هیئت منتظران مهدی عج
هیئت منتظران مهدی عج سرابی
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
نمىدانيم. امام فرمود: يسبحن رَبَّهُنَّ ـ عز وجل ـ ويسئلن قوت يَومَهُنَّ.
«آنها تسبيح خدا و پروردگارشان را مىگويند و روزى خود را از او مىخواهند»(1).
ادامه مطلب
در تعاليم و دستورات دين اسلام اگر خواسته باشيم احكام و تعاليم فردى را طبقه بندى نمائيم نماز در بالاترين مرتبه طولى نسبت به ساير
ادامه مطلب
قال الامام علىّ بن ابى طالب(عليه السلام): «الله الله فى الصّلوة فإنّها عمود دينكم»:
«خدا را، خدا را درنظر گيريد در توجه به نماز، كه پايدارى دينتان به نماز باشد».
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
بعد از گفتن تكبير كه نماز گزار وارد نماز مىشود خواندن سوره حمد واجب است و گفتن بسم الله در شروع آن ضرورى است. سوره حمد از ...
ادامه مطلب
«از دوستى با انسان كذاب برحذر باش چون او همانند سراب است كه دور را براى تو نزديك و نزديك را از تو دور مىسازد»(1).
ادامه مطلب
«بهترين ارثى كه پدران براى فرزندان خود باقى مىگذارند ادب و تربيت صحيح است نه ثروت و مال»(1).
همه اهتمام امامان معصوم(عليهم السلام) بر اين امر مبتنى است كه پدر و مادر را در خانواده افراد با مسئوليت بار آورند تا حدى كه بىمبالاتى و كم توجهى والدين را نسبت به امور فرزندان و اعضاى خانواده از گناهان و معاصى كبيره بشمار آوردهاند.
ادامه مطلب
تمام كوشش و تلاش ما در اين بخش از بحث بر اين است كه فضيلت نماز را در دين اسلام تبيين نموده و اهميت و جايگاه آن را روشن سازيم، به اين معنى كه اگر خواسته باشيم تعاليم و دستورات الهى را در دين از حيث درجه و مرتبه مورد ارزيابى قراردهيم نماز در چه مرتبهاى از مراتب قراردارد و جايگاه آن در چه حدّى است؟ آيا مىتوان آن را در عرض ساير تعاليم دينى قرارداد يا خير نماز از جايگاه ويژهاى در دين برخوردار مىباشد؟
ادامه مطلب
سلام این عکس توسط مدیر وبلاگ طراحی شده در آینده تصاویر بهتری طراحی می کنم و لطفا نظر خود را در مورد این تصویر بیان بفرمایید
ميلاد امام حسين(ع) - بال ملائك باز شده شب شب نمازه ، آسمون پرواز ما تا مدينه بازه -:- محمود كريمي
ميلاد حضرت علي(ع) - شكفته شد قبله دل ، شكافته كعبه گل ، تولد بهاره -:- محمد رضا طاهري
پر از عطر خدايي کف العباس، که با عشق آشنايي کف العباس - گلچین 84 -:- عبدالرضا هلالي
زما نی که عطری را انتخاب می کنید ؛ در واقع در حال ابراز حقیقتی در مورد شیوه ای هستید که مایلید از طریق آن ؛ خود یا شخصیت معطرتان را مشاهده نمایید! آیا می خواهید احساس تمیزی و تازگی به شما دست دهد؟ یا به دنبال احساسی نا متعارف و پویا هستید ؟ احساس جوانی یا پختگی و با تجربگی را بر می گزینید؟ بیشتر افراد ؛ رایحه استدوقدوس را آرام بخش تلقی می کنند ؛ چون این رایحه ؛ افراد را به یاد دوران قدیم و بوی عطر مادر بزرگ ها می اندازد.ولی فردی که در کودکی وادار شده بود در داخل کمد مادربزرگش حبس شود تا همه غذایش را بخورد؛ مطمئنا خاطره ی خوبی از رایحه استوقدوس ندارد! در حالی که بوی توتون برای بسیاری از افراد دل انگیز است.خریدن عطر ؛ کاری نیست که بتوان آن را ظرف یک روز انجام داد؛ چون پس از بو کردن چند عطر ؛ گیرنده های داخل بینی از بو آکنده می شوند . نمی توان پس از آن به خوبی بوی عطر ها را تشخیص داد. پس از گذشت نیم ساعت از بو کشیدن عطر ها ؛دوباره گیرنده های بینی شروع به کار می کنند.پس در هنگام خریدن عطر؛ وقفه های زیادی داشته باشید. می توانید گاهی بوی مقداری دانه قهوه را استشمام نمایید تا گیرنده های بینی از انواع رایحه ها عاری شوند.
خوب رنگ کنید تا خوب فروش کنیدهمه به خوبی می دانیم که رنگها و ترکیب آن ها با هم باعث تحریک احساسات ؛ تغییر حالات روحی و حتی گاهی باعث واکنش خاص در افراد می شوند.از این رو با انتخاب صحیح و مناسب رنگ ها در خانه یا محل کارتان می توانید در میزان جذب مشتری و فروش خود بهبودی چشمگیری ایجاد نمایید:
قرمز:به لحاظ بین المللی به عنوان برترین رنگ در میزان جذب مشتری و افزایش میزان فروش شناخته شده است.قرمز رنگ عطش ؛لذت؛حرصِِ ؛ شور ؛ عصبانیت؛ خشم؛ احساس و ... در نظر گرفته شده است و بیشتر از بقیه ی رنگها جلب توجه می کند.اگر از رنگ قرمز به مقادیر کمتر استفاده شود؛بهترین رنگ برای افزایش فروش استفاده می گردد. ولی اگر به مقادیر زیاد مورد استفاده قرار گیرد؛وضعیتی معکوس ایجاد می کند؛ به این معنا که میزان فروش و جذب مشتری را به محو قابل ملاحظه ای کاهش می دهد. بهترین زمان برای استفاده از رنگ قرمز حالتی است که به عنوان یک عامل جلب توجه کننده مورد استفاده قرار گیرد. به عنوان مثال : می توان از این رنگ برا ی نوشتن پیامی خاص یا نشان دادن مکانی استفاده نماییدکه می خواهید جلب توجه کند.
نارنجی:به عنوان آزار دهنده ترین رنگ برای چشم ها شناخته شده و در جهان کم طرفدارترین رنگ محسوب می شود.مسئولان پست علاقه ی شدیدی به استفاده از رنگ نارنجی روی قطعات مختلف پستی دارند ؛ چون فورا و در نگاه اول خودنمایی می کند.همچنین ؛نارنجی؛ به عنوان رنگ خلاقیت شناخته شده و مرتبط با استطاعت و توانایی خرید است. نارنجی نیز رنگ دیگری برای جلب توجه شناخته شده است ؛ ولی چون چشمها را خسته می کند ؛ باید از آن به صورت پراکنده و خیلی اندک و رنگی فرعی استفاده کرد.
ارغوانی وبنفش:این رنگها نیز مثل نارنجی به شدت ذهن گرایانه هستند. افراد یا عاشق این رنگها هستند یا به کلی از آن نفرت دارند.ارغوانی با صداقت ؛روراستی؛ معنویت و بهبود مرتبط است. در نتیجه باید از این رنگها نیز میزان اندک و به عنوان پس زمینه استفاده کرد.
آبی:این رنگ همیشه بیشترین میزان فروش را به ارمغان می آورد و محبوب ترین و پرطرفدارترین رنگ ؛ بدون در نظر گرفتن فرهنگ های مختلف ؛ در جهان محسوب می شود.آبی ؛ رنگ ارتباطات در نظر گرفته می شود.آبی روشن به خیال پردازی و آبی تیره به رنگ قدرت و برت ری شناخته می شوند.آبی رنگ آب است که صلح و آرامش و تفکرات خیالپردازانه را با یکدیگر درهم می آمیزد. از این رو ؛ می توانید از رنگ آبی به میزان زیاد و در سطح گسترده استفاده کنید.
سبز:رنگ آرامش بخش است ؛ رنگ رنگ سکون وشفا. سبز ؛ رنگی دنیوی است که اندیشه های مرتبط با تفریحات ؛کشت و گذار ؛جنگل ؛طبیعت ؛ چمنزار و مرغزارهای رویایی و خیال انگیز را در اذهان تداعی می کند.البته سبز ؛ رنگی تحریک کنننده محسوب نمی شود.
زرد:اولین رنگی است که توسط شبکیه ی چشم دیده می شود . زرد توجهات را به خود جلب می کند و تمرکز حواس به ارمغان می آورد. البته از رنگ زرد باید به صورت متعادل استفاده کنید و بهترین پس زمینه محسوب می شود . زرد ؛رنگ "لحظه ای درنک کن و خوب بیندیش" شناخته شده است.
قهوه ای:رنگ خاک ؛ چوب و طبیعت است. قهوه ای بر ارزش های طبیعی و سنتی دلالت دارد.رنگ قهوه ای روشن مرتبط با قدرت و توانایی خرید هستند؛ در حالی که قهوه ای سیر با استغنا ؛ تونگری ودارایی در ارتباط می باشند؛ رنگ قهوه ای ؛احساسی تعارف و توام با آرامش در مشتری به ارمغان می آورد.
سیاه وسفید:این دو رنگ ؛ همیشه پس زمینه های ایمن وموثر به شمار می آیند. برای ایجاد تضادها می توان از این دو رنگ ؛ به عنوان رنگ های پایه استفاده کرد. هر یک از این رنگ ؛ به تنهایی ؛ احساسی بنیادین توام با بی ثمری به بار می آورند.
رنگهای ملایم و روشن:در همه نوع تزئینات ؛ رنگ هایی مهم به شمار می آیند. مهم ترین ویژگی این رنگها در آن است که به خوبی با تمام رنگ های فصلی و جدید ترکیب می شوند. می توانید از این رنگ ها در همه ی طراحی ها و محصولاتی استفاده کنید که قصد فروش آنها را دارید.از طریق این ترکیب رنگ ها ؛ می توانید تصمیم گیری و انتخاب را برای مشتری آسان تر سازید.
*رنگ های روشن ؛ محیط را بزرگتر نشان می دهند. زمانی که از رنگ سیاه استفاده می کنید ؛ نورپردازی بیشتری مورد نیاز است تا رنگ ؛خود را به خوبی نشان دهد.امروزه رنگ های اصلی به تنهایی ؛ جذابیت و کشش خود را از دست داده اند و فقط برای وسایل کودکان مورد استفاده قرار می گیرند . بهترین قانون کلی برای استفاده از رنگها این است که از یک رنگ اصلی به همراه دو رنگ فرعی و پس زمینه استفاده کنید.
غلامحسن جعفری
• طلیعه
امام حسین علیه السلام نامی آشنا برای عموم مسلمانان و بلکه همه دردمندان است. اینشخصیت وصفناپذیر چنان مورد توجه رسول خدا صلوات الله علیه و آله بوده که به نظر میرسد فلسفه این عنایت و توجه در آن عصر برای جماعت زیادی روشن نبوده و تا حدودی هم شاید حقداشتهاند، چون هیچ کس نمیتواند فراوانی گفتهها و توجهات پیامبر اسلام(ص) به اینبزرگوار را یک امر عاطفی برخواسته از رابطه پدر و فرزندی بداند، زیرا همه حرکات و گفتههای رسول خدا(ص) به طور قطع و یقین بسیار فراتر از این حوزه است، چیزی که واقعیتهای تاریخی آن را اثبات میکند.رسول خدا(ص) که تمام گفتهها و حرکات او با پشتوانه الهی سرچشمه میگیرد،[وما ینطق عن الهوی] هرگز سخنان بلند و معنا داری در مورد امام حسین به صرف رابطه فرزندی ایراد نکرده و حکمتهای بیشماری در این برخورد و نگاه رسول خدا(ص) وجود داشت که بسیاری از آنها به مرور زمان، آن هم زمانی نه چندان طولانی به گونهای که برخی یاران رسول خدا آن زمان را درک کردند، روشن شد. در این مقال کوشیدیم که برخی موارد مورد اتفاق تمام مسلمانان که به فراوانی در کتابهای فرقههای مختلف اسلامی آمده، یادآور شویم و نشان دهیم که جایگاه امام حسین(ع) و موقعیت آن بزرگوار در نزد رسول خدا(ص) به چه اندازهای بوده و لذا ما به توضیحات و گفتههای اضافی نپرداختیم و بهتر آن دیدیم عین همان گفتهها را در چهارده مورد ذکر کنیم. امید است مورد عنایت امام حسین(ع) قرار گیرد.1- نام گذاری امام حسین(ع)
روایتهای فراوانی که هم از طریق اهل سنت و هم در منابع شیعه ذکر شده،تصریح دارند که نامگذاری این مولود مبارک به وسیله رسول خدا(ص) بوده که البته در برخی از آنها چنین آمده که حضرت فرمودهاند: این نام گذاری به دستور جبرئیل و در نقل دیگر به دستور خداوند بوده است. به چند نمونه توجه کنید:الف) «ذخائر العقبی» از اسماء بنت عُمیس روایت کرده که حضرت زهرا(س) فرزندبزرگوارش، حسن(ع) را به خانه من آورد، درست همین لحظه پیامبر اکرم(ص) تشریف آوردند و فرمود: ای اسماء! فرزندم را بیاور امام حسن(ع) را در پارچهای زرد رنگ نهادهبودم و به حضور مبارکش بردم، رسول خدا(ص) فرمود: مگر به شما نگفتم کودک را در پارچه زرد رنگ نپیچید. بلافاصله کودک را در پارچه سفیدی گذاشتم و به حضورش بردم. رسول خدا(ص) کودک را از من گرفت و در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه گفت. آن گاه از علی(ع) پرسیدند: این فرزند را چه نامیدهاید؟ علی(ع) گفت: من بر شما پیشی نمیگیرم، رسول خدا(ص) فرمود: من هم در نام گذاری او، بر خدا سبقت نمیجویم. در این هنگام جبرئیل نازل شد و گفت: ای محمد! پروردگار سلام میرساند و میفرماید:موقعیت علی در نزد تو، مانند منزلت هارون به موسی است؛ با این تفاوت که پیامبریپس از تو مبعوث نمیشود، اسم فرزند را حسن نام گذاری کن. پس از یک سال امامحسین(ع) متولد شد. پیامبر اکرم(ص) به خانه اسماء آمد و جریان را آن سان که بیانکردیم، به وی گفت و قصه نام گذاری را متذکر شد تا آن جا که «جبرئیل» گفت: نام اینکودک را حسین بگذار.
مشابه همین حدیث در منابع شیعه ذکر شده است.
ب) مرحوم صدوق با اسناد خودش از امام رضا(ع) و ایشان هم از پدران بزرگوارش از امام زین العابدین از اسماء بنت عمیس روایت کرده که وقتی امام حسین(ع) به دنیا آمدند رسول خدا(ص) به علی(ع) فرمودند: «اسم فرزندت را چه گذاشتی؟» علی(ع) گفتند: من در نام گذاری او از شما پیشینمیگیرم... رسول خدا(ص) فرمود: من هم در نام گذاری او از خدا پیشی نمیگیرم. آن گاهجبرئیل فرود آمد و گفت: ای محمد خدای علی اعلی به تو سلام میرساند و میگوید:جایگاه علی نزد تو همانند جایگاه هارون نسبت به موسی است و این فرزند را به اسم فرزند هارون نام گذاری کن. رسول خدا(ص) فرمودند: اسم پسر هارون چه بوده؟ جبرئیلگفت: شبیر. رسول خدا(ص) فرمودند: زبان من عربی است و جبرئیل در جواب گفت: نام او را حسین بگذار...»البته روایات با این مضمون فراوان نقل شده چه در کتابهای اهل سنت و چه شیعه، گرچه برخی مطالب دیگر در تعدادی از آن روایات وجود دارد که قابل بحث میباشد، ولی آن چه از مجموع این روایات برمی آید این که نام گذاری این مولود شریف به وسیله رسول خدا(ص) بوده و ایشان هم به امر خداوند این کار را انجام دادهاند. کمتر دیده شده و یا شاید سابقه نداشه باشد که نام گذاری کسی با این ترتیب و تشریفات خاص و الهی انجام گرفته باشد و این نشان از عظمت و بزرگی این وجود مقدس دارد.
2 ـ اذان گفتن رسول خدا(ص) در گوش امام حسین(ع)
حاکم نیشابوری از ابورافع و او نیز از پدرش روایت کرده که رسول خدا(ص) را دیدم که هنگام تولد امام حسین(ع) در گوش او اذان گفت. همین مضمون در روایات دیگر بنابه نقل منابع اهل سنت و شیعه وارد شدهاست.
3 ـ رفع تشنگی از حسنین با گذاشتن زبان در دهان آن دو
ابن حجر عسقلانی در «تهذیب التهذیب» از اسحاق بن ابی حبیبه و او از ابوهریره روایت میکند که گفت: گواهی میدهم که همراه رسول خدا(ص) حرکت میکردیم که ناگهان رسول خدا(ص) صدای حسنین را شنید که میگریستند و مادر ایشان هم همراه آنان بود، پیغمبر(ص) با سرعت به سوی آنها شتافت و پرسید: چرا این دو فرزندم میگریند؟ فاطمه پاسخ داد: از تشنگی. رسول خدا(ص) به سراغ مشک کهنهای که با آب آن وضو میگرفت رفت. ولی آن روز آب بسیار کم بود و مردم هم به دنبال به دست آوردن آب بودند.رسول خدا(ص) فریاد زد: آیا کسی از شما آب همراه دارد؟ هیچ کس آبی به همراه نداشت. آن گاه رسول خدا(ص) خطاب به فاطمه فرمودند: یکی از آن دو فرزند را به من بده. فاطمه یکی از آنها را از زیر چادرش بیرون آورد و پیامبر اکرم(ص) او را در حالی که میگریست به سینه چسبانید و زبان مبارکش را در میان دهان او فرو برد. او زبان مبارک رسول خدا(ص) را میمکید تا سیراب شد و از گریه باز ایستاد و همین رفتار را با فرزند دیگرش هم انجام داد. 4 ـ دسته گل پیامبر (ص)
بخاری نقل میکند که محمد بن ابی یعقوب میگوید: من شنیدم که ابن ابی نعم از عبدالله بن عمر درباره مُحرِم سؤال میکرد (حکم کشتن پشه را میپرسید) ابن عمر گفت: مردم عراق از خون پشه سؤال میکنند، در حالی که پسر دختر رسول خدا(ص) را کشتند و پیامبر(ص) فرمود: حسن و حسین گلهای خوش بوی من هستند که از دنیا برگرفتهام. نسائی در کتاب خصائص امیرالمؤمنین(ع) به سند خود از «انس بن مالک» روایت میکند که بعضی اوقات ـ و یا بارها میشد ـ که به حضور مبارک رسول خدا(ص) وارد میشدم، حسن و حسین را میدیدم که روی سینه و شکم پیامبر(ص) جست و خیز میکردند و پیامبر(ص) میفرمود: «دسته گل خوش بوی امت من هستند».در ذخائر العقبی بابی را عنوان کرده با این موضوع: «ذکر ماجاء انهما ریحاتناه من الدنیا» و در این باب، چهار روایت را که از پیامبر اسلام(ص) میباشند آورده که پیامبر فرمودهاند: حسن و حسین(ع) دو گل خوش بوی من از دنیا میباشند.
5 ـ گریه امام حسین(ع) رسول خدا(ص) را آزار میداد
در ذخائر العقبی روایت کرده که یزید بن ابی زیاد نقل کرده که پیامبر اسلام(ص) از خانه عایشه بیرون آمدند و از کنار خانه فاطمه عبور کردند، که ناگهان صدای گریه امامحسین(ع) به گوشش رسید، رسول خدا(ص) فرمودند: مگر نمیدانی (ای فاطمه) که گریه حسین مرا آزار میدهد.
6 ـ محبوبترین افراد نزد پیامبر(ص)
ترمذی در باب مناقب حسنین به سند خود از انس بن مالک روایت میکند که از رسول خدا(ص) پرسیدند: کدام یک از خاندانتان نزد شما محبوبتر است؟ فرمود:«حسن و حسین» و به (حضرت فاطمه) میفرمودند: دو فرزندم را صدا بزن و آنان را به سینه میفشرد و میبویید.
7 ـ بوسیدن دهان و دندان امام حسین(ع)
ابن عساکر از یعلی روایت کرده : همراه رسول خدا(ص) برای مهمانی دعوت شده بودیم، بیرون آمدیم که امام حسین(ع) با بچهها بازی میکرد... و گاهی این طرف و گاهی به طرف دیگر فرار میکرد و رسول خدا(ص)... او را گرفت و یک دست بر پشت امامحسین(ع) و دست دیگر زیر چانه او گذاشتند و دهان را در دهان او گذاشت و او را بوسید.
طبرانی با سند خود از انس بن مالک روایت کرده هنگامی که سر مبارک امامحسین(ع) در برابر عبیدالله بن زیاد قرار دادند او با چوب دستی که در دستداشت،لبهای مبارک امام حسین(ع) را میزد و آن گاه دندانهای مطهر آن جناب را توصیف میکرد، من با خود گفتم که خدا تو را به بیچارگی گرفتار سازد، من خود شاهد عینی جریان بودم که رسول خدا(ص) جایی را که اکنون چوب میزنی، میبوسید! و نیز ابن حجر هیثمی از ابن ابی الدنیا روایت میکند که زید بن ارقم در مجلس ابن زیاد حضور داشت که دید ابن زیاد با چوب دستی به لب و دندان آن حضرت میزند، به وی گفت: چوب دستی را از لب و دندان امام حسین(ع) بردار، به خدا سوگند همواره میدیدم که رسول خدا(ص) میان این دولب را میبوسید. آن گاه «زید بن ارقم» گریست و ابن زیاد ناراحت شد و گفت: «خدا دیدگان تو را بگریاند، اگر پیرمرد خرفت و بی عقلی نبودی گردنت را میزدم» زید بن ارقم از جای خود برخاست، خطاب به مردم گفت: «ای مردم شما از امروز به بعد مردگانی بیش نخواهید بود، برای این که پسر فاطمه را شهید کردید و پسر ابن مرجانه را بر خود امیر قرار دادید. به خدا سوگند طولی نمیکشد نیک مردانِ شما را میکشند و بدسیرتان را به شما میگمارند».
8 ـ آثار محبت امام حسین(ع)
ترمذی و طبرانی و ذهبی از علی(ع) روایت کردهاند که آن حضرت نقل کردهاند کهرسول خدا(ص) دست حسن و حسین را گرفتند و گفتند: «کسی که مرا و این دو را و نیز پدر و مادر آنها را دوست بدارد، روز قیامت هم مرتبه من است».
طبری در ذخائرالعقبی از رسول خدا(ص) روایت کرده که آن حضرت فرمودند: «اولین کسانی که وارد بهشت میشوند من و فاطمه و حسن و حسین میباشیم. از رسول خدا(ص) سؤال شد: ای رسول خدا دوستان چه؟ گفتند: پشت سر شما ». 9 ـ دوستی حسنین(ع)
ترمذی در جامع الکبیر به سند خود از اسامه بن زید روایت کرده است که در یکی از شبها، برای انجام حاجتی به خانه رسول خدا رفتم. پیامبر اکرم(ص) بیرون آمد، در حالیکه چیزی زیر عبا داشت که نمیتوانستم آن را تشخیص بدهم. بعد از مطرح ساختنحاجتم و برآورده شدن آن، عرض کردم: یا رسول الله چه چیز زیر عبا داری؟ حضرت عبا را کنار زد، دیدم حسن و حسین را بالای ران خود نهاده است.آن گاه فرمود: این دو، فرزندان من و فرزندان دختر من هستند. خدایا من دوستشان دارم، تو هم آنها را و دوستدارانشان را دوست بدار. ابن عساکر از ابوهریره روایت کرده که میگوید از رسول خدا(ص) شنیدم که میفرمود: کسی که حسن و حسین(ع) را دوست بدارد، مرا دوست داشته است و کسی که دشمن بدارد آنها را، مرا دشمن داشته است.10 ـ سرور جوانان بهشت
ترمذی با سند خودش از ابوسعید خُدری روایت کرده که رسول خدا(ص) فرمودند:«حسن و حسین دو سرور جوانان بهشت اند». ولی بعد از نقل این حدیث میگوید: هذاحدیث حسن صحیحٌ.این حدیث در منابع مختلف و متعددی از اهل سنت ذکر شده است. ابوحاتم در صحیحش و ابن عساکر در تاریخش و ابن کثیر در البدایه و النهایه و احمد درمسندش این را نقل کردهاند. طبرانی روایت کرده از حذیفه که گوید: چهره رسول خدا(ص) را شادمان دیدیم و فرمود: «چگونه خوشحال نباشم و حال آن که جبرئیل به من بشارت داد که حسن و حسین سرور جوانان اهل بهشت هستند و پدرشان از آنها برتر میباشد».همین حدیث را متقی هندی و ابن عساکر نقل کردهاند. و ابن عساکر در کتاب تاریخش این حدیث را با بیش از بیست سند ذکر کرده است.
11 ـ حسین از من و من از حسین
ترمذی در صحیحش از یعلی بن مُرّه نقل کرده که رسول خدا(ص) فرمودند: حسین از من است و من از حسینم، خدای دوست بدارد کسی که حسین را دوست داشته باشد.
امام بخاری در الادب المفرد به اسناد خود از یعلی بن مره روایت کرده: در یکی از روزها پیامبر اکرم(ص) همراه اصحابش به منزلی دعوت بودند، در مسیر ایشان امام حسین بازی میکرد؛ پیامبر جلوتر از اصحاب بود و دست گشود که حسین(ع) را بگیرد. حسین از این طرف به آن طرف میرفت و پیامبر هم خنده کنان او را دنبال میکرد تا این که حسین(ع) را گرفت؛ آن گاه دستی بر زیر چانه کودک و دست دیگر بر پشت اوگذاشت... و گفتند: «حسین از من و من از حسین هستم خداوند دوست بدارد کسی کهحسین را دوست داشته باشد». 12 ـ بر پشت پیامبر(ص) به هنگام نماز
طبرانی از ابوهریره روایت کرده که نماز عشا را با رسول خدا(ص) میخواندیم و چون به سجده میرفت، حسن و حسین بر پشت حضرت میپریدند و هنگامی که سر از سجده بر می داشت، آنها را با ملایمت میگرفت و به زمین مینهاد. بار دیگر که سر به سجده میگذاشت، همین عمل از آنها سر میزد، پس از آن که پیامبر(ص) سلام نماز میدادند، آنها را بر زانوانشان میگذاشت، در این هنگام عرض کردم یا رسول الله اجازه میفرمایید این کودکان را نزد مادرشان ببرم؟ فرمود: نه، در همین لحظه برقی جهید؛ رسول خدا(ص) به آن دو بزرگوار فرمودند: اکنون با جهش این برق، نزد مادرتان بروید. آنها همراه با آن برق حرکت کردند تا وارد منزل شدند.
13 ـ اخبار به شهادت ابا عبدالله(ع)
طبرانی از عایشه نقل کرده که گفت: رسول خدا(ص) فرمودند: «جبرئیل به من خبرداد که فرزندم حسین در سرزمین «طف» کشته خواهد شد و این تربت را از آن جا آورد و خبر داد که قبرش آن جا است».
حاکم از ام فضل دختر حارث نقل کرده که رسول خدا(ص) فرمودند: «جبرئیل نزد من آمد و به من خبر داد که امتم فرزندم حسین را خواهند کشت و برای من از تربت سرخ او نیز آورد. و نیز طبرانی و دیگران چنین نقل کردهاند: انس بن مالک از رسول خدا(ص) نقلکرده که فرشتهای به نام «قطر» از پروردگارش اجازه خواست تا مرا زیارت کند، به او اجازه داده شد. آن روز در منزل ام سلمه بودند بعد فرمودند: ای ام سلمه! مواظب باش کسی وارد اتاق نشود، در این هنگام، امام حسین(ع) وارد شد و بر روی پیامبر(ص) پرید و حضرت او را گرفت و میبوسید و میبویید، آن گاه ملک گفت: آیا دوستش داری؟ فرمود: آری، گفت:به زودی امت تو او را خواهند کشت. اگر میخواهی قتلگاه او را نشانت بدهم؟ آن گاه مشتی از ریگ یا خاک آورد و ام سلمه آن را برداشت و در میان لباسش قرار داد.و باز در همان جا از ام سلمه روایت کرده که امام حسن و امام حسین در برابر رسولخدا(ص) مشغول بازی بودند، در این هنگام جبرئیل نازل شد و گفت: ای محمد پساز تو امتت این فرزند را (و اشاره کرد به امام حسین(ع)) شهید میکنند. رسولخدا(ص) گریستو حسین(ع) را به سینهاش چسبانید، سپس رسول خدا(ص) تربتی را نزد او گذاشت وفرمود: «این امانتی است نزد تو و پیامبر آن را بویید و گفت: ای وای (کرب و بلا) رسولخدا(ص) فرمود: ای ام سلمه! هرگاه این تربت به خون مبدل گردید، فرزندم حسین به شهادت رسیده است. ام سلمه آن را در شیشهای ریخت و هر روز به آن مینگریست ومیگفت: ای خاک! روزی که به خون تبدیل گردی، آن روز، روز عظیمی است.
ابن حجر هیثمی از ام سلمه نقل کرده: روزی که امام حسین(ع) شهید شد به آنشیشه نگاه کردم، دیدم آن خاک به شکل خون درآمده است.
طبرانی و ذهبی از عبدالله بن نجی و او از پدرش نقل کرده که با علی(ع) بهمسافرت رفتیم، هنگامی که به «محاذات نینوا» رسیدیم، گفتند: ای ابو عبدالله صبر کن،صبر کن، بر شط فرات، من گفتم: چرا؟ گفتند: روزی بر رسول خدا(ص) وارد شدم، در حالی که دو چشمان آن حضرت پر از اشک بود. عرض کردم میبینم چشمانت گریان است آیا کسی شما را ناراحت کرده است؟ رسول خدا(ص) فرمودند: جبرئیل از نزد من بلند شد و به من خبر داد که امت من، فرزندم حسین را میکشند، آن گاه گفت: آیا از تربت او به تو نشان دهم؟ گفتم: آری، پس مقداری به من داد و چون آن را دیدم نتوانستم خود را نگه دارم و چشمانم پر از اشک شد.14 ـ یاری کردن امام حسین
ابن اثیر در شرح حال انس بن حارث مینویسد: از اشعث بن سحیم از پدرش نقل میکند که از رسول خدا(ص) شنید که فرمود: پسرم حسین(ع) در زمینی در حوالی سرزمین عراق به شهادت میرسد کسی که او را در آن حال درک کند باید او را یاری دهد. انس بن حارث وقتی فهمید امام حسین(ع) عازم کربلا شده است، بی درنگ به سوی کربلا رفت و در آن سرزمین در رکاب امام حسین(ع) به شهادت رسید.
منبع خبر: تبیان
---------------------------------------
آنچه در درجه اول این دو را از هم متمایز میکند یکی این است که در ازدواج موقت زن و مرد تصمیم میگیرند بطور موقت باهم ازدواج کنند و پس از پایان مدت، اگر مایل بودند تمدید میکنند و اگر مایل نبودند از هم جدا میشوند؛
---------------------------------------
دیگر اینکه از لحاظ شرایط، آزادی بیشتری دارند که بطور دلخواه بهر نحو که بخواهند پیمان میبندند مثلا در ازدواج دائم مرد باید عهده دار مخارج روزانه و لباس و مسکن و احتیاجات دیگر زن از قبیل دارو و طبیب بشود، ولی در ازدواج موقت بستگی دارد بقرارداد آزادی که میان طرفین منعقد میگردد؛ ممکن است مرد نخواهد یا نتواند متحمل این مخارج بشود، یا زن نخواهد از پول مرد استفاده کند
---------------------------------------
در ازدواج دائم، زن باید امر مرد را در حدود مصالح خانواده اطاعت کند؛ اما در ازدواج موقت بسته به قراردادی است که میان آنها منعقد میگردد
---------------------------------------
در ازدواج دائم زن و شوهر از یکدیگر ارث میبرند؛ اما در ازدواج موقت چنین نیست
---------------------------------------
زن و مرد میتوانند در ازدواج موقت شرط کنند که بهره برداری جنسی آنها محدود باشد و مثلا آمیزشی صورت نگیرد
---------------------------------------
در ازدواج دائم فقط با توافق یا رضایت طرفین می توان از بچه دار شدن جلوگیری نمود ولی در ازدواج موقت هریک از طرفین میتواند از تشکیل نطفه کودک و پیدایش فرزندی جلوگیری کند تا ایجاد مسیولیتی جدید و احیانا دست و پاگیر برای آنها نشود؛ در حقیقت این نوعی آزادی دیگر است که بزوجین داده شده است
---------------------------------------
اگر در اثر آمیزش زن و مردی که همسر موقت یکدیگرند کودکی متولد شود با فرزند ناشی از ازدواج دائم هیچگونه تفاوتی ندارد و مانند ازدواج دائم مرد مسئول اداره و تأمین وسایل کافی برای رشد و تربیت آن کودک است
---------------------------------------
مهر هم در ازدواج دائم لازم است و هم در ازدواج موقت؛ با این تفاوت که در ازدواج موقت عدم ذکر مهر موجب بطلان عقد است و در ازدواج دائم عقد باطل نیست؛ مهرالمثل تعیین میشود
---------------------------------------
همانطوریکه در عقد دائم، مادر و دختر زوجه بر زوج، و پدر و پسر زوج بر زوجه حرام و محرم میگردند در عقد منقطع نیز چنین است
---------------------------------------
همانطوریکه رابطه جنسی زن دائم با دیگران حرام است، در ازدواج موقت نیز چنین است
---------------------------------------
در ازدواج دائم جمع میان دو خواهر جایز نیست در ازدواج موقت نیز روا نیست و ازدواج با خواهر زن تا وقتی حرام است که خواهر دیگر همسر انسان باشد
---------------------------------------
در ازدواج موقت پس از تمام شدن مدت، زن و شوهر خود به خود از هم جدا میشوند و نیازی به طلاق نیست
---------------------------------------
همانطور که زوجه دائم بعد از طلاق باید مدتی عده نگهدارد، زوجه موقت نیز بعد از تمام شدن مدت یا بخشیدن آن باید عده نگهدارد. با این تفاوت که عده زن دائم سه نوبت عادت ماهانه است و عده زن موقت دو نوبت یا چهل و پنج روز
---------------------------------------
برگرفته از:
ـ کتاب نظام حقوق زن در اسلام؛ نوشته آقای مرتضی مطهری
ـ کتاب شناخت اسلام؛ نوشته مشترک آقایان محمد حسینی بهشتی و محمد جواد باهنر و علی گلزاده یا غفوری
---------------------------------------
منبع:
برگرفته از پيام ارسال شده شخصي با عنوان پزشك به اين وبلاگ
«... و زنانی را که متعه کرده اید، مهرشان را به عنوان فریضه ای به آنان بدهید؛ و بر شما گناهی نیست که پس از (تعیین مبلغ) مقرر، با یکدیگر توافق کنید (که مدت عقد یا مهر را کم یا زیاد کنید)؛ مسلما خداوند دانای حکیم است».(نساء ۲۴ ـ ترجمه آقای محمد مهدی فولادوند)
-----------------------------------------------------------
امام صادق (عليه السلام) فرمود: « درباره متعه، هم قرآن دلالت بر آن دارد و هم سنت رسول الله (صلیالله عليه وآله)».( تفسير صافى ، ج 1 ، ص 439 به نقل از كافى)
امام باقر (عليه السلام) فرمود: « همواره على (عليه السلام) میفرمود: لولا ما سبقنى به بن الخطاب ما زنى الا شفى (شقى) (همان منبع) اگر عمر متعه را تحريم نمى كرد هيچ فردى دچار زنا نمىشد مگر افراد كمى (افرد شقى و بدبخت )».
ابو حنيفه از امام صادق (عليه السلام) سؤال كرد: آيا متعه نساء صحيح است ؟ فقال: سبحان الله اما تقرأ كتاب الله « فما استمعتم به منهن فآتوهن اجورهن فريضة » فقال ابو حنيفة والله لكأنها آية لم أقرأها قط.(همان منبع، ص 440) امام صادق به او فرمود: « آيا اين آيه « فما استمتعتم…» را نخوانده اى ؟ ابو حنيفه گفت: والله مثل اينكه هنوز من اين آيه را نخوانده بودم.
عقيده گروهى از صحابه راجع به شأن نزول آيه مذكور از بين صحابه پيامبر (صلیالله عليه وآله) افرادى مانند ابن عباس، أبى بن كعب وعبدالله بن مسعود و جابر بن عبدالله انصارى و حبيب بن ابى ثابت و سعيد بن جبير گفته اند: « اين آيه در مورد متعه نازل شده است ».(آيت الله سبحانى، مع الشيعة الامامية، ص 144) احمد بن حنبل در مسندش جلد 4، صفحه 436، ابو جعفر طبرى در تفسيرش جلد 5 صفحه 9 و ابوبكر جصاص حنفى در احكام القرآن جلد 2، صفحه 178 وابوبكر بيهقى در السنن الكبرى جلد 7 صفحه 205 و محمد بن عمر زمخشرى در كشاف جلد 1، صفحه 360 وابوبكر بن سعدون قرطبى در تفسير جامع احكام القرآن جلد 5 صفحه 13 و فخر رازى در مفاتيح الغيب جلد 3 صفحه 267 و ديگران بر نزول آيه مذكور در مورد متعه تأكيد كرده اند.
اگر كسى ادعا كند كه آيه مذكور به واسطه سنت، نسخ شده است، اولاً جواب داده میشود كه آيه قرآن قابل نسخ شدن با خبر واحد نيست و ثانياً عمران بن حصين گفته است: خداى متعال دستور متعه را نازل كرده است و آن را نسخ نكرده و پيامبر (صلیالله عليه وآله) ما را به متعه امر میكرد و هيچ موقع از آن نهى نكرد سپس مردى (عمر) با رأى خودش آن را ممنوع اعلام كرد. خليفه دوم نيز كه متعه را ممنوع كرد، ادعا نكرد كه متعه نسخ شده است زيرا به وفور از عمر نقل شده است كه بالاى منبر میگفت: « متعتان كانتا على عهد رسول الله (صلیالله عليه وآله) و أنا أنهى عنهما و أعاقب عليهما: متعة الحج و متعة النساء ».(آيت الله سبحانى، مع الشيعة الامامية، ص 144) دو گونه متعه در زمان رسول خدا رواج داشت كه من آن دو را ممنوع میكنم و هر كس آنها را انجام دهد عقاب مى كنم 1 ـ متعه حج 2 ـ متعه نساء در نقل ديگرى آمده است كه عمر گفت: ايها الناس ثلاث كنّ على عهد رسول الله (صلیالله عليه وآله) و أنا أنهى عنهن و أحرمهن وأعاقب عليهن متعة النساء و متعة الحج وحى على خير العمل.(همان منبع، به نقل از مفاتيح الغيب، ج 10، ص 52 شرح تجريد قوشچى ص 484 طبع ايران) اى مردم سه چيز در زمان پيامبر(صلیالله عليه وآله) حلال بود ولى من آنها را حرام اعلام میكنم و بر آنها عقاب میكنم 1 ـ متعه نساء 2 ـ متعه حج 3 ـ گفتن حى على خير العمل در اذان.
از جمله كسانى كه منكر تحريم متعه هستند:
1 ـ اميرمؤمنان على (عليه السلام): طبرى در تفسيرش نقل كرده كه على (عليه السلام) فرمود: « لولا أن عمر نهى عن المتعة ما زنى الا شقى: اگر عمر متعه را ممنوع نمیكرد هيچ كس جز افراد بدبخت دچار زنا نمىشد ».(همان منبع، به نقل از مفاتيح الغيب، ج 10، ص 52 شرح تجريد قوشچى ص 484 طبع ايران)
2 ـ عبدالله بن عمر: امام احمد در مسندش روايت كرده كه از ابن عمر درباره متعه سؤال كردند ايشان گفت: در زمان پيامبر(صلیالله عليه وآله) حلال بود ولى بر پيامبر (صلیالله عليه وآله) دروغ بستند.(همان منبع، به نقل از مفاتيح الغيب، ج 10، ص 52 شرح تجريد قوشچى ص 484 طبع ايران)
3 ـ عبدالله بن مسعود: بخارى از او نقل مى كند كه گفت: ما با پيامبر (صلیالله عليه وآله) در غزوه اى بوديم متعه را تجويز كرد و اين آيه را قرائت فرمود: يا ايها الذين آمنوا لا تحرموا طيبات ما احل الله لكم و لا تعتدوا ان الله لا يحب المعتدين. اى مؤمنان آنچه را كه خدا حلال كرده بر خود حرام نكنيد.(همان منبع، به نقل از صحيح بخارى، ج 7، كتاب نكاح باب 8 حديث 3 )
4 ـ عمران بن حصين به نقل از صحيح بخارى جلد 6 ص 27. 5 ـ جابر بن عبدالله و مسلمة بن الأكوع به نقل از صحيح بخارى ج 6، ص 129.
6 ـ ابن عباس به نقل از صحيح بخارى ج 6، ص 129.
7 ـ ابى نظره میگويد به جابر گفتم كه عبدالله به زبير از متعه نهى میكرد و ابن عباس به آن امر میكرد جابر گفت: ما زمان رسول خدا (صلیالله عليه وآله)و زمان ابوبكر متعه میكرديم وقتى كه عمر حاكم شد آن را منع كرد.
توضيح و تكميل :
1 ـ ظاهراً عمر به اجتهاد خودش متعه را نپسنديده لذا آن را ممنوع كرده و از موقعيت سياسى خود در اين امر استفاده كرده است.
2 ـ اينكه شيعه متعه را جائز میداند بدين معنا نيست كه متعه هيچ قانون و حساب و كتابى نداشته باشد بلكه متعه مانند عقد نكاح دائم احتياج به عقد و ديگر شرائط دارد و بايد قانونمند باشد.
منبع واسطه: www.al-shia.com
-----------------------------------------------------------
مردی از اهل شام درباره متعه از فرزند عمر سوال کرد؛ و او گفت حلال است؛ شامی گفت پدرت آن را تحریم کرده است و پسر عمر گفت: پدرم تحریم کرده لکن پیامبر آنرا تجویز نموده است و من نمیتوانم سنت پیامبر را رها کنم و پیرو پدرم باشم.
(جامع المدارک فی شرح مختصرالنافع، سید احمد خوانساری، ج ۴، ص ۲۸۹، قم، مکتبة اسماعیلیان؛ به نقل از سنن ترمذی؛ کتاب الحج، ـ باب ما جاء فی المتمتع و مسند احمد، ج ۴، ص ۴۳۶).
علی بن یقطین گوید که از امام موسی کاظم (ع) در مورد مُتعه پرسیدم، فرمود: «تو با متعه چکار داری؟ خداوند تو را از آن بینیاز ساخته است». (منظور امام متاهل بودن راوی بوده است.)(فروغ کافی)
منبع واسطه: کتاب دورنمای حقوقی ازدواج موقت؛نوشته اسماعیل هادی؛ دفتر نشر فرهنگ اسلامی؛ چاپ ۱۳۷۱؛ بخش سابقه حقوقی
+ نوشته شده در یکشنبه 1386/04/31ساعت توسط | نظر بدهید
چرا ازدواج موقت ؟
هر چه می گذرد بیش از پیش مردم دنیا به این نتیجه می رسند که ازدواج دائم به تنهایی نمی تواند پاسخگوی نیازهای یک جامعه باشد خصوصا برای قشر مجرد جامعه و گسترش فحشا و آزادی های جنسی در جهان دلیل بر این مدعاست
ازدواج موقت با دستورات حساب شده اش روش متعادلی است برای آنانکه نه محدودیت های ازدواج دائم پاسخگویشان است و نه میخواهند به آزادی بی قید و بند فحشای جنسی تن بدهند
ازدواج هم مانند شراکت اقتصادی یا تجاری بین دو نفر، یک شراکت میباشد ولی از نوع اجتماعی و همانطور که در شراکت اقتصادی طرفین قراردادی را منعقد می کنند ، در ازدواج نیز قراردادی وجود دارد بنام صیغه یا عقد . و همانگونه که در عرصه روابط اقتصادی ، تجاری و یا کاری وقتی دونفر میخواهند با هم شریک شوند مجبور نیستند که قراردادی مادام العمر با هم ببندند و میبینید که معمولا شرکا بعد از مدتی مثلا چند ماه یا چند سال از هم جدا میشوند و تعصبی بر دائمی بودن آن ندارند و نداریم و از آنجایی که ازدواج درواقع نوع خاصی از شراکت مدنی یا اجتماعی بین دو نفر میباشد چه اجباری است که وقتی دو نفر میخواهند تشکیل چنین شراکت اجتماعی را بدهند و با هم ازدواج کنند حتما باید شراکتشان مادام العمر بوده و ازدواج دائم کنند . چرا باید کورکورانه آنچه را که سنت بر ما تحمیل میکند بپذیریم . همه مان خوب میدانیم که در جهان امروز اندیشه بسیاری چنان بر سنتها شوریده است که در پاسخ به این سوال ها که چرا باید اینگونه رابطه اجتماعی فقط محدود به دو جنس مخالف و مجرد باشد؟ و چرا باید از سنت کورکورانه پیروی کرد ؟ و چرا نتوان انواع دیگری از این روابط را برقرار کرد؟ تا بدانجایی رسیده که انواع مختلفی از روابط جنسی را آزاد دانسته اند .
البته ناگفته نماند که اگر نمیخواهیم گرفتار پیروی کورکورانه از سنت شویم، گرفتار پیروی کورکورانه از لذتها نیز نشویم . و پاسخ آن پرسشها را بجای آنکه فقط به هوسهایمان بسپریم ، به عقل هایمان نیز بسپاریم . چه خوب است بدنبال آن سوالها این سوال را هم از خود بپرسیم که چرا پیامِ پیام آوران آن یکتای بی همتا که در آفرینش جهان هیچ مخترع و سازنده ای نمیتواند چون او بسازد و بهتر از هر متخصص و دانشمندی جهان و انسان را میشناسد، بر حرام بودن بعضی از این روابط جنسی بوده است ؟
آیا شما شیرینی خوشمزه ولی آلوده به میکروب یا مانده و کپک زده ای را صرفا به این دلیل که در ظاهر، خوردنش دلپذیر است و لذت بخش می خورید؟ هرگز . چون میدانید با طبیعتی که خدا برای ما ساخته است یعنی جسم ما سازگار نیست . ولی کودکی که نه میکروب میشناسد و نه کپک را میداند چیست ، فقط لذت و گشنگی را دلیل خوردن آن میداند . تفاوت دانش خداوند با ما بیش از تفاوت دانش ما با آن کودک است ؛
اگر میگویم ازدواج ، این نوع خاص ازشراکت مدنی ، چه لزومی داردکه حتما و همیشه مادام العمر باشد و چرا باید کورکورانه فقط از سنتی که از کودکی شنیده ایم پیروی کنیم؟ منظور این نیست که به سراغ کمنیست جنسی رفته و کورکورانه از آنچه که برای بعضی دیگر عادی شده است تبعیت کنیم . کسی میخواست بر خری سوار شود ونمی نوانست ، به فکرش چنین میرسد که دورخیز کند و بر خر بپرد ، آنقدر دورخیز می کند که وقتی بر خر میپرد از آنطرف دیگرش پایین میافتد . نه افراط خوب است و نه تفریط . دین اسلام دین میانه روی است
آیا نمیخواهیم در محدوده رضایت الهی از آنجا که هستیم گامی فراتر رویم و کمی از تعصب یا سخت گیری آنچه که عادت کرده ایم دست برداریم و ازدواج موقت را نه تنها قبول که به آنان که نیاز دارند سفارش و حتی در این زمینه یاریشان کنیم
چه بسیار جوانان مجرد یا زنان و مردهایی که بعلت از دست دادن همسرانشان تنها مانده اند و یا مثلا هر روز یا چند روزی را با یکی سر می کنند و به دلایلی که مربوط به خودشان است ازدواج دائم را با محدودیتهایش پاسخگوی نیاز فعلیشان نمیدانند اما میتوانند و میپسندند که ماه ها و یا سالها را با همسری تحت قوانین ازدواج موقت ازدواج کنند . چه بسیار دختران و زنانی که بعلت فقر مالی به تن فروشی کشیده میشوند و هر روز با مردی به سر میبرند در صورتیکه مایلند به خواست خود مدت های درازی را با مرد مجردی ازدواج موقت کنند و تحت حمایت مالی آنان باشند و چه بسیار مردان مجردی که توان چنین حمایت مالی را داشته و خواهان چنین وصلتی هستند و چه بسا که ازدواج موقتشان به ازدواج دائم ختم شود و یا حداقل طرفین برای مدتی از محرومیت های مالی ، جنسی ، عاطفی یا معنوی به درستی و پاکی نجات یابند .
نتیجه ایستادن در مقابل منادیان ازدواج موقت یا خواستار حذف آن در جامعه شدن و فقط ازدواج دائم را علاج نیاز مردم دانستن و فقط بر آن اصرار کردن، گسترش فحشای روز افزونی شده است که امروزه از آن با خبریم . ازدواج موقت با قوانین ساده و حساب شده اش نه تنها باعث رشد فحشا نیست بلکه مانع رشد آن نیز میباشد (مقالاتی در این باره در بخش فحشا و روسپی گری؛ در آرشیو موضوعی همین وبلاگ وجود دارد)؛
زائران شيعه از انگليس و آمريكا اعلام كردند پليس اماكن مركزي عربستان سعودي در طول مناسك حج در مكه مكرمه با آنها بدرفتاري كرده است.
به گزارش فارس به نقل از شبكه خبري "العالم"، هشت نفر از زائران مذكور كه همگي مرد و با اصليتي عراقي هستند در شكايتي اعلام كردند كه پليس عربستان آنها را مورد ضرب و شتم قرار داده است.
به گفته اين هشت نفر، پليس عربستان به محض ورود آنها به فرودگاه مدينه منوره رفتار اهانتباري داشته و برخي از وسايلشان از جمله نسخههايي از قرآن كريم را توقيف كرد.
بنا بر اعلام شاكيان، رفتار "مطوع" يا همان پليس اماكن مذهبي، به نظر بخاطر مليت و همچنين رعايت آداب شيعه صورت گرفته است.
"عمار تكي" يكي از اين زايران در يك كنفرانس خبري در لندن گفت: «طي زمان دستگيري دستهايمان بسته و با باتوم، كفش و كابل مورد ضرب و شتم قرار گرفتيم.»
بنا بر اين گزارش، اين زوار خواستار عذرخواهي رسمي عربستان و پرداخت غرامت شدند و دولت انگليس تحقيقاتي را درباره اين امر آغاز كرده است.
میرصادق سیدنژاد
• طلیعه
از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاکنون همواره دو جریان حقّ و باطل به موازات هم پیشرفته و کره خاک هیچگاه از مصاف این دو جریان خالی نبوده است. پیروان هر یک از حقمداران گذشته، همواره بسترسازان حقگرایان آینده بودهاند و حق گرایان آینده تداومبخشان راه حقپرستان گذشته. وضعیت باطلپیشهگان و دور افتادگان از صراط مستقیم نیز بر همین منوال بوده است.در این میان ارتباط حجتهای الهی در تداوم بخشیدن به مسیر صحیح هدایت و سعادت بشر بسیار عمیقتر و محکمتر بوده است؛ چرا که هر نبیّ و ولیّ الهی با در نظر گرفتن شرایط عصری که در آن به سر میبرد راه انبیا و اولیای الهی پیش از خود را تداوم میبخشد. به عبارت دیگر همه انبیا و اولیای الهی چراغهای نورانی هدایتند؛ منتهی هر کدام متناسب با شرایط زمانی و مکانی خود به نور افشانی میپردازند.
در فرهنگ اسلامی ائمه اطهار علیهم السلام به عنوان جانشینان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله همگی نور واحدند و هدف مشترکی را دنبال میکنند. وجود هر یک از آنان همانند یک مشعل روشن یا عَلَم سرافراز، مسیر صحیح و کامل هدایت را به بندگان خدا نشان میدهند و آنان را از گرفتار شدن به ضلالت و گمراهی باز میدارند. با این همه ارتباط و پیوستگی بعضی از آنها با همدیگر از ویژگی و خصوصیتی برخوردار است که از بررسی این گونه از پیوندها میتوان با مراحل گوناگون چگونگی تداوم مبارزه حقّ و باطل و سرنوشت نهایی این مبارزات و همینطور با بخشی از ریزهکاریهای دقیق سنتهای الهی و روند تحقق نهایی اهداف حیات بخش انبیا و اولیای الهی آشنا شد.
بدون تردید پیوستگی و ارتباط امام حسین علیه السلام با آخرین حجت الهی حضرت بقیةاللّه عجل الله فرجه بسیار بارز و در خور تعمّق است؛ چرا که با بررسی ابعاد مختلف پیوند این دو حجّت الهی بهخوبی چگونگی فراهم شدن بستر حاکمیّت احکام و ارزشهای الهی در سرتا سر عالم مشخص میشود. این نوشته در پی آن است که برخی از پیوستگیهای حضرت سیدالشهداءعلیه السلام با موعود بزرگ جهانی حضرت مهدی علیه السلام را روشن سازد.
الف) امام مهدی عجل الله فرجه از تبار امام حسین علیه السلام
در مجموعه روایات منقول از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و ائمه اطهارعلیه السلام بارها تصریح شده است که منجی عالم بشریت حضرت مهدی علیه السلام از نسل امام حسین علیه السلام است. از جمله روایت شده است که پیامبراکرم صلی الله علیه و آله در یکی از روزهای آخر عمر مبارکشان در حالی که دستشان را به شانه امام حسین علیه السلام گذاشته بودند خطاب به دختر بزرگوارشان حضرت زهرا علیه السلام فرمودند:
مهدی این امت از نسل این فرزندم است. دنیا به پایان نخواهد رسید مگر اینکه مردی از اولاد حسین علیه السلام قیام کرده جهان را باعدل و داد پر سازد...1ایشان در جای دیگر در ضمن معرفی ائمه اطهار علیهم السلام میفرمایند:
امامان بعد از من دوازده نفرند که نُه نفر از آنها از تبار فرزندم حسین علیه السلام است که نهمین نفرشان قائم است این دوازده تن اهل بیت و عترت من هستند. گوشت آنها گوشت من و خون آنها از خون من است.2
امیر مؤمنان علیبنابیطالب علیه السلام روزی به حضرت اباعبداللّه علیه السلام فرمودند: نهمین فرزند تو ای حسین، قائم آلمحمّد صلی الله علیه و آله است او دین خدا را آشکار ساخته و عدالت را در سرتاسر زمین حاکمیّت خواهد بخشید...3در این باره خود امام حسین علیه السلام نیز میفرمایند: نهمین فرزند من، قائم به حقّ است خداوند به وسیله او زمین مرده را دوباره زنده خواهد ساخت و دین را حاکمیّت خواهد بخشید. او حق را برخلاف میل مشرکان و دشمنان احقاق خواهد کرد.4ب) تحقق اهداف عاشورا با قیام مهدی علیه السلام
امام حسین علیه السلام با هدف زنده ساختن احکام قرآن و سنّت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و از بین بردن بدعتهایی که در نتیجه حاکمیت بنی امیّه در دین ایجاد شده بود قیام کردند و در طول مسیر مدینه تا کربلا ضمن اشاره به انگیزه قیام شان فرمودند:من به منظور ایجاد اصلاح در امّت جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله قیام کردهام میخواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و به همان سیره و شیوه مرسوم جدّم پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و پدرم علیبنابیطالب علیه السلام عمل میکنم.5آن حضرت در نامهای به بزرگان قبایل بصره تصریح میکنند:من شما را به کتاب خدا و سنّت پیامبرش دعوت میکنم. در شرایطی که اکنون ما زندگی میکنیم سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله از بین رفته و به جای آن بدعت و احکام و ارزشهای غیر اسلامی نشسته است مرا بپذیرید و به یاری من برخیزید. شما را به راه ارشاد و رستگاری هدایت خواهم کرد.6از مجموعه سخنان امام حسین علیه السلام اهداف والای نهضت عاشورا به خوبی روشن میشود که احیای قرآن، احیای سنت نبوی و سیره علوی، از بین بردن کجرویها، حاکم ساختن حق، حاکمیّت بخشیدن به حقپرستان، از بین بردن سلطه استبدادی حکومت ستمگران، تأمین قسط و عدل در عرصههای اجتماعی و اقتصادی و... از جمله آنهاست.
از طرف دیگر وقتی اهداف قیام منجی عالم بشریت و ویژگیهای حکومت جهانی آن حضرت را مورد بررسی قرار میدهیم همین اهداف و انگیزهها حتی با تعابیر مشابه با تعابیر به کار رفته در مورد نهضت حسینی قابل مشاهده است.
حضرت علی بن ابیطالبعلیه السلام در توصیف سیره حکومتی امام مهدی علیه السلام میفرمایند:
هنگامی که دیگران هوای نفس را بر هدایت مقدم بدارند او [مهدی موعود علیه السلام] امیال نفسانی را به هدایت بر میگرداند و در شرایطی که دیگران قرآن را با رأی خود تفسیر و تأویل خواهند کرد او آراء و عقاید را به قرآن باز میگرداند. او به مردم نشان خواهد داد که چگونه میتوان به سیره نیکوی عدالت رفتار کرد و او تعالیم فراموش شده قرآن و سیره نبوی را زنده خواهد ساخت.7
امام باقر علیه السلام در روایتی میفرمایند: قائم آل محمّد صلی الله علیه و آله مردم را به سوی کتاب خدا، سنّت پیامبر صلی الله علیه و آله و ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام و بیزاری از دشمنان آنان دعوت خواهد کرد. 8
امام صادق علیه السلام میفرمایند: حضرت مهدی علیه السلام تمام بدعتهای ایجاد شده در دین را در سرتاسر جهان از بین خواهد برد و در مقابل، تکتک سنتهای نبوی را به اجرا در خواهد آورد.9آن حضرت در جای دیگر ضمن تصریح به این حقیقت که امام مهدی علیه السلام بر طبق سیره و روش رسول اکرم صلی الله علیه و آله عمل خواهد کرد؛ درباره اصلاحات انجام شده توسط آن حضرت چنین میفرماید:
قائم آل محمّد صلی الله علیهم به همان شیوهای که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رفتار میکردند رفتار خواهد کرد آنچه از نشانه و ارزشها و شیوههای جاهلیت که باقی ماندهاند از میان برمیدارد و پس از ریشه کن کردن بدعتها احکام اسلام را از نو حاکمیّت میبخشد.10
امام صادق علیه السلام در زمینه نوع قضاوت و داوری و برخورد آن حضرت با ظلم و ستم نیز میفرمایند: چون قائم ما قیام کنند در بین مردم به عدالت داوری خواهند کرد و در زمان او بساط ستم و بیداد از روی زمین جمع خواهد شد و راهها امن شده... و هر صاحب حقّی به حقّ خود دست خواهد یافت و احکام و ارزشهای حیاتبخش دینی در سرتاسر جامعه حاکمیّت پیدا خواهد کرد.11نتیجه آن که علاوه بر مشترک بودن اهداف نهضت عاشورا با قیام امام مهدی علیه السلام در زمان حکومت جهانی حضرت ولی عصر علیه السلام بذرها و نهالهای غرس شده در جریان قیام کربلا به بار خواهد نشست و به برکت آن، جهان پر از عدل و داد خواهد شد و تمام اهداف انبیای الهی از آدم تا خاتم تحقق خواهد یافت و بشر طعم واقعی صلح و امنیّت و سعادت را خواهد چشید.
ج) مهدی علیه السلام منتقم خون امام حسین علیه السلام
یکی از القاب حضرت مهدی علیه السلام منتقم است. در توضیح علّت برگزیده شدن این لقب بر آن حضرت مطالب زیادی در سخنان اهل بیت علیهم السلام وارد شده است. از جمله در روایتی که از امام محمّدباقر علیه السلام نقل شده، وقتی از آن حضرت سؤال میکنند که چرا فقط به آخرین حجّت الهی قائم گفته میشود؟ آن حضرت در پاسخ میفرمایند:
چون در آن ساعتی که دشمنان، جدّم امام حسین علیه السلام را به قتل رساندند فرشتگان با ناراحتی در حالی که ناله سرداده بودند عرض کردند پروردگارا! آیا از کسانی که برگزیده و فرزند برگزیده تو را ناجوانمردانه شهید کردند در میگذری؟ در جواب آنها خداوند به آنان وحی فرستاد که: ای فرشتگان من! سوگند به عزّت و جلالم از آنان انتقام خواهم گرفت هر چند بعد از مدّت زمان زیادی. آن گاه خداوند متعال نور و شبح فرزندان امامحسین علیه السلام را به آنان نشان داد و پس از اشاره به یکی از آنان که در حال قیام بود فرمود: با این قائم از دشمنان حسین علیه السلام انتقام خواهم گرفت.12در تفسیر آیه «وَمَنْ قُتِلَ مظلوماً فقد جَعَلْنا لِوَلیّه سلطاناً...؛ هر کس مظلومانه کشته شود ما برای ولی او تسلطی بر ظالم قرار میدهیم»...13از امام صادق علیه السلام روایت شده است که: مراد از مظلوم در این آیه، حضرت امام حسین علیه السلام است که مظلوم کشته شد و منظور «جَعَلنا لِوَلیِّه سلطانا» امام مهدی علیه السلام است.14امامباقر علیه السلام نیز تصریح میکنند: ما اولیای دم امام حسین علیه السلام هستیم. هنگامی که قائم ما قیام کنند پیگیری خون امام حسین علیه السلام خواهد کرد.15در دعای ندبه نیز به این حقیقت با این تعبیر تصریح شده است: أینَ الطالِبُ بِدَمِ المَقتولِ بِکَربَلا.
کجاست آن عزیزی که پس از ظهورش خون شهید مظلوم کربلا را از دشمنان باز پس خواهد گرفت...16
همچنین روایت شده است که حضرت مهدی علیه السلام پس از ظهور بین رکن و مقام برای مردم خطبه خواهد خواند و در مهمترین قسمت خطبه به صورت مکرر با نهایت اندوه و تأثر شهادت مظلومانه امام حسین علیه السلام را مورد اشاره قرار خواهد داد از جمله خواهد فرمود:
ای مردم جهان! منم امام قائم. منم شمشیر انتقام الهی که همه ستمگران را به سزای اعمالشان خواهم رساند و حقّ مظلومان را از آنها پس خواهم گرفت. ای اهل عالم! جدّم حسین بن علی علیه السلام را تشنه به شهادت رساندند و بدن مبارک او را عریان در روی خاکها رها کردند. دشمنان از روی کینه توزی جدم حسین علیه السلام را ناجوانمردانه کشتند...17
در حقیقت با این گونه از عبارات نوید انتقام خون به ناحق ریخته امام حسین علیه السلام را به جهانیان خبر میدهد...
و هم چنین به دلالت روایات فراوانی شعار یاران امام مهدی علیه السلام پس از ظهور این جمله بسیار الهامبخش است: یالثارات الحُسَین علیه السلام.18 ای بازخواست کنندگان خون حسین علیه السلام.
این جمله اشاره به این معنا دارد که هنگام انتقام خون پاک امام حسین علیه السلام فرارسیده است کسانی که میخواهند از دشمنان آن حضرت انتقام خون بهناحقّ ریخته حجّت الهی را بگیرند مهیا شوند.
د) مهدی همیشه به یاد حسین
از آنجا که امام حسین علیه السلام با تمام وجود همه توانمندیها و سرمایههای خود را ایثار کرد تا اسلام را از خطر اساسی برهاند؛ آخرین حجت الهی نیز تصریح دارند که همواره به یاد ایثارگری و فداکاریهای آن حضرت هستند و شب و روز با یادآوری مصیبتهایی که بر ایشان روا داشته شد خون گریه میکنند.
در بخشی از زیارت «ناحیه مقدسه» در این باره میخوانیم: ...اگر روزگار وقت زندگی مرا از تو [ای حسین] به تأخیر انداخت و یاری و نصرت تو در کربلا در روز عاشورا نصیب من نشد، اینک من هر آینه صبح و شام به یاد مصیبتهای تو ندبه میکنم و به جای اشک بر تو خون گریه میکنم...
بدون تردید این قبیل از تعابیر نهایت محبّت و دلبستگی حضرت مهدی علیه السلام رابه سیّد الشهداء علیه السلام نشان میدهد و ضرورت زنده نگه داشتن خاطره اباعبداللّه علیه السلام از جمله از طریق عزاداری برای آن حضرت را مورد تأکید قرار داده و عمق فاجعه کربلا و جنایت بنی امیه به اسلام و انسانیت را افشا میکند.
حتی این به یاد امام حسین علیه السلام بودن در عملکرد سایر ائمه اطهار علیهم السلام نیز به چشم میخورد؛ یعنی آنها نیز در مواقع اشاره به فداکاریها و مظلومیت های امام حسین علیه السلام به گونهای موضوع امام مهدی علیه السلام را مورد تأکید قرار دادهاند به عنوان مثال در دعای ندبه امام صادق علیه السلام یاد سیّد الشهداء علیه السلام به همراه امام مهدی علیه السلام گرامی داشته شده است.
در حقیقت شکایت شهادت جانگداز حضرت امام حسین علیه السلام به ساحت مقدّس حضرت بقیةاللّه علیه السلام شده است و درخواست میشود که به عنایت خداوند متعال هر چه زودتر زمینه ظهور فراهم شود بلکه هر چه زودتر مهدی موعودعلیه السلام ظهور نموده انتقام خون آن حضرت را از دشمنان بگیرند...و حتی به پیروان اهل بیتعلیه السلام توصیه میشود که در شب میلاد امام عصر (عج) از زیارت امام حسین علیه السلام غافل نشوند.
البتّه این موضوع به همین صورت در مورد امام حسین علیه السلام نیز مطرح است؛ یعنی حضرت اباعبداللّه حسین علیه السلام نیز همواره به یاد مهدی موعود بودهاند. در دعای روز ولادت امام حسین علیه السلام از امام مهدی علیه السلام یاد میشود و در روز عاشورا و در زیارت عاشورا نام و یاد مهدی علیه السلام تسلی بخش قلب سوزان شیفتگان اهل بیت علیهم السلام است.
مجموعه این برنامههای حساب شده، پیوند عاشورا و امام حسین علیه السلام را با قیام جهانی امام مهدی علیه السلام هر چه بیشتر روشن میسازند.
گذشته از همه آنچه بیان شد، طبق روایات بسیاری که از حضرات معصومین علیهم السلام نقل شده است در بسیاری از مسائل جزئی نیز امام مهدی علیه السلام با امام حسین علیه السلام پیوستگیها و ارتباطات قابل توجهی دارند که از آن جمله است:
1. روز ظهور امام مهدی علیه السلام مقارن با روز عاشورا است. از امام باقر علیه السلام روایت شده است: قائم آل محمّد صلی الله علیه و آله در روز شنبه که مصادف با روز عاشورا؛ یعنی همان روزی که حضرت اباعبداللّه علیه السلام به شهادت رسیدند قیام خواهد کرد.19
2. از مجموعه روایات به خوبی روشن میشود همانگونه که امام حسین علیه السلام نهضت خود را از مکه آغاز کردند؛ یعنی پس از خارج شدن از مدینه به مکه آمدند و از کنار بیتاللّه قیام خود را به مردم خبر دادند و به سمت کوفه حرکت کردند، حضرت مهدی علیه السلام نیز از کنار بیت اللّه جهانیان را به بیعت با خود فرا خواهد خواند و آن گاه حرکتهای اصلاحی را تداوم خواهد بخشید و در نهایت مقرّ حکومتی خویش را در کوفه قرار خواهد داد.
3. حتی طنین صدای امام مهدی علیه السلام همان طنین صدای امامحسین علیه السلام است. پیام مهدی علیه السلام همان پیام حسین علیه السلام است که فریاد میزند: ای مردم مگر نمیبینید به حقّ عمل نمیشود و از باطل خودداری نمیگردد... امر به معروف و نهی از منکر کنار گذاشته شده است و احکام الهی و سنن پیامبر صلی الله علیه و آله آشکار هتک میشود و...
این پیام و هشدار در لحظه ظهور با همان صدا به مردم جهان اعلام خواهد شد که امام حسین علیه السلام در روز عاشورا با همان لحن و آهنگ مردم را به تبعیت از حقّ و اعراض از بدیها فرا خواندند: إنّ صوت القائم یشبه بصوت الحسین علیه السلام.
صدای [گیرا و دلنواز] قائم شبیه [طنین خوش] صدای اباعبداللّه علیه السلام است.
4. برخی از یاران حسین علیه السلام پس از رجعت در رکاب امام مهدی علیه السلام به یاری آن حضرت خواهند پرداخت و حتی برخی از فرشتگانی که جزء اصحاب امامحسین علیه السلام بودهاند در خدمت قائم آل محمّد صلی الله علیه و آله خواهند بود و... .
«أللّهمّ نرغب إلیک دولة کریمة تعزّبها الإسلام و أهله و تُذِّلُ بها النفاق و أهله...»
--------------------------------------------------------------------------------
1 .بحارالانوار، ج51، ص91.
2 .کشفالغمة، ج3، ص294.
3 .منتخبالاثر، ص467
4 .اعلامالوری، 384.
5 .بحارالانوار، ج45، ص6.
6 .حیاةالإمامالحسینعلیه السلام، ج2، ص264
7 .بحارالانوار، ج51، ص130.
8 .الزامالناصب، ص177.
9 .ینابیعالموّدة، ج3، ص62.
10.بحارالانوار، ج52، ص352.
11.همان، ص338.
12.دلائلالامامة، ص239.
13.سوره اسراء (17) آیه 33.
14.البرهان فی تفسیر القرآن، ج4، ص559.
15.همان، ص560.
16.دعای ندبه.
17.الزامالناصب، ج2، ص282.
18.النجمالثاقب، ص469.
19.بحارالانوار، ج52، ص 285.
منبع خبر: تبیان
آیات شریفه
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيمِ
88. وَقَالُواْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَل لَّعَنَهُمُ اللَّه بِكُفْرِهِمْ فَقَلِيلاً مَّا يُؤْمِنُونَ
89. وَلَمَّا جَاءهُمْ كِتَابٌ مِّنْ عِندِ اللّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ وَكَانُواْ مِن قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُواْ فَلَمَّا جَاءهُم مَّا عَرَفُواْ كَفَرُواْ بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّه عَلَى الْكَافِرِينَ
90. بِئْسَمَا اشْتَرَوْاْ بِهِ أَنفُسَهُمْ أَن يَكْفُرُواْ بِمَا أنَزَلَ اللّهُ بَغْياً أَن يُنَزِّلُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ عَلَى مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ فَبَآؤُواْ بِغَضَبٍ عَلَى غَضَبٍ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ مُّهِينٌ
91. وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُواْ بِمَا أَنزَلَ اللّهُ قَالُواْ نُؤْمِنُ بِمَآ أُنزِلَ عَلَيْنَا وَيَكْفُرونَ بِمَا وَرَاءهُ وَهُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِّمَا مَعَهُمْ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنبِيَاء اللّهِ مِن قَبْلُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ
92. وَلَقَدْ جَاءكُم مُّوسَى بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِن بَعْدِهِ وَأَنتُمْ ظَالِمُونَ
93. وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُواْ مَا آتَيْنَاكُم بِقُوَّةٍ وَاسْمَعُواْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَأُشْرِبُواْ فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَمَا يَأْمُرُكُمْ بِهِ إِيمَانُكُمْ إِن كُنتُمْ مُّؤْمِنِينَ
94. قُلْ إِن كَانَتْ لَكُمُ الدَّارُ الآَخِرَةُ عِندَ اللّهِ خَالِصَةً مِّن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُاْ الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ
95. وَلَن يَتَمَنَّوْهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمينَ
ترجمه:
88. و آن گروه گمراه (به تمسخر) با پیغمبران گفتند: دلهای ما درحجاب غفلت است. چنین نیست بلکه خدا برآنها لعن فرمود زیرا کافر شدند و درمیان آنان اهل ایمان بسیار اندک بود.
89. و چون کتاب آسمانی قرآن از نزد خدا برای هدایت آنها آمد باوجودی که نشانههای موجود در نزد ایشان (کتاب تورات) را تصدیق می کرد و با آن که آنها پیش از بعثت رسول (ص) انتظار پیروزی بواسطه ظهور خاتم پیامبران بر کافران داشتند آنگاه که آمد و با مشخصات شناختند که همان پیغمبر موعود است باز کافر شدند و از نعمت وجود او ناسپاسی کردند که خشم و لعن خدا برگروه کافران باد.
90. بد معامله کردند با خودشان که به نعمت قرآن که از لطف خدا برآنها نازل شد کافر شدند و از روی حسد راه ستمگری پیش گرفتند که چرا خدا فضل خود را مخصوص بعضی از بندگان گردانید و در اثر این حسد باز خشمی دیگر از خدای برای خود طلبیدند و برای کافران از قهر خدا عذاب خوارکننده ای مهیا است.
91. و چون به یهود گفته شد که ایمان آورید به قرآنی که خدا فرستاده پاسخ دادند که تنها به تورات چون به ما نازل شده ایمان آوردیم و به غیر تورات کافر شدند درصورتیکه قرآن حق است وکتاب آنها را تصدیق می کند بگو ای پیغمبر اگر شما در دعوی ایمان به تورات راستگو بودید به کدام حکم تورات از این پیش پیغمبران را کشتید؟
92. و با آنهمه آیات و دلایل روشن که موسی برای شما آشکار نمود باز گوساله پرستی اختیار کردید درغیاب او که مردمی سخت ستمکار بودید
93. و به یاد آورید وقتی را که از شما پیمان گرفتیم و طور را برفراز شما بداشتیم که باید آنچه برای شما فرستادیم با ایمان محکم بپذیرید و سخن حق بشنوید که گفتید خواهید شنید و در نیت گرفتید که عصیان خواهید کرد و از آنرو دلهای شما فریفته گوساله گردید که بخدا کافر بودید. بگو ای پیغمبر ایمان شما سخت شما را به کار بد و کردار زشت می گمارد اگر ایمان داشته باشید.
94. بگو ای پیغبر اگر سرای آخرت را خدا با آنهمه نعمت به شما اختصاص داده دون سایر مردم، باید که همیشه آرزومند مرگ باشید اگر راست می گوئید.
95. و هرگز آرزوی مرگ نخواهند کرد زیرا عذاب بد بواسطه کردار بد خود در آخرت برای خویش مهیا کرده اند و خدا برهمه ستمکاران آگاه است.
*****
آیه 87 سوره بقره که تفسیر آن در برنامه گذشته بیان شد، حاکی از این مطلب است که در بسیاری از موارد، برنامه الهی برخلاف خواسته های مردم است و به همین دلیل همیشه عده ای درمقابل برنامه های انبیاء می ایستادند و ایشان را تکذیب نموده و حتی در مواردی آنها را به قتل می رساندند.
آیه 88 می فرماید: آنهائی که پیامبران را تکذیب می کردند و یا می کشتند چه جوابی می دهند؟ از روی استهزاء می گویند: تقصیر ما نیست چون دلهای ما در غلاف و پوشش است لذا از سخنان آنها چیزی را درک نمی کنیم. قرآن پاسخ می دهد که آنها راست می گویند، اما این پوشش و حجاب جبراً بر دل آنها انداخته نشده بلکه نتیجه لعنتی است که خدا بخاطر کفر و نفاقشان بر آنها کرده لذا هرچه بیشتر برای آنها حقایق بازگو می شود، کمتر ایمان می آورند.
در ادامه، آیه 89 از این مطلب حکایت دارد که، کفار عرب بسیار بر یهودیان سختگیری می کردند، اما دلخوشی یهود همواره به ظهور پیامبری بود که نشانه هایش در تورات آمده است بلکه بوسیله او برکفار پیروز گردند. اما پس از اینکه رسول گرامی اسلام (ص) مبعوث شد و قرآن کریم را بریهود خواند، با اینکه حقایق تورات را تصدیق می کرد به حضرت محمد (ص) کافر شدند در حالی که صفات ایشان را خوب می شناختند و می دانستند که او به حق است. خدا هم به این علت برآنها لعنت فرستاد و از رحمت خویش دورشان ساخت.
قبل از بعثت جضرت رسول (ص) یهود برای درک وی و پیروی از آن حضرت مشقات زیادی را متحمل شدند واز سرزمین های خودکوچ کردند، اما پس از بعثت در صف کفار قرار گرفتند لذا قرآن در آیه 90 سوره بقره می فرماید: آنها در برابر چه قیمت بدی خود را فروختند! علت مخالفت آنها با پیامبر (ص) این بود که انتظار داشتند پیامبر موعود از یهود باشد و حضرت (ص) از این قوم نبودند لذا بخاطر تکبر و خوی برتری طلبی، بنای ناسازگاری را گذاشتند.
اما قرآن کریم به آنها پاسخ می دهد که خدا به فضل خویش برهرکس از بندگانش که بخواهد آیاتش را نازل می کند.
یهود، چه در قیام حضرت موسی (ع) و چه در قیام حضرت محمد (ص) خود را از طرفداران سرسخت نشان می دادند، اما وقتی هر دو قیام آغاز شد از عقیده خود برگشتند و مرتد شدند، لذا آیه می فرماید: که خدا به جهت کفرشان به تورات یک غضب را شامل پدرانشان کرد و غضبی دیگر را بخاطر کفر فرزندانشان به قرآن شامل آنها گردانید. اگر اینها اهل خود بزرگ بینی هستند درعوض خداهم برای کافران عذاب خوارکننده دارد و این چه تناسب زیبایی است.
قبلاً گفته شد که خوی تکبر ورزی یهود مانع از این می شد که به قرآن ایمان بیاورند با آنکه حق را می دانستند و منطبق بر نشانه هایی می یافتند که در تورات خوانده بودند اما آیه بعدی می فرماید: وقتی به آنها گفته می شود که به قرآن ایمان بیاورید می گویند: ما تنها به چیزی ایمان می آوریم که برخود ما نازل شده باشد و به غیر آن کافر می شوند حتی اگر حق باشد و با نشانه های تورات نیز مطابقت داشته باشد.
اما قرآن از روی دروغ و بی ایمانی آنها پرده برمی دارد و می فرماید:
اگر شما راستگو هستید و واقعاً مؤمنید پس چرا قبل ازاین به پیامبران خودتان ایمان نیاوردید و چرا آنها را می کشتید؟ یعنی این که شما اصلاً اهل ایمان نیستید، چه ایمان به تورات، چه به انجیل و چه به قرآن.
قرآن کریم برای افشای دروغ گوئی آنها تنها به قتل انبیاء اکتفا نمی کند بلکه سند دیگری را رو می کند و در آیه 92 می فرماید:
موسی آنهمه معجزات و دلایل روشن را برای شما آورد، اما به محض غیبت او به شرک رو آوردید وگوساله پرست شدید. شما با این کار مرتکب ظلم شدید و هم به خودتان و هم به نسل های بعد ستم نمودید.
همچنین آیه 93 از سند دیگر دروغگوئی آنها سخن می گوید که وقتی از شما پیمان گرفتیم و کوه طور را بالای سرشما قرار دادیم و به شما گفتیم که به تورات ایمان بیاورید و از دستوراتش تبعیت کنید. شما عملاً آنها را نادیده گرفتید، زیرا براثر کفر و طغیانگری، تمام وجودتان با محبت گوساله آبیاری شده بود. آیه در ادامه به پیامبر (ص) می فرماید:
ای رسول! به آنها بگو اگر مؤمن هستید، این چه دستورات بدی است که ایمانتان به شما می دهد. دستور به عهد شکنی، قتل انبیاء وگوساله پرستی و... ؟
یهود مدعی بودند که نژاد برگزیده اند و بهشت برای آنهاست و اگرهم به جهنم بروند جز چند روزی نخواهد بود. در جواب این ادعاها قبلاً در آیه 80 گفته شد که چرا به خدا افترا می بندید؟ در آیه 94 پاسخ دندان شکن دیگری به آنها می دهد و می فرماید:
اگر شما در این ادعا صادق هستید که آن جهان با تمام نعمت هایش برای شما خلق شده پس تقاضای مرگ کنید و خودتان را از این زندگی پرمشقت دنیایی برهانید. اما در آیه بعد می فرماید: که آنها هرگز بخاطر گناهانشان راضی به مرگ نمی شوند. هم خودشان از پرونده سیاه خود مطلع هستند وهم خدا به اعمال این ستمگران آگاه است، بنابراین در آخرت جز عذاب نصیبی ندارند. نتیجه آنکه هرکس بار گناهانش کمتر باشد شوق دیدار روز آخرتش بیشتر خواهد بود، اما چرا این ادعاها را می کردند؟ برای آن که مؤمنین واقعی را از آئین شان دلسرد کنند تا پایگاه یهودیت نژاد پرست تقویت گردد.
عزیزان!
وقت برنامه امروز در همین جا به پایان می رسد تا برنامه بعد که مجدداً در خدمت تان خواهیم بود شما را به خداوند بزرگ می سپاریم.
هو الغفار
سلام...
.
.
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو بر دلم نشستی
.
.
بحريست بحر عشق كه هيچش كناره نيست...
قطره قطره شراب ناب يادگار حاج اسماعيل دولابي
كتاب مصباح الهدي
...
امیر المومنین فرمود: در شگفتم از کسی که یأس پیشه می کند در حالی که استغفار همراه
اوست.
هر وقت غصه دار شدید برای خودتان و برای همه ی مومنین و مومنات از زنده ها و
مرده ها و آنهایی که بعدا خواهند امد استغفار کنید. غصه دار که می شوید گویا بدنتان چین
می خورد واستغفار که می کنید این چینها باز می شود.
-هر روز هفتاد بار استغفار را ترک مکن. عموما عصر و دم غروب شیعیان را غم می گیرد
و با استغفار برطرف می شود. با این استغفار دل پاک می شود و شیطان به دل راه ندارد.
غفاریت خدا یعنی اینکه هیچ گناهی برای خلقش قائل نیست و به گناه خلقش توجهی ندارد.
کسی که بعضی را ببخشد و بعضی را نبخشد غفار نیست. پس تنها باور خودت شرط است.
البته وقتی که این را باور کردی به خود می گویی: در دیزی باز است ولی حیای گربه کجا
رفته است؟ آن وقت ادب می کنی و از گناه پرهیز می کنی.
- این که فرموده اند روزی هفتاد بار استغفار کن، تکرار برای باور است. یعنی آنقدر تکرار
کن تا باور کنی که خدا تو را بخشیده است.
- استغفار عامه مردم برای گناه دوست است. گناه دوست گناه خود آدم است.
مومنین وقتی توبه می کنند از گناه دوستشان توبه می کنند . گناه دوست که آمرزیده شد دل
خود آدم پاک می شود.
برای گناهان دوستانتان روزی هفتاد بار استغفار کنید و الاٌ راهتان مسدود خواهد بود. وقتی
استغفار کنی دورت خلوت می شود،آن گاه علی (ع) در کنارت می نشیند.
استغفار یکی از دو امان الهی است.
دو رکعت نماز بخوان و به خداوند عرض کن خدایا هر کس به من بدی کرده را بخشیدم،
تو هم مرا ببخش.
آن وقت ببین خدا با تو چه کار می کند.
خوشحال کردن شخص محزون، چه با بذل مال، چه با حرف و سخن و چه با نشستن
پهلوی او، کفاره گناهان است.
.
یا علی مددی
سلامتی در تعجیل ظهور منجی عالم بشریت ۵ تا صلوات بفرست
مسأله 2430ـ متعه كردن زن اگر چه براى لذت بردن هم نباشد صحيح است .
مسأله 2431ـ واجب است كه شوهر بيش از چهار ماه نزديكى با متعه خود را اگرجوان باشد ترك نكند. وبنابر احتياط بيش از اين مدت , نزديكى با متعه پير خود رانيز ترك نكند.
ادامه مطلب
اين قسمت توضيح واژگان كليدي مبحث مورد نظر، براي ورود به اصل موضوع در اين گفتار است.
قسمت اول ـ تعريف “روابط “: روابط جمع رابطه و به معناي پيوندها و پيوستگيها53 است و رابطه به معناي پيوند، بستگي، ايجاد علاقه، توليد پيوند به كار ميرود. همچنين رابطه كلمهاي است كه دلالت بر ربط ميان دو چيزدارد.54
يا به عبارت ديگر، رابطه حقوقي، بستگي حقوق دو يا چند شخص با اشياء و اموال و حقوق و منافع را گويند چنانكه بين زوج و زوجه نوعي بستگي وجود دارد كه از عقد ازدواج ناشي ميشود.55
قسمت دوم ـ تعريف “زوجين”: زن و مردي كه بين آنها رابطه زناشوئي وجود داشته باشد.56 اين كلمه تثنيه زوج و به معناي زن و شوهر بكار ميرود.57
قسمت سوم ـ تعريف “ازدواج”: ازدواج، جفت گرفتن، زن گرفتن، شوهركردن، با يكديگر هم جفت و قرين شدن را گويند. ازدواج رابطه حقوقي است كه براي هميشه يا مدت معين به وسيله عقد مخصوص بين زن و مرد حاصلشده و به آنها حق ميدهد كه از يكديگر تمتع جنسي ببرند.58
يا به عبارت ديگر، عقدي است كه به موجب آن مرد و زن لااقل بر نفي محروميت جنسي )مانند نكاح منقطع احيانا (يا علاوه بر نفي آن محروميت به منظور تشكيل خانواده و زندگي مشترك خانوادگي قانونا با هم متحد ميشوند)مانند مورد نكاح دائم).59
قسمت چهارم ـ تعريف “موقت”: كلمه موقت به معناي، چيزي كه وقتش معين شده و آنچه كه در مدتي محدود و معين بجا ميماند و سپس زايل ميشود و در مقابل دائم و پايدار.60
با توجه به معاني كلمات مذكور، ميتوان بيان نمود روابط زوجين در ازدواج موقت عبارتست از: »رابطه حقوقي كه براي مدت معين بين زن و مرد به وسيله عقد ايجاد ميشود و حق تمتع جنسي را به آنان ميدهد و وظايف وتكاليفي را براي طرفين بوجود ميآورد.«
روابط زوجين در ازدواج موقت از جنبه غير مالي در اين گفتار و از جنبه امور مالي طي گفتار آتي مورد بررسي قرار ميگيرد.
نویسنده : حسن گنجی ، کارشناس ارشد حقوق خصوصی
کتاب : روابط زوجین در ازدواج موقت
در صورت مخالفت و نفی گزینه ازدواج موقت، چه راهحلی برای بحران جنسی جوانان وجود دارد و میتوان به عنوان یك گزینه بدیل و قابل اجرا و مفید ارائه داد....
ادامه مطلب
جنجال با موضوع ازدواج موقت گره خورده، لازم هم نیست نمونه تاریخی بیاوریم؛ كافی است در یك جمع چند نفره این بحث را مطرح كنید تا به ویژگی جنجالی بودن این موضوع پی ببرید.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
برای خلق یک ازدواج موفق نسخههای بیشماری پیچیدهاند. در پی مطالعات فراوان پیرامون زنان و شوهران، حقایقی را دریافتهایم که به نظر میرسد در همه دنیا رایج است و آن را به عنوان ۷ نکته ساده برای یک ازدواج موفق در ذیل آوردهایم و امیدواریم برای شما هم سودمند افتد:
۱. اگر میخواهید ازدواجی موفق و روبه تکامل داشته باشید باید از ته قلب بخواهید.
ازدواج شما امری مهم است پس زمان و توجه لازم را برای آن صرف کنید. حرفهائی که به زبان میآورید و آنچه مه در نظر دارید برای ازدواجتان انجام دهید اهمیتی ندارند؛ باید دست به عمل زد. صدای عمل از تمام صداها رساتر است.
نکته: به آنچه که برای ازدواجتان انجام دادهاید دقت کنید و مطمئن شوید آنها با حرفها و مقاصد شما هم راستا بودهاند. آیا زمان و انرژی لازم را صرف بهبود روابط خود کردهاید؟
۲. به جای نقطه ضعفها، نکات منفی و آن خصوصیاتی که در همسر خود دوست ندارید. بر نقاط قوت و دوستداشتنی او تمرکز نمائید.
در حقیقت هر آنچه که در فکر و دل آدمی میگذرد نتیجه آن چیزی است که کانون توجه اوست. اگر میخواهید از هر گونه سردی روابط و حتی شکست و طلاق در زندگی زناشوئی پرهیز نمائید کانون توجهتان را به چیزهای مثبت همسرتان معطوف ندارید.
نکته: دست از انتقاد از همسرتان در حضور او و یا حتی در ذهن خود بردارید. فکرتام را به سوی جنبههای مثبت وجود او هدایت نمائید و سعی کنید به دنبال چیزهائی باشید که موجب بهبود زندگی مشترکتان خواهد شد.
۳. محبت از جمله مسائل ضروری ازدواج به شمار میآید؛ پس مهربان باشید.
در اغلب مواقع افراد در روابط با نزدیکترین عزیزان خود بسیار بدتر از خویشاوندان یا حتی غریبهها رفتار میکنند و به اصطلاح غریبنواز هستند. به قولی، اگر بر سر دو راهی درست بودن و مهربان بودن قرار گرفتید مهربانی را بر گزینید.
نکته: در این هفته محبتی در حق همسرتان روا دارید که پیش از این نکردهاید و البته بدون هیچ توقعی آن را انجام دهید.
۴. قدردان همسرتان باشید و به او ارزش دهید.
شاید فکر کنید که باید از او تشکر کنید اما وقت و حوصله آن را پیدا نکنید. اما جداً توصیه میشود که ابزار قدردانی و تشکر را به صورت یک عادت روزمره زندگی خود در آورید. چنانچه این کار را انجام دهید زندگی زناشوئی شما با لذت و شادی بیشتری همراه خواهد بود.
نکته: همین الان به آنچه همسرتان امروز برایتان انجام داده بیندیشید و بابت همه آنها تشکر کنید. به خاطر بسپارید که فقط برای چیزهای بزرگ تشکر نکنید. برای هر چیزی حتی کوچک قدردانی کنید: مثلاً برای زحمت طبخ غذا یا حتی خیلی ساده بگوئید: چه لبخند قشنگی داری!
۵. آنچه را که میخواهید تقاضا کنید.
بیشتر اشخاص فکر میکنند که شریک زندگیشان باید فکرشان را بخواند. اما اگر واقعاً خواهان برآورده شدن نیازهای خود هستند باید آنها را بر زبان بیاورید. در ضمن باید آن را طوری بیان کنید که تشویقکننده باشد و البته در زمان مناسب آن باشد تا هیچگونه سوء تفاهم یا رنجشی پیش نیاید.
نکته: آیا تا به حال در مورد خواستههای خود با همسرتان صحبت کردهاید؟ مثلاً داشتن اوقات فراقت بیشتر برای با هم بودن. کمک در کارهای خانه، سفرهای بیشتر و ... تنها راه رسیدن به همه این موارد درخواست کردن تکتک آنهاست.
۶. بدون اینکه قضاوت کنید و یا در دیوار دفاعی خود پناه بگیرید گوش کنید.
به دور از هر گونه تعصبی این احتمال را در نظر بگیرید که ممکن است نظریه یا روش طرف دیگر از روش شما بهتر باشد. ارایه راهی متفاوت دلیل بر اشتباه بودن آن نیست. اگر از آن دسته افرادی هستید که دایماً در حال پیشداوری و دیوار کشی در اطراف خود هستید باید بدانید که نسبت به احتمالات با تعصب برخورد میکنید.
نکته: یکی از خصوصیات همسرتان را که دوست ندارید و همیشه نسبت به آن جبهه میگیرید. برگزینید. سپس، در مورد چیزی سر صحبت را باز کنید و بدون هرگونه قضاوت لفظی یا ذهنی به حرفهای او گوش دهید. چه چیز جدیدی کشف کردید؟ آیا به نتیجه دلخواه دست یافتید؟
۷. ریسک کنید و قلب خود را بگشائید. اجازه دهید همسرتان به آن وارد شود.
بسیاری از افراد سالها با یکدیگر زندگی میکنند اما همچنان در دیوار دفاعی خود به سر برده و اجازه نمیدهند دیگری از این حفاظ بگذرد. چنانچه مشتاق زناشوئی زنده و پرشور هستید باید این ریسک را بپذیرد.
نکته: به رفتارهای خود توجه کنید. آیا شما هم در یک دیوار دفاعی زندگی را میگذرانید؟ البته این احتمال هم وجود دارد که فقط در مواقع درگیری و ناخوشایندی آن را بکشید و در سایر اوقات بردارید. شاید هم از درخواست خواستههایتان میترسید؟! توصیه میکنیم یکی از این موقعیتها را برگزینید و شهامت ریسک کردن و خواستن را تمرین کنید.
توجه داشته باشید که پندهای فوق که در قالب یک نسخه آمده است فقط نقطه شروعی برای خلق یک ازدواج شاده و موفق به حساب میآیند.
به منظور رفتار صحيح و توجه به اخلاق و اشائه فرهنگ صحيح اسلامی و به منظور سلامت روحي و رواني جوانان بر آن شدیم تا برخي از سوالات متدوال جنسی و سکسی را که از مراجع تقلید پرسیده اند را در اینجا ذکر کنیم باشد که خداوند همواره راهنماي ما باشد.
ادامه مطلب
طلاق و از هم پاشیدگی خانواده ها تبدیل به امری رایج و حتی برای گروهی تبدیل به یک عادت شده است که بدون نمی توان زیست. ما انسانها از جوامع خود بسیار تاثیر می پذیریم و غالبا آنچه را که جامعه به ما می آموزد بدون چون و چرا می پذیریم. بالا رفتن آمار زوجینی که تصمیم گرفته اند تا با یکدیگر بدون هیچ تعهد قانونی زندگی کنند یکی واقعیت زنده و مهم می باشد که اگر به آن توجه نگردد تنها کانون خانوده و بلکه آینده ما را نیز تحت تاثیر خود قرار می دهد.
ادامه مطلب
چند وقتی است که عقد موقت یا همان صیغه یکی از بحث های روز شده است و نه فقط در مطبوعات که در بحث های روزمره مردم نیز صحبت از چند و چون آن است.
ادامه مطلب
زمينههاي زندگي
1-1- ريشه انديشه اجتماعي مهدي بازرگان را بايد در فضاي خانواده مذهبي و بازاري، سر كلاس درس ابوالحسنخان فروغي، در انجمن كاتوليك پاريس، در لابلاي روزنامههاي جمهوريخواه فرانسه و سرانجام پشت ميز شركت مهندسي تهران جستجو كرد. (1) دوران خانواده، دانشگاه و جواني بازرگان، از 13 تا 33 سالگي همزمان است با دوران حكومت و سلطنت رضاشاه از 1299 تا 1320 شمسي. در اين مرحله ميتوان شاهد رشد فكر مذهبي بازرگان بود كه با تلقي علمي دبيرستاني در هم آميخت، در فرانسه تجلي ملي و سياسي پيدا كرد و در بازگشت به وطن عنصر تجدد را وجه غالب قرار داد. پس از سقوط رضاشاه، محتوا، آهنگ حركت و گستردگي فكر اجتماعي و سياسي بازرگان متحول شد. در فصل اول ريشه گرفتن انديشه اجتماعي او را دنبال ميكنيم
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم
منالمؤمنینرجالصدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضینحبه و منهم من ینتظر و مابدلوا تبدیلا.
«قرآن کریم- الاحزاب آیه23»
ادامه مطلب
قالَ الصَّادِقُ(عليه السلام): نَجْوَىَ الْعارِفينَ تَدورُ عَلى ثَلاثَةِ أُصُول: الخَوْفُ وَالرَّجاءُ وَالحُبُّ.
فَالْخَوْفُ فَرْعُ الْعِلْمِ ، وَالرّجاءُ فَرْعُ اليَقينِ ، وَالْحُبُّ فَرْعُ الْمَعْرِفَةِ .
ادامه مطلب
دانشمندان علم فیزیولوژی میگویند :
(( خواب دیدن ها ومکاشفاتی که پرده از حقایق غیبی بر میدارد ، به هیچ وجه ممکن نیست
انسان بتواند آنهارا به سلولهای مادی مرتبط کرده وبه آنها نسبت دهد .))
دانشمندان علم النفس فرض میکنند :
(( همانطوریکه امواج تابشی جسد فیزیکی در فضایی بنام ( اتر ) (1) پیموده میشوند ، اندیشه نیز در فضایی بنام (اتر مانتی فروس ) (2)را می پیمایند ، که کائنات را در می نوردد ))
پروفسور اشتین باخ؛ کارشناس الکترو تکنیک می گوید:
دستگاه مغز قادر است ده میلیون ؛ میلیون خاطر را منظم نگاه دارد ، با توجه به ده میلیارد سلول
تشکیل دهندۀ آن ،
به هر سلول ده هزار خاطره می رسد ، و اگر موضوع کپیه برداری سلولی را هم در نظر بگیریم ، هر سلول ناچار است بی نهایت خاطره ، یا عکسهایی را هم در خود حفظ کند؛ که در پاسخ باید گفت : که همۀ دانشمندان علوم روانی و فیزیولوژی می گویند به هیچ وجه این موضوع ممکن نیست زیرا محال عقلی است که یک موجود مادی که ده میلیاردآن به قدر یک نارنج می شود بدون منظم شدن به نیرویی از خارج بتواند تمام خاطره ها را در خود حفظ کند
(( مجلۀ خواندنیها شمارۀ 98 و دانشمند شمارۀ 9 ))
حقیر در باب رد یا قبول این مطالب که هضم آن برایمان سنگین است بحث نمیکنم زیرا قرار است
بزبانی ساده خدارا بشناسیم
مابرای اینکه خدارا بشناسیم .. باید خودمان را بشناسیم در واقع باید از خودمان شروع کنیم تا به خدا برسیم چون پرتوای ازوجود او در ماست، باید به همین پرتو متوسل شویم که امیدوارم آن نور در شما به سیاهی نگرویده باشد که همانند درخت خشکیده امکان پیوند زدن دل شما با یار نیست ..
در متن زیر از زاویه دیگری خدا، آدم ،شیطان و حوا را خواهیم شناخت تا موقعیت خود را درک کنیم .
پس... بسیار با دقت مثال زیر را تحلیل کنید .
از طرفی بدقت بخوانید و با دقت گفته ها را هضم کنید ، چون در هضم مدارک تمدن بشری بسیار موثر است و توصیه میکنم قسمت چهارم را چند بار بخوانید ، چون باید از چشم دل به آفرینش بنگرید تا عظمت حکومت الهی را در یابید .. زیرا با چشم سر امکان پذیر نیست .
همانطور که اطلاع دارید یک لامپ بخودی خود نوری ندارد بلکه ، الکتریسیته یا مغناطیس تولید شده در مولد یا ژنراتور که توسط پتانسیل انرژی سد فراهم میشود از طریق دورشته سیم. با دو جریان مثبت ومنفی به لامپ میرسد وباعث پرتو افشانی لامپ میگردد وما میتوانیم نور را ببینیم .
اما مغناطیس قابل رویت نیست .. ولی وجودش قابل تشخیص است ..
نکته قابل توجه اینکه ، هزاران لامپ با قدرتهای مختلف ، در شهر های مختلف ، و با توان مصرف مختلف از یک میدان مغناطیسی انرژی میگیرند ، ونور دهی همه از یک منبع است ..
پس آفرینندۀ نور در همه لامپها یک تن ... ویا یک کس ...ویا یک ژنراتور است .
حال تصوّر کنید این مولّد یک خورشید است که پرتو هایش در وجود لامپها باعث نور افشانی میشود . پس این خورشید از چگونگی مصرف ، شدت یا نوسان تمامی لامپ ها مطلع است .. زیرا همه لامپ ها به او متصل هستند ، و وجود نور در خود را در وجود او معنا میکنند .
از این رو میتوانیم بگوئیم هرلامپ که بسوزد و یا بشکند انرژی مصرفیش به مبدا باز میگردد .
چون میخواهیم مرز بین فیزیک و متا فیزیک را بر داریم تا به شناخت آفرینش انسان برسیم این معادله را اینگونه توضیح میدهم ..
آن پتانسیل انرژی که در طبیعت بود و باعث شد تا قوه محرکه ژنراتور به گردش درآید ...
خدا یا پروردگار است... شعوری که بر تمامی ذرات وکائنات احاطه دارد ..از این رو وجودش را در نوسان الکترون اتم ببین... تا تمامی کهکشانها ..خداوند فرا نور است چون دارای جرم نیست لیکن روح ماده محسوب میشود .. نوعی شعور خارج از قدرت درک بشر ..
آن ژنراتور فرستاده او بر زمین است ویا پدر آسمانی ما .. اوبه اذن خدا صاحب الزمان است .
که بنام آدم هم معرفی شده وفرشته آسمانیست .. او واسطه بین ما و خداست ...آدم انرژی مثبت و یا جریان مثبت مولد است .
این جریان در حد قدرت درک خدا نسبت به ماست و صفت های نیک خداوندرا منتقل میکند وهادی ماست ... که در اصطلاح میگوئیم نفس الهی یا آسمانی انسان که جریان مثبت مولد محسوب میشود وبه جسد فیزیکی آن لامپ یا این گونه انسان منتقل میشود ..
این جریان نقشی درفرایند تحول ژنتیکی ویا جهش مولکولی ندارد بلکه قدرت درک وشعوری در حد اندیشیدن .. محاسبه .. آینده نگری و...میباشد که گونه انسان را از سایر حیوانات مجزا میکند . اما در مقابل این جریان مثبت یک جریان منفی هم هست که همگام با آن به لامپ منتقل میشود . این جریا ن از ذرات بار داری تامین میشود که از طریق خورشید ارسال میشود و توسط سپر مغناطیسی زمین هدایت شده ودر هسته مذاب زمین ذخیره میشوند که در اصطلاح همان شیطان است . ( توجه داشته باشید همین نیرو باعث بوجود آمدن استعداد باروری زمین و مساعد شدت حیات مادی آن شد و همین نیرو باعث بوجود آمدن پدیده های زمین شناختی و قیامت زمین میشود .. ویا زلزله بزرگ و تجدیدحیات و مرگ زمین که در پست های آینده به آن خواهیم پرداخت ) زمانیکه مولد به کار می افتد و یا فرشته آسمانی که پدر آسمانی ماست بزمین می آید این جریان منفی همگام با او توسط مولد منتقل به لامپ که جسد فیزیکی ماست میشود و تحت عنوان دونفس وارد میشوند ومتضاد یکدیگرند اما باغث پرتو افشانی مامیشوند وتا آخر عمر با ما هستند .. یادتان باشد که برای رسیدن به تکامل باید تضاد باشد وتضاد لازمه تکامل است ..
جسد فیزیکی ما حوا محسوب میشود .. چون حوا جسم زاینده محسوب میگردد و مادر این جسم... زمین است ، که خود دارای شعوری قرار دادیست درحد غریزه که و ظیفه آن برقراری ارتباط بامحیط ، بهره گیری از آن و تولید مثل است .. نیروی منفی و اسطه ایست برای این دوشعور در انسان .. بدین صورت است که میگویند شیطان آدم وحوارا فریفت ..
پس میتوانیم بگوئیم خدا فرا نور و یا نوعی مغناطیس است که با چشم سر قابل مشاهده نیست اما وجودش را میتوانیم درک کنیم ...در اصل قدرت درک جهان ماده است که مرزی هم برایش نمیتوان قائل شد ...چون بر کل کائنات احاطه دارد..
و حوا شعور زمین ، قدرت درک قرار دادیست و به آن غریزه هم میگویند و اگر در تورات اشاره میکند(( وبدانید که حوا مادر جمیع زندگان است)) منظور زمین است و جمیع زندگان شامل تمام موجودات زنده میشود ودر تمامی ادیان زمین را مادر انسان قلمداد میکنند . ( شعور غریزی و یا قرار دادی بسته به محیط زیست تعقیراتی دارد اما در اصل بهره گیری ازمحیط برای زنده ماندن ، فرار از خطر ، تولید مثل و دفاع از قلمرو در نهاد آن است که در تمامی موجودات زنده وجود دارد ـ به همین دلیل است که میگویند حوا ابتدا فریب شیطان را خورد )
از طرف دیگر همانطور که زمین دارای قدرت درک غریزیست دیگر اجرام آسمانی هم میتوانند درک خواص خود را داشته باشند چون در تمامی ادیان وبخصوص تمدنها اجرام آسمانی را در رابطه با آفرینش انسان قرار میدهند وهرکدام صفت و ویژگی خواص خود را دارند .... ( از موضوع پرت نشویم به موقع به تشریح جهان با لا اشاره میشود ) از این رو انسان مولود پدر آسمانی یا فرشته ای بنام آدم است و مادرش حوا یا زمین است.
( ودر شناسنامه انسان بانوع فریب خوردن آدم وحوا توسط شیطان آشنا خواهید شد .)
اشاره ای دیگر میکنم ..
اگر دو لامپ یا دو انسان، در دو نقطه ، مثلا یکی در قمار خانه و دیگری در معبد باشند ، پرتوی تابشی
منعکس شده در اثر نوسانات مغناطیسی قدرت درکشان ، در کسر ثانیه به منبع منتقل شده و ثبت میگردد ( هرچند که مدارک ثابت میکند که فراسوی زمان را نظاره گر است ـ جهت هضم عرض میشود ) از این روست که قرآن میگوید در پیشگاه خداوند دست و پا ، و اعضای بدن شهادت میدهند ..
(بله دوستان .. او همواره ناظر بر اعمال ماست واز دید او نیز رهایی نیست .زیرا از رگ گردن هم بما نزدیکتر است)
-------------

-------
معصيت ترحم کنند همواره در سپاس و شکر خداوند باشند [4] و اين سپاس آنان را از پرداختن به عيبجوئي ديگران مانع
ادامه مطلب
نكته دوم: فطرى بودن مبانى تربيت: راغب در
تعريف كلمه «انشاء» را به كار گرفتهكه غالبا در
ادامه مطلب
لذا امام باقر( می فرماید : "قلب 4 قسم است :
1. قلبی که در آن نفاق و ایمان هر دو است، پس اگر هنگام مرگ صاحب آن دل با نفاق باشد هلاک شده و اگر با ایمان باشد در نجات است.
2. قلبی که وارونه است و آن دل مشرک است.
3. قلبی که چرکین و زنگ زده و بسته است و آن دل منافق است.
4. قلبی که پاک است و آن قلب مؤمنین است که همانند چراغی فروزان در آن است اگر خداوند به او نعمت دهد سپاس گذار است واگر بر او بلا فرستد صبر می نماید."2"
پس همانطور که از فرمایش امام باقر( فهمیده می شود که همه انسانها دارای قلب هستند با این تفاوت که قلوب آنها با هم فرق دارند و برخی از انسانها هستند که بواسطه برخی از اعمال قلبشان را زنگار و کثافت گرفته و برخی هم قساوت و سختی در قلبشان ایجاد شده تا آنجا که گفته می شود قلبشان مرده است.
اماعواملی که موجب مرگ قلب و یا سختی آن می شود طبق قرآن و روایات ائمه:( قرآن کریم یکی از عوامل مهم مرگ قلب و قساوت آن را تکذیب آیات الهی می داند که در سوره بقره می فرماید : پس سخت گشت دلهای شما (یهود) بعد از این آیات الهی پس قلبهای شما مانند سنگ است در سختی بلکه سخت تر از سنگ است در قساوت."3"
و اما از دیدگاه روایات و ائمه هدی( عوامل قساوت و مرگ قلب امور ذیل است :
الف : گناه بزرگترین سبب مرگ و قساوت قلب
هرگناهی که ا ز انسان سر میزند به تدریج باعث تیرگی قلب شده مگر انکه زودتر توبه کند تاپاک وتمییز شود
علی (می فرماید : "قلب هاقساوت دار نشد مگرسبب بسیاری گناهان" "4"
امام صادق ( میفرماید : "پدرم همواره می فرمود : هیچ چیز چون گناه قلب را تباه نکند قلب همچنان بر گناه اصرار ورزد تا اینکه بر آن غالب آید و آن را وارونه کند. "5"
امام باقر ( می فرماید : هیچ بنده ای نیست جز آنکه در دلش نقطه سفیدی است و هرگاه گناهی کند در آن نقطه سیاهی پدیدار شود اگر توبه کند آن سیاهی برود و اگر دنبال گناه رود سیاهی بیافزاید تا آنجا که همه سفیدی دل را فروگیرد و چون این سفیدی از سیاهی گناهان پوشیده شود دیگر صاحب آن دل سیاه هرگز به خوبی و صلاح برنگردد."6"
ب : آرزوهای دراز و خواهشهای دنیوی و خواسته های نفسانی که برای رسیدن به آنها خواسته های بی نهایتی پیدا میشود.
حضرت علی( فرمود : "بوسطه دو چیز از شما می ترسم یکی هوای پرستی و دوم آرزوی دراز زیرا پیروی از هوای نفس شما را از حق باز می دارد و آرزوی دراز انسان را از آخرت به فراموشی می اندازد"."7"
ج : پرخوری : رسول خدا ( می فرماید : "نمیراند دلها را به زیاد خوردن و آشامیدن زیرا قلبها می میرند همانند زراعتی که بیش از حد آبش دهند می میرند"."8"
و علی ( می فرماید : "بپرهیزید از پرخوری که آن سبب قساوت دل و کسل کننده از نماز و خراب کنندة بدن است.""9"
د : پرگویی و زیاد سخن گفتن : البته اگر به حرام باشد مثل دروغ و غیبت و سخن چینی حتماً موجب قساوت قلب میشود چون گناه است و ما در شمارة الف آن را بیان کردیم و مراد از پرگویی یعنی سخنانی که هیچ نفعی نداشته باشد و سخنان لغو باشد زیادی آن مکروه و موجب قساوت است.
امام صادق( فرمود : "عیسی ( می فرماید : زیاد سخن نگویید درغیر ذکر خداوند زیرا آنانکه پرگویی می کنند در غیر ذکر خداوند دلهاشان قساوت دار است لکن خودشان نمی دانند"."10"
هـ : پرخوابی : علی( می فرماید : "بسیار خوردن و خوابیدن قلب را فاسد و آن را می کشد."11" و امام صادق (
می فرماید : "زیاد خوابیدن قلب را از تفکر باز داشته و قسی می کند.""12"
و : ثروتمندی زیاد : علی ( می فرماید : "مال زیاد دین شخص را فاسد می کند و باعث قساوت قلب می شود.""13"
(یعنی کسی که همّ او جمع مال به هر نحوی باشد)
ز : غفلت : امام باقر( به جابر جعفی فرمود : "پرهیز کن از غفلت که در غفلت قساوت قلب است" "14"
و غفلت یعنی ناآگاهی و در یاد خدا و آخرت نبودن.و در روایتی رسول خدا ( می فرمایند :"پنچ چیز قلب را قساوت می دهد : 1. گوش دادن به لهوی 2. درب خانه سلطان رفتن 3. دوستی خواب 4. دوستی راحتی(راحت طلبی) 5. دوستی خوردن "15"
و در حدیث دیگر رسول خدا ( می فرمایند : "پنج چیز دلها را می میراند : 1.گناه بالای گناه 2.مجادله با احمق (نابخرد) 3.هم صحبت و مجالست بیش از حد با زنان 4.نشستن با مردگان ، و بعد گفتند یا رسول الله مردگان چه کسانی هستند؟ فرمود : هر بنده خوش گذران سرکش که او مرده است. 5. در مدت زیادی تنها در خانه ماندن. "16"،و عوامل دیگری که باعث قساوت قلب می شود "17"
حال درمان قساوت قلب :
همان طور که بیان شد قساوت قلب یکی از بیماران روحی است که منشأ بسیاری از آلودگی ها و گناهان می شود و باید از آن پیشگری کرد واگر خدای ناکرده دچار آن شدیم آنرا درمان نماییم.
اجمالاً اموری را برای درمان قساوت قلب بیان می کنیم :
1- مهمترین درمان قساوت قلب ذکر خدا و یاد خدا است زیرا خود قرآن ذکر خدا را باعث آرامش قلبها می داند.
مثالی عرض کنم : هوا برای ریه خوب است، اما آب خوب نیست.بلعکس آب برای معده خوب است اما هوا خوب نیست.نفس انسان مثل معده است، که طالب محبت دنیا است. دنیا برای نفس مطلوب است اما قلب انسان مثل ریه است که به هوا نیاز دارد.محتاج ذکرالله است. چطور اگر انسان برای چند لحظه ای هوا به ریه اش نرسد می میرد واگر هوای ذکر خدا هم به قلب نرسد خواهد مرد.
از جمله ذکرهای مهم در جلای قلب برطرف کردن قساوت خیلی مؤثر است :
1. ذکر استغفار(استغفرا...ربی و اتوب و الیه ) 2.ذکر لا اله الا الله 3.صلوات بر محمد و آل محمد"18"
2- دوری از گناه : زیرا قساوت دل مربوط به گناه است پس اول باید توبه کرد و هر روز با خدا عهد بست که گناه نکنیم و اگر مرتکب آن شده حتماً فوراً توبه کرده و عزم بر ترک گناه داشته باشیم و در این مورد توصیه میشود حتماً مناجات تائبین از مناجات (خمسه عشر) از امام سجاد( که در مفاتیح آمده غفلت کنیم."19"
3- یاد مرگ که باعث می شود دل انسان جلا پیدا کرده و غفلت را از بین می برد که علی( می فرماید : "رسول خدا ( سفارش می کرد به اصحابشان به این که یاد مرگ باشید زیرا یاد مرگ شکننده لذات نفسانی و مانع از میلهای حیوانی است"."20"
4- مطالعه کتابهای اخلاقی و احادیث ائمه هدای( تأثیر فوق العاده ای دارد و امام باقر( می فرماید : "ان حدیثنا یحیی القلوب" یعنی احادیث ما قلب را زنده می کند."21"
5- مهربانی با مستمندان و ایتام. روایت است شخصی به رسول خدا( از قساوت دلش شکایت کرد، رسول خدا( فرمود : هرگاه بخواهی دلت نرم شود پس اطعام کن مسکین را و دست بر سر یتیم بکش. "22"
در پایان برای مطالعه بیشتر در مورد قلب و قساوت و درمان آن به کتب زیر مراجعه شود :
(1.قلب سلیم، نوشته شهید دستغیب 2. حکمتها و اندرزها،شهید مرتضی مطهری 3. پندها و اندرزها، آیت ا...حائری)
1. قلب سلیم، شهید دستغیب،ص315
2. اصول کافی،ج2،ص309
3. بقره/72
4. علل الشرایج
5. اصول کافی،ج1،ص269
6. اصول کافی،کتاب ایمان و کفر باب الذنوب، حدیث 20
7. نهج البلاغه کلمات قصار
8. قلب سلیم،ص329
9. همان
10. وسایل الشیعه باب 12 ص90
11. قلب سلیم ص332
12. همان
13. تحف العقول
14. قلب سلیم ص 334
15. همان 329
16. خصال شیخ صدوق 106
17. رجوع به قلب سلیم
18. مجله با معارف اسلام اشنا شویم شما ره 38ص119
19. همان
20. بحارالانوار ج17 ص141
21. مجله بامعارف شماره 38 ص119
مکارم ا لاخلاق طبرسی
بسمالله الرحمن الرحیم، السلام علی المهدی و علی ابائه. ما معتقدیم ظهور امام زمان(عج) یا به تعبیرِ بینالادیانی (چون بحث مهدویت یک بحث بین الادیانی است) ظهور یک منجی، شرایط خاص خود را میطلبد مهمترین شرط آمادگی فکری و عقلانی همه انسان هاست یعنی همه انسان های روی زمین باید این آمادگی عقلانی و فرهنگی را داشته باشند و به این بلوغ فکری برسند که نیازمند به یک موعود و منجی الهی هستند.
ما معتقدیم که زمین نیازمند آسمان است به عبارت دیگر انسان محتاج و مضطر به یک حجت زنده و امام حاضر است بدون امام و بدون یک موعود آسمانی و انسانی که متکی به قدرت الهی باشد نمیتوان همه انسان ها را حول یک محور واحدی به وحدت رساند.
تجربه هم نشان داده که انسان ها بدون تکیه به خدا و بدون یک موعود و منجی آسمانی نمیتوانند کارهای خود را پیش ببرند. شرایط کنونی جهان خود بهترین گواه بر این ادعاست. پس حتما نیازمند یک موعود و منجی هستیم.
موعود مافوق انسان نیست اما انسانی است برجسته و مافوق دیگر انسان هاو همه ادیان ابراهیمی به آمدن چنین موعودی بشارت دادهاند. منتها در مصداق و برخی از مشخصات با یکدیگر تفاوت دارند.
آیا مردم میتوانند شرایط ظهور را آماده و مهیا کنند؟
بله! حتما. اصلا رسالت و وظیفه یک منتظر یعنی کسی که در انتظار امام زمان یا موعود است این است که زمینه را برای آمدن او فراهم کند و زمینه اش این است که انسان ها به بلوغ فکری برسند. وظیفه ما نیز این است که انسان ها را به این بلوغ فکری برسانیم که نیازمند چنین فردی هستیم اگر جامعه جهانی به چنین بلوغی برسد او حتما ظهور خواهد کرد.
آیا دعا برای نزدیک شدن زمان ظهور موثر است؟
بله! یکی از راههای بسیار موثر دعاست. ما در روایات بسیاری از پیامبر اسلام(ص) و دیگر ائمه معصوم(ع) داریم که یکی از وظایف منتظر این است که دعا کند و آمدن منجی را از خداوند بخواهد (اکثروا الدعاء بتعجیل الفرج). نکته دیگر این که موعودِ شیعه، حاضر و زنده است و در میان ما زندگی میکند و خودش نیز برای ظهورش زمینهسازی میکند و بسیاری از گرههای ناگشودنی شیعیان را، بدون آن که او را بشناسند، باز میکند، به خلاف دیگر ادیان که موعودشان یا وجود ندارد و یا کاری از او ساخته نیست.
- به نظر شما اندیشه مهدویت می تواند بر روی دولت و سیاست تاثیرگذار باشد؟
ما معتقدیم اعتقاد به مهدویت همچون اعتقاد به توحید و یا بسیاری دیگر از آموزههای دینی، بدون تردید بر روی همه ابعاد زندگی از جمله سیاست موثر است. به عنوان نمونه توحید و اعتقاد به خدای واحد و ربوبیت او در مقاصد و اهداف، انگیزه و احساس، اقدام و عمل، و روابط و ارتباطات من تاثیر میگذارد وقتی که اهداف و انگیزه من عوض شد اینها در روابط من تاثیر میگذارند و به آنها شکل جدیدی می دهد. این چنین فردی فقط به فکر اطاعت خدا و حاکمیت خداوند در عرصه اجتماع خواهد بود.
بنابراین دیگر ظالم را تحمل نمیکند کسانی که منتظر آمدن موسی هستند فرعون را تحمل نمیکنند و با فرعون درگیر خواهند شد و بر علیه او به پا خواهند خواست. کسی که منتظر آمدن امام زمان یا یک موعود هست او هم همینطور است یعنی این که حکومت های ظالم را نمیتواند تحمل کند. کسی که مننتظر آمدن یک فرد بزرگی است سعی می کند خود را هم شکل و همسوی او کند از اخلاق بد فاصله گرفته و محاسن اخلاقی را در خودش ایجاد کند. یک جمله ای به فارسی است که مشهور است «خلقی و جماعتی که در انتظار ظهور مصلح هستند خود باید صالح باشند». ما بر خلاف مسیحی ها و غربیها که معتقد به سکولاریسم و جدایی دین از سیاست هستند، معتقدیم که دین (که به عنوان نمونه تاثیرات اعتقاد به توحیدش را در ابعاد مختلف زندگی انسان را توضیح دادم) و اعتقاد به امام مهدی (عج) و منجی، میتواند در تمام شئونات زندگی یک فرد و جامعه به ویژه در سیاست یک جامعه تاثیرات اساسی داشته باشد.
برای ما و سایر کشورهای اروپایی این مسئله مطرح است که چطور شیعه ها و سنی ها که هر دو گروه مسلمان هستند با یکدیگر نزاع دارند مخصوصا در عراق؟
این بحث غیر از بحث مهدویت است ربطی به مهدویت ندارد. ولی جواب این سوال این است که در عراق شیعه و سنی با هم درگیر نیستند در آنجا امریکاییها به کمک دیگر غربی ها سعی میکنند بین شیعه و سنی اختلاف ایجاد کنند، آنها اگر نباشند هیچ اختلافی نیست و شیعه و سنی کاملا میتواند به وحدت برسد. اخیرا هم بعضی امریکایی ها این مطلب را اعلام کردهاند که یکی از سیاستهای آنها ایجاد اختلاف بین برادران شیعه و سنی در عراق است.
نقش قم در جهان اسلام و تشیع چیست؟
یک نقش کلیدی و اساسی و در حقیقت نقش نرمافزاری. قم مرکزی است که علوم مختلف اسلامی از منظر شیعی پژوهش میشود و نتایج آن به همه دنیا صادر میشود و گسترش پیدا میکند. قم در حقیقت ام القرای علمی جهان تشیع است. و بزرگترین داشنمندان اسلامی و ذخایر و سرمایههای علمی شیعه و جهان تشیع در این شهر هستند.به خصوص مراجع تقلید و آیات عظام که مرجع و پناه مردم، هم در مسائل علمی و هم رخدادها و حوادث اجتماعی هستند. قم تامین کننده مهمترین نیازهای جامعه اسلامی است. چنانچه شما بتوانید از برخی مراکز علمی و موسسات پژوهشی بازدید کنید و به ویژه درس با شکوه برخی مراجع عظام را از نزدیک ببینند، قطعا برای شما بسیار جالب و بینظیر خواهد بود. حضور مرجعی عالیقدر برفراز منبر جهت تدریس عالیترین مرحله علمی و پژوهشی با حضور بیش از هزار نفر از فضلا و اساتید، بدون تردید برای شما بسیار جالب و خاطره انگیز و ماندگار خواهد بود. تشیع جنازه یکی از مراجع را بنام، یعنی حضرت آیتالله شیخ جواد تبریزی را شاید اخیرا از شبکههای خبری دیده باشید. بسیار باشکوه بود و تمام شبکههای خبری پوشش وسیعی دادند چند صد هزار نفر از خارج از قم آمده بودند یک صف چندین کیلومتری در تشییع یک مرجع تقلید. این خود جایگاه قم را به وضوح نشان میدهد.
راه اندازی سایت های اینترنتی و چاپ کتاب و مجلات متعدد برای اقشار مختلف مخصوصا کودکان از جمله فعالیت های موسسه آینده روشن است. به نظر شما استفاده از اینترنت و ابزار های روز می تواند در گسترش فعالیت های شما مثمرثمر باشد؟
هر ابزار خردپسندی که بتواند ما را در راه رسیدن به اهدافمان کمک کند از آن استفاده میکنیم و اینترنت هم یکی از آنهاست. معتقدیم بحث مهدویت، موعود باوری، یا منجی گرایی دارای ظرفیت های بالایی است که می تواند سطوح سنی مختلف و قلمروهای متعدد حیات بشری را پوشش دهد و تاثیر بسیار زیادی در اصلاح اخلاق فرد و اصلاح روابط اجتماعی دارد. بنابراین هم در کودک و هم در نوجوان، جوان، پژوهشی و فرهنگی و هنری را میتواند کاملا پوشش دهد.
هم اکنون سایت همایش دکترین مهدویت فعال است که بخشی از آن انگلیسی است و بیش از پنجاه مقاله ویژه مهدویت به زبان انگلیسی که از کیفیت و محتوای خوبی برخوردارند در آن وجود دارد که علاقمندان می توانند از آن استفاده کنند.
ما در تلاش هستیم که ایرانیان را مردمی صلح دوست و خوب نشان دهیم. و همان طور که شما منتظر مهدی موعود هستید ما هم منتظر مسیح هستیم و دقیقا همان احساس شما را نسبت به موعود خود داریم.
ما در روایاتمان داریم که پیامبر اسلام فرمودند: حضرت مهدی به همراه حضرت مسیح خواهد آمد و ایشان پشت سر حضرت مهدی نماز خواهد خواند و به او اقتدا خواهد کرد.
ما معتقدیم که وقتی مسیح بیاید و به امام مهدی اقتدا کرده و او را به مردم جهان و غربی ها معرفی نمایند همه جهان غرب به مهدی موعود ایمان خواهند آورد و زمینه برای یک حکومت یکپارچه جهانی فراهم خواهد شد.
آیا وضع نا به سامان دنیای امروز می تواند علتی جهت جلو افتادن ظهور باشد؟
احتمالش وجود دارد چون ظهور حضرت دو زمینه دارد یکی همان درک انسان ها و فهم و بلوغ فکری انسانهاست که به آن اشاره کردم. ولی اگر چنانچه به هر دلیلی به این بلوغ نرسند حوادث و مشکلات و سیاهیهای فراگیر خود زمینهساز ظهور خواهند بود. رسالت ما آوردن حق است و گرنه باطل رفتنی است. اگر ما کاری نکنیم ظلم مملو خود زمینهساز عدالت و نور خواهد بود. وقتی که مردم دنیا از ظلم مستکبران و به خصوص امریکا و اسرائیل خسته شوند با درگیریها و تنشهایی که آنها برای مردم دنیا ایجاد میکنند، جهان به تباهی کشیده خواهد شد و طبیعی است که تحمل مردم جهان به پایان خواهد رسید و این خود میتواند زمینه ساز ظهور باشد. الان امریکا این همه جنایات را در عراق و افغانستان و اسرائیل با پشتیبانی امریکا در فلسطین انجام می دهد. وقتی مردم از این ظلم ها به ستوه آیند و خسته شوند و دست همه مدعیان دمکراسی و حقوق بشری و سازمانهای جهانی رو شود، طبیعتا آن زمان زمینه ظهور امام فراهم شده است و همه مردم یک دل و یک زبان ولو با نامهای مختلف، او را میخوانند تا با کمک و رهبری او دماغ همه مستکبران را به خاک بمالند.
آیا معنی گفته شما این است که اسراییل باید از روی زمین حذف شود؟
هر ظالمی باید محو شود هر کسی که ظلم میکند باید از ظلم خود دست بکشد و ستم به دیگران را کنار گذارد. به نظر شما اسرائیل ظالم است یا نه؟50 سال است که مردم فلسطین را از مرز و بومشان به پشتیبانی انگلیس و امریکا بیرون کرده است. آیا به نظر شما اسرائیل اشغالگر است یا نه؟
اسراییل اشغالگر است و این اشغالگریشان بد است و همچنین یک سری از مشکلات فلسطینیان را اروپاییان به خاطر شرایطی که یهودیان در زمان جنگ داشتند برای فلسطینیان به وجود آوردهاند.
من از انصاف شما خوشحالم، چون کمتر خبرنگاری است که این شجاعت را داشته باشد که اسرائیل را ظالم و اشغالگر بداند.
اما من نگران هستم که حرف ها و اعتقاداتتان باعث از دست رفتن شغلتان شود. چون در هولوکاست مواجه بودیم با برخی از دانشمندان اروپایی که چطور با آنهابه خاطر ابراز عقیدهشان بدرفتاری شد. چون دولتهای امریکا و اروپا بر خلاف شعارهایی که میدهند آنجا که پای منافع صهیونیستها در میان باشد بسیار دیکتاتورمآبانه هستند.
به نظر شما اعتقاد به مهدویت روی عقاید آقای احمدی نژاد در خصوص سیاست خارجی تاثیر داشته است یا خیر؟
همانطور که قبلا گفتم ما معتقدیم دین حتی در معنای حداقل خودش، حداکثری است و به عنوان نمونه تاثیر اعتقاد به توحید را در ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی توضیح دادم. اعتقاد به مهدویت و وجود یک منجی موعود با ویژگیهایی که شیعه به آن اعتقاد دارد و برای همه آنها دلیل و برهان عقلی و یا نقلی اقامه میکند روی همه ابعاد زندگی انسان و روابط او موثر است. از جمله تاثیراتش این است که با کشوری و دولتی که مستکبر باشد نمیتواند سازش داشته باشد با او حتما در ستیز خواهد بود. با کشورها و دولت های مستضعف حتما رابطه برادرانه و خوبی خواهد داشت. این حداقل تاثیر مهدویت در عرصه سیاست خارجی است.
رسانههای غربی و اروپایی مطرح می کنند، ایران به دنبال دسترسی به سلاحهای هستهای است تا اسرائیل را نابود ساخته و زمینه ظهور امام زمان را فراهم سازد. آیا این چنین است؟
همان کسانی که خود این حرف را میزنند میدانند که این حرفها دروغ است، چون که ما اصلا استفاده از ابزار کشتار جمعی را در دین خود حرام میدانیم. هم رهبر معظم انقلاب حضرت ایت الله خامنه ای دامت برکاته و نیز و همه مراجع عظام تقلید فتوا دادهاند که استفاده از ابزار کشتار جمعی حرام است. امروزه بحث انرژی هستهای برای جامعه ما ضرورت دارد چه به لحاظ تامین انرژی برق چه به لحاظ استفاده در عرصه کشاورزی و پزشکی و بسیاری عرصههای دیگر، بنابراین این گونه تبلیغات بر علیه ایران کاملا دروغ است و آنان که این مسایل را عنوان می کنند خود نیز میدانند که دروغ می گویند و تنها می خواهند افکار عمومی جهان را نسبت به ایران بدبین کنند. آنها از علاقه آزادگان و مستضعفان جهان به ایران و آقای احمدی نژاد نگرانند. آقای احمدی نژآد یکی از چندنفری است که در همه دنیا به گزارش آماری که دادهاند محبوبیت خاصی دارد. در کشورهای اسلامی نفر اول از نظر محبوبیت است و امریکا و اسرائیل نمیتوانند این را تحمل کنند از این رو تلاش مذبوحانه جهت تخریب این شخصیت دارند و البته هرگز موفق نخواهند شد.
علت حضور بنده در ایران نیز همین است تا در این مورد تحقیق کنم که آیا این مسایل که در غرب بیان می شود درست است یا خیر؟
صهیونیستها و امریکایی که در همه دنیا هم نفوذ دارند آنها این خط را تبلیغ میکنند و خود آقای احمدینژاد و دیگر مسئولین این نظام مقدس، بارها و بارها این شبهات و این تبلیغات سوء را جواب گفتهاند منتها ما مثل آنها قدرت تبلیغاتی نداریم تا حرف خود را به گوش بقیه رسانیم ولی آنها با بوق های تبلیغاتی و رسانههای خودشان که زیر نفوذ گستره صهیونیست هاست به مردم و ملت خود مدام این تبلیغات دروغ را تلقین میکنند. ما امیدواریم که شما پیام صلح و دوستی مردم ایران را به گوش همه جهانیان برسانید و دست صهیونیستها و بوقهای تبلیغاتی آنها را در افتراهایی که به ایران اسلامی و مسئولین آن نسبت میدهند، رو کنید.
هم اندیشی:در پی در گذشت آیت الله مشکینی ،زندگی نامه خودنوشت ایشان منتشر گردید.

به گزارش هم اندیشی متن زندگی نامه خودنوشت آیت الله مشکینی به شرح زیر می باشد:
اینجانب علی اکبر فیض معروف به علی مشکینی در سال 1300 هجری شمسی در دهی از دهات بلوک مشکین چشم به جهان گشودم. در اوائل زمان کودکی قریب چهار سال در نجف اشرف که پدرم برای تحصیل علوم دینی در آنجا اقامت داشت به مکتب رفتم و سپس همراه پدر به وطن بازگشته و مقداری از علوم دینی را نزد والد خویش تحصیل نمودم. در همان ایام پدر را از دست داده و برای توصیه اکید آن مرحوم نسبت به اشتغال به علوم دینی به شهرستان اردبیل که در حدود ده فرسخ است پیاده همراه کاروانی در دو روز سفر کردم. چندماهی در آنجا مشغول فراگرفتن علم صرف و نحو شده، در آن اوان به زیارت عالمی متقی موفق شدم.
وی از میان کشته شدگان و زخمیان مسجد گوهر شاد مشهد که به دست دیکتاتور ایران رضاحان پهلوی انجام شد، نجات یافته بود. همراه او با رفیق دیگری از طلاب اردبیل به سوی شهرستان قم بقصد ادامه تحصیل حرکت کردم. چند سال از حیات منحوس رضاخان را در قم درک کردم و همانند سایر طلاب در زیر فشار و اختناق و ترس از سربازی بردن و متفرق کردن طلاب در مدرسه فیضیه مشغول تحصیل شدم تا آنگاه که سایه شوم پهلوی از سر ملت ایران زائل شد و چند صباحی فرجه ای برای تحصیل بدست آمد. درآن اوقات، مدتی به مجلس بحث مرحوم آیت الله حجت کوه کمره ای و پس از او به درس خارج مرحوم آیت الله بروجردی و آیت الله محقق داماد حاضر شدم.
رفته رفته دوران قدرت و دیکتاتوری محمدرضا پهلوی دوم فرا رسید. [محمدرضا شاه] تا هنگامی که مرحوم آیت الله بروجردی زنده بود، مبارزه با اسلام را به طور واضح و علنا جرات نمی کرد لکن طبق دستور اربابش از هرنوع دشمنی با اصول و فروع اسلام و از بین بردن احکام و قوانین آن و به فحشا و منکر کشیدن جامعه ایرانی کوتاهی نداشت و پس از رحلت مرحوم بروجردی، حملات پهلوی آمریکایی بر حوزه ها و روحانیت به منظور ریشه کن کردن احکام اسلام و روحانیت و تبدیل ملت اسلامی ایران به ملت بی مکتب و غربی شدت یافت و علنی شد و آنچنان خفقان و رعب در ملت مظلوم ایران و بویژه متدینین بوسیله سازمان امنیت منحوسش ایجاد کرد که احدی را یارای نفس کشیدن نبود.
در چنین زمانی که سلطه یزیدی همه جا را فرا گرفته بود، ندای حسین زمانه از گوشه قم برخاست و مبارزات سرد و گاهی گرم شدت یافت. آری سخنان رسای آیت الله العظمی امام خمینی مدظله العالی و بیان قلمش همانند تیرها و گلوله ها بسوی پهلوی دوم و اقمار آمریکاییش شلیک شد . آنها که خودشان را از طرف حوزه قم بی مزاحم می پنداشتند ناگهان دیدند که از ناحیه روحانیت به تعبیر امام امت "چیزهایی به چشم و به گوش و به دهن می خورد".
در این زمینه، سخن از همراهی و همرزمی عده ای دیگر از مراجع و مجتهدین حوزه های علمیه قم و نجف و سایر جاها نیز باید فراموش نشود و بالجمله طلاب محترم حوزه ها به پیروی از حرکت و نهضت امام امت در مقابل یزید زمان مبارزات را علنی و صحنه جنگ را داغ نمودند و از آن زمان که قریب بیست سال پیش بود تا پیروزی انقلاب عظیم اسلامی ایران از دستگاه پهلوی آمریکایی چه ظلم ها که ندیدیم و چه رنج ها و فشارها که نکشیدیم و چه خون دل ها در خلال این مبارزات که نخوردیم.
اینجانب چندین بار در زندان ساواک قم و شهربانی زندانی شدم و در پی جلسات مخفی که مرتبا در قم و به منظور تبادل نظر در زمینه به اجرا گذاردن منویات و یا دستوران امام امت انجام می شد، تحت تعقیب قرار گرفته و قریب چهار ماه در تهران متواری شدم و با اسم مستعاری با دوستان تماس داشتم.
لکن اغلب دوستان همرزمم دستگیر و به زندان قصر و اوین رهسپار شدند. در ایام متواری چندین بار از طرف مرحوم آیت الله طالقانی که ایشان نیز زندانی بودند پیام رسید که علنی شو تا دستگیرت کنند چه آنکه زندان بهتر از آن حال است و اغلب دوستان و جوانان مسئوول و متعهد را در زندان حداقل از دور زیارت می کنی، لکن من برحسب علاقه شدیدی که به مطالعه و تالیف داشتم، و می ترسیدم در زندان وسایل کارم فراهم نشود، علنی نشدم و بدین منظور در ایام متواری و تبعید موفق به تالیف چندین کتاب شده و بالجمله پس از چهار ماه ایران را جای اقامت ندیده و روزی در ایستگاه قطار حاضر شده و بقصد خرمشهر و سپس عراق سوار قطار شدم.
یکی از برادران روحانی که مطلع از وضع من بود آن روز من را بدرقه کرده و از وضع من که چندین ماه از بچه هایم اطلاع نداشتم و به سفر خارج عازم، متاثر شده اشکش جاری شد لکن من چندان متاثر نبودم چه آنکه از دنیای بی مهر و پر عناد جز این را سراغ و توقع نداشتم . به هر حال در نجف اشرف قریب هفت ماه توقف کرده از ابحاث عده ای از مراجع و درس امام امت دام طله بهره مند شدم. ضعف مزاج و هوای گرم نجف اجازه ماندن نداد. ناگزیر به قم برگشته در روز اول که برخی از رفقا به ملاقاتم آمده بودند، از طرف ساواک جلب شدم.
از من التزام گرفتند باید در مدت 48 ساعت از قم بیرون روی اگر خود رفتی انتخاب محل در اختیار تو و گرنه ما خواهیم فرستاد. فردای آن روز بسوی مشهد مقدس حرکت کرده و قریب 15 ماه در حوزه مشهد مشغول تدریس شدم و باز به حوزه قم برگشتم و در جلسات مخفیانه که کیفیت پخش و ابلاغ اوامر و سخنان امام مورد بررسی قرار می گرفت، شرکت نمودم و مدتی بدین منوال گذشت و در تنظیم اعلامیه ها و نشریه هایی که علیه رژیم دیکتاتور پهلوی صادر و پخش می شد در عداد دوستان متعهد حوزه شرکت داتشته و با امضا و غیره کمک می کردم.
بهر حال پس از مدتی وجود این عده از روحانیان مسوول و تعهد در حوزه علمیه برای دستگاه قابل تحمل نشد و حکم تبعیدی قریب 27 نفر از فضلا و مدرسین حوزه که طبق نظر ساواک عاملین تخریب و خرابکار معرفی می شدند صادر شد.
من نیز محکوم به 3 سال تبعید شدم. تصادفاً در زمان صدور حکم من به لحاظ تعطیلی تابستان چند صباحی به زادگاه اصلیم مشکین شهر سفر کرده و در خانه گلینی در روستای خود به دیدار ارحام نائل بودم اما جوانکی وارد اتاق شد و گفت چند جمله ای در بیرون اطاق به شما عرض دارم. از اطاق بیرون آمدن همان و خود را در محاصره عده ای ساواکی دیدن همان.
من را در لندروری سوار کرده و با شتاب تمام به اردبیل آوردند در اطاق ساواک دو نفر سرباز نظامی با دستبند دور مرا گرفتند. رییس ساواک اجاز دستبند نداد ولی من را به دست آن دو سپرد که در ساواک قم تحویل دهند و قبض رسید بیاورند. بلافاصله در اوایل روز سوار ماشین کرده نزدیک نیمه شب در شهر قم پیاده کرده تحویل ساواک دادند. از آنجه به طرف شهربانی فرستاده شدم و پس از سوالاتی برگه رسمی تبعیدی یعنی نامه عملم را به دست چپم داده بطرف ماهان کرمان روانه نمودند و به شما چه بگویم مرا دست به دست فروختند و خریدند در مدت دو روز و یک شب پس از پیمودن 300 فرسنگ راه تحویل آخرین مشتری یعنی پاسگاه بخش ماهان دادند.
یکسال در آنجا تحت مراقبت بودم در آن محیط زمینه را مقتضی دیده و بناء اقامه نماز جمعه را نهادم. رفته رفته اجتماع زیاد شد و ساواک کرمان گزارش را به مرکز رسانید. روزی نزدیک غروب بود که به پاسگاه احضار شدم و همانجا سوار ماشینم کرده بسوی کرمان و از آنجا بسوی شهرستان گلپایگان روانه نمودند و بچه ها در ماهان ماندند.
ناگفته نماند که در ماهان مشمول الطاف و محبت عده زیادی از روحانیان محترم کرمان و اطراف آن قرار گرفتم و حال هم از آنها تشکر دارم و بالجمله یک سال هم در گلپایگان تحت مراقبت شدیدتر از ماهان بودم. نماز جماعتم را تعطیل کردند، بناچار در خانه ای مشغول تدریس تفسیر قرآن برای معلمان و دبیران آن شهر شدم. ضمناً احسان و نیکیهایی که مرحوم حجت الاسلام و المسلمین محمدی گلپایگانی درباره ام نمودند فراموش نمی شود.
پس از یک سال دوباره محکوم به تغییر محل شدم و ناگهان ما را سوار ماشین کرده از اصفهان و قم و سپس مشهد مقدس به شهرستان کاشمر منتقل نمودند و یک سال هم در آنجا تحت مراقبت شدیدتر از قبلش قرار گرفتم. این بار در هر مسجدی که چند روز شروع به نماز می کردم بسراغم آمده نمازم را تعطیل می نمودند و حتی در گوشه مدرسه ای که توقف داشتم اجازه نماز جماعت ندادند و گاهی در مدارس آنجا در تاریکی نماز جماعت می خواندیم و چندین بار رییس شهربانی مرا تهدید نمود که عاقبت کارت وخیم خواهد بود.
ما هم حرفش را از گوشی به گوش دیگر تحویل داده مشغول کار بودیم و اگر چنانچه مورد عنایت برخی از علما آنجا قرار نگرفتم مشمول محبت و الطاف خالصانه طلاب محترم و مردم شریف آن سامان شدم و در تمام این دوران زمینه قیام را در روحیه مردم بواسطه اظهار محبتی که از آنها نسبت به یک طلبه قم صادر می شد امیدوار کننده می دیدم و بالاخره پس از تمام شدن مدت تبعیدی رسماً در میدان مبارزه افتادیم و تا زمان پیروزی انقلاب ما نیز هماره اوقات با جنگ و گریز و نبرد سرد و گرم و مبادله آتش میان مسلسل و تفنگ با کاغذ و قلم در میدان قم و پس از آن در همه شهرستان ها با سایر رزمندگان راه اسلام علیه کفر در حد قدرت خویش شرکت کردیم تا آنگاه که الطاف حق شامل حال ایرانیان شد و رهبری پیامبر گونه امام امت آنها را از ذلت و اسارت ابر قدرتها نجات داد و انقلاب پیروز شد.
قصه ها مفصل است و اگر از الطاف غیبی الهی در این مدت طولانی و کمک و نصرت ذات اقدسش به طلاب محترم و سایر مستضعفان سخن بگویم کتابی مفصل باید نگاشته شود.
سلام بر ملت آزاده ايران. درود بر ايراني نجيب،محروم و تازيانه خورده .همانگونه كه مستحضريد مدتی ست مسئولین به اصطلاح اسلامي ايران ، حملات شديدی را بر روحانی آزاديخواه آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردی شروع نموده و در راستاي تحريف و تخريب چهره مردمي و روحاني ايشان ، از تمامي امكانات حكومتي منجمله تلويزيون و جرايد دولتي بهره بردند . آنان كه بروجردي را ديده و يا مي شناسند از ماهيت اينگونه اعترافات تحميلي و غير انساني مطلعند؛ اما گروه قليلي از مردم كه احتمالا از سطح آگاهي سياسي و مذهبي پائيني برخوردارند ممكن است اسير اينگونه هياهو و تبليغات شوند. وقتي مسئولين اين رژيم مستبد با شخصيتي چون آيت الله بروجردي كه از خاندان پيغمبر بوده ،اينگونه برخورد مي كنند ،پس واي به حال ديگران ! آيت الله بروجردي هيچگاه به دنبال مطرح كردن خود نبود .جرم ايشان همانند اجداد گرامش، دفاع ازحقوق مردم مظلوم وستمديده بود، وبه اين علت هم اكنون در سلول دشمنان بشريت فرياد هل من ناصر ينصرني سر مي دهد .
اي مردم رنج كشيده ، چند بار بايد در چاله هاي تاريخ بيفتيم تا بيدار شويم ؟ چرا اينقدر نسبت به تاريخ گذشته بي تفاوت شده ايم ؟ در تمامي دوران زندگي پرمشقت پيشوايان دين، همواره حكومتهاي وقت با تبليغات انحرافي، جامعه را گول زده و به مسير غير اصلي سوق مي دادند.
اين علي ابن ابي طالب است كه وقتي ندای آمد علي را در محراب مسجد كوفه ضربت زده اند همگان در شگفت شدند كه عجبا مگر علي هم نماز مي خواند ! يعني اينكه حكومت وقت چنان جو را بر مولای ما امير المؤمنين خراب كرده بود كه همگان در كمال تأسف اسير تبليغات دستگاه حاكمه شده بودند ! اين حسين ابن علي (ع) است كه حكم بر خروجش از دين در تمامي عراق و شام منتشر گرديد و باز هم مردم اسير و مسحور اينگونه تبليغات شدند و به آنها اينگونه قبولانده شد كه حسين ابن علي دين ندارد !! . اين پيشواي هفتم ما موسي ابن جعفر است كه بهترين ايام عمرش را در زندان هارون سپري نمود تا حكومت به اصطلاح شيعي بني عباس ، به جرم اقدام بر عليه امنيت حكومت ، حضرت را سالها به سياهچال بياندازد !
مردم ستمديده ايران 18/08/2007، آيت الله بروجردي امتداد مظلوميت اجداد خويش است كه هيچگاه با خط ظلم از سر سازش در نيامدند و همواره افشاگر جنايات خط ظلم بودند . گناه كبيره بروجردي اين است كه هيچگاه با حكومتيان سازش نكرد و ميراث عظيم اجدادي خويش يعني مردمداري و رعيت نوازي را به بهاي اندك دنيا معاوضه نكرد . گناه بروجردي وجدان بيدار اوست .آيت الله بروجردي چگونه مي بايد سكوت مي كرد وقتي كه فرزندان اين مرزو بوم بدليل اعتراف به جرم هاي ناكرده همه روزه بر چوبه هاي دار آويخته مي شود و روز به روز بر داغ پدران و مادران وطن ، افزوده مي گشت ؟ چقدر بايد هزينه بپردازيم تا متنبه شويم ؟تا كي بايد اين ملت با فقر دست وپنجه نرم كند ؟ در پايان 28 سال حكومت مدعيان اسلام ، نه دنيا برايمان مانده و نه آخرتی ! ما دفاع و حمايت از آيت الله بروجردی را بيعت با خط حسين ابن علي مي دانيم كه هيچگاه از قدرت و توان دشمنان آزادي نهراسيد و براي احياء دين مقدس اسلام ، داروندارش را تقديم نمود . حتي زن وبچه اش را بدست جلادان زمانه سپرد تا به همگان نشان دهد يزيد نماينده اسلام نيست .
بعنوان صدها هزار پيرو و مقلد آيت الله بروجردي در سراسر كشور، اعلام ميداريم تا لحظه فرا رسيدن نغمه آزادي، لحظه اي دست از مبارزه بر نخواهيم داشت و در اين راه خواهان حمايت و همياري شما هموطنان با شرف هستيم.
| Design By : Pichak |
