره‎اي همچنين نشانه‌ي خوشبيني، شهود و بيداري معنوي است.

رنگ قهوه‎اي اگر زنده و خالص باشد نشانه‌ي تعادل فكري و استقامت است. اين رنگ داراي يك نوسان زميني است. رنگ قهوه‎اي كدر مي‎تواند علامت انسداد و اختلال در انرژي باشد.

رنگ سياه مي‎تواند نشانه‌ي ترس يا نفرت باشد، همچنين نشان دهنده‌ي مشكلات، عدم تعادل و اعتيادها است. البته سياه خالص و براق مي‎تواند نشان دهنده‌ي حفاظت، رمز و راز يا دانشي باشد كه به طرز عاقلانه حفظ شده است.

رنگ سفيد مي‎تواند علامت پاكي، خلوص و راستي باشد، اما اين رنگ اغلب تركيبي از رنگهاي متعدد است كه به خوبي درك و يا تفسير نشده‎اند. گوي‎هاي سفيد رنگ بالاي شانه‎هاي سوژه اغلب نشانه‌ي نگهبانان معنوي يا فرشتگان محافظ هستند كه در زندگي فرد، مهم و تأثيرگذار هستند.

تركيب رنگها نشان دهنده‌ي تركيب جنبه‎هاي گفته شده است. مثلاً تركيب آبي / سبز مي‎تواند نشان دهنده‌ي فردي باشد كه از طريق جستجوي معنوي براي حقيقت، در حال بهبود است.

در مشاهده‌ي هاله، گوش دادن به نداي شهود خود، براي تفسير آنچه مي‎بينيد مهم است. براي درك آنچه مي‎بينيد از آن سئوال كنيد و سيستم ادراك خود را بر پايه‌ي تجربيات خود تقويت كنيد.
منبع : iran healers

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 11:26 PM توسط منتظر|

 اکتوپلاسم چیست؟

اکثر دانشمندان درباره زندگی وحالتهای مختلف بشر بررسی کرده اند , تنها توانسته اند بخش کوچکی از جسم ماده وی را بشناسند و به کشفیات ناچیزی هم در این مورد نائل آیند , به طور کلی در این بررسی ها و تحقیقات انجام شده از عناصر تشکیل دهنده وجود ذاتی بشر , بجز تعداری سلول و مواد معدنی و... تا کنون پیشرفت چشمگیری حاصل نشده است . و دانشمندان کمی هم درباره جسم اثیری و یا روح که جزء اصلی حیات مادی هستند , به پژوهش هایی پرداخته اند.
iاز جمله ناشناخته های جسم اثیری و روح که با کالبد شخص ارتباط مستقیم دارد ماده ای است بنام اکتوپلاسم که اخیرا دانشمندان روح شناس به وجود آن در زمان خواب های روحی ومدیومی پی برده اند و توانسته اند با دوربین های ویژه , از این ماده در زمان خروج از بدن مدیوم های روحی , در جلسات تماس با ارواح , عکس برداری کنند و حتی آنرا تجزیه نمایند.
اکتوپلاسم ماده ای است به شکل بخار یا دود , به رنگ های سفید تا دودی مایل به فیلی , که در زمان خواب های روحی , از قسمت های مختلف جسم مدیوم (گوش , دهان , بینی) بیرون می آید و این مواد , به وسیله دستگاههای عکاسی مادون قرمز و ماوراء بنفش قابل دیدن و عکسبرداری است . البته باید توجه داشت که دیدن این ماده با چشم معمولی گاهی امکانپذیر است و چنانچه از دستگاههای یاد شده استفاده شود به مراتب واضح و روشن تر دیده می شود , ضمن اینکه افراد نادری که مدیوم های بینای خوبی هستند می توانند با چشم تن این ماده را بطور کامل رویت کنند.
این ماده در جلسات روحی تجسدی از سوراخ های بینی و دهان و گوش یا برخی از قسمت های منافذ بدن و قسمت های دیگر خارج می شود که ارواح می توانند با استفاده از وجود اکتوپلاسم های مدیوم ] به خود شکل جسم مادی داده تا همگان آنها را روئیت کنند. چنانچه در جلسات تماس قصد ارواح تجسد نبوده و تنها هدف آنها نمایش دادن پدیده های روحی باشد , مقدار خروج اکتوپلاسم از بدن مدیوم یا وسیط کمتر خواهد بود و گاهی توسط مدیوم های متوسط هم می توان تحرکات روحی را مشاهده کرد.
ماده اکتوپلاسم از پلاسمای خون افراد بشر که مایع رقیق و بی رنگ است سرچشمه گرفته و منبع اصلی آن را خون تشکیل می دهد و هرچه رنگ این عنصر روشن و شفاف تر باشد , به همان نسبت هم قدرت مدیومی بیشتر بوده و در نتیجه پدیده های روحی قوی و مناسب تری در جلسات روحی مشاهده خواهند شد.
ارواح با استفاده از این ماده می توانند در جلسات روحی تجسد یافته و به روح و تنپوش خود شکل مادی دهند , یعنی جسم اثیری با قدرت گرفتن از اکتوپلاسم , حیات مادی به خود گرفته و قابل دید و حتی لمس می شود . این بدن کاملا مانند جسم یک انسان زنده , سفت و محکم و دارای قدرت جسمی و تکلم و حرکت خواهد بود . خروج و رویت اکتوپلاسم در تاریکی و یا نورهای بسیار کم امکانپذیر است و پس از پایان جلسه جلسات تجسدی , مجددا اکتوپلاسم جذب بدن مدیوم می شود . چنانچه در مواقعی که مدیوم در محل خود قرار دارد , خروج اکتوپلاسم برابر دستورات هادی جلسه درست انجام شود آنگاه هیچگونه آسیبی به مدیوم وارد نخواهد شد . ولی اگر پیش از خاتمه جلسه روحی اشتباهی در آنجا رخ دهد , فرضا در اواخر جلسه چراغهای محل برقراری تماس به طور ناگهان روشن شوند و یا افراد جلسه با هیاهوی زیادی باعث ناراحتی مدیوم گردند , در این حالت ها جذب پلاسما به کندی صورت می گیرد و این امر باعث ناراحتی مدیومی می شود که هنوز در خواب است . به همین دلیل است که روشن کردن چراغ ها تا پایان جلسه نباید انجام گیرد , زیرا در چنین حالتی مدیوم پس از بیداری دچار تشنج و تهوع می شود که هادی جلسه باید با خونسردی , اطراف او را کنار بزند و مقداری شربت قند غلیظ به او بخوراند و پس از گذشت چند دقیقه دیگر , مدیوم حالت عادی خود را باز خواهد یافت.
از جنس و چگونگی بوجود آمدن و خروج اکتوپلاسم از بدن و جذب مجدد آن , هنوز آگاهی دقیقی در دست نیست , ولی دانشمندان , مواد اکتوپلاسم را در آزمایشگاه های مختلف مورد بررسی قرار داده و به این نتیجه رسیده اند که برخی از مواد تشکیل دهنده آن از کلرید سدیم و فسفات کلسیم است.
وجود مدیوم و قدرت وی در ایجاد نوع اکتوپلاسم مورد نیاز ارواح در تجسد روحی , نقش بزرگ و به سزایی را دارا می باشد و به طور کلی , کسب موفقیت در هر یک از مجالس روحی بستگی به شرایطی دارد که قبلا در محل تدارک دیده شده است , ارواح برای تجسد یافتن تنها از اکتوپلاسمی که به وسیله مدیوم بوجود می آید استفاده نمی کنند . بلکه از سیالات حضار که در جلسات روحی پراکنده می شوند نیز برای تجسد بهره می گیرند , لذا ترکیب اکتوپلاسم و سیالاتی را که ارواح به نسبت دلخواه با هم مخلوط می کنند , قابل استفاده برای تجسد ارواح می باشد.در اصطلاح علم روحی این ماده را تلی پلاسم می نامند , یعنی در کل , این ماده اخیر است که تجسد را بوجود می آورد و به همین دلیل هم لازم است که نسبت معتقدین به وجود و بقای روح در جلسات می بایست زیادتر از افراد عادی یا منفی ها باشند . چون سیالات مثبتی که در جلسات وجود دارند در تجسدات روحی رل بسیار مهمی دارند.
بعضی از تجسدات در جلسات روحی به قدر واضح است که همان وهله اول , ارواح تجسد یافته خوب شناخته می شوند و در چنین حالاتی مشاهده شده که هیچگونه تغییرات ظاهری و شخصیتی در جسم تجسد یافته بوجود نیامده است . ارواحی که در جلسات روحی حاضر می شوند اکثریت قریب به اتفاق آنها پوشیده و با لباس هستند. این لباس ها شکل لباس هایی است که ارواح در زمان حیات مادی خود بیشتر از آنها استفاده می کرده اند.
دانشمندان روح شناس دنیا اکثرا بر این باورند که تمام اجسام و گیاهان و حیوانات و یا نسل بشر , دارای دو شکل , که یکی از آنها مادی و دیگری اثیری است می باشند و به همین دلیل هم ارواح در جلسات روحی با همان لباس های خود که قبل از مرگ استفاده می کرده اند ظاهر می شوند . زیرا ارواح می توانند هر عنصری را با نیروی عقل (اثر عقل بر ماده) به وجود آورند و از آن استفاده کنند.
لباس اکثر ارواحی که در جلسات روحی تجسد می یابند به رنگهای گوناگون است و لباس بانوان بیشتر تور حریری است که تمام بدن آنها را پوشانیده و کلاهی از همان جنس بر سر می کشند و در زمان ختم جلسات لباس آنها آخرین قسمتی است که از انظار ناپدید می شوند . برخی از هادی ها در جلسات روحی توانسته اند با اجازه خود ارواح , تکه ای از لباس آنها را بریده و در آزمایشگاهها به تجزیه آن بپردازند و در نهایت به این نتیجه رسیده اند که لباس ارواح از همان جنس اکتوپلاسم است.
در جلسه ای از روح حاضر سوال شد آیا اجسم پس از نابودی در جهان روحی دارای شکل مخصوصی هستند . در پاسخ گفت بله اجسام پس از نابودی و از بین رفتن شکل ظاهری حالت اثیری خود را حفظ می کنند, چون هر عنصری دارای خصوصیات مربوط به خود است فرضا اگر شیوی بسوزد به خاکستر و گرما و دود تبدیل می شود و ظاهرا آن شی از بین می رود ولی در کل همان شکل اولیه او به صورت اثیری با تبدیل جدید در عالم خلقت خواهد ماند.
همانگونه که مشاهده می کنید اکتوپلاسم از گوش مدیوم خارج می شود

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 11:9 PM توسط منتظر|

 دنیای سیاه مدیومها


الا باذکر الله تطمئن القلوب   

درود خدمت دوستان     

دنياي مديومان چگونه است ؟؟؟                      

--------------------------------------------------------    عرض ميکنم:


دنيايي  :     عجيب     سياه       گنگ       جذاب        پرخطر      


 راستي مديوم کيست؟؟؟


--------------------------------------------------------  عرض ميکنم:


مديوم:       جادوگر= نه     رواني= شايد       ريسک پذير= حتما        سالم= شايد      انسان= بستگي دارد


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 11:8 PM توسط منتظر|

روشهاي 9 گانه براي تشخيص درصد نيروي مديومي
الا باذکر الله تطمئن القلوب
-----------------------------------------

ايا من مديوم هستم ؟ 

ايا من نيروي خاصي در وجودم نهفته است؟

ايا من ميتوانم با ارواح ارتباط برقرار کنم؟ 

و  ...  

ازاين دست سوالات امکان دارد براي همه دوستان پيش امده باشد ولي شايد نتوانسته باشند جوابي مناسب برايش پيدا کنند  ... اين موضوع در اولويت است که  انسان قبل از تحقيق در مورد وجود يک پديده *  شناختي حتي المقدور نسبي از ان داشته باشد  به زبان ساده    بداند بدنبال چيست؟؟؟

مديوم :  در علم اسپريتيسم يا همان علم احضار ارواح  اين شخص را واسط بين جهان مادي و جهان غير مادي به منظور ارتباط با ارواح ميدانند

نيروي مديومي : نيرويي که فرد مديوم را قادر به برقراري ارتباط با دنياي غير مادي يا همان دنياي ارواح  مينمايد ///.

من در بعضي مواقع احساس خاصي دارم / من در بعضي اوقات چيزهايي حس ميکنم / در بعضي اوقات چيزهايي ميبينم / اين صداها چيست/
و.................

احتمالا تابحال از اين دست حسيات براي شما نيز پيش امده است...   تمامي اينها ميتواند علائمي براي وجود نيرو در شخص باشد البته
اين را ذکر کنم که اين موارد ميتواند از خيال و توهم نيز سرچشمه بگيرد ولي  نه به دفعات ...  البته خيال نيز ميتواند بوجود اورنده
يکسري از نيروها باشد مثلا : ريلکسيشن که نوعي  پرورش براي نيروي فکر و روح ميباشد که از خيالات و تفکرات سرچشمه ميگيرد و
اين خيال و تفکر لازمه اين تمرين است

چگونه مطمئن شوم نيرويي دارم ؟      بهترين و موثر ترين و مطمئن ترين راه براي تشخيص اين مورد حضور در جلسات احضار مياشد
زيرا کساني که داراي نيروي مديومي باشند ولي خودشان از وجودش بي اطلاع    *    در اين جلسات ميتوانند علائم و حالتهاي مختلفي
را از نظر روحي و جسمي درک کنند دو مورد از علائم  مشهور اين قضيه گرماي داخلي بدن و حالت تهوع ميباشد  که در اکثر افراد مشابه
ميباشد   از علائم ديگر ميتواند :  رعشه در کف دستها   *   شانه ها *   و حتي سينه باشد که شبيه به شوک قلبي نمود پيدا ميکند 
سرگيجه *  افت انرژي *  خشک شدن دهان  *   سردرد *  نيز از موارد ديگر است      ///.

و مشخصات روحي :   توهم  *  احساس سبکي  * احساس برون فکني *  ميباشد (البته در اکثريت)

بله اين مسائل ميتواند در جلسه احضار  بطور کامل و کلي در مورد شخصي صدق کند   ولي اين امکان هم وجود  دارد که  يکي از اين موارد ان هم بصورت جزئي در مورد شخص ديگر بوجود بيايد   ///.    ( ( يکي از راهاي تشخيص ميزان نيرو همين است ) ) 

هر چه حال شخص منقلب تر باشد ميزان نيرو در او بيشتر است  زيرا تمام وجود وي وسيله اي ميشود تا روح بتواند توسط قابليتهاي
ان نيرو و ميزانش  *    تجسد نمايد ( يا حضور يابد )

هميشه به هنگام ورود به جلسه اماده  باشيد چون امکان وقوع همه چيز وجود دارد و اين قضيه جذابيت موضوع را زياد مينمايد ///.

من حالا متوجه وجود نيرويي در خودم شدم  ولي ميزان اين نيرو چقدر ميباشد ؟

حال ميرسيم به مراحل 9 گانه تشخيص ميزان نيرو :   

من توسط مديومي به نام دانس پي بردم 67% نيرو دارم (البته در صدد هستم ان را پرورش داده و زيادتر نمايم)

به نظر مديومهاي استاد هر شخصي که درصد نيرويش  به 40% برسد قابليت ارتباط با ارواح را بطور کامل دارا ميباشد و همچنين ميتواند

اين ميزان يعني 40% را افزايش دهد///.

اين شخص يعني  ((دانس))  خودش 90% نيرو داشت            
                                                                         

                                                          حال ميرسيم به روشها  :


1-روش پاندول     2-روش مغناطيس     3-روش اب مقدس    4-روش  جلسه اي     5-روش لمسي    

6-روش القاء     7-روش هيپنو        8-روش چشم سوم       9- روش  برون فکني  

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

روش پاندول :  در اين روش من و دانس وارد اتاقي تقريبا بزرگ شديم که هيچ پنجره اي در ان وجود نداشت  و انجا توسط مشعل روشن بود  طراحي اين اتاق بصورتي بود که يک کابين کوچک نيز در پهلوي ان تعبيه شده بود  که ميتوانستيد از ان کابين اتاق را ببينيد از درکه واد ميشديد روبرويتان يک پاندول بزرگ به طول 3 متر و عرض  50 سانت وجود داشت  ولي سر ان گرد نبود بلکه بصورت لنگر کشتي
بود اين پاندول بصورت معلق از سقف اويزان بود و فاصله اش تا ديوار 70 سانت بود ... در کابيني که پهلوي اتاق بود :  يک صندلي /يک ميز کوچک / گلدان / و لامپي پايه اي  به رنگ قرمز وجود داشت  اين لامپ مانند پروژکتور بود دانس از من خواست در فاصله يک متري
پاندول بصورت چهار زانو  بنشينم  خودش نيز  در کابين جاي گرفت وقرار اين بود که او در ان کابين  روحي را احضار نمايد و ان را به
سمت من هدايت کند  من نيز بايد ان روح را به تکان دادن ان پاندول وا ميداشتم هرچقدر ميزان تکان خوردن پاندول بيشتر بود ميزان نيرو
در اين مرحله بيشتر مشخص ميشد من   در اين مرحله  از 90 نمره  79 نمره کسب کردم
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
روش مغناطيس : در اين روش وارد اتاقي شديم که به گفته دانس به ((اتاق مرگ )) معروف بود  در اين اتاق اهنربايي بزرگ به طول 10 متر و عرض 8 متر وجود داشت///.
اين اهنربا بر روي ديوار نصب بود ولي بسيار قوي و جاذب بود طوريکه قبل از ورود به اتاق  وسايل اهني و جذب شونده را کنار گذاشتيم
اين اتاق نيز توسط مشعل روشن بود در اين اتاق نيز کابيني طراحي شده بود  مانند همان اتاق قبلي ... قرار بود مثل مرحله قبل  دانس
روحي احضار کند  من نيز بايد در 2 متري اهنربا مينشستم   روح احضار شد ناگهان حالم بسيار بد شد  احساس برون فکني داشتم ناگهان پس از چند لحظه خودم را بالاي سر بدن مادي ام ديدم  که روي زمين افتاده بود احساس کشش داشتم روح حاضر را ميديدم  وظيفه من
اين بود که ان روح را دعوت به خروج نمايم ( البته با کمک دانس )  چون او روح را احضار کرده بود پس از حدودا سه دقيقه موفق شدم
ولي کنترل برون فکني داشت از دستم خارج ميشد ولي بالاخره توانستم باز گردم  ولي حالم بد بود مانند کساني بودم که داخل چرخ گوشت
افتاده باشند  البته حال دانس هم بهتر از من نبود هر دو ما توسط مراقبان بيرون برده شديم  دانس پس از يک شب استراحت به حالت عادي باز گشت ولي من پس از سه روز توانستم به اين امر نائل شوم  در اين مرحله از 90 امتياز 83 امتياز کسب کردم
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
روش اب مقدس : اين روش  روشي تشخيصي بود    موضوع از اين قراربود که  بايد جلسه احضاري تشکيل ميداديم   من بايد  قبل از
حضور روح در اين جلسه  ليوان ابي را سر ميکشيدم ولي اب ان را قورت نميدادم  و در دهان نگه ميداشتم  تا اخر جلسه  همانطور که قبلا
گفتم  يکي از مواردي که در جلسات  احضار اتفاق ميافتد  خشک شدن دهان است  براي همين ما بايد جلسه را در مدت کوتاهي به پايان ميرسانديم تا اب موجود در دهان من  از بين نرود  با اينکار قراربود ميزان اکتو پلاسم من  البته از نظر ترشح دهاني مشخص شود  که
با بررسي اب به اين نتيجه نائل شديم که ميزان ان چقدر است  امتياز من در اين مرحله از 90    *       88 بود    ...
دانس معتقد بود اين اب که طي مراحل احضار در دهان وجود دارد مقدس ميشود او اين ابها را دور نميريخت و انها را نگاه ميداشت///.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
روش جلسه اي : دراين روش من در سه جلسه بايد به عنوان مديوم اصلي احضار روح ميکردم  و  دانس نيز بعنوان مديوم  دستيار فعاليت
ميکرد ...    دانس  با توجه به ميزان  تجسد ارواح  و  همچنين ايجاد تغييرات محيطي و علائم   به قابليت من پي ميبرد و امتياز ميداد که
امتياز من در اين جلسات از 90   *     86 بود 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
روش لمسي :  در اين روش من روي تختي به طول 3 متر و عرض يک متر دراز کشيدم و دانس  مرا به خواب مصنوعي برد و پس از ان
دستيارش به نام  ((کارک)) که او هم مديوم ميباشد روحي را احضار کرد  البته همانطور در کابين ( مانند مراحل کابين دار) وبعد از حضور
روح    *  دانس  نقاطي از بدنم را لمس کرد و مورد ازمايش قرار داد تا تغيير و تحولات را مورد بررسي قرار دهد   من ان لحظه در خواب  مصنوعي بودم   ...پس از بيدار شدن  حالت تهوع داشتم ولي پس از مدتي  خوب شدم  در اين تمرين امتياز من از 90 *     84 بود
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
روش القا : در اين روش که روشي تلقيني بود يکسري از  مسائل را حفظ ميکردم  و بعد از ان به خود هيپنوتيزمي مشغول ميشدم و پس
از اينکه  خودهيپنو صورت گرفت  بايد ان مسائل را به ناخواگاهم تلقين ميکردم  دانس نيز روبروي من نشسته بود و نتيجه را ميديد  در
اين روش امتياز من از 90   *     79 بود
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
روش هيپنو :   در اين روش دانس مرا هيپنوتيزم کرد  و  پس از ان  در همون حالت هيپنوتيزم شده وادار به برون فکني کرد وپس از ان
نوع هاله و رنگش را تشخيص داد  دانس قادر بود جسم اثيري را ببيند براي همين روح مرا در ان حال ميديد و همچنين هاله ام را
امتياز من از اين امتحان از 90  نمره       *         78  بود
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
روش چشم سوم : در اين روش جالب *   دانس  برون فکني انجام ميداد  و من بايد توسط چشم سوم روح و هاله او را درک ميکردم
امتياز من از 90   *       88 بود  
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
و اخرين روش  روش برون فکني    :     در اين روش سرعت برون فکني را اندازه گيري ميکرديم  من از 90 امتياز  78 کسب کردم
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

بله اين هم روشها و شرح   البته مختصر ان   .................///


پس از يک هفته نتيجه را بمن گفت : 67%      
من گفتم : که بيشتر امتيازات من بالاست پس چرا 67%    ؟؟؟               او گفت :  67%  در حد بالاست و حتي ميتوان ان را به سرعت پرورش داد ...
==============================================================================

الان 7 سال از ان زمان ميگذرد  //.
 

ولي دوستان اين را بدانيد هيچگاه خودتان بدون داشتن اگاهي دست به کار نشويد چون امکان دارد به قيمت گراني برايتان تمام شود که
هيچ گونه نتوانيد ان را بپردازيد...

مويد باشيد//.
 
 
 
 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 11:7 PM توسط منتظر|

بسم الله الرحمن الرحيم


احضار روح


پرفسور هيسلوپ استاد كرسي روانشناسي دانشگاه كليمپيا ميگويد: من در يك

مجلس احضارارواح توانستم روح يكي از دوستان ثروتمندم را پس ار فوت او

احضار كنم.


او از شرح چگونگي جان كندنش را سؤآل كردم. گفت: حالتي پيدا كردم صد

برابر بدتر از


آنوقتي كه دزدي وارد منزل بشود و دست و پاي انسان را ببندد و در مقابل چشم

انسان تمام قابهاي زينتي و وسائل منزل را كه در عالم منحصر بفرد بوده است از

بين ببرد. قاليهايابريشمي را قطعه قطعه كند و آتش بزند و بلاخره همه چيز را

بگيرد و حتي يك قطعه لباس هم


براي ستر عورت به انسان ندهد. من پس از مرگ به آنكه از نظر قدرت روحي

مي توانستم به عوالم بالا پر بكشم اما روزها و ماهها در همان اطراف خانه و يا

اطراف قبرم پرسه ميزدم. و از قدرت مافوق قدرتها براي دوباره برگشتن به

بدنم استمداد طلبيده و عجز ناله ميكردم. من گفتم: خوب دوست من عاقبتت

چه شد؟ گفت: يك روز وارد قبرم شدم ديدم بدنم متعفن شده و پوسيده است و

ديگر بدرد زندگي با من


نميخورد مدتي كنار بدنم نشستم و خاطراتي را كه در دوران شصت سال زندگي با

او داشتم بياد


آوردم و زياد گريه كردم و پس از ساعتها تاثر و ناراحتي قبرم را ترك كردم و

بسوي خانه ام


آمدم. ديدم كه زن و فرزندانم بر سر تقسيم اموالم نزاع مي كردند. و اما

پولهاي نقد مرا نيز هر


چه بدستش رسيده بود بسرقت برده بود و چون زنم هنوز جوان بود مردي كه

هميشه من از او


بدم مي آمد و مخفيانه از زنم خواستگاري كرده و براي تصاحب اموالم كه در دست

زنم بود شب و روز تلاش مي كرد . اينجا بود كه ديگر طاقت نياوردم و براي

خود در دورترين نقاط جائي را كه هيچ چيز جر آفتاب سوزان ندارد انتخاب كردم

ولي آن ناراحتي و تاثيري كه در جدا شدن از دنيا متوجهم شد بهيچ وجه قابل

جبران نيست و مرا از درون مثل شعله هاي سوزان آتش


مي سوزاند. يكي از دانشمندان ميگويد : وقتي كه به پدران و مادران و

دوستان محرز و مسلم شد


كه مرگ رابطه آنها را با فرزندان و آشنايان قطع نمي كند و آنها از بين نميروند

بلكه در جهان


ارواح بحيات خود ادامه مي دهند و آنها را ملاقات خواهند كرد ديگر در مرگ

عزيزان خود ناله


و شيون نمي كنند. وقتي كه متكبران و مستبدان و خود پسندان از ارواح شنيدند

كه تكبر و غرور و زور گوئي بديگران در اين جهان بزرگترين عواملي هستند كه

روح صاحبشان را در آن جهان دچار رنج و مشقات و انحطاط مي كنند و مدتهاي

طولاني بايد دور از ارواح نيكوكاران و خوبان باشند مسلما" چنين اشخاصي

روش زندگي خود را تغيير مي دهند.


موفق باشيد

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 11:5 PM توسط منتظر|

 بنام هستي بخش هستي

 

خواننده ي عزيز اين روش با ساير روشها { ارتباط به وسيله ي : ميز ، ميز و ليوان ، لوحه يا « وي يا » ، ميز و بلانشيت ، دستمال ، ميز و قطعه چوب تراشيده شده ، ميز و يك فلش }فرق دارد،چون اين روش به مديوم نياز مبرم دارد " و براي ظهور پديده ي كتابت القائي حاضرين دايره وار در كنار هم مينشينند مديوم هم در ميان آنهاست ".در جلو مديوم يك ميز كوچكي گذارده ميشود كه روي آن يك ورقه سفيد نصب شده است." مديوم قلم را در دست خود نگه ميدارد، در حالي كه دستش را روي ورقه گذارده است ، مانند كسي كه مي خواهد بنويسد ".

بعد همه نورهاي موجود در اطاق ارتباط خاموش ميشوند تا حاضرين در نهايت خلسه و تفكر و آرامش باشند. "بعد هم نوار موسيقي آرام در تاريكي شنيده ميشود.پس از لحظات چند مديوم احساس ميكند كه دستش  و دركش در اختيار خودش نيست ".
دستش در حالي كه قلم را چسبيده خشك شده است و دست شروع حركت غير ارادي ميكند و با سرعت زياد مطالبي را روي كاغذ مي نويسد چون نويسنده اين كلمات روح است كه به دست مديوم مسلط شده است .
" وقتيكه اين پديده ظاهر شد آنوقت سوالات خود را از روح شروع ميكنيد ".در اين هنگام موسيقي متوقف ميشود فقط نور قرمزي اطاق را روشن مي كند.

                       
                                         البته روشهاي ديگري هم هست كه ارتباط بوسيله آنها صورت مي گيرد " كه آنها بشرح زير  هستند:


الف:بوسيله ي كتابت مستقيم


اين روش كتابت مستقيم در نوع خود روش بسيار مهم و بي نظير ميباشد." و وقتيكه اين پديده در جلو چشم مردم ظاهر شود شمشير برنده براي كساني است كه در امور روحي  شك ميكنند ". اما استفاده از اين روش :
قلم سربي را در ميان دو ورقه بگذار ، بعد همه آنها را در داخل صندوق كوچكي از چوب بگذاريد در آن را قفل كنيد و آن را در روي ميزي كه نزديك حاضرين است بگذاريد " بعد هم شروع به خواندن سوره فاتحه يا دعاهاي ديگر ديني بكنيد. " و اطاق را هم با يك نور قرمز روشن كنيد و بايد حاضرين به مدت يك ربع در حال تفكر و خلسه باشند  و مدت تشكيل  جلسه بايد يك ساعت طول بكشد ". بعد از يك ساعت در صندوق را باز كنيد ،ميبينيد روح مستقيما خودش روي آن اوراق نوشته است .


ب: به وسيله ي كتابت الهامي 
 

البته اين روش با كتابت القائي فرق زيادي دارد " زيرا در كتابت القائي دست مديومبه وسيله ي قدرت روح حركت ميكرد، " ولي اين پديده ناشي از پشت سر هم آمدن خاطرات  ناشناخته ميباشد كه شخص الهام شده احساس مي كند كه روحي اين پيام را به وي القاء ميكند " او شروع به نوشتن آن مينمايد .*


***توجه كنيد آن شخص مطالب را مي نويسد كه از سطح  معلومات او بالا تر است و در حالي عادي هيچگاه نميتواند آن مطالب را درك كند " حتي الهام موسيقي هم از همين قبيل است . ***

براي كسي كه اين موهبت تجلي ميكند ممكن است اين موضوع را با شعور خود درك كند ، " يا عوامل ظاهري او را متوجه اين موهبت بنمايد . " مانند روشن شدن ناگهاني اطاقش و يا احساس آرامش بي سابقه و توليد افكار به طور متوالي كه او را وادار به نوشتن آن افكار ميكند ، " بدون اينكه سابقه اي در اين قبيل افكار داشته باشد . " البته هر كس داراي اين
موهبت نمي شود ، بلكه بايد شخص ارتقاء روحي داشته باشد تا بتواند وسيله اي براي روح پاك و مترقي باشد.

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 11:4 PM توسط منتظر|

کتاب مقدس در باره جادوگری احضــار ارواح طلــب مشورت از روح مردگان غیبگــویی میگوید ؟

  در دنیایی زندگی می کنیم که بشر با مشکلات و نگرانیهای روزمره و موقعیتهای شغلی و اجتماعی نامستحکمی روبرو است. او بر اثر این عوامل زیر فشارهای روحی و جسمی قرار دارد. اگر رابطه روحانی خوبی با خالق خود نداشته باشد احساس افسردگی و بی پناهی می کند.  او سعی دارد در این اقیانوس پر طلاتم زندگی، تکه چوبی یافته و امید نجاتش را برآن ببندد. چه بسا بر اثر درماندگی به فال بینان غیبگویان احضار کنندگان ارواح، جادوگران و یا طالع بینان پناه می برد تا از دهان این اشخاص خبر خوشی دریافت کند تا شاید روح تشنه اش سیراب شود و به این طریق تسلی یابد. در صورتی که یکی از رازهای مهم موفقیت بشر در زندگی دانستن کلام خدا و اطاعت از اوامر الهی و دعا در حضورش است زیرا فقط اوست که تسلی دهنده قلب ناآرام بشر می باشد.


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 10:57 PM توسط منتظر|

آلن کاردک کیست؟
آلن کاردک, هیپولیت ریوی می باشد , او در سال 1804 , یعنی سال به سلطنت رسیدن ناپلئون بناپارت در شهر لیون فرانسه پا به عرصه وجود نهاد . از اوان جوانی همه فکر می کردند که او همانند اعضاء خانواده خود به قضاوت و یا وکالت روی خواهد آورد . اما او به سوی علم و فلسفه کشیده شد. او تحصیلات ابتدائی را در لیون انجام داد و سپس عازم سوییس شد . در آنجا دیپلم  دبیری بدست آورد و سپس در پزشکی به درجه دکتری رسید . آنگاه در پاریس به کار خستگی ناپذیری پرداخت.
در سال 1854 , او برای نخستین بار به جلسه احضار ارواح دعوت شد. در آنجا یک روح حامی به او گفت که او در زندگی قبل در دوران گل ها می زیسته و آلن کاردک نام داشته استو او این بار که به زمین برگشته دارای یک ماموریت مهم است.
ریوی در طول جلسات احضار اطلاعات ذیقمتی از ارواح پیشرفته بدست آورد که تحت نام کتاب ارواح آنها را گرد آورد و تحت نام آلن کاردک منتشر کرد. چهار سال بعد او روزنامه ای موسوم به تحقیقات روحی انتشار داد که هنوز مهمترین ارگان روح شناسی در فرانسه است.
او در برابر خنده و تمسخر بسیاری با شهامت کارکرد و موفق به ارتباط با عالم ارواح گردید و کتاب های زیر را نوشت : مدیوم ها , انجیل , سفر تکوین , بهشت و جهنم , که همه از کتاب های اساسی روح شناسی به حساب می آیند.
آلن کاردک در اثر کار زیاد به بیماری قلبی مبتلا گردید و در 1869 در سن 65 سالگی جهان فانی را وداع گفت و به عالم روحی شتافت.
هنری سوس , نویسنده شرح حال آلن کاردک می نویسد:
((ما بدینوسیله مردی که در مقابل تمسخرها و استهزاء ها , ایستادگی کرد و زندگی خود را صرف اثبات عقاید زیبای خود کرد قدردانی می کنیم. باور زیبای او این بود که انسان پس از مرگ , به زندگی خود ادامه می دهد.
همانطور که نوشتیم کتاب ارواح و دیکته ارواح و گفته های آنان است که کاردک آنها را در این مجموعه گرد آورده است.
این کتاب گرچه در 1857 میلادی نوشته شده است , اما بعدها پژوهش های دانش مندان و محققین تا حد لازم آنرا تایید کردند.
کتاب ارواح بیان کننده اصول آموزه های روحی است . درباره جاودانگی روح و ماهیت و طبیعت ارواح و رابطه آن با انسان های زنده , قوانین اخلاقی , زندگی حاضر و آینده و سرنوشت آتی بشریت بحث می کند. ارواح متعالی اطلاعات خود را در اختیار چند مدیوم یا وسیط قرار داده اند و در کتاب ارواح توسط آلن کاردک گرد اوری شده است.
در مطالب بعدی سایت تماس با ارواح سعی خواهم کرد که مطالب دیکته شده ارواح از آلن کاردک را در اختیار خوانندگان قرار دهم امیدوارم که این مطالب  مورد توجه و استفاده خوانندگان در زمینه شناخت حقایق  قرار گیرد.
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 10:51 PM توسط منتظر|

نگاهي به مشكلات فرهنگي صنعت فرش در ايران و راهكارهاي رفع آن تهران، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۱۳۸۶/۰۴/۳۱‬
پژوهش. فرهنگي. صنايع دستي. فرش.

صنايع دستي ايران به عنوان نماد و تبلور فرهنك غني اين سرزمين از ديرباز شهرتي جهاني داشته است. خمير مايه اصلي آثاري كه به دست هنرمندان خلاق و خستگي ناپذير ايران پديد آمده از عمق تاريخ كهن اين مرز و بوم نشات گرفته است .

در اين ميان "فرش دستباف " ايراني با رنك‌ها و نقشه هاي متنوع از جايگاه ويژه اي در صنايع دستي كشور برخورداراست.

فرش دستباف ايران كالايي است پر ارزش، با سابقه اي بس طولاني
كه ريشه در آداب ،فرهنك، سنتها و اعتقادات هنرمنداني دارد كه
زيبايي‌ها و مفاهيم عميق برخاسته از قلب و جان آنان را با
سرانگشتاني اعجاز آفرين بر تار و پود قالي و ديگر بافته‌ها گره مي زند و آثاري بس شكوهمند را به علاقه مندان و مشتاقان اين هنر عرضه مي‌دارد.

امروزه باوجود بازار شديد رقابتي، مشغله هاي دنياي جديد و
دغدغه هاي جهان صنعتي، چه در ايران و چه در خارج از ايران، نام ايران با نام فرش گره خورده است. خانه ي يك ايراني بدون فرش ،
خانه اي بي‌روح و خالي جلوه مي‌كند و اين نمونه هاي كم نظير
پيوند يك قوم با هنر ملي خود است.

فرش براي همه ايراني‌ها عنصري فراتر از يك صنعت است و علاوه
بر جنبه هاي اقتصادي آن، معرف فرهنك و هنر اصيل ايران و
توانمندي هاي فوق‌العاده ايرانيان است و در شناساندن فرهنك وهنر ايران به ملل ديگر نقش موثري دارد.

در لابه لاي تارو پود فرش ايراني مي‌توان جلوه هاي گوناگون
فرهنك ملي را بازشناخت و با گذشته‌ها ارتباطي معنوي برقراركرد.

اما هم اينك سرنوشت فرش دستباف ايران حكايت غم انگيزي دارد،
به طوري كه در صورت ادامه روند كنوني آينده اي نه چندان درخشان در انتظار اين هنر اصيل ايراني خواهد بود.

گذشته ازاين كه در سالهاي اخير حجم و ارزش صادرات فرش دستباف ايران روند نزولي داشته در داخل كشور نيز با ركود روبرواست.

بدون ترديد يكي از عومل عمده اين موضوع را مي‌توان در
ديدگاههاي نادرست فرهنگي جستجو كرد .

فرهنك استفاده و لزوم داشتن فرش ايراني متاسفانه در نسل
جديد و جوان ما تاحدود زيادي به فراموشي سپرده شده است .فرش
در خانه هر ايراني نخستين زير اندازي بوده است كه قدمت و ريشه
آن را بايد در قرن هاي متمادي گذشته جستو كرد، اما چه شده است
كه اين نخستين كالاي ضروري زندگي هر ايراني، امروز به عنوان
آخرين كالاي موردنياز، تلقي مي‌شود و ديگر چشم خريداري به دنبال آن نيست؟
اگر امروز به دلايلي از جمله دلايل اقتصادي نمي‌توان فرش دستبافت ايراني خريد، اما حداقل آگاهي از جنبه هاي مختلف فرش ايراني كه آميخته با هنر و فرهنك اصيل ايراني است بر هر ايراني امري
لازم و ضروري است.

فرش ايراني فقط يك فرش نيست، رنگين كماني از باور هاي فرهنگي
مناطق مختلف ايران است.كافي است كمي به نقش هاي به كار رفته در فرش هاي بافته شده در مناطق گوناگون كشور نگاه كنيم، آنگاه
درمي يابيم كه چگونه عناصر مختلف فرهنك و سنت ايراني با آن
عجين شده و درهم آميخته است.

مهندس "شهريار قندي " از صادركنندگان عمده فرش ايراني
از دلايل كم اقبالي نسل جديد به فرش را نفوذ و گسترش ديدگاههاي منفي نسبت به استفاده از برخي كالا هاي سنتي ازجمله فرش دست بافت ذكر مي‌كند.

وي مي‌گويد: چنين ديدگاههايي محصول اشاعه تهاجم فرهنك غربي است كه حداقل دريك سده گذشته به گونه اي تمامي نمادهاي فرهنگي كشورهاي در حال توسعه را مورد هجوم قرار داد ه است و فرش نيز به عنوان
نمادي از فرهنك وهنر ايراني از اين قاعده مستثني نيست.

گذشته از عوامل خارجي براي مهجور ماندن فرش ايراني، دلايل
مهم تري را بايد درابعاد مختلف فرهنگي و رواني جامعه كنوني
ايران جستجو كرد.

بي‌توجهي به فرش دستباف در ميان نسل جديد موجب شده است كه
آگاهي اين نسل درباره اين كالا روزبه روز كمتر شود و اين فقدان
آگاهي هاي فرهنگي و اقتصادي درباره فرش ، موجب انزواي بيشتر
اين كالاي ارزشمند و مهجور ماندن يكي از گران مايه‌ترين صنايع
دستي كشورمان شود.

آگاه نبودن از مزيت هاي فرش ايراني و اين كه به عنوان يك كالاي
سرمايه اي نيز قابل استفاده است شايد يكي از دلايل عدم رويكرد
نسل جوان به آن است.

نسل جوان شيفته تنوع است و به سرعت از اشيا و محيط پيرامون خود دل زده مي‌شودو به دنبال اشياء جديد است كه به زندگي اوتنوع
بيشتري بخشد.

از همين رو فرش ايراني به عنوان يك كالاي سنتي از دست
تنوع طلبي هاي انسان امروز مصون نمانده و جاي خود را به انواع و اقسام فرش هاي ماشيني و موكت هاي رنك و وارنك داده است كه
با خريد آنها نه تنها برارزش سرمايه اي آنها افزوده نمي‌شود
بلكه به عنوان يك كالا ي دست دوم با كوچكترين آسيبي راهي جز به دور انداختن ندارند .

از مشكلات ديگر فرش دستبافت ايراني كه به نوعي به مسائل فرهنگي اين كالا برمي گردد ارائه سنتي آن است به عبارتي اين كالا ي سنتي در همه ابعادش سنتي مانده است از توليد گرفته تا بازاريابي و
فروش هم چنان بر روش هاي سنتي باقي مانده است و شايد يكي از دلايل منزوي شدن فرش ايراني را بايد درهمين عامل جستجو كرد.لذا از اين جنبه نيازمند تحول اساسي است.

به عبارتي فرش ايراني با حفظ معيارهاي زيباشناسناسي وسنتي اش
نيازمند توليد و عرضه به روش هاي مدرن است.

افراد با سابقه درامر تجارت فرش كمتر اجازه تحول در بازار فرش را به جوان ترها مي‌دهند و به عبارتي هم چنان بر روش هاي سنتي خود در تمامي جنبه هاي اين كالا پاي مي‌فشارند. براي نمونه حتي از
باركد زدن فرش‌ها دركارگاه هاي بافت فرش جلوگيري مي‌شود.

درحالي كه درصورت انجام اين كار مي‌توان تنها به وسيله يك كامپيوتر دستي كوچك تمام مشخصات و ويژگي‌ها ازچگونگي توليد تا قيمت خريد و فروش فرش را در يك لحظه بدست آورد.

امروزه درباره فرش ايراني اطلاع رساني صحيحي انجام نمي‌شود و
رسانه هاي ديداري و نوشتاري اين رسالت بزرك را بر دوش دارند كه نسبت به اين موضوع بي‌تفاوت نمانند و اطلاع رساني لازم را انجام دهند.

نكته جالب توجه در فرش دستباف ايراني اين است كه فرش دست دوم و نو به شرط سالم بودن تفاوت قيمت چنداني ندارند.

ازاين گذشته فرش ايراني به علت تنوع فوق‌العاده مي‌تواند
تامين‌كننده همه نوع سلايقي باشد زيرا كه ما به تعداد اقوام ايراني تنوع در بافت و طرح و رنگ فرش داريم و بي‌ترديد چنين تنوعي
قابليت هماهنگ شدن با هر سليقه و هر دكوراسيوني را در خانه دارد .

واقعيت اين است كه امروزه خريد فرش دست بافت ايراني بيش از
هر كالاي ديگري توجيه اقتصادي دارد. هر كالاي خانگي پس از خريد
و استفاده چون دست دوم تلقي مي‌شود خريداري ندارد يا به ثمن
بخس خريداري خواهد شد. حال آنكه هر لحظه كه خريدار از خريد فرش دست بافت پشيمان شود سرمايه او با همان قيمت قابل برگشت خواهد بود.

اين فرش ايراني است كه با گذشت زمان ارزش آن از بين نخواهد رفت بلكه در بسياري موارد بر ارزش آن نيز افزوده مي‌شود.

از ديگر خصوصيات فرش ايراني،تنوع قيمت آن است، از پايين‌ترين
قيمت فرش با قطعات كوچك كه قديم ترهاي فاميل بروي صندلي
مي گذاشتند و امروز اغلب به عنوان زير تلفني استفاده مي‌شود
تا فرش‌هايي كه ممكن است ميليارها تومان ارزش داشته باشد، در بازار يافت مي‌شود.

فرش ايراني از آنجايي كه با ذات و سرشت فرهنك ايراني آميخته شده درصورت توجه واطلاع رساني درست مي‌تواند دوباره احياء شود و
اقبال عمومي به آن افزايش يابد.

حتي ذكر تاريخچه انواع فرش هاي ايراني و طرح هاي متنوع آن كه به اندازه تعداد بافندگان فرش درهر منطقه مي‌تواند متفاوت باشد
و اساسا آگاهي از روند توليد فرش از آغاز تا پايان براي يك
ايراني مي‌تواند شوق خريد را در او ايجادد كند.

درنهايت بازاريابي صحيح، اطلاع رساني به روز ، تبليغات با
شيوه هاي جديد، برگزاري نمايشگاه هاي گوناگون در داخل و خارج كشور انجام تحقيقات و مطالعات براي حفظ موجوديت،احياء واعتلاي فرش
دستباف ايران، شناخت مسائل و مشكلات فني،اجرايي،اقتصادي،اجتماعي و هنري صنعت فرش دستباف با رويكرد علمي و پژوهشي، توسعه تحقيقات كاربردي در زمينه هاي مختلف فرش دستباف ازجمله موادي است كه
مي تواند فرش دستبافت ايراني را از خطر فراموشي و بي‌توجهي برهاند.

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 9:42 PM توسط منتظر|

مشكلات فرهنگی ما ایرانیان

خلاصه کلام: معمولاً ما ایرانیها ریشه بسیاری از نا بسامانیهای اجتماعی و عقب افتادگی نسبی ایران را در خارج از مجموعه خود دنبال میکنیم. این مجموعه می تواند کل جامعه ایران و یا قسمتی از آن که شامل ما و دوستان ماست باشد. ولی اگر کمی دقیق بنگریم همه ما ایرانی ها در قسمتی از رفتارهای معیوب فرهنگی مشترک هستیم که ریشه بسیاری از مشکلات جوامع ایرانی و عامل اصلی عقب ماندگی نسبی ایران می باشد. رفتارهایی که معمولاً ریشه در یکی از دسته بندی های  زیر دارد. ۱.عدم تبلور بلوغ احساسی در ما ایرانیان، ٢. محافظه کاری فکری و رفتاری، ۳. ایده آل گرایی و عدم اعتماد به نفس، ۴. تفکر طبقاتی و عدم توجه به آزادی های فردی  و ۵.عدم درک روح قوانین جامعه مدرن.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 9:40 PM توسط منتظر|

اعتیاد
اعتیاد عبارت است از وابستگی به عوامل یا موادی که تکرار مصرف آنها با کم و کیف مشخص و در زمان معین از دیدگاه معتاد ضروری می‌نماید. یعنی تداوم بخشیدن به مصرف مواد و عوامل مخدر درمانی عامیانه ، غیرمعمول ، دور از موازین علمی و معتاد کسی است که نیازمند و وابسته روانی- جسمانی به مواد و عوامل مخدر و عادت‌زا می‌باشد که به منظور برآوردن آن بایستی از این مواد بطور مداوم و در فواصل مشخص استفاده کند.


مقدمه
افزایش سرسام آور مصرف مواد مخدر در جهان و قاچاق روز افزون این مواد پیامدهای وحشتناکی خواهد داشت که مستقیما نسل جوان و بشریت را تهدید می‌کند. گسترش شبکه قاچاق بین‌المللی و دام اعتیاد ، میلیون‌ها نفر جوان را به فساد و کام مرگ می‌کشاند و سوداگران مرگ را به ثروت و قدرت می‌رساند. اعتیاد یک مسئله بزرگ بهداشتی و بلایی اجتماعی و دارای جنبه‌های متعدد اقتصادی، سیاسی ، فرهنگی ، روانی ، اخلاقی و حقوقی است. از اینرو آگاهی خانواده‌ها درباره سرانجام نکبت‌بار اعتیاد در پیشگیری و مهار آن کمکی موثر به ‌شمار می‌آید.

شروع اعتیاد
اعتیاد با وابستگی جسمانی و روانی همراه است. بعضی از داروها نیز ممکن است با ایجاد وابستگی روانی در بیمار موجب افزایش مصرف شوند و اعتیاد بدهند. فرد معتاد با دریافت مواد اعتیادآور سرخوش و راضی می‌شود و با توقف مصرف دارو دجار خماری و اختلال شدید جسمانی می‌گردد. مواد اعتیادآور سبب پیدایش پدیده تحمل نیز می‌شوند. به ‌موجب این پدیده فرد معتاد برای دسترسی به اثر اولیه این مواد که در ابتدا با مقدار کم حاصل می‌شود مصرف خود را افزایش می‌دهد. شدت و نوع وابستگی نسبت به مواد اعتیادآور برحسب نوع و اثر آن متفاوت است. برخی از این مواد مانند تریاک و مشتقات آن وابستگی شدید ایجاد می‌کنند و برخی دیگر با وجود تاثیری که بر روان و ذهن فرد می‌گذارند اعتیاد دهنده به ‌شمار نمی‌آیند.

انواع اعتیاد
اعتیادات مجاز
اعتیادات مجاز عبارتند از: وابستگی و تداوم در مصرف موادی که به عنوان دارو شناخته شده بطور طبیعی یا صناعی بدست می‌آید. و شامل بسیاری از مواد دارویی بویژه آرام بخشها و خواب آورها می‌شوند که این مواد با تجویز پزشک و یا اغلب خود سرانه مصرف می‌شوند. اعتیادات مجاز خود به دو دسته تقسیم می‌شوند. اعتیاد به مواد مخدر طبیعی و صناعی به عنوان دارو شناخته می‌شوند. و اعتیاد به موادی که تنها از دیدگاه روانی عادت‌زا هستند و تداوم مصرف را ایجاب می‌کنند همانند تنباکو و مشابهین آنها. اعتیادات به این مواد از ساده ترین تا خطرناکترین عوارض را در معتاد و بطور غیر مستقیم در خانواده و جامعه موجب می‌گردد. مثل عوارض قلب و عروق ، سرطان در دستگاه تنفس.

اعتیادات غیر مجاز
اعتیادات غیر مجاز عبارتند از: وابستگی افراد به مصرف همیشگی مواد و بهره گیری از عواملی که بنابر قوانین کشوری یا بین‌المللی غیر مجاز شناخته می‌شوند این امر در نتیجه ناپسند بودن مظاهر اعتیاد از دیدگاه پزشکی ، بهداشتی ، روانی و اجتماعی می‌باشد. علل مختلف اعتیاد عبارتند از: ارضاء هوسها ، زیاده طلبی ، گرفتن انگیزه‌های احساسی ، احساس یکنواختی ، بیکارگی و وقت گذرانی- فقر ، عدم عدالت اجتماعی و ناهنجاریهای مالی و اقتصادی و بسیار رفاه و عوامل درونی مثل نوسانات فیزیولوژیک و پاتوفیزیولوژیک یعنی بیماریهای جسمی و روانی بویژه در اشکال مزمن و رنجور کننده و نارسایی اصول پزشکی در مورد تامین بهداشت جامعه و عدم توان درمان کلیه بیماریهای موجود ، یکی از دلایل اصلی اعتیاد می‌باشد.

ویژگیهای افراد معتاد
فرد معتاد کسی است که اساسا یا از خود و یا از محیط خود و یا هر دو احساس ناخشنودی ، نارضایتی و ناراحتی دارد و در چنین حالت نامطلوبی ناگزیر از مصاحبت و موانست با افرادی که برخلاف او دنیا را محل مناسبی برای زیستن یافته‌اند و علی رغم مسائل و مشکلات آن بگونه‌ای خود را با شرایط زندگی وفق داده‌اند آن را عقل می‌کنند. معتاددان در توهمات خود یک دنیای صنایی نسبتا رضایت‌بخش برای خویش متصورند که نه تنها بر هیچگونه تغییری یا در خود و یا در محیط مبتنی نیست بلکه دنیای خیالی آنان تنها بر اساس حضور مواد در بدنشان و نیاز به آن و رفع آن نیاز استوار است و غالبا آنان از احساس ناامنی ، احساس بی کفایتی ، احساس تنهایی ، نفرت ، نوسانهای افسردگی ، اضطراب شدید و بویژه کششها و تعارضات درون فردی بگونه‌ای رنج می‌برند. به هر حال اعتیاد و یک پدیده مخرب اجتماعی است زیرا اثرات نامطلوب و عواقب وخیم آنها تنها دامنگیر شخص معتاد نمی‌شود بلکه همه افراد را که بگونه‌ای با آنان وابستگی و ارتباط نزدیک دارند فرا می‌گیرد مخصوصا که فرد معتاد مسئول اداره یک خانواده و در نقش هم پایه نیز باشد.

اثرات دارویی مواد مخدر
مصرف مواد مخدر و دیگر ترکیبات اعتیادآور بعلت اثرات دارویی ویژه خود تغییراتی در سطح فیزیولوژی و بیولوژی شخص بوجود می‌آورد که قسمت مهم این تغییرات بر روی سلسله اعصاب مرکزی و محیطی انجام می‌گیرد و نتیجتا بر روی حالات جسمانی- روانی فرد اثر می‌گذارد و شخص مواجه با تجاربی در تداوم از اهمیتی خاص برخوردار خواهد بود. و مهمترین این تغییرات عبارتند از:

تسکین موقت آلام روحی مانند اضطراب ، افسردگی و بی‌قراری و تسکین موقت دردهای جسمانی و احساس رضایت و آرامش درونی موقت و تشدید موقت و میزان هوشیاری بگونه‌های غیر قطبی و چون اغلب معتادین قبل از اینکه به اعتیاد روی آورند با مشکلاتی متعدد مانند اضطراب ، افسردگی ، بی قراری و تضادهای گوناگون مواجه بوده‌اند لذا مصارف اولیه مواد مخدر ممکن است در کوتاه مدت سبب تسکین ناراحتیهای فوق گردد و ترک ناگهانی و یا کاهش مصرف مواد مخدر پس از ایجاد وابستگی بدنی نسبت به دارو سبب اختلالاتی می‌گردد مانند بی‌قراری ، اضطراب ، خستگی مفرط ، گیجی ، حالات تهوع ، استفراغ و اسهال عدم تمرکز شدید و پاشیدگی افکار. در چنین مرحله‌ای فرد معتاد با چنین حالاتی روبرو می‌گردد و بنابراین تنها راه فرار از آن را استفاده مجدد دارو بداند. وابستگی فرد معتاد نسبت به ماده مخدر صرفا بدنی نیست و جنبه‌های وابستگی روانی آن به دارو در رابطه با مشکلات شخصیتی فرد در جریان تداوم اعتیاد از اهمیت اولیه برخوردار است.

ریشه‌های روانی اعتیاد
از نقطه نظر روانشناسی عقیده بر این است که اعتیاد به مواد مخدر بگونه‌ای غیر مستقیم واکنش و پاسخی است مخرب در مقابل کنش‌های غیر قابل تحمل بیرونی و درونی که بدان وسیله فرد سعی می‌کند آلام و مشکلات درونی خود ، مانند اضطراب، افسردگی و محرومیتها را کاهش داده و یا تسکین بخشد که در واقع انتخاب شیوه‌ایست ناسالم به منظور فرار از واقعیتهای موجود.

در واقع معتاد همانند دیگر افراد ، انسانی است که نیاز دارد عشق بورزد و مورد عشق قرار گیرد (عشق سازنده و حقیقی) او می‌خواهد به دیگران محبت کند و مورد مهر و محبت قرار گیرد وجودش برای دیگران موثر و با ارزش باشد و متقابلا وجود دیگران برای وی مفید و با اهمیت باشد، سرانجام ندای درونش از او می‌خواهد که او بایستی تغییر کند تغییری که او را از تمامی این مصائب و مشکلات برهاند و در تبادل خود و جامعه‌اش قبول مسولیت نماید متاسفانه بر اثر نارساییها و انحرافات خانوادگی و اجتماعی و همچنین عدم یک نظام تربیتی صحیح فرد به تدریج از مسیر حقیق دور می‌شود و با انتخاب شیوه و معیارهای مخرب از خود و جامعه‌اش بیگانه می‌گردد و این گریز از خویشتن خویش و بیگانگی وی را به انزوا و فرار هرچه بیشتر از واقعیتها می‌کشاند.

آسیب پذیری جوانان در دوران بلوغ
دوران بلوغ دوره‌ایست که فرد با تضادها و کشمکشهای متعدد درونی مواجه می‌گردد. در این زمان او بخوبی احساس می‌کند که به مرحله‌ای جدید از زندگی می‌بایستی وارد شود و مسولیتی در قبال خود و جامعه‌اش اتخاذ نماید. مرحله‌ای که او را با نگرانی ، اضطراب و مشکل تصمیم گیری روبرو می‌سازد و او سعی می‌کند بگونه‌ای بر مشکلات خویش فائق آید. عدم توجه به اعضای خانوداه توقعات بیجا و بی‌مورد اطرافیان ، بدون در نظر گرفتن حساسیت این دوره و توقعات و ارزشهای متضاد اجتماعی اختلالات تطابقی در خانواده و زمینه‌های نامطلوب شخصیتی فرد بسهولت وی را در این دوره در مقابل انحرافات مختلف آسیب پذیر می‌سازد.

پیشگیری به عنوان بهترین شیوه مقابله با اعتیاد
اساس پیشگیری تعلیم و تربیت ، راهنمایی ، مشورت و ارشاد خانواده‌هاست این آموزش باید در یک طیف گسترده اعم از رسمی و غیر رسمی صورت پذیرد و بویژه از رسانه‌های گروهی در جهت آموزشی و نتیجتا پیشگیری از اعتیاد نخست با تحلیل کلیه عوامل احتمالی اعم از فرهنگی ، اجتماعی ، خانوادگی ، تحصیلی و غیره که افراد سالم را بسوی این انحراف عظیم مذهبی ، اخلاقی ، اجتماعی و خانوادگی سوق دهد، کمال استفاده بعمل آید. آنگاه مسئولان تعلیم و تربیت علما و روحانیون ، روانشناسان و سایر صاحب نظران شیوه‌های مقابله را در چارچوب نظام حکومتی و متناسب با ارزشهای حاکم بر جامعه ارائه دهد.

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 10:37 AM توسط منتظر|

چه کنم کودکم معتاد نشود؟ 
 

یکی از سؤالات خانواده‌ها این است که آیا با کودکان خود که در مقطع ابتدایی یا پیش‌دبستانی هستند، می‌توان در مورد سوءمصرف مواد صحبت کرد یا نه؟


 پژوهش‌ها نشان داده است، اطلاع‌رسانی به فرزندان قبل از شروع حتی دبستان امکان‌پذیر است، اما محتوای پیام‌ها ممکن است کمی متفاوت و با ادبیات خاص خود قابل انتقال باشد. برای مثال، به محتوای پیام‌ها به تفکیک گروه سنی و مقطع تحصیلی که در زیر می‌آید توجه فرمایید:


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 10:36 AM توسط منتظر|

عملكرد مبلغان مسيحي در ايران در دوره قاجار ‏
احمد رهدار ‏
اشاره:
چرا استعمار و ‏مسيحيت دست در دست يكديگر به سياحت و نفوذ در شرق مي‌پرداختند و چه رابطه ‏تنگاتنگي ميان آن‌ها وجود داشته است؟ تفصيل جالبي پيرامون اين موضوع در مقاله زير فراهم ‏گرديده است كه تقديم شما مي‌گردد. ‏

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 10:34 AM توسط منتظر|

عملكرد مبلغان مسيحي در ايران در دوره قاجار ‏
احمد رهدار ‏
اشاره:
چرا استعمار و ‏مسيحيت دست در دست يكديگر به سياحت و نفوذ در شرق مي‌پرداختند و چه رابطه ‏تنگاتنگي ميان آن‌ها وجود داشته است؟ تفصيل جالبي پيرامون اين موضوع در مقاله زير فراهم ‏گرديده است كه تقديم شما مي‌گردد. ‏

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 10:31 AM توسط منتظر|

تحقيقات نشان داده مصرف غذاي کمتر پيري و فساد سلول‌هاي بدن را به تاخير انداخته و در نتيجه موجب افزايش طول عمر مي‌شود
به گزارش باشگاه خبرنگاران محققان دانشگاه تگزاس در بررسي هاي خود دريافتند که اين غذاي کمتر مربوط به تقليل يا افزايش يکي از مواد غذايي براي مثال پروتئين يا چربي نيست بلکه به طور کلي کاهش غذا موجب کاهش فشار به دستگاههاي مختلف شده و طول عمر سلولها و بدن را افزايش مي دهد. بنابر همين گزارش دانشمندان اين بررسي را بر روي موش‌ها نيز انجام داده و نتايج موفقيت آميزي بدست آوردند. آنها موش‌ها را به سه گروه تقسيم کردند و به گروه اول تا جايي که مي خواستند و احساس مي شد کافي است غذا دادند. مقدار غذاي گروه دوم تا 60 درصد کاهش يافت و در مورد گروه سوم مانند گروه اول غذاي زياد دادند اما ميزان پروتئين آنها را تا نصف کاهش دادند.
نتيجه اينکه پس از مدت 81 روز از گروه اول فقط 13 درصد زنده ماندند. از گروه دوم که 60 درصد کمتر خورده بودند 97 درصد زنده ماندند و از گروه سوم تنها 50 درصد زنده مانده بودند.
کارشناسان در اين رابطه توصيه مي کنند که غذاي کمتر بخوريد و اگر گرسنه هستيد غذاهاي طبيعي مانند ميوه ها و سبزيجات بخوريد که آب فراوان دارند تا سالم مانده و زياد عمر کنيد.
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 10:17 PM توسط منتظر|

سی و سه هزار کودک بدون شناسنامه !
هشدار رسانه ها و عدم توجه مسوولین به ازدواج دختران ایرانی با اتباع بیگانه !
 
خبرگزاری زنان ایران – دفتر مرکزی

يادداشت سردبير 

 


یک هشدار ؛ در ازدواج با اتباع بیگانه تامل کنید (ایونا ،تیر 83) ، ازدواج دختران مشهدی با اتباع عراقی نگران کننده است (آفتاب یزد ، رسالت ، عصر اقتصاد ، شرق ، نخست ، تیر 83) ، ازدواج زنان ایرانی با اتباع عراقی مشکلات فراوانی برای آنان ایجاد کرده است (ایسنا ، کیهان ، ابتکار ، تیر 83) و ... .


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 9:43 PM توسط منتظر|

 
آدرس پست الکترونیک پست نام بازیکن
m.rahmaty@esteghlalclub.ir دروازه بان سید مهدی رحمتی
v.taleblo@esteghlalclub.ir دروازه بان وحید طالب لو
m.hasannejad@esteghlalclub.ir دروازه بان مهیار حسن نژاد
a.sadeghi@esteghlalclub.ir مدافع امیر حسین صادقی
p.ghorbani@esteghlalclub.ir مدافع پیروز قربانی
a.ansarian@esteghlalclub.ir مدافع علی انصاریان
m.fekrii@esteghlalclub.ir مدافع محمود  فکری
h.kazemi@esteghlalclub.ir هافبک حسین کاظمی
a.mansorian@esteghlalclub.ir هافبک علیرضا منصوریان
m.amirabadi@esteghlalclub.ir هافبک مهدی امیر آیادی
f.majidi@esteghlalclub.ir هافبک فرزاد مجیدی
m.navazi@esteghlalclub.ir هافبک محمد نوازی
a.talebnasab@esteghlalclub.ir هافبک اصغر طالب نسب
a.gilaori@esteghlalclub.ir هافبک اگوسنتی گیلائوری
h.ghanbari@esteghlalclub.ir هافبک حسین قنبری
m.yousefi@esteghlalclub.ir هافبک محسن یوسفی
m.baoo@esteghlalclub.ir هافبک میثم بائو
s.akbarpoor@esteghlalclub.ir مهاجم سیاوش اکبر پور
a.alizadeh@esteghlalclub.ir مهاجم علی علیزاده
m.hashemizadeh@esteghlalclub.ir مهاجم مرتضی هاشمی زاده
marfavi@esteghlalclub.ir سرمربی عبد الصمد مرفاوی
m.eghbali@esteghlalclub.ir مربی مسعود اقبالی
h.babazadeh@esteghlalclub.ir مربی دروازه بانان حمید بابازاده
r.hasanzadeh@esteghlalclub.ir مربی رضا حسن زاده
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 9:35 PM توسط منتظر|

دانلود انواع برنامه ها

برنامه های جاوا

عکس

موزیک

آموزش

اسلام

ادیان

و......

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 3:54 PM توسط منتظر|

انسان و مسكن
 
 


 
 

انسان موجودي اجتماعي است كه كمال او در ارتباط با جامعه وبرقراري روابط مناسب با افراد جامعه رقم مي خورد .متأسفانه در دنياي امروزي به دليل پيشرفت علم و ماشيني شدن بسياري از خدمات افراد اشتغالهاي كاذبي براي خويش بوجود آورده اند و در عوض از بسياري از ضروريات باز مانده اند .امروزه افراد كمتر به برقراري ارتباط عاطفي با يكديگر مي پردازند وبيشتر اسير ظواهر شده اند لذا بسياري از حقوق انساني به دست فراموشي سپرده شده است چرا كه بيشتر خواسته ها بر محور خويشتن مي چرخد .امروزه بر خلاف گذشته همسايگان با يكديگر ارتباط كمي دارند و چه بسا پس از سالها حتي نام فاميل يكديگر را نمي دانند واين در حالي است كه ما انسانها هميشه به يكديگر نيازمند هستيم .كمترين مرتبه اين نياز همان ارتباطات عاطفي ميان برادران و خواهران ديني مي باشد كه امروزه بسيار مورد بي توجهي قرار گرفته است.

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 1:14 AM توسط منتظر|

تبرك در لغت به معناى طلب بركت است و بركت به معناى زيادت و رشد يا سعادت است.(490) تبرك به چيزى; يعنى طلب بركت از طريق آن شىء. و در اصطلاح به معناى طلب بركت از طريق چيزها يا حقيقت هايى است كه خداوند متعال براى آنها امتيازها و مقام هاى خاصى قرار داده است; همانند لمس كردن يا بوسيدن دست پيامبر(صلى الله عليه وآله)يا برخى از آثار آن حضرت بعد از وفاتش.

تبرك در قرآن كريم

كلمه بركت در قرآن كريم با الفاظ گوناگونى به كار رفته است; براى افاده اين معنا كه برخى از اشخاص يا مكان ها و زمان هاى معينى را خداوند متعال به جهات خاصى نوعى بركت افاضه كرده است.

الف) بركت در اشخاص

خداوند متعال درباره حضرت نوح(عليه السلام) و همراهانش مى فرمايد: { اهبط بسلام منا و بركات عليك و على أمم ممن معك;(491) «اى نوح! از كشتى فرود آى كه سلام ما و بركات و رحمت ما بر تو و بر آن امم و قبايلى كه هميشه با تو هستند

هم چنين درباره حضرت عيسى(عليه السلام) مى فرمايد: { و جعلنى مباركا أين ما كنت و أوصاني بالصلاة و الزكاة ما دمت حيا;(492) «و مرا هر كجا باشم براى جهانيان مايه رحمت و بركت گردانيد و تا زنده ام به عبادت نماز و زكات سفارش كرد

در مورد حضرت ابراهيم و فرزندش اسحاق مى فرمايد: { فلما جاءها نودي أن بورك من في النار و من حولها;(493) «چون موسى به آن آتش نزديك شد او را ندا كردند. آن كس كه در اشتياق اين آتش است يا به گردش در طلب است...».

خداوند متعال مى فرمايد: { و باركنا عليه و على إسحاق;(494) «و مبارك گردانيديم بر او و بر اسحاق

هم چنين درباره اهل بيت(عليهم السلام) يا اهل بيت ابراهيم(عليه السلام) مى فرمايد: { رحمت الله وبركاته عليكم أهل البيت إنه حميد مجيد;(495) «رحمت و بركات خدا مخصوص شما اهل بيت رسالت است زيرا خداوند بسيار ستوده و بزرگوار است

ب بركت در زمان و مكان

لفظ بركت و مشتقات آن در مورد برخى از اماكن و بخش هايى از زمين يا زمان نيز به كار برده شده است:

خداوند متعال راجع به مكه مكرمه مى فرمايد: { إن أول بيت وضع للناس للذي ببكة مباركا و هدى للعالمين;(496) «همانا اولين خانه اى كه براى مكان عبادت مردم بنا شده مكه است كه در آن بركت و هدايت خلايق است

در رابطه با مسجد الأقصى و اطراف آن مى فرمايد: { سبحان الذي أسرى بعبده ليلا من المسجد الحرام إلى المسجد الأقصى الذي باركنا حوله;(497) «پاك و منزه است خدايى كه در شبى بنده خود را از مسجد الحرام به مسجد الاقصى سوق داد كه پيرامونش را مبارك و پرنعمت ساخت

و درباره شب قدر مى فرمايد: { إنا أنزلناه في ليلة مباركة إنا كنا منذرين;«اين قرآن بزرگ كتابى مبارك و عظيم الشأن است كه بر تو نازل كرديم تا امت در آياتش تفكر كنند

تبرك در روايات

با مراجعه به روايات با طيف بسيارى از كلمات نبوى و اهل بيت(عليهم السلام)مواجه مى شويم كه سخن از تبرك به ميان آورده و محمد و آل محمد(صلى الله عليه وآله) را اشخاص مبارك معرفى نموده اند:

پيامبر(صلى الله عليه وآله) در كيفيت صلوات چنين دستور داده اند كه بگوييد: «اللهم صل على محمد و على آل محمد كما صليت على ابراهيم و بارك على محمد و على آل محمد كما باركت على ابراهيم فى العالمين انك حميد مجيد و السلام كما قد علمتم».

در صحيح بخارى در كيفيت صلوات به رسول خدا(صلى الله عليه وآله) چنين آمده است: «اللهم صل على محمد عبدك و رسولك كما صليت على ابراهيم و بارك على محمد و آل محمد كما باركت على ابراهيم».

تبرك در تاريخ

آيا تبرك به مفهوم اصطلاحى آن يك واقعيت تاريخى است كه در بين امت هاى صاحب شريعت رايج بوده تا از سيره و روش آنان كشف كنيم كه تبرك در بين امت هاى دينى پيشين نيز امرى مشروع بوده است؟

در پاسخ اين سؤال مى گوييم: تبرك به آثار انبيا از جمله مسائلى است كه در امت هاى دينى پيشين نيز سابقه داشته است اينك به نمونه هايى از آن اشاره مى كنيم:

خداوند متعال در مورد تبرك حضرت يعقوب(عليه السلام) به پيراهن فرزندش حضرت يوسف(عليه السلام) و فرستادن آن براى پدرش يعقوب(عليه السلام) از قول حضرت يوسف(عليه السلام)مى فرمايد: { اذهبوا بقميصي هذا فألقوه على وجه أبي يأت بصيرا;(501) «پيراهن مرا نزد پدرم يعقوب برده بر روى او افكنيد تا ديدگانش بينا شود

برادران حضرت يوسف(عليه السلام) امر برادر خود را امتثال نموده و پيراهن را برداشته و بر صورت يعقوب(عليه السلام) انداختند. پدرى كه در فراق فرزندش بر اثر شدت حزن و زيادى اشك نابينا شده بود. در اين هنگام به اذن خداوند متعال چشمان پدر به بركت پيراهن يوسف(عليه السلام) بينا شد.

البته خداوند متعال قدرت دارد كه اين عمل را مستقيما انجام دهد ولى از آن جا كه عالم عالم اسباب و مسببات است و اسباب نيز برخى مادى و برخى معنوى است حكمت الهى بر اين تعلق گرفته كه در انبيا و صالحين و آثارشان بركت قرار دهد تا از اين طريق مردم به آنها اعتقاد پيدا كرده و به آنها نزديك شوند و در نتيجه با الگو قرار دادن آنان به خداوند تقرب پيدا كرده و به ثواب او نائل آيند.

از جمله موارد ديگرى كه قرآن در مورد امت هاى دينى پيشين به آن اشاره كرده تبرك جستن بنى اسرائيل به تابوتى است كه در آن آثار آل موسى و آل هارون بوده است. خداوند متعال در قرآن كريم قصه پيامبر بنى اسرائيل كه بشارت به پادشاهى طالوت داد اين چنين حكايت مى كند:

{ إن آية ملكه أن يأتيكم التابوت فيه سكينة من ربكم و بقية مما ترك آل موسى و آل هارون تحمله الملائكة;(502) «نشانه پادشاهى او اين است كه آن صندوق [عهد] كه در آن آرامش خاطرى از جانب پروردگارتان و بازمانده اى از آنچه خاندان موسى و خاندان هارون [در آن] بر جاى نهاده اند در حالى كه فرشتگان آن را حمل مى كنند به سوى شما خواهد آمد

اين تابوت همان تابوتى است كه به امر خدا مادر حضرت موسى (عليه السلام) فرزندش را در آن قرار داد و بر روى آب رها نمود اين تابوت در بين بنى اسرائيل احترام خاصى داشت; به حدى كه به آن تبرك مى جستند. حضرت موسى(عليه السلام)قبل از وفاتش الواح و زره خود و آنچه از آيات نبوت بود در آن قرار داد و نزد وصى اش يوشع به وديعه گذارد. اين صندوق نزد بنى اسرائيل بود و آن را از ديد مردم پنهان نگه مى داشتند. بنى اسرائيل تا مادامى كه تابوت نزدشان بود در عزت و رفاه بودند ولى هنگامى كه گناه كرده و به تابوت بى احترامى كردند خداوند آن را مخفى نمود. آنان بعد از مدتى آن را از يكى از انبيايشان خواستند; خداوند متعال طالوت را پادشاه آنان كرد و نشانه ملك او همان صندوق [عهد] بود.

زمخشرى مى گويد: «تابوت صندوق تورات بوده است و هرگاه حضرت موسى(عليه السلام) در صدد قتال برمى آمد آن را بيرون آورده و در منظر بنى اسرائيل قرار مى داد تا با ديدن آن آرامش پيدا كرده و در جهاد سست نگردند...».

از اين داستان استفاده مى شود كه بنى اسرائيل نيز از تابوتى كه آثار حضرت موسى در آن بوده تبرك مى جستند و براى آن احترام خاصى قائل بوده اند.

سيره مسلمين در تبرك

الف) سيره صحابه در تبرك به پيامبر(صلى الله عليه وآله) در زمان حياتش:

محمد طاهر مكى مى گويد: «تبرك به آثار پيامبر(صلى الله عليه وآله) سنت صحابه بوده است كه اين سنت را تابعين و صالحين مؤمن نيز دنبال نموده اند. تبرك به آثار پيامبر(صلى الله عليه وآله) در عصر آن حضرت واقع شد و حضرت بر كسى انكار نكرد و اين خود دليل قاطعى بر مشروعيت تبرك است زيرا اگر اين چنين نبود پيامبر(صلى الله عليه وآله) مردم را از آن نهى مى كرد; خصوصا با در نظر گرفتن اين نكته كه غالب صحابه ايمان هاى قوى داشته و تابع دستورهاى پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) بوده اند.

ابن حجر مى گويد: «هر مولودى كه در عصر پيامبر(صلى الله عليه وآله) بوده قطعا پيامبر(صلى الله عليه وآله) را ديده است زيرا اصحاب انگيزه فراوانى داشتند تا فرزندان خود را به نزد پيامبر(صلى الله عليه وآله) آورده تا به پيامبر(صلى الله عليه وآله) متبرك ساخته و پيامبر(صلى الله عليه وآله) او را تحنيك كند.(505) حتى گفته شده كه بعد از فتح مكه اهالى آن فرزندانشان را نزد پيامبر(صلى الله عليه وآله) مى آوردند تا دست مباركش را بر سرشان كشيده و دعاى به بركت نمايد

در اين زمينه روايات فراوانى است كه به برخى از آنها اشاره مى كنيم:

عايشه نقل مى كند: صحابه دائما فرزندان خود را نزد رسول خدا(صلى الله عليه وآله)مى آوردند تا آنان را تحنيك كرده و مبارك گرداند.

ام قيس فرزندش را كه هنوز غذا نخورده بود نزد رسول خدا(صلى الله عليه وآله)آورد و او را در دامن آن حضرت(صلى الله عليه وآله) قرار داد... .

ابن حجر در شرح اين حديث مى گويد: «از اين حديث استفاده مى شود كه تحنيك طفل و تبرك به اهل فضل مستحب است».

انس مى گويد: رسول خدا(صلى الله عليه وآله) را ديدم كه حلاق سر مباركش را مى تراشيد و اصحاب دور وجودش طواف مى كردند تا اگر دانه مويى از سر حضرت(صلى الله عليه وآله) جدا شود بر دستان آنها قرار گيرد.

ابى حجيفه مى گويد: خدمت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) رسيدم در حالى كه وضو مى گرفت و مردم بر هم سبقت مى گرفتند تا از آب وضوى پيامبر(صلى الله عليه وآله) بهره ببرند. هر كس از آن آب بر مى داشت براى تبرك به خود مى ماليد و كسى هم كه به آن دسترسى پيدا نمى كرد از رطوبت ديگرى استفاده مى برد.

عروه از مسور و ديگران نقل مى كند: هنگام وضوى رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نزديك بودكه مردم به دليل هجوم آوردن براى تبرك از آب وضوى پيامبر(صلى الله عليه وآله) خودشانراهلاك كنند.

سعد مى گويد: از اصحاب رسول خدا شنيدم كه مى گفتند: رسول خدا(صلى الله عليه وآله)كنار چاه بضاعه آمد و با دلوى از چاه آب كشيد و با آن وضو گرفت و بقيه آن را داخل چاه ريخت. بعد از اين جريان هرگاه شخصى مريض مى شد از آن چاه آب مى كشيدند و او را مى شستند; و فورا شفا مى يافت.

ابو ايوب انصارى مى گويد: بعد از آن كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) وارد خانه ما شد;من براى حضرتش غذا مى آوردم هنگامى كه ظرف غذا را بر مى گرداندم منو همسرم از محل دست هاى پيامبر(صلى الله عليه وآله) در غذا به نيت تبرك برداشته و استفادهمى كرديم.

رأى ابن تيميه و احمد بن حنبل در تبرك:

ابن تيميه در كتاب اقتضاء الصراط المستقيم نقل مى كند: «احمد بن حنبل و غير او اجازه داده اند تا انسان منبر و جا دستى پيامبر(صلى الله عليه وآله) را بر روى منبر براى تبرك مسح نمايد ولى مسح قبر آن حضرت را رخصت نداده اند. ولى برخى ديگر از اصحاب ما روايتى از احمد نقل كرده كه مسح قبر پيامبر(صلى الله عليه وآله) را نيز جايز شمرده است.

ب) تبرك صحابه و تابعين به آثار پيامبر(صلى الله عليه وآله) بعد از وفاتش

بخارى در صحيح بابى را به اين مضمون ذكر كرده است. «آنچه از زره عصا شمشير ظرف انگشتر و... مو كفش و... از چيزهايى كه صحابه و ديگران به آنها بعد از وفات پيامبر(صلى الله عليه وآله) تبرك مى جستند

نقل است كه معاويه هنگام وفات وصيت كرد كه با پيراهن شلوار قبا و مقدارى از موى پيامبر(صلى الله عليه وآله) دفن شود.

عمر بن عبدالعزيز هنگام وفاتش دستور داد: مو و ناخنى از پيامبر(صلى الله عليه وآله) را آورده و در كفنش قرار دهند.

ابن سعد مى گويد: در حنوط انس بن مالك كيسه اى از مشك و مويى از موهاى رسول خدا(صلى الله عليه وآله) را قرار دادند.

ابن سيرين مى گويد: به عبيده گفتم: نزد ما مقدارى از موى پيامبر(صلى الله عليه وآله) از طرف انس يا اهل او باقى مانده كه براى من محبوب تر است از دنيا و آخرت.

صفيه مى گويد: هرگاه عمر بر ما وارد مى شد دستور مى داد تا كاسه اى كه از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نزد ما بود به او دهيم سپس آن را از آب زمزم پر مى نمود و از آن مى آشاميد و به قصد تبرك بر صورتش مى پاشيد.

انس مى گويد: پيامبر(صلى الله عليه وآله) بر ام سليم وارد شد و در آن جا مشكى از آب ديد كه بر ديوار آويزان شده بود; آن گاه پيامبر(صلى الله عليه وآله) ايستاده از آن آب آشاميد. ام سليم مشك را برداشته و دهانه آن را بريده و براى تبرك نزد خود نگاه داشت.

ابن سيرين نقل مى كند: نزد انس بن مالك عصايى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) بود كه بعد از وفاتش آن را با او بين پهلو و پيراهنش دفن نمودند.

ابراهيم بن عبدالرحمن بن عبدالقارى مى گويد: ابن عمر را ديدم كه دستش را بر جايگاه پيامبر(صلى الله عليه وآله) در منبر كشيده و به صورت خود مى ماليد.

يزيد بن عبدالله بن قسيط مى گويد: «جماعتى از اصحاب پيامبر(صلى الله عليه وآله) را ديدم كه وقتى مسجد از جمعيت خالى مى شد دست بر دستگيره منبر رسول خدا(صلى الله عليه وآله) گذارده آن گاه دعا مى نمودند».

داود بن صالح مى گويد: «روزى مروان به روضه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) وارد شد ديد شخصى صورتش را بر روى قبر پيامبر(صلى الله عليه وآله) گذارده است. به او گفت: آيا مى دانى چه مى كنى؟ هنگامى كه آن شخص صورتش را برداشت مروان ديد كه او ابوايوب است. ابوايوب در جوابش فرمود: من به جهت اين سنگ نيامده ام بلكه به خاطر رسول خدا(صلى الله عليه وآله)آمده ام.

ابن عساكر به سند خود از امام على(عليه السلام) نقل مى كند: بعد از دفن رسول خدا(صلى الله عليه وآله)فاطمه(عليها السلام)بر بالاى قبر پدرش ايستاد و مشتى از خاك قبر را برداشته و بر ديدگانش ماليد و فرمود:

ماذا على من شم تربة أحمد أن لا يشم مدى الزمان غواليا

صبت علي مصائب لو أنها صبت على الأيام عدن لياليا

سمهودى نقل مى كند: عبدالله بن عمر دست راستش را بر قبر شريف پيامبر(صلى الله عليه وآله)مى ماليد و بلال نيز صورتش را. آن گاه از عبدالله بن احمد بن حنبل نقل مى كند كه اين عمل به جهت شدت محبت بوده و بدين جهت تعظيم و احترام اشكالى ندارد.

ابوالدرداء مى گويد: «شبى بلال مؤذن پيامبر(صلى الله عليه وآله) در عالم رؤيا پيامبر(صلى الله عليه وآله) را زيارت نمود. حضرت(صلى الله عليه وآله) به او فرمود: اين چه جفايى است كه در حق ما نمودى! آيا وقت آن نشده كه به زيارت ما بيايى؟ بلال محزون و خائف از خواب بيدار شد; فورا سوار بر مركب خود شد و به سوى مدينه حركت نمود و مستقيما به كنار قبر پيامبر(صلى الله عليه وآله)آمد و شروع به گريه كرد در حالى كه صورتش را به قبر مبارك مى ماليد. حسن و حسين(عليهما السلام)بر او وارد شدند بلال آنان را در بغل گرفت و بوسيد».

نافع نقل مى كند: ابن عمر را ديدم كه نماز مى گزارد در مكان هايى كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نماز خوانده بود...».

ابن حجر در شرح اين حديث مى گويد: «از اين عمل ابن عمر استفاده مى شود كه دنبال نمودن آثار پيامبر(صلى الله عليه وآله) و تبرك به آنها مستحب است».

ابن عبدالبر مى گويد: «ابن عمر از آثار رسول خدا(صلى الله عليه وآله) بسيار متابعت مى نمود و در مواقف عرفه و ديگر مواضع به دنبال مكانى مى رفت كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در آن وقوف نموده بود».

كمك گرفتن از اولياى الهى

 

كمك گرفتن از اولياى الهى

 

مسلمانان به طور اتفاق استغاثه و كمك گرفتن از اولياى الهى را جايز دانسته بلكه آن را راجح و در راستاى توحيد مى دانند زيرا اگر از اولياى الهى يعنى پيامبر و ائمه معصومين طلب كمك كرده و از آنها مدد مى جويند به اين خاطر نيست كه آنان را مستقل در تأثير دانسته و از آنها حاجت و كمك مى خواند بلكه از آن جهت است كه اولياى الهى مقرب درگاه خداوند و مظهر صفات جمال كمال اسماى الهى قدرت علم و مانند آن شده اند و به اذن و اراده و مشيت الهى در اين عالم تصرف دارند: { و ما تشاؤن إلا أن يشاء الله.

اما وهابيون برخلاف اجماع مسلمين اين مسئله را شديدا تحريم كرده بلكه آن را بزرگ تر از شرك جاهليت مى دانند. لذا جا دارد كه اين مسئله را مورد بحث قرار دهيم:

فتواهاى وهابيون

1 ابن تيميه مؤسس عقايد وهابيون مى گويد: «از اقسام شرك آن است كه كسى به شخصى كه از دنيا رفته بگويد: مرا درياب مرا كمك كن از من شفاعت كن مرا بر دشمنم يارى كن و امثال اين درخواست ها كه تنها خدا بر آن قدرت دارد

در جايى ديگر اين درخواست را شرك صريح دانسته و مى گويد «كسى كه اين گونه بگويد بايد توبه كند اگر توبه نكرد كشتنش واجب مى گردد

2 محمد بن عبدالوهاب مى گويد: «صدا زدن غير خدا و كمك گرفتن از غير او موجب ارتداد از دين و داخل شدن در زمره مشركين و عبادت كنندگان بت هاست و حكم آن اين است كه مال و خونش حلال مى گردد مگر توبه كند

3 شيخ عبدالعزيز بن باز مى گويد: «هركسى از مردم در هر جاى كره زمين بگويد: اى رسول خدا! اى نبى خدا! اى محمد! كمك كن مرا درياب مرا يارى كن مرا شفا ده مريضان مسلمين را هدايت كن گم شده مسلمين را و مانند آن براى خدا شريك در عبادت قرار داده است

در جايى ديگر مى گويد: «شكى نيست كه استغاثه كنندگان به پيامبر(صلى الله عليه وآله) اوليا انبيا ملائكه يا جن اين عمل را به اين اعتقاد انجام مى دهند كه آنان دعايشان را شنيده و از احوالشان اطلاع دارند و حاجتشان را برآورده خواهند كرد اين امور انواعى از شرك اكبر است زيرا غيب را غير از خدا كسى ديگر نمى داند. و نيز اموات; چه انبيا و چه غير انبيا اعمال و تصرفاتشان در عالم دنيا با مرگ منقطع گرديده است

هم چنين مى گويد: «و اما صدا زدن ميت و استغاثه به او و طلب مدد از او همه از انواع شرك اكبر و از عمل عبادت كنندگان بت ها در عهد پيامبر است
نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 1:35 AM توسط منتظر|

عكاسي بهتر با تلفن همراه‌

اشاره :

اين روزها كاربران ترجيح مي‌دهند به جاي خريد دوربين‌هاي ديجيتال ارزان‌قيمت و سطح پايين، يك تلفن همراه سطح بالا بخرند تا هم از دوربين و هم از ديگر قابليت‌هاي آن به طور همزمان استفاده كنند. متأسفانه بسياري از عكس‌هايي كه توسط دوربين‌هاي تلفن‌هاي همراه گرفته مي‌شود، داراي كيفيت پاييني هستند. بخشي از اين مسئله به كيفيت پايين حسگر‌هاي اين دوربين‌ها باز مي‌گردد، اما بخشي از آن نيز به آگاهي خود كاربران مربوط مي‌شود كه هنوز تصور مي‌كنند در حال عكاسي با يك دوربين نگاتيو قديمي هستند. در اينجا يك سري نكات مهم براي عكاسي با تلفن‌هاي همراه را بررسي مي‌كنيم.

 

1- نورپردازي مناسب سوژه:

هر چه نور تابيده شده روي سوژه بهتر باشد، عكس شفاف‌تري از آن سوژه ثبت مي‌گردد. در صورتي كه ممكن است در زير نور خورشيد عكس بگيريد يا اگر در خانه هستيد، تمام چراغ‌ها را روشن كنيد. پس به خاطر داشته باشيد كه عكاسي در محيط‌هاي با نور متفاوت، منجر به عكس‌هايي با كيفيت‌هاي متفاوت مي‌شود.

براي از بين بردن تن‌مايه‌هاي رنگي بايد تنظيمات تراز سفيدي (WHITE BALANCE) دوربين را تغيير دهيد (اين موضوع در ادامه توضيح داده شده است). برخي از دوربين‌هاي تلفن‌هاي همراه جديد داراي يك فلاش سرخود هستند. استفاده از اين فلاش، حتي در زماني كه احساس مي‌كنيد نور محيط كافي است، باز هم موجب بهبود كيفيت عكس مي‌شود. در صورتي كه دوربينتان فلاش ندارد، هرگز در حالي كه رو به نور هستيد و سوژه در سايه قرار دارد، عكاسي نكنيد.

 

 

2- نزديك‌تر برويد:

يكي از مهم‌ترين ايرادات عكاسي با دوربين‌هاي تلفن همراه، هنگامي به ‌وجود مي‌آيد كه سوژه در فاصله‌اي دور قرار دارد و عكس بسيار ناواضح است. بنابراين بهتر است همان وقتي كه عكس مي‌گيريد، به سوژه نزديك شويد. دقت كنيد كه اين كار را دقيقاً به صورت فيزيكي انجام دهيد و هرگز از زوم ديجيتال دوربين استفاده نكنيد. قبلاً هم گفته‌ايم كه نزديك شدن زياد به سوژه گاهي منجر به ايجاد اعوجاج در تصوير مي‌شود. در برخي مدل‌ها كه داراي قابليت‌هاي ضعيفي در عكاسي ماكرو هستند، ممكن است تصويري تار و فوكوس نشده را ثبت كنيد.

 

3- دوربين را ثابت نگهداريد:

به ويژه در هنگام عكاسي با دوربين‌هاي ديجيتال خودكار، و خصوصاً در مورد تلفن‌هاي همراه كه امكان لرزش زيادتري دارند (چون در يك دست نگهداشته مي‌شوند). اين مسئله خصوصاً در هنگام عكسبرداري در نور كم بسيار با اهميت‌تر مي‌شود؛ زيرا دوربين‌تان به صورت خودكار سرعت شاتر را كاهش مي‌دهد. شخصاً در چنين شرايطي ترجيح مي‌دهم به يك تكيه‌گاه محكم تكيه بدهم. شما هم مي‌توانيد از يك درخت، يك ديوار، ديوار كوتاه آشپزخانه يا هر چيز ديگري به عنوان تكيه‌گاه استفاده كنيد. به خاطر داشته باشيد كه وقفه شاتر (SHUTTER LAG) برخي از دوربين‌هاي تلفن‌هاي همراه بسيار طولاني و در حد چند ثانيه است (فاصله بين زمان فشردن شاتر و ثبت شدن عكس توسط دوربين). بنابراين هنگامي كه دكمه شاتر را فشار مي‌دهيد، به قدري صبر كنيد تا يك‌بار عكس گرفته شده را روي صفحه نمايشگر تلفن ببينيد، بعد حركت كنيد.

 

4- بعداً عكس‌ها را ويرايش كنيد:

يكي از سرگرمي‌هاي جالب تلفن‌هاي همراه جديد، امكان ويرايش عكس‌ها روي خود تلفن است. نرم‌افزارهاي ويرايشگر اين تلفن‌ها كيفيت چندان بالايي ندارند و حالا كه شما مي‌توانيد در ايران بهترين برنامه‌هاي كامپيوتري را بدون هيچ هزينه‌اي روي كامپيوترتان داشته باشيد، بهتر است عمل ويرايش را بعداً در كامپيوتر انجام دهيد. اگر هم كامپيوتر نداريد، حداقل به ياد داشته باشيد كه چنانچه يك عكس را سياه و سفيد كرديد يا روي آن چيزي نوشتيد، ديگر نمي‌توانيد رنگ يا عكس اصلي را بازگردانيد!.

 

5- به خاطر داشته باشيد كه عكس‌هاي گرفته شده روي نمايشگر خود تلفن همراه، كيفيتي به مراتب بالاتر از آنچه واقعاً گرفته شده دارند؛

زيرا اندازه كوچك‌تري دارند و عكس‌ها هرچه كوچك‌تر باشند، كيفيت بهتري دارند. بنابراين اگر از عکس گرفته شده راضي نيستيد و روش‌هاي حرفه‌اي ويرايش عكس را نمي‌دانيد (كه البته اين روش‌ها هم تا حد ناچيزي مي‌توانند كيفيت عكس را تغيير دهند) بهتر است در همان لحظه عكسبرداري آن‌ها را حذف كنيد و مجدداً عكس بگيريد. حداقل فضاي كمتري را روي حافظه محدود دوربين‌تان اشغال مي‌كند.

 

6- زوم ديجيتال ممنوع!:

برخي از دوربين‌هاي تلفن‌هاي همراه، زوم ديجيتال 2X ،4X ،6X و ... دارند. زوم ديجيتال دقيقاً مثل اين است كه يك عكس بدون زوم بگيريد و با نرم‌افزار‌هاي ويرايش عكس (آن هم در حد موبايلي آن‌ها) بخش مياني تصوير را بزرگ كنيد! بنابراين، اين كار با اين‌كه عكس معمولي بگيريد و بعداً بخش مياني آن را در كامپيوترتان برش بزنيد و بزرگ كنيد هيچ فرقي ندارد. حداقل بعداً مي‌توانيد به جاي نرم‌افزار ساده تلفن همراهتان اين كار را با فتوشاپ يا نرم‌افزارهاي حرفه‌اي ديگر با كيفيتي به مراتب بالاتر انجام دهيد. ضمن اين‌كه باقي عكس‌هايتان را هم دور نريخته‌ايد!

 

7- از تراز سفيدي دوربين استفاده كنيد:

برخي از دوربين‌هاي تلفن‌هاي جديد امكان استفاده از WHITE BALANCE يا تراز سفيدي را نيز در اختيارتان قرار مي‌دهند. اين قابليت به شما امكان مي‌دهد تن‌مايه‌هاي رنگي اضافي را از نور محيط بگيريد و عكس‌هايتان را تماماً با رنگ‌هاي طبيعي بگيريد. در صورتي كه دوربين‌ همراهتان چنين قابليتي را دارد، راهنماي آن را بخوانيد و حتماً از آن استفاده كنيد.

 

8- قوانين عكاسي را فراموش كنيد:

نه، فراموش نكنيد! قانون يك سوم طلايي و... عكس‌هايي كه با قوانين عكاسي گرفته مي‌شوند، زيبايي خاصي دارند. اين قوانين كه كاملاً تجربي نوشته شده‌اند، باعث بالا رفتن كيفيت كار شما مي‌شوند. اما زماني كه اين قوانين را مي‌نوشتند، هنوز دوربين‌هاي عكاسي روي پخش‌كننده‌هاي MP3 و تلفن‌هاي بي‌سيم قرار نگرفته بودند! بنابراين هيچ دليلي ندارد كه به تناسب وسيله جديدي كه در دست داريد، قوانين نوين خودتان را پايه‌ريزي نكنيد. دوربينتان را روي كف زمين بگذاريد، پشت شيشه، از پايين به بالا، بالا به پايين و ... هيچ خرجي ندارد. فيلم كه مصرف نمي‌كنيد. بنابراين هر جهتي را كه مي‌خواهيد، امتحان كنيد.

 

9- لنز دوربينتان را تميز كنيد:

اين مشكل يكي از دردسر‌هاي هميشگي دوربين‌هاي تلفن همراه است. لنز گوشي‌هاي همراه معمولاً كثيف هستند؛ زيرا شما هيچ‌وقت موقع پاسخ دادن به يك تماس به فكر تميزي لنز دوربين روي تلفنتان نيستيد! اثر انگشت يكي از معمول‌ترين انواع كثيفي لنز اين دوربين‌هاست. گوشي‌هاي تلفن ممكن است ساعت‌ها در جيب لباستان كنار خرده‌ريز‌هاي ته جيب قرار داشته باشند و معمولاً كثيف مي‌شوند. خصوصاً اگر لنز دوربين تلفنتان داراي درپوش مخصوص نباشد، بهتر است از يك عينك‌‌فروشي، يك دستمال مخصوص پاك كردن شيشه عينك تهيه كنيد كه بسيار ارزان و مناسب است.

 

10 - عكس‌هايتان را نام‌گذاري كنيد:

يكي از مشكلات عمومي كاربراني كه دوربين‌هاي ديجيتال آن‌ها داراي كارت‌هاي حافظه پرحجم هستند، اين است كه پس از مدتي با تعداد بسيار زيادي عكس روبه‌رو هستند كه نه مي‌دانند چه وقت آن‌ها را عكسبرداري كرده‌اند و نه مي‌توانند عكس‌هاي مورد نظرشان را از بين آن‌ها پيدا كنند.

برخي تلفن‌هاي همراه به صورت خودكار تاريخ عكسبرداري را به عنوان نام پيش‌فرض تصاوير انتخاب مي‌كنند كه در مورد كاربران ايراني معمولاً تاريخ صحيحي نيست؛ زيرا يا اصلاً تاريخ ميلادي را تنظيم نكرده‌اند يا معمولا‌ً نمي‌دانند كه مثلاً ماه شش ميلادي برابر با كدام ماه شمسي است. خوشبختانه تمام تلفن‌هاي همراه با صفحه كليدي كه دارند امكان تغيير نام عكس‌ها را به شما مي‌دهند. از آنجا كه عكس‌هاي دوربين‌هاي تلفن‌هاي همراه معمولاً ماه‌ها و گاهي سال‌ها روي حافظه گوشي باقي مي‌مانند و به كامپيوتر منتقل نمي‌شوند، بهتر است هر بار كه عكس مي‌گيريد، همان چند عكس جديد را نامگذاري كنيد. ممكن است كمي وقت بگيرد، اما قطعاً پس از مدتي متوجه مزيت‌هاي آن خواهيد شد.

 

 

11 - بالاترين وضوح را به كار گيريد:

برخي از تلفن‌هاي همراه به شما اجازه مي‌دهند وضوح عكس‌هايي را كه مي‌خواهيد بگيريد، انتخاب كنيد. نيازي به گفتن نيست كه هرچه وضوح عكس‌ها بالاتر باشد، كيفيت آن‌ها نيز بهتر است؛ البته در مقايسه با وضوح‌هاي پايين‌تر همان دوربين. اين مسئله خصوصاً در مورد تلفن‌هاي همراه كه وضوح حسگر آن‌ها معمولاً در حد يك مگاپيكسل است، بسيار مهم است. البته بايد حواستان به حجم فايل‌ها باشد و در صورتي كه فايل‌هاي عكس حجم زيادي مي‌طلبد، آن‌ها را منتقل كنيد.

 

12 - عكس‌هايتان را چاپ نكنيد:

تصور مگاپيكسل را از ذهنتان خارج كنيد. كيفيت چاپ عكس‌هاي تلفن همراه بسيار پايين‌تر از آن چيزي است كه روي نمايشگر گوشيتان مي‌بينيد. دوربين‌هاي تلفن‌هاي همراه، به دليل فاصله كانوني كم و حساسيت بالاي حسگرهايشان معمولاً داراي نويز بسيار زيادي هستند و هنگامي كه آن‌ها را چاپ مي‌كنيد، اصلاً نبايد انتظار داشته باشيد كيفيت آن‌ها با يك دوربين نگاتيوي سطح متوسط (كه يك دهم قيمت گوشيتان و حدود بيست تا چهل هزار تومان قيمت دارند) برابري كند. ضمن اين‌كه، هزينه چاپ عكس‌هاي ديجيتال تقريباً بين 5/1 تا 2 برابر چاپ آنالوگ است. بنابر اين بهتر است عكس‌هايتان را چاپ نكنيد، بلكه آن‌ها را با نرم‌افزارهاي ساخت آلبوم عكس به سي‌دي‌هاي تصويري تبديل كنيد و در يك آلبوم جديد نگهداريد. يكي از بهترين برنامه‌هاي ساخت آلبوم تصويري MEMORIES ON TV است كه نحوه كار با آن در شماره‌هاي قبل عصر‌‌شبكه در بخش آموزش‌هاي پنج دقيقه‌اي معرفي شده است.

 

13- به هر كسي اعتماد نكنيد:

افراد سودجو اين روز‌ها به دنبال خصوصي‌ترين عكس‌ها و فيلم‌هاي شخصيت‌هاي مهم هستند تا از توزيع آن‌ها در اينترنت يا سي‌دي‌هاي غيراخلاقي كسب درآمد كنند. ممكن است تصور كنيد شخصيت چندان مهمي نيستيد، اما فراموش نكنيد كه هرگز كارت حافظه دوربينتان را به افرادي ندهيد كه آن‌ها را نمي‌شناسيد. حتي كارت‌هاي فرمت شده هم قابل بازيابي هستند. باور نمي‌كنيد؟ مراقب باشيد!

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 1:11 AM توسط منتظر|

اثبات دروغ‌ هولوکاست‌, خلع‌ سلا‌ح ‌صهیونیست

هانری راک مورخ و تجدید نظر طلب فرانسوی با تاکید بر دروغین بودن هولوکاست گفت : اثبات این دروغ تاریخی موجب می شود , تا لا‌بی های صهیونیستی در اروپا و امریکا , خلع سلا‌ح شوند .
هانری راک با اشاره به افزایش فشار روزافزون اروپا و امریکا علیه تجدید نظر طلبان افزود: طرفداران هولوکاست قدرت و توانایی پاسخگویی به دلایل ارائه شده از طرف منتقدان را ندارند.
وی گفت : حامیان هولوکاست تا آنجا پیش رفته اند که حتی طرح هرسوالی را درباره چگونگی وقوع کشتار یهودیان در اتاق های گاز مردود می دانند , زیرا معتقدند که این حادثه واقعا اتفاق افتاده است .
این مورخ فرانسوی تاکید کرد : چنین ادعایی گواه روشنی بر ناتوانایی طرفداران هولوکاست و شکست آنان در بیان دلایلی قاطع برای رد دیدگاههای منتقدان هولوکاست است.
هانری راک درباره اظهارات یک افسر آلمانی به نام کورت گخشتین گفت : گخشتین یک عضو وابسته به اس اس آلمان بود , که به علت بیماری دیابت هیچ گاه در دوران جنگ جهانی دوم به کار گرفته نشد و همواره به عنوان نیرویی کمکی از وی استفاده می‌شد .



وی در جنگ به دست ارتش فرانسه افتاد و به علت رفتارهای عجیب به عنوان یک بیمار روانی به آسایشگاه فرستاده شد .

راک در ادامه افزود : در پایان آوریل سال 1945 این افسر آلمانی اقدام به نوشتن گزارشی درباره کشتار یهودیان در اتاقهای گاز به دست نیروهای آلمانی کرد و نکته جالب این بود که او این گزارش را در شش نسخه متفاوت ارائه داد .

این مورخ فرانسوی با اشاره به اینکه از سخنان این افسر آلمانی به عنوان سندی جدی و قطعی در تایید کشتار یهودیان بهره برداری شده است , تصریح کرد : چگونه می توان سخنان فردی را که بیمار روانی بوده و به راحتی دروغ می گفته است , مورد استناد قرار داد.

راک گفت : گخشتین مدعی شده بود که آلمانی ها 700 تا 800 یهودی را در اتاقهای گاز به مساحت 25 متر مربع و حجم 45 متر مکعب قرار می داده اند تا با گاز سیکلون بی از بین ببرند اما چنین چیزی غیر ممکن است چون که نمی توان 30 نفر انسان را در یک متر جای داد .

وی افزود : این افسر آلمانی همچنین در گزارش خود مدعی شده بود , شمار یهودیان کشته شده در جنگ جهانی دوم 25 میلیون نفر است , که این دروغی واضح و روشن است زیرا در کشور های تحت اشغال آلمان فقط سه میلیون یهودی وجود داشت , بنابراین چگونه می‌توان مدعی کشتار 25 میلیون یهودی شد.

وی در ادامه به وضع کنونی تجدید نظر طلبان در دنیا اشاره کرد , و گفت : تعداد زیادی از هواداران و منتقدان هولوکاست در کشورهای مختلف اروپایی , امریکا و کانادا زندانی هستند و بقیه نیز که آزادند حق بیان افکار خود را ندارند , زیرا در غیر این صورت محکوم به زندان خواهند شد .
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 0:48 AM توسط منتظر|


آخرين مطالب
» انتقال سایت
» اين عيدها براي من آقا نمي شود
» ای روزگار بی مروت
» کدام گوشه ی دنیا نهفته روی چو ماهت
» کبوترهای بقیع
» محرم 1390
» نهج البلاغه
» چشم چراني و خيانت چشم
» ماه رمضان 1390
» پناهيان:هم انکار نزدیک بودن ظهور غلط است و هم سوءاستفاده از آن

Design By : Pichak